X
تبلیغات
آموزش فارکس نکته به نکته

آموزش فارکس نکته به نکته

آموزش فارکس،کارگاه تمرین فارکس برای خودم و تبادل اطلاعات اقتصادی

سیستم غربالهلی سه گانه

 

اولین غربال – جزر و مد بازار (Market Tide)



غربال سه گانه با تحلیل چارت دراز مدتی شروع میشود که یک درجه بالاتر از چارتی است که

شما قصد ترید کردن روی آنرا دارید. بیشتر تریدرها فقط به چارتهای روزانه توجه میکنند، که هر

شخصی میتواند داده های چند ماه را مشاهده کند. اگر شما شروع به تحلیل چارتهای هفتگی

کنید، افق دیدتان پنج برابر وسیعتر از رقیبانتان خواهد نود.

اولین غربال از غربالهای سه گانه از اندیکاتورهای دنبال کننده روند برای مشخص کردن جهت

روندهای درازمدت استفاده میکند. سیستم اصلی از شیب هیستوگرام MACD هفتگی برای

مشخص کردن جهت جزر و مد بازار استفاده میکند. شیب بصورت نسبت بین دو میله آخر تعریف

شده است. وقتی که شیب صعودی باشد، نشان میدهد که روند صعودی حاکم است اکنون

زمان ترید کردن براساس معاملات خرید (BUY) است . وقتیکه شیب نزولی است ، نشان

دهنده حاکمیت روند نزولی است و به شما میگوید فقط با معامله فروش ترید کنید (شکل 1)


یک تیک صعودی یا نزولی در هیستوگرام MACD هفتگی مشخص کننده یک تغییر در یک روند

است. برگشتهای صعودی که در زیر خط مرزی روی میدهند سیگنالهای خرید بهتری نسبت به

آنهایی که در بالای خط مرزی روی میدهند ایجاد میکند. برگشتهای نزولی که در بالای خط

مرکزی روی میدهد سیگنالهای فروش بهتری نسبت به برگشتهای نزولی زیر خط مرکزی ایجاد

میکند.
بعضی از تریدرها از سایر اندیکاتورها برای تشخیص روندهای بزرگ استفاده میکنند. Steve Notis

یک مقاله در مجله Futures نوشت که نشان میدهد چگونه از Directional System بعنوان اولین

غربال از غربالهای سه گانه استفاده کرده است. حتی یک ابزار ساده تر، مثل شیب یک مووینگ

آوریج نمایی 13 هفته ای را میتوان بعنوان نخستین غربال از سیستم تریدینگ غربال سه گانه

بکار گرفت. اصل یکی است. میتوانید از تعداد بیشتری از اندیکاتورهای دنبال کننده ترند استفاده

کنید، بشرطیکه شما ترند را نخست بر اساس چارتهای هفتگی تحلیل کنید و سپس برای ترید

کردن فقط در همان جهت روی چارتهای روزانه جستجو کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غربال شماره یک: روند هفتگی (تایم بزرگتر ) را با استفاده از یک اندیکاتور دنبال کننده

روند مشخص کنید و فقط در همان جهت ترید کنید.


توجه میکنیم که تایم بزرگتر الزاما هفتگی نیست . میتواند h4 يا هر تايم ديگري باشد

فقط بايد نسبت آن با تايمهاي كوچكتر تقريبا 5 باشد . يعني اگر تايم بزرگتر را

مثلا daily انتخاب میکنیم تایم متوسط مثلا h5 يا h4 انتخاب كرد .

-------------------------------------------------------------------------------------------

یک تریدر سه انتخاب دارد: خرید، فروش، یا کناره گیری. اولین غربال از سیستم تریدینگ غربال

سه گانه یکی از این سه گزینه را انتخاب میکند. این غربال بعنوان یک سانسورچی عمل میکند

که مثلا به شما اجازه فروش يا کناره گیری را در طی مدت روندهای بزرگ نزولی میدهد. شما

مجبور به شنا کردن در جهت جزر و مد هستید یا اینکه بیرون از آب بمانید.

 

دومین غربال موجهایی که در خلاف جهت جزر و مد می

آیند را مشخص میکند. وقتیکه روند هفتگی صعودی

است، سقوطهای روزانه فرصتهای ایجاد شده برای

خرید هستند. وقتیکه روند هفتگی نزولی است،

صعودهای روزانه فرصتهای فروش را ایجاد میکنند.

دومین غربال از اسیلاتورها بروی چارتهای روزانه بمنظور

تشخیص انحرافات از روند هفتگی استفاده میکند.

اسیلاتورها سیگنالهای خرید را زمانی که بازارها نزولی

باشند و سیگنالهای فروش را زمانیکه بازارها صعودی

باشند میدهند. غربال دوم از سیستم تریدینگ غربال

سه گانه به شما اجازه میدهد که فقط آن سیگنالهای

روزانه ای که همجهت با روند هفتگی هستند را انتخاب

نمائید.

 

غربال شماره دو: یک اسیلاتور را در یک چارت روزانه بکار میبرد. از کاهشهای روزانه در

طی مدت روند صعودی هفتگی برای پیدا کردن فرصتهای خرید و از رالی های (صعودهای)

روزانه در طی مدت روند نزولی هفتگی برای پیدا کردن فرصتهای فروش استفاده کنید.





وقتیکه روند هفتگی صعودی است، غربال سه گانه فقط سیگنالهای خرید را از اسیلاتورهای

روزانه می پذیرد و از سیگنالهای فروش آنها صرفنظر میکند. وقتیکه روند هفتگی نزولی است،

غربال سه گانه فقط سیگنالهای فروش را از اسیلاتورهای روزانه می پذیرد و از سیگنالهای خرید

آنها صرفنظر میکند. Force Index (شاخص نیرو) و Elder-ray اسیلاتورهای خوبی برای

استفاده در غربال سه گانه هستند، ولی استوکاستیک و Williams %R نیز خوب عمل میکنند.

 

وقتیکه هیستوگرام MACD هفتگی افزایش می یابد، EMAی دو روزه

اندیکاتور force index سیگنالهای خرید را موقعی میدهد که زیر خط مرکزی بیافتد، مشروط به

اینکه مقدار آن از یک قعر (low) چندهفتگی جدید کمتر نشود. وقتیکه هیستوگرام MACD

هفتگی کاهش می یابد اندیکاتور force index سیگنالهای فروش را موقعی میدهد که بالای

خط مرکزی اش صعود کند، مشروط به اینکه مقدار آن به یک قله (high) چندهفتگی جدید

افزایش نیابد .

 

 

 

 

وقتیکه روند هفتگی صعودی است، Elder-ray روزانه , سیگنال خرید را هنگامی میدهد که توان

خرسی (Bear Power) به زیر صفر نزول کند و سپس چند تیک بسمت خط مرکزی برگردد.

وقتیکه روند هفتگی نزولی است، Elder-ray روزانه سیگنالهای فروش زمانی میدهد که توان

گاوی (Bull Power) به بالای صفر صعود کرده و سپس چند تیک به سمت پائین برگردد.

 

اگر از براي غربال دوم تايم متوسط intraday ميباشد . william`s percent Range سيگنالهاي

واضح تري ميدهد .نسبت به force index ولي اگر از تايم هاي بالا استفاده ميكنيد

مثلا بطوريكه كه تايم فريم متوسط روي daily مي افتد force index به صورت واضحتري

سيگنال ميدهد .

 

 

سومین غربال – نقاط برگشتی میان روز

اولین غربال از سیستم تریدینگ غربالهای سه گانه جهت جزر و مد بازار را روی چارت هفتگی

مشخص میکند. دومین غربال یک موج را مشخص میکند که در خلاف جهت آن جزر و مد روی یک

چارت روزانه حرکت میکند. سومین غربال ضربانهایی که در جهت جزر و مد هستند را مشخص

میکند. این غربال از فعالیت میانروز قیمت برای مشخص کردن نقاط دقیق ورود به بازار استفاده

میکند.

 

سومین غربال نیازی به چارت یا اندیکاتور ندارد. این تکنیکی است برای ورود به بازار پس از اینکه

غربالهای اول و دوم سیگنال خرید یا فروش دادند. غربال سوم یک تکنیک تعقیب استوپ خرید

درروندهای صعودی و تعقیب استوپ فروش در روندهای نزولی است .

وقتی که روند هفتگی صعودی است و روند روزانه نزولی است، تعقیب کردن استوپهای خرید

بالاترین نقاط برگشت روند را میگیرد. وقتی که روند هفتگی نزولی است و روند روزانه صعودی

است، تعقیب کردن استوپهای فروش پایینترین نقاط برگشت روند را میگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 


استوپ لاس (توقف ضرر)

مدیریت مالی مناسب برای تریدینگ موفقیت آمیز ضروری است. یک تریدر منضبط ضررهای

اندکش را قطع میکند و از یک بازنده ای که سماجت میورزد و امیدوار است پیش می افتد.

سیستم تریدینگ غربالهای سه گانه مستلزم قراردادن استوپهای خیلی کمی است.

همینکه شما خرید انجام دادید، یک دستور استوپ لاس یک تیک کمتر از lowی همان روز یا روز

قبل، هر کدام که پایینتر بود قرار دهید. وقتیکه فروش انجام دادید، یک استوپ لاس محافظ یک

تیک بالاتر از قله (high) همانروز یا روز قبل، هر کدام که بالاتر بود قرار دهید. بمحض اینکه بازار در

جهت مورد نظرتان حرکت کرد استوپتان را به نقطه ورود (break even) منتقل کنید. پس از آن

قاعده سرانگشتی این است که استوپتان را برای حفاظت از تقریباً 50 درصد از سودهای کسب

شده تان جابجا کنید.

 

دلیل استفاده از چنین استوپهای کوتاهی این است که تریدهای غربالهای سه گانه فقط در

جهت جزر و مد بازار انجام میگیرد. اگر یک ترید سریع اجراء نشود، علامتی است که چیزی بطور

اساسی زیر ساختار بازار را تغییر داده است. بنابراین بهتر است سریع بدویم. اولین ضرر بهترین

ضرر است – این به شما اجازه میدهد که بازار را دوباره از خطوط طرفین آن بطور مطمئن تری

بررسی کنید.

تریدرهای محافظه کار باید با اولین سیگنال سیستم تریدینگ غربالهای سه گانه وارد معامله

خرید یا فروش شده و در پوزیشن تا زمان برگشت عمده روند یا تا زمانیکه استوپ شان بخورد

بمانند. تریدرهای فعال میتوانند از هر سیگنال جدیدی که اسیلاتور روزانه میدهد برای مدیریت

هرمی پوزیشن اصلی استفاده کنند.


یک تریدر پوزیشن (تریدر درازمدت) باید سعی کند که با تریدش تا زمان برگشت روند هفتگی

بماند. یک تریدر کوتاه مدت میتواند با استفاده از سیگنالهای حاصل از غربال دوم سود کسب کند.

برای مثال، اگر یک تریدر در وضعیت خرید باشد و شاخص نیرو (Force Index) مثبت شود یا

استوکاستیک به مقدار 70 درصد افزایش یابد، میتواند بفروشد و سود ببرد و منتظر فرصت خرید

دیگر باشد.

سیستم تریدینگ غربالهای سه گانه تایم فریمهای مختلف و چندین نوع اندیکاتور را با هم ترکیب

میکند. این سیستم از یک اندیکاتور دنبال کننده روند با چارتهای دراز مدت و یک اسیلاتور فرصت

یاب با چارتهای میان مدت استفاده می کند. این سیستم از تکنیکهای ورود به پوزیشن ویژه برای

معاملات خرید یا فروش استفاده میکند. همچنین این سیستم قواعد مدیریت مالی محکمی را

بکار میبرد.

 اگر از براي غربال دوم تايم متوسط intraday ميباشد . william`s percent Range سيگنالهاي

واضح تري ميدهد .نسبت به force index ولي اگر از تايم هاي بالا استفاده ميكنيد

مثلا بطوريكه كه تايم فريم متوسط روي daily مي افتد force index به صورت واضحتري

سيگنال ميدهد .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:42  توسط تریدر   | 

روشهای جلوگیری از ضرر

ورود به بازار با حد اقل احتما ل ضرر
 
 
بمنظور ورود به بازار با حد اقل احتما ل ضرر به بر رسی، تشريح و نحوه استفاده از مو ضوعات و وسا ئل ذيل خواهيم پرداخت.

ميانگين ها

كندل ها

سطوح حمايت و مقا ومت

متد 3BP

پيوت

فيبو نا چی ريتريسمنت

انديكاتور ها

بهترين روز ها و ساعا ت معا ملات

نقاط توقف

نظريات و پيشنهادات ديگران
 

چندي پيش با تعدادي از دوستان در اين خصوص بحث مي كرديم كه يكي از ايشان مي فرمودند : " اگر بتوانيم با كمترين ضرر در طول زمان به كسب تجربه در اين بازار بپردازيم در واقع سود كرده ايم "
يكي از بهترين مواردي كه جهت به حداقل رساندن ضرر تاكنون ديده ام قوانين 3BP مي باشند كه با تركيب خطوط پيوت و بلوكهاي فيبو (ورود و خروج هاي طلايي) در تحقق اين امر موثر مي باشند .
در اين روش ما زماني وارد بازار مي شويم كه يك موج ايجاد شده و قصد توسعه دارد (بعد از تشكيل بلوك فيبوي برگشتي و هم زمان با عبور قيمت از انتهاي آن) در اينحالت چون با احتمال بسيار بالايي از تشكيل روند جديد سخن مي گوييم احتمال ضرر را كم مي كنيم .
از سوي ديگر چون با شمارش كندل ها و " خروج هاي طلايي " زمان زيادي را در بازار نمي مانيم باز هم در جهت كاهش احتمال ضرر حركت مي كنيم . و در نهايت خطوط پيوت و ميانگين هاي متحرك نيز عواملي هستند كه همواره آنها را مد نظر قرار مي دهيم تا احتمال بازگشت قيمت و ضرر را كم كنيم .
البته فاكتور زمان نيز در اين بين بسيار حائز اهميت است و اينكه در چه ساعتي از شبانه روز به معامله بپردازيم كه موج هاي ايجاد شده در قيمت واقعي بوده و توسط حجم معامله پشتيباني گردند (زمان هاي مفيد بازار و سشن هاي اصلي) . البته از ساعات اعلام اخبار مهم اقتصادي نيز نبايد غافل شد چون اغلب باعث ايجاد امواج بزرگ و پر نوسان مي گردند .
در مجموع اگر بتوانيم به قوانين اين متد پايبند بمانيم احتمال ضرر را كم كرده ايم
گفتم " اگر بتوانيم " چون در كلام ساده است اما در عمل نياز به تمرين بسيار و در نهايت " عادت " به قوانين متد دارد تا بتوانيم بر روحيات خود مسلط شده و آنها را در جهت واقعيات موجود و نه " پيش بيني هاي غير واقعي " هدايت كنيم . مثال بارز از اين پيش بيني ها كه تا بحال بارها براي خودم پيش آمده زماني است كه قيمت بر خلاف جهت مورد انتظارم پيش رفته و ضرر گسترش پيدا كرده اما به علت اينكه نتوانستم به قوانين پايبند مانده و مسايل رواني را كنترل كنم از معامله خارج نشدم.
 
 
Twizers

Twizers Tops

هنگاميكه انتهای شاخهای دو شمع مجاور ( ويا نزديك به يكد يگر) و يا انتهای شاخ يك شمع و انتها و يا ابتد اء بد نه شمع مجاور آن در يك سطح قرار گيرند احتمال تغير روند از مثبت به منفی امكان پذ ير ميگردد و در صورتيكه يكی از دو شمع خود از شمعهای شا خص تغير روند باشد ( مانند مرد بدار آويخته ) احتمال تغير روند بمراتب بيشتر ميشود

لذا ميتوان با اطمينان بيشتری وارد بازار گرديد زيرا ا حتما ل وقوع ضرر كاهش مييا بد


Tweezers Bottoms

هنگاميكه انتهای د م های دو شمع مجاور ( ويا نزديك به يكد يگر) و يا انتهای د م يك شمع و انتها و يا ابتد اء بد نه شمع مجاور آن در يك سطح قرار گيرند احتمال تغير روند ازمنفی به مثبت امكان پذ ير ميگردد و در صورتيكه يكی از دو شمع خود از شمعهای شا خص تغير روند باشد ( مانند چكش) احتمال تغير روند بمراتب بيشتر ميشود

لذا ميتوان با اطمينان بيشتری وارد بازار گرديد زيرا ا حتما ل وقوع ضرر كاهش مييا بد

Tweezer
بمعنی مو چين بوده و اين نامگذاری بعلت شباهت اين شمعها به دو لبه مساوی يك مو چين ميباشد.
 
 
 شمع سوم برخورد قيمت را به سطح مقاومت تا ئيد كرده و ورود به بازار را با لنسبه كم خطر اعلام مينمايد.
 
 
 یکی از روش های شناخته شده جهت حفظ سود و جلو گیری از ضرر استفاده از تاکتیک خروج تدریجی از معاملات است .

بدین منظور با چند لات معاملات را شروع کرده و به تدریج پس از قرار گرفتن در مسیر سود گیری مرتبا با حصول سود های طبقه بندی شده و تارگت بندی شده از حجم معاملات خود کم می کنیم و در واقع هرمی از حجم معاملات می سازیم که این هرم از پایین به بالا کم می شود و هر چه روند ادامه می ابد با توجه باینکه امکان توقف و یا تغییر جهت روند بیشتر می گردد حجم معاملات ما هم کمتر و در نتیجه امکان ضرر نیز کمتر می شود .
 
كم خطر ترين اوقات معاملات
 
 
معمولا بين ساعات ٣:٣٠ الي ٦:٣٠بعد ازظهربوقت تهران بعلت فعاليت هم زمان بازارها ی ارزی اروپا و آمريكا و هم چنين بين ساعات ٩:٣٠ بامداد الي ١٢:٣٠ بعد از ظهر بوقت تهران بعلت فعاليت هم زمان بازارهای ارزی آسيا و اروپا ميزان خريد و فروش اسعار بترتيب فزونی مييا بد و اين ساعا ت با لنسبه كمترين مخا طرات را در بر داشته و بهترين فرصتها را جهت معاملات عرضه ميدارد.

روزهاي دوشنبه بعلت نقصان حجم معا ملات بهتر است از ورود به بازار خود داری كرد. معمولا در اوقاتی كه حجم معاملا ت با لنسبه كمتر باشد بانكها و بروكر های بزرگ وارد معاملاتي ميشوند كه بهيچ وجه بسود تازه واردان و افراد بی انظباط و كم تجربه نخواهد بود .

روزهای جمعه در صورتيكه در مجموع معاملات مثبتی در ساير روزهای هفته انجام گرديده بهتر است از انجام هر گونه معامله در طول روزخودداری كرد و در هر صورت از ساعت ٣:٣٠ بعد از ظهر به بعد انجام معاملا ت معمولا با مخاطرات همراه خوداهد بود
 
 
ميا نگين های EMA 62, EMA30

هنگاميكه قيمت در جهت روند حركت ميكند ، ميا نگين ها مانند منحنی متحرك مقاومت و حمايت عمل مينمايند.

قرار دادن نقطه توقف و هم چنين ورود به بازار نزديك ميا نگين ها ميتواند نقاط مطمئنی جهت احتراز از ضرر و گسترش آن بشمار آيد.
 
 
ميا نگين های EMA 5 , EMA 30 ,EMA 62
 
 
هنگاميكه قيمت در جهت روند حركت مينمايد , محل تقاطع سه ميا نگين نقطه با لنسبه كم خطری جهت ورود به بازار بشمار ميرود.

ضمنا هنگاميكه سه منحنی نزديك يكديگر حركت ميكنند و يا دور هم پيچيده اند ميبايد از ورود به بازار اجتناب نمود
 
 
 
تا يم فريم های مختلف سه گانه
 
 
يكي ديگر از طرق جلوگيری از ضرر و گسترش آن ورود به بازار با توجه به جهت حركت روند در تا يم فريم های مختلف سه گانه ميباشد.

در اين روش از سه تايم فريم مختلف با فاصله تعين شده توسط فاكتور ٥ اسفاده مينمائيم

بعنوان مثا ل :

اگر در طول روز در تايم فريم H4 معامله مينمائيم ميبايد جهت حركت را در تايم فريمهای روزانه و هفتگی در نظر داشته باشيم و هنگامی خريد نمائيم كه تايم فريم هفتگی دارای روندی مثبت وتايم فريم روززانه داراي روندی منفی باشد و قيمت در تايم فريم روزانه تقريبا در حد اقل قيمت روز قرار گرفته باشد.
و بهمين ترتيب هنگامی پيشفروش نمائيم كه تايم فريم هفتگی دارای روندی منفی وتايم فريم روزانه دارای روندی مثبت باشد و قيمت نيز در تايم فريم روزانه در حد بالا باشد

اگر در طول روز در تايم فريم ١٣ M معامله مينمائيم ميبايد جهت حركت را با استفاده از فاكتور ٥ در تايم فريم های ٦٥ و ٣٢٥ دقيقه تحت نظر داشته با شيم.

١٣ X ٥ = ٦٥
٦٥ x ٥ = ٣٢٥

اگر در طول روز در تايم فريم سه دقيقه معامله مينمائيم ميبايد جهت حركت را با استفاده از فا كتور ٥ در تايم فريم هاي ١٥ دقيقه و ٧٥ دقيقه جستجو نمائيم
٣ X ٥ = ١٥
١٥ X ٥ = ٧٥

در متا تريدر كه كليه تايم فريم های مورد نياز در دسترس نميباشند ميبايد اجبارا از نزديك ترين آنها به تايم فريم دلخواه استفاده نمود

در مورد تعين جهت روند در اولين تا يم فريم ميتوان از اينديكاتور MACD - Histogram و حتی EMA 13 و يا نحوه قرار گرفتن بلوك ها متد 3BP استفاده كرد.

در باره بهترين هنگام ورود به بازار ميتوان سيگنا ل های ( Force Index ( 2-day EMA را در نظر داشت


بطور خلاصه :

هنگاميكه بزرگترين تا يم فريم ها ( تا يم فريم اول) و تايم فريم بعدی (تا يم فريم دوم) هر دو با لا تفاق دارای جهت مثبت و يا منفي ميباشند ميبايد از ورود به بازار اجتناب نمود.

هنگاميكه تايم فريم اول دارای جهتی مثبت و تا يم فريم دوم دارای جهتی منفی ميباشد بايد كمترين قيمت را انتخاب و خريد نمود

هنگاميكه تايم فريم اول داراي جهتي منفي و تايم فريم دوم دارای جهتی مثبت ميباشد بايد در بالا ترين قيمت پيشفروش نمود.
 
 
 
تايم فريمهاي غير استاندارد براي متاتريدر

مي توان هر تايم دلخواهي را در متاتريدر در اختيار داشت اما اين كار باعث كندي و شلوغ شدن بيش از حد صفحات كاربري مي گردد (خصوصاً اگر بخواهيم چند ارز را به اينگونه زير نظر داشته باشيم)
درصورت امكان در اين خصوص راهنمايي بفرماييد كه آيا با توجه به مشكلاتي كه حضورتان عرض كردم (كند شدن برنامه و شلوغ شدن بيش از حد صفحات) آيا مناسب است از تايم فريمهاي 13 دقيقه و كنترل 65 و 325 استفاده نماييم و يا در صورت امكان از تايم هاي استاندارد 15 دقيقه و كنترل 1 و 4 ساعته بهره بگيريم ؟
 در مورد استفاده از اندیکاتور برای عوض کردن تایم متاتریدر باید عرض کنم که باعث بروز مشکلاتی می شود که اگر نتوانید آنها را به موقع مرتفع کنید باعث زیان در معاملات نیز ممکن است باشد و به همین دلیل من عطای این کار را به لقایش بخشیدم .
اگر بتوانیم تایم 13 دقیقه را داشته باشیم بسیار عالی است و در ضمن کندلها در تایم 13 دقیقه بسیار دقیقتر از تایم 15 دقیقه عمل می کنند ولی با استفاده از این اندیکاتور ما برای بیش از 2 یا 3 جفت ارز امکان این کار را نداریم وگرنه سیستم بسیار کند می شود.
 
 
 
مشگل شلوغ شدن بيش از حد صفحات


 تايم فريم ١٣ دقيقه از تا يم فريم ١٥ مناسب تر ميبا شد

در باره مشگل شلوغ شدن بيش از حد صفحات بهتر است با نصب يك گرافيك كارت مناسب مانند

RADEON 9250 (RD925-LP128C)

http://www.ati.com/products/radeon92...0/compare.html


لا اقل از يك مانيتور اضا في و هم چنين صفحه تلويزيون استفاده نمود

بديهی است كه مانيتورهای اضافی تسهيلات فراوانی را در انجام معاملات مختلف فراهم مينمايند
 
 
 
 
فقط با يك جفت ارزو فقط با يك پوزيشن
 
 
جهت حفظ سرمايه و جلو گيری از گسترش ضرر تو صيه ميگردد كه معامله گران كم تجربه لا اقل بمدت شش ماه فقط با يك جفت ارزو فقط با يك پوزيشن معامله نمايند تا خوب به خصوصيا ت آن جفت ارز آشنا گردند و كمتر خود را در معرض خطر قرار دهند
بعنوان مثا ل با پانصد دلار سرمايه در يك حساب مينی با بيش از يك 0.10 لات EUR/USD وارد بازار نگردند

استفاده از مارجين كه توسط بروكرها عرضه ميگردد برای معامله گران موفق بسيار سود آور ميباشد و بهمان نسبت جهت معامله گران كم تجربه و يا تازه وارد ين و يا كهنه كاران نا موفق ميتواند مضر واقع گردد

هميشه با يد در نظر داشت كه عدم نفع بهتر از ضرر است.
 
 
 
تجربه با Fibo Group و North Finance
 

در بعضی از مواقع هنگام خريد و يا فروش دستورات معامله گر بفوريت انجام نميگيرد و با ظاهر شدن صفحه " Please Wait" از معامله گر خواسته ميشود كمی صبر كند.
در چنين مواقعی ميبايد بفوريت دستور خريد و يا فروش را لغو نمود زيرا اگر قيمت به ضرر معامله گر تغير يابد سفارش مورد قبول قرار ميگيرد و در غير اينصورت با ارائه عذ ر های مختلف سفارش انجام نميشود.
 
 
 
 
هنگام کار بر روی هریک از سیستم های معاملاتی ، تعدادی نمودار را تحت بررسی و کنترل قرار می دهیم تا با مهیا شدن شرایط ، وارد پوزیشن شویم . اگر تعدادی از این نمودارها بطور همزمان به شرایط مطلوب برسند و امکان گرفتن پوزیشن بر روی آنها فراهم گردد چند کار می توان انجام داد :
یا اینکه مطابق توصیه ی قبلی استاد فرخ فقط یکی را انتخاب کرده و وارد معامله شویم (البته با توجه به قدرت ریسک حساب و مدیریت سرمایه ی شخصی ) و یا اینکه در صورت امکان دو یا چند مورد را بصورت همزمان معامله کنیم
اگر بخواهیم راه دوم را انتخاب کنیم ، حتماً باید به یک نکته توجه داشت و آنهم وابستگی بین نمودارهای مورد نظر است .
با توجه به
جداول همبستگی می توان فهمید که به عنوان مثال EURUSD و GBPUSD هواره دارای همبستگی بالایی نسبت بهم می باشند . به این معنی که این دو نمودار با تقریب بالایی بصورت مشابه حرکت کرده و شکل می گیرند . حال اگر با یک تحلیل (یک سیستم معاملاتی) و بصورت همزمان بر روی این دو چارت دستور مثلاً Buy با حجم 1Lot صادر کنیم به این معنی است که بر روی یکی از آنها با حجم 2Lot ریسک کرده ایم و در صورت حرکت قیمت در خلاف جهت مورد انتظار ما ، باعث افزایش ضرر و دو برابر شدن میزان ریسک ما خواهد شد .
داشتن نیم نگاهی به این نکته می تواند ما را از معاملات همزمان بر روی ارزهای وابسته برحذر داشته و باعث جلوگیری از گسترش ضرر گردد
 
1 . پرهيز از معامله در هنگام خستگي و يا درگيري فكري به مسائلي غير از اصول متد
2 . عدم توجه به تحليل هايي كه بر مبناي اصولي غير مرتبط با متد ما ارائه مي گردد و پايبندي بي چون و چرا به قوانين خود (علي الخصوص در هنگام ضرر)
 
 
همانگونه كه مي دانيم تايم فريم هاي كوچك تر همواره تحت تاثير نيروي تايم هاي بالا تر قرار دارند كه در اينجا از ضريب ايده آل 5 براي مرتبط ساختن اين تاثير بهره گرفته شده . هنگامي كه دو تايم فريم بزرگتر هم جهت هستند به اين معني است كه موج جاري در مرحله ي بلوغ بسر مي برد لذا امكان تكميل و شروع "استراحت" آن زياد است كه اين استراحت براي تايم فريم سوم مقدار قابل توجهي خواهد بود .
اما هنگامي كه تايم اول و دوم در خلاف جهت يكديگر باشند ، به معني آنست كه تايم اول در حال استراحت يا ريتريس مي باشد كه در تايم دوم بصورت "جهت عكس" نسبت به تايم اول ديده مي شود و اتمام اين استراحت و شروع حركت در جهت تايم اول ، زماني است كه تايم سوم در جهت تايم اول قرار گيرد .
 
در مورد همبستگي ارزهاي مختلف جداولي در سايتهاي مربوطه ارائه و به روز رساني مي گردد كه مرتباً اين همبستگي ها محاسبه و ارائه مي نمايند (بصورت اعدادي بين 1 و -1 كه 1 نشان از همبستگي كامل و حركت كاملاً مشابه دارد) . به عنوان مثال مي توانيد اين مقادير را براي ارزهاي مختلف در سايت Members Cox مشاهده بفرماييد .
جهت كسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص مي توانيد با جستجوي واژه ي Correlation و يا " همبستگي" در همين سايت از مطالب دوستان استفاده فرماييد . مقاله ي خانم كتي لين با عنوان
How Do Currencies Move In Relation To Each Other نيز حاوي مطالب جالبي در اين خصوص مي باشد .
 
 
 
عوامل ضرر در تريد
 
 
1- عدم توجه به اين نکته که "تريد نکردن هم يک انتخاب است" و گاهي بهترين انتخاب.
حتي وقتي متد، سيگنال ميدهد بايد با توجه به ميزان ريسک پذيري در موارد مطلوب وارد شد.

2- تريد از روي دست ديگران و بدون تشخيص سيگنال و ملاحظات شخصي ( و اغلب همراه با حرص و يا احساس "زود باش موقعيت از دست رفت")

3- باز کردن پوزيشن قبل از رسيدن به نقطهء پيشنهادي متد به اميد چند پيپ بيشتر بر اساس پيش بيني و تحليل و یا از سر شتابزدگی

4- بي توجهي به زمان اعلام خبرها

5- معامله خارج از زمان نه و نيم صبح الي هشت و نيم شب بوقت تهران

6- بي توجهي به خطوط مقاومتي و يا حمايتي قوي که در پيش روي قيمت است و عدم استخراج اين خطوط (مثل انتهاي شاخ و دم بلند شمع هاي ديروزي) در شروع روز کاري

7- بي توجهي به ساير تايم فريمها

8- بي توجهي و کم دقتي در جزئيات معامله ( مثل جفت ارزمورد معامله، قيمت و حجم معامله) هنگام ثبت آن

9- عدم استخراج نقطه خروج ذهني قبل از ورود به معامله ( منظور همان Mental Stop Loss میباشد )

10- ثبت نکردن نقطه خروج روز مبادا بعد از ورود به معامله ( با توجه به احتمال قطع اینترنت و یا بروز مشکل برای سایر لوازم کاری بهتر است نقطه ای برای پیشگیری از احتمالات ناگوار ثبت کنیم )

11- عدم پايبندي به نقطهء خروج ذهني

12- ثبت نکردن نقطهء سود تکنيکال (اين مورد شايد جزء موارد ضرر نباشد ولي جون بعضي مواقع قيمت بي محابا به تارگت رسيده و بر ميگردد و اجازهء خروج مطلوب را نميدهد، عدم نفع خواهيم داشت)

13- ماندن به اميد حرکت قيمت در جهت کاهش ضرر و يا ايجاد سود در پوزيشني که رفتار دلخواه را نداشته و ادامهء حرکت آن به اميد و آرزوهاي ما گره ميخورد و نه فلسفه اي که متد بر آن استوار شده است.

14- عدم هوشياري در حين پوزيشن باز جهت انتقال نقطهء خروج ذهني به نقطهء جديد هنگامي که وارد سود کافي براي انجام اينکار شده ايم

15- عدم هوشياري در حين پوزيشن باز نسبت به شکل شمع هايي که در آن تايم فريم و يا تايم فريم پائين تر تشکيل ميشود و ميتواند دستور ادامهء معامله يا خروج از معامله را صادر کند.

16- ورود بعد از يک حرکت قابل ملاحظه قيمت بدون توجه به مقررات متد و اغلب همراه احساسهايي مثل:
الف) اين حرکت ميره تا به فلان خط برسه. زود باش وارد شو
ب) زود خارج شدي بازم ميره. زود باش وارد شو
پ) واي چه حرکت حيفي را از دست دادي. ولي انگار بازم ميره زود باش وارد شو

17- شتاب براي بالا بردن موجودي حساب (جالب آنکه اين خود يکي از دلايل عمدهء کاهش موجودي حساب ميباشد)

18- تريد براي تبديل يک روز منفي به يک روز مثبت و يا جبران مافات

19-بي باکي

20- حرص زدن

21- سهل انگاري و تريد از روي لا ابالي گري

22- وحشی شدن، حالتی است که معامله گر بعد از ضرری قابل توجه کنترل خود را از دست میدهد و شروع به باز کردن پوزیشنهای احساسی با سایز بزرگتر از حد مجاز نموده. که بعضی سود ده و بعضی ضرر ده میباشند ولی در نهایت موجودی حساب با یک کاهش قابل توجه مواجه میشود.

23- عدم توجه به این نکته که حرکات صعودی یا نزولی قیمت هیچگاه خطی و هندسی نیست و بصورت حلقوی و موج در موج میباشد از اینرو در صورت صحیح بودن یک پوزیشن نباید نگران حرکات آن بود و اگر پوزیشن غلط بود نباید بیهوده دل خوش کرد. در کل باید به قوانین متدپایبند بود.

24-ارجحيت دادن هدف "کسب سود" به هدف "ضرر نکردن" قبل از باز کردن پوزيشن

25- فراموش کردن اين نکته که "تريد يکي از جدي ترين شغل ها در دنياست"

26- ورود مجدد در جهتي که ممنتوم نداريم(اين را از شیب SMA 27 در تايم يکساعته ميتوان فهميد) و یا در بازارهای رنج ( بقول استاد فرخ وقتی EMA62 بین SMA200 و SMA300 قرار دارد )

27- تريد در شرايط نا مساعد جسمي يا روحي

28- محيط کاري نا منظم

29- مرور نکردن منظم قوانين متد، حذف کردن مطالعه و عملگرايي صرف

30- تريد روي بيش از يک جفت ارز که موجب خستگي بيش از حد و درگيري کامل اوقات روز ميشود

31- نبستن پوزيشن بد از ترس به باد دادن زحمات و سودهاي روزانه و يا کاهش موجودي حساب

32- تفاوت قائل نشدن بين روزهاي رنج و روزهاي ترند.
در تايم فريم روزانه نيز مثل ساير تايم فريمها 30 درصد مواقع روند داريم و 70 درصد مواقع بازار رنج است و سياست معامله گر از نظر ورود به معامله یا خروج از معامله در اين دو بايد متفاوت باشد. در روزهاي رنج ورود مجدد ريسک بالاتري دارد و در عوض تريد روي حرکات برگشتي قيمت هنگامي که متد سيگنال ميدهد امن تر است و در مقابل در روزهاي روند دار معامله در حرکات برگشتي قيمت ريسک بيشتري دارد.

33- وسوسه جهت معامله بر اساس سيگنالهاي ساير سيستمهاي تريد

34- بستن پوزيشن با سود کم در صورتيکه هم ممنتوم کافي را دارا ميباشد (روزهاي ترند: زاويهء شیبدار SMA27 درتايم يکساعته) و هم ساير انديکاتورهاي متد در جهت آن هستند ( واغلب مواقع تحمل نوسانات معمول بازار در خلاف جهت آن را کرده ايم)

35- نبستن پوزيشن با سود کم در صورتيکه ممنتوم کافي را دارا نميباشد (روزهاي رنج: زاويه تقريبا" افقي SMA27 درتايم يکساعته) و يا اينکه بعضي از انديکاتورهاي متد نسبت به انجام آن معامله علامت سوال طرح ميکنند.

36- باز کردن پوزيشن با سايزي که تحمل حرکت خلاف جهت آن تا نقطهء توقف ذهني از نظر احساسي تريدر را درگير ميکند.

37- نقطهء توقف نامناسب (دور يا نزديک فرق نميکند) .
در متد "سه واحد برگشتي" وقتي در جهت سه موينگ اورج مربوطه تريد ميکنيم و قيمت روند دارد (بقول جناب فرخ موينگ 62 بين 200 و 300 نيست) بهترين نقطهء توقف که رعايت آن باعث ميشود اکثر معاملاتمان با سود بسته شود وقتي است که اولين بلوک مخالف تشکيل شده و علاوه بر اين از برگشت روند اطمينان يافته باشيم. چنين حد توقفي که در صورت وقوع اغلب زير موينگ 62 اتفاق ميافتد نياز به پوزيشن سايز کوچک دارد تا معامله گر اسير احساسات نشود و اجازه دهد بلوک موافق او به موقع تشکيل شود در ساير موارد يعني روزهاي رنج ميبايست با ورود در نزديکي خطوط قوي نسبت سود به ضرر احتمالي را افزايش دهيم.
هنگام تريد درحرکت ريورسال قيمت، نقطهء توقف ميبايد حتي المقدور نزدیک باشد چرا که امکان حرکت مجدد قيمت در جهت روند وجود دارد.(هنگام ورود بابهره گيري از ساختارهاي رو به بالا و ساختارهاي رو به پائين در حرکت ريورسال قيمت، متد نقطه خروج را بسته شدن سومين کندل قبل از کلوز کندل تشکيل دهندهء بلوک دو دانسته است )
در کليه موارد فوق همانطور که قبلا" اشاره شد، شکل کندلها نيز ميتواند راهنماي معامله گر باشد.

38- عدم ايمان به متد که نتيجهء آن پایبند نبودن به قوانین و ضمائم آن ميباشد.

39- پيش بيني و تحليل

40- معامله روی نوسانات ایجاد شده هنگام اعلام خبر

41- عدم تمرکز روی ترید

42- افزودن به حجم معامله ای که به غلط و یا بر اساس پیش بینی و تحلیل باز شده است و در جهت ضرر حرکت میکند.

43- رعایت نکردن حداکثر حجم مجاز برای انجام معامله

44- فکر نکردن به آنچه باعث کاهش موجودي حساب شده وعدم ثبت دلايل ضرر و تکميل نکردن اين ليست جهت جلوگيري از تکرار آنها.

فراموش نکنيم که فقط ضررهايي که از خطاي ما ناشي ميشوند بد هستند و ضررهاي تريد جزئي از بازار است.
 
 
 
ترمز را مديريت كنيد و شما برنده مسابقه خواهيد بود. !!!!!!!!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:31  توسط تریدر   | 

ملاحضات روانشناسی در بازار ارز و سهام (قسمت دوم)

روزي پس از روز شكر گذاري :‌روزي براي معامله يا استراحت ؟

ديروز روز شكر گذاري بود . آيا امروز قصد داريد به معامله بپردازيد يا استراحت كنيد ؟ برخي معامله گران اعتقاد دارند كه قيمت ها در روز پس از شكرگذاري افزايش مي يابند . شايد شما هم پيش بيني كرده باشيد كه قيمت ها بالا خواهند رفت و به اين اميد تعدادي پوزيشن را باز نگه داشته ايد . در هر حال امروز معاملات كمي انجام خواهد شد زيرا بازار بزودي تعطيل خواهد شد . چه كسي مي داند كه چه اتفاقي خواهد افتاد ؟‌شايد بررسي تاريخچه ي نمودار حكايت از افزايش قيمت ها پس از روز شكرگذاري داشته باشد ، اما تاريخ هميشه خود را تكرار نمي كند . شايد تصميم بگيريد كه امروز را تعطيل كنيد . چرا كه نه ؟‌يك تعطيلات چهار روزه !
اگر مي خواهيد در طولاني مدت معاملات سودآوري در بازار داشته باشيد ، در نظر گرفتن تعطيلات و پرداختن به استراحت امري حياتي است . معامله نمودن انرژي روحي _ رواني زيادي مي طلبد و اگر مدت زيادي در بازارهاي آشوبناك و پر تلاطم ، بصورت بي وقفه (بدون استراحت) به كار بپردازيد ، متوجه خواهيد شد كه قدرت تمركز خود را از دست خواهيد داد !
مطالعات روانشناسي نشان داده اند كه وقتي افراد به حد تحمل رواني خود نزديك مي شوند ، مرتكب اشتباهات ناخواسته مي گردند .
پايبندي به نظم و ديسيپلين باعث صرف انرژي رواني شده و اگر در طولاني مدت ادامه يابد ، نياز به استراحت را بيشتر نمايان مي كند . مانند يك عضله كه در اثر فعاليت زياد خسته شده و بايستي با استراحت ، نيروي خود را بازيابد .توجه به اين نكته حياتيست كه ذهن داراي انرژي محدودي مي باشد و پس از انجام يك فعاليت دشوار و كسل كننده ، نياز به استراحت و تجديد قوا دارد و با انجام اين كار مي توانيد با انرژي تازه و پر قدرت مجدداً با بازار روبرو شويد . تعطيلات يكي از بهترين فرصتها براي دوري از كار و كسب مجدد آرامش مي باشند .
معاملات گاهاً براي لحظاتي در شرايط آرماني واقع شده و موقعيت هاي طلايي را بوجود مي آورند . اگر " عضلات ذهن " شما خسته و درگير باشند ، امكان بهره برداري از اين فرصت ها براي آنها دشوار بوده و فرصت ها از دست مي روند . در صورت خسته بودن ، امكان پيگيري دقيق و سريع حركات بازار براي شما ميسر نبوده و ممكن است با اتخاذ تصميمات حساب نشده ، سيگنال هاي ورورد يا خروج صحيح را از دست بدهيد . با حفظ آرامش و داشتن انرژي رواني كافي ، مي توانيد معاملاتي منطقي و منظم را پيگيري كنيد .
شما نياز نداريد كه در تمام لحطات زندگي در اوج كارايي و فعاليت باشيد . بسياري از مردم فقط ساعات محدودي از روز را به فعاليت مي پردازند و ما نيز اگر بخواهيم خود را در ماراتن فعاليت قرار دهيم سرانجام مغلوب شده و اثر آن در نتيجه ي عملكرد ما مشخص خواهد شد . درست مانند دونده اي كه پس از درد گرفتن عضلاتش بايستي استراحت نموده و تجديد قوا نمايد .
بخشي از معاملات سود آور ، آگاهي نسبت به محدوديت ها و عمل نمودن منطقي بر اساس اين موارد مي باشد . تصور نكنيد كه فوق بشر هستيد . چند روز را تعطيل كرده و به بازيابي قواي ذهني و رواني خود بپردازيد . به قدر كافي استراحت نماييد تا هفته آينده ، آمادگي رويارويي با اتفاقات بازار را داشته باشيد .

 

چشم انداز

Jack به عنوان يك تريدر تازه كار ، دهمين معامله ي خود را انجام داد . او هنوز يك نوآموز است اما نسبت به موفقيت خود خوش بين مي باشد . پيش خود مي گويد : " مي خواهم ثابت كنم يك تريدر خوب هستم . اميدوارم در اين معامله خوب عمل كنم . درآمد اين كار براي من مهم است ."
افكار و احساسات Jack قابل درك هستند . ما هر زمان يك تلاش بزرگ را شروع مي كنيم آغاز دوره ي تحصيلات دانشگاهي ، يك حرفه ي جديد يا هر چيز ديگر مي خواهيم در آن موفق شويم ، آنهم موفقيتي بسيار سريع . اولين لحظات پس از اين آغاز براي ما مفهوم خاصي در بر دارند . اگر سريعاً موفق نشويم ، شكست هاي اوليه باعث وقفه در تمرين و كاهش اعتماد بنفس ما مي گردد . توجه به اين نكته بسيار مهم است كه پيروزي هاي اوليه ضمن اينكه يك اميدواري منطقي در ما ايجاد مي نمايد نبايستي اين چشم انداز را از نظر دور گرداند كه معامله گري يك برنامه ي بلند مدت است .
يك معامله (a Single Trade) داراي اهميت محدود و كمي است . معامله گران با تجربه اين حقيقت را مي دانند و به عنوان يك آموزه با آن زندگي مي كنند . هرچند كه آنها تمام انرژي و فكر خود را بر روي معامله ي جاري متمركز مي كنند اما مي دانند كه اين معامله در نگاه بلند مدت داراي اهميت كمي است . كار عاقلانه آنست كه هر معامله را در جايگاه مناسب آن ببينيم . ضروريست كه توجه داشته باشيم " يك معامله " تنها يكي از سري معاملات انجام شده است و در اين ميان آنچه حائز اهميت مي باشد نتيجه ي حاصل از مجموع اين معاملات است و نه نتيجه ي يك معامله
اين ديدگاه نتايج رواني بسياري در بر دارد . وقتي به ماحصل يك معامله اهميت كمتري بدهيد ، در ضمير شما بحران و فشار كمتري بروز خواهد كرد . وقتي اينگونه به ماجرا بنگريد كه اين معامله تنها يكي از سري معاملات شما مي باشد ، برايتان راحت تر است كه با خودتان بگوييد : " مسئله اي نيست . معاملات و فرصتهاي بسياري در پيش خواهد بود . " وقتي نتيجه يك معامله از اهميت كمتري برخوردار گردد ، انرژي رواني ارزشمند شما را اشغال نكرده و شما منابع محدود رواني خود را براي آن تلف نمي كنيد . در اينصورت احساس آرامش و خلاقيت نموده و براي اتفاقات آينده آماده خواهيد بود و تمام حواستان متوجه استراتژي معامله و آناليز حركات بازار در قالب اين قوانين خواهد بود .
اعتبار دادن مناسب به يك معامله و پرهيز از بزرگ نمايي ارزش آن تنها يك مورد رواني نيست بلكه از نقطه نظر مديريت ريسك نيز حائز اهميت است . براي باقي ماندن در بازار و طي نمودن مراحل آموزش ، بايستي ريسك هر معامله را كم كنيم . وقتي در هر معامله سرمايه ي كمتري را وارد كرده و در معرض ريسك قرار دهيم ، آن معامله داراي اهميت مالي كمتري براي ما خواهد بود . در واقع نتيجه ي آن تاثير قابل ملاحظه اي در سرمايه ي ما نخواهد گذاشت .
اعتقاد به اينكه يك معامله داراي اهميت زيادي نيست ، به تنهايي كارايي خوبي ندارد مگر اينكه در واقع نيز چنين باشد . به عنوان مثال اگر بخواهيد خود را فريب دهيد كه يك معامله داراي اهميت زيادي برايتان نيست ، درحالي كه درآمد ماهيانه ي شما وابسته به نتيجه ي اين معامله باشد و نتوانيد از آن چشم پوشي كنيد ، استرس غير قابل تحملي بر شما وارد خواهد شد . امنيت مالي و رواني شما در گرو آنست كه ريسك هر معامله را كاهش دهيد . مجدداً اين تصوير را به خاطر بياوريد كه شما نيازي نداريد از" يك معامله " كسب درآمد كنيد بلكه برآيند نتايج تمام معاملات است كه داراي اهميت مي باشد .

وقتي كار و تلاش جديدي را آغاز مي كنيم ، طبيعيست كه بخواهيم تك تك حركاتمان با موفقيت همراه باشد . مثلاً تمام روياها و اميدهايمان را در چند معامله و نتايج آنها خلاصه كنيم . اما معامله كردن دشوارتر از آنست كه فكر كنيم با تعداد محدودي معامله مي توانيم به تمام آرزوهاي زندگي خود برسيم . دنياي معامله گران پر از خاطره ي كساني است كه سودهاي كلاني كرده و سپس آنها را از دست داده اند .
شما نيز ممكن است معاملات بزرگي را در اين حرفه ببينيد كه مي توانيد داستانهاي جنجالي زيادي از آنها براي دوستانتان تعريف كنيد اما هنگامي كه خودتان يك معامله انجام مي دهيد بسيار مهم است كه آنرا در جايگاه درست خود ببينيد چون اين معامله تنها يكي از معاملاتي است كه شما در عمر حرفه اي خود انجام خواهيد داد .

 

 

باورهاي محدودكننده گذشته
 
فيل‌بانان تنها با درك يك نكته و به شيوه‌اي بسيار ساده، فيل‌هاي عظيم‌الجثه را كنترل مي‌كنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمي به تنة درختي مي‌بندند. بچه فيل، هرچه تقلا مي‌كند، نمي‌تواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت مي‌كند كه تنة درخت از او نيرومند‌تر است.
هنگامي كهبچه فيل بزرگ مي‌شود و قدرت شگرفتي مي‌يابد، تنها كافي است ريسماني نازك به دور پاي فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشي براي آزاد كردن خودش نمي‌كند.
همچون فيل‌ها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شكننده‌اند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كرده‌ايم، شهامت مبارزه را نداريم.

 

 

قوانین جهانی موفقیت


قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی ، علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
در زندگی هر کاری را بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آنکه :
یک : تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید
دو : همان کاری را بکنید که کسانی که در این راه موفق شده اند انجام داده اند

قانون ذهن
همه علت و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید

قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید

قانون رابطه مستقیم
زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
روابط اجتماعی ، وضعیت جسمانی ، شرایط مالی و موفقیت اجتماعی شما بازتاب دنیای درونی شماست

قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
یک - باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید
دو - آنها را از بین ببرید

قانون ارزش ها
نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است

قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد این کار ممکن است بصورت خود آگاه یا ناخودآگاه انجام شود
رمز موفقیت دو چیز است:
یک - تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها
دو - مشخص کردن انگیزه ها

قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است.
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آن را برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد

قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا می کند.
شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذرد

(گوشه اي از آموزه هاي Brian Tracy)
 
قواعد تريدينگ


در 17 سال فعاليت خود دريافته ام كه بهترين روشها ساده ترين آنهاست...
استفاده از ابزار پيچيده ( مانند اسيلاتورها ) افراد را سردرگم مي كند و تصميم گيري قاطع و و صريح را از انسان سلب مي نمايد. اما روشهاي ساده همواره خوب عمل كرده اند.

1- در بازار صعودي Buy و در بازار نزولي Sell انجام دهيد و سعي در ايجاد بازدهي ناشي از بازگشت قيمت نباشيد. به خاطر داشته باشيد نداشتن Position خود يك Position است.
2- آن چيزي كه در حال كسب قوت است را بخريد و آن چيزي را كه در حال ضعيف شدن است بفروشيد. عموما افراد وقتي قيمت پايين مي آيد اقدام به خريد مي كنند در حاليكه حرفه ايها وقتي مي خرند كه قيمت در حال بالا رفتن است. قاعده بقا اين نيست كه "پايين بخر و بالا بفروش" بلكه به اينصورت است كه "بالا بخر و بالاتر بفروش". از اين گذشته وقتي در يك گروه در حال مقايسه هستيد قويترين را بخريد و ضعيف ترين را بفروشيد.
3- وقتي مي خواهيد وارد يك تريد شويد آنچنان سنجيده وارد شويد كه آن تريد قابليت اين را داشته باشد كه بهترين تريد سال شما باشد. آن چنان تدبير كنيد گويي كه يك عمليات جنگي در پيش داريد. سپس مجموعه اي از احتمالات و برنامه هايي براي خروج از ماركت تنظيم نماييد.
4- به هنگام بازگشت هاي كوچك بازار به حجم تريد خود اضافه كنيد. در ماركت صعودي روي خطوط حمايت (Support) و در بازارهاي نزولي روي خطوط مقاومت (Resistance) اقدام دوباره به تريد نماييد. در سطوح 33 تا 50% اولين اقدام را جهت سنگين نمودن Position خود انجام دهيد.
5- صبور باشيد. وقتي زمان مناسب براي ورود به يك تريد را از دست داديد منتظر تصحيح قيمت بمانيد تا در نقطه مناسب وارد تريد شويد.
6- صبور باشيد. زمانيكه وارد يك تريد شديد به آن زمان بدهيد تا توسعه پيدا كند و زمان بدهيد تا سود مورد انتظار شما را بسازد.
7- صبور باشيد. شايد بدترين ضرب المثلي كه گفته شده اين است كه "يك مو از خرس كندن غنيمت است" يا "به سود كم قانع باش". در حقيقت كسب سودهاي كوچك نهايتا به ضرر ختم خواهد شد. بستن Position ها با سود كم به آنها اجازه نمي دهد تا توسعه پيدا كنند و بزرگ شوند. پول هاي درست و حسابي معمولا از 2 يا 3 تريد بزرگ در سال بوجود مي آيند كه به تدريج بزرگ شده اند. شما بايد اين توانايي را در خودتان ايجاد كنيد كه نسبت به تريدهاي سودآور صبور باشيد تا اجازه يابند كه جزء بهترين تريدها باشند.
8- صبور باشيد. وقتي كه يك تريد را شكل مي دهيد به آن زمان بدهيد تا كار خودش را انجام دهد. به او زمان بدهيد تا از نوسانات اتفاقي در امان بماند. به او زمان بدهيد تا ديگران شايستگي آنچه را شما زودتر از آنها به آن پي برده ايد مشاهده كنند.
9- نا شكيبا و بي تاب باشيد. معمولا ضررهاي كوچك و ضررهاي سريع و كوتاه مدت بهترين ضررها هستند. از دست دادن پول آنقدر مهم نيست. بلكه آنچه مهم است اين است كه آن ضرر سرمايه ذهني و فكر شما را به دست مي گيرد و شما را خسته ميكند. تا زمانيكه به يك تريد شكست خورده مي انديشيد اين گونه خواهد بود.
10- هرگز و تحت هيج شرايطي به يك تريد زيان آور اضافه نكنيد و Average نگيريد. چنانچه شما در حال خريد هستيد هيچ خريد ديگري نبايد پايين تر از قيمت قبلي صورت گيرد. واگر شما در حال فروش هستيد هيچ فروش ديگري نبايد بالاتر از قيمت قلبي انجام شود. اين موضوع را آويزه گوش خود قرار دهيد.
11- آن كاري را كه به نفع شماست بيشتر انجام دهيد و آن كاري را كه به ضرر شماست كمتر. هر روز نگاهي به Position هاي خود بيندازيد و سعي كنيد به آنهايي كه بازدهي بيشتري داشته اند بيافزاييد و از آنهايي كه بي ثمر بوده اند بكاهيد. اين امر پايه و اساس ضرب المثلي است كه ميگويد "كاري كه يك بار نتيجه داد دوباره هم نتيجه مي دهد" وبرعكس آن "آدم عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود".
12- تا زمانيكه عوامل تكنيكال و فاندامنتال يكديگر را تاييد نكرده اند تريد نكنيد. اين قاعده يك فروتني كارشناسانه است. من نگران نيستم و غمي ندارم. چون تا زمانيكه مطمئن نشوم قواعد ساده تكنيكال كه من از آن پيروي مي كنم و تحليل هاي فاندامنتال من در يك جهت حركت مي كنند اقدام به تريد نمي كنم. بعد از آن ميتوانم با قدرت و اطمينان عمل كنم و با صبر و حوصله و فرصت كافي Position بگيرم.
13- زمانيكه ضرر زيادي در اصل سرمايه خود تجربه كرديد برويد و مدتي استراحت كنيد. تمام Position هاي خود را ببنديد و تريد را براي چند روز متوقف كنيد. ذهن شما مي تواند خودش را بازسازي كند و دوباره براي قاعده ضرر خوب ضرر سريع و كم آماده شود. اصرار بر اينكه "من بايد پولم را برگردانم" بسيار خطرناك است و بايد طرد شود.
14- وقتي وضعيت تريدينگ شما خوب است قدري بزرگتر تريد كنيد. همه ما زمانهاي غير قابل باوري را كه همه Position هاي ما مثبت و پربازده بوده اند تجربه كرده ايم. وقتي جنين اتفاقي افتاد جسورانه تر و بزرگتر تريد كنيد. ما بايد فرياد خوشحالي بزنيم و تا زماني كه درهاي خوش اقبالي و خوش وقتي به روي ما باز است اينطور عمل كنيم.
15- هنكامي كه يك Position سودمند داريد حداكثر بين 4/1 تا 2/1 به آن اضافه كنيد. اين كار باعث مي شود تا متوسط قيمت شما كمتر از‘ نصف سود شما به ضرر شما حركت كند و اين امنيت را براي شما ايجاد كند تا از هم اكنون بدون نقطه اي ضرر تا 50% بازگشت ماركت را تحمل كنيد و آن موقع هنوز هم در سود هستيد.
16- شبيه يك پارتيزان و مبارز جنگجو رفتار كنيد. ما آرزو داريم كه همواره در طرف برنده جنگ بجنگيم نه اينكه وقت و سرمايه خود را با تلاش بيهوده در طرف ديگر براي اينكه غرورآميز در پايين بخريم و در بالا بفروشيم هدر دهيم. وظيفه ما اين است كه در كنار نيروهاي برنده براي كسب سود بجنگيم. اگر طرف برنده اي وجود ندارد شما هم لازم نيست بجنگيد.
17- بازارها نقاط بالايي را با سرعت و شدت شكل مي دهند و درعوض نقاط پاييني را به آهستگي لمس مي كنند.
18- در يك بازار صعودي معمولا 50% يا بيشتر از 50% بازدهي در 10% آخر دوره صعود اتفاق مي افتد. بنابراين 50% ابتدايي بازده مورد انتظار ما در حدود 90% از كل زمان رشد را به خود اختصاص مي دهد و قاعدتا نيازمند بيشترين تحمل و پشتيباني خواهد بود. مديريت اين زمان به مراتب مشكل تر از مديريت زمان 50% آخر بازدهي خواهد بود.

در اين قواعد هيج نبوغي نهفته نيست. آنها يك سري احساس عمومي (Common Sense) هستند و نه چيز ديگر. اما همانطور كه والتر ميگويد: "احساسات عمومي غيرعادي اند" (Common Sense is Uncommon). تريد يك كسب و كار مبتني بر احساس عموم است. وقتي ما بر خلاف احساس عموم تريد مي كنيم ما خواهيم باخت. شايد نه هميشه اما به دفعات و نهايتا خواهيم باخت.
با روشهاي ساده تريد كنيد. از متدولوژيهاي پيچيده كه سيستم هاي تكنيكال را مبهم مي سازند دوري كنيد و فقط بر طبق ترندهاي اصلي تريد كنيد.
 
 
 
موانع موفقيت
 


هرفردي
موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوهنمايد؛اين كاملا بستگي به نوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد.
تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب مي شويد. اين اصل مطلب است.
بااين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـند به سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها،مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر مي باشيد ياخير.

پشت گوش اندازي
ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد.
افراديكه علامت مزمن اين "بـيـمـاري" در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملاتتوجيه كننده كه " تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقتبراي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وظايفشان را براي هميشه از سر خودباز كرده و به تعويق بيندازند.
اگر كاريدر حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هايذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس مي كنيد كه زمان در اختيار شما اسـت،اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار به سرعت هجوم ميآوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجامعمل مورد نظر باز خواهيد ماند.
فرد پشتگوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها مي گردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را درپيش بگيرند.

ترس از موفقيت
مانعاصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" ميدانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس ازموفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راهپـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور مي باشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه درنهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها ميگردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.
فرصتهاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشتداشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كهمسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاصميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند
وقتيآينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا مي كند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نمي باشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مي نـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونهاحساسي خواهند داشت.
تشخيص و حل اينمشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكيصبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراهخواهد داشت وحشت دارد، مي تواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.

وسواس
افرادموفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي بـزرگ مي باشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا" محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك مي نمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميتآن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كنديخواهد گـرديد. ايـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـثكـاهـش قـابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود.اينگونهافراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نمي بندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود.

نا امني
افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقداناطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها مي گردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدماعتماد به نفس در فرد شود.مثالبيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا" از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.دراينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب مي گـردنـد. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتراهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمـي مناسب بگيريد.

اطرافيان
ممكناست شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي مي كنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت نسبت به شـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا" ديـدگاهي نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثيرات منفيراه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان سخت و دشوار مي كنند.
برخياز اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل واستعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـرايخودتان ثابت نشده و اين مي تواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تانمنجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما به ياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناهنيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاريجديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آنلحـظـه و لـحـظـات آتي براي خود برگزيده ايد.
اگراين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشانكـنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان مي باشيد، آنها را دوستان واقـعـيخـود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.

فقدان منابع
هيچچيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترلخود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر مي تواند يك قاتل واقعي باشد. رشدكـردن زيـر خـط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند،آينده را بسيار متفاوت از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهدنمود.
بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يكبچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندنانسان از عملي كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.
البتهبايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بـلـكه در مـكانهـاو شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد. موفقيت مالي ممكن است هدفاصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردنيك خانـــواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفتكه زندگي و هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرندكه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين تغييرات يك مقياسبزرگ موفقيت بشمار ميرود

نياز به ديدگاهي درون نگر
يكمعلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار مي توانند بطرق مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر درزمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـهعـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي نماييد.
خواهدوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيـحـيجهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفق تر و راضي كننده تر برداريد.
 
گوزنی در میان جاده
 

میگن گوزنها هنگامی که احیانا" در مسیرشون در میان دشتهای وسیع از جاده ای میخوان عبور کنن مثل هر حیوون عاقل دیگه ای زمانی را برای عبور انتخاب میکنن که خودرویی در حال تردد از جاده نباشه. حالا اگه از بخت بد، لحظه ای که وسط جاده هستند، اتومبیلی از دور دست پیدا بشه و با سرعت به اونها نزدیک بشه و این اتومبیل برای جلب توجه جانور چراغهاش رو روشن و خاموش بکنه، گوزن زبان بسته مثل اینکه مغزش هنگ کرده باشه، هیچ حرکتی نمیکنه و فقط به اتومبیل که با سرعت به سمت اون میاد تا با برخورد به او نابودش کنه، چشم میدوزه. گویا خاموش و روشن شدنهای مداوم چراغ اتومبیل هیچ هشداری به او نمیده و او بجای نجات خودش به سوگواری پیش از موعد خودش میشینه.
داستان غم انگیزیه
آیا شما را یاد چیزی نمیندازه؟
 
 
 
 شیوه انیگرم یکی از چند شیوه ای است که شناخت لازم را برای پی بردن به واقعیت خود را فراهم میکند شرح های مربوط به نوع شخصیت به طور عجیب و مرموزی دقیق اند.
انواع نه گانه :

1)اصلاح گر یا کمال گرا
خصوصیات : معقول ، آرمان گرا ، کمال گرا ، جزم اندیش
نمونه : مارگارت تاچر

2)کمک کننده یا دهنده
خصوصیات : پرورش دهنده ، علاقمند ، انحصار طلب ، عوام فریب
نمونه : مادر ترسا

3)برانگیزنده یا بازیگر
خصوصیات : متکی به خود ، قابل تطبیق ،آگاه به وجهه ، فریب کار
نمونه : بیل کلینتون

4)فرد گرا یا رمانتیک تراژیک
خصوصیات : درونی ، خودخواه ، پراحساس ، افسرده خو
نمونه : جودی گارلند

5)بازجو یا مشاهده گر
خصوصیات : تیزهوش ، مفهوم ساز ، بی طرف یا سرد ، مردم گریز
نمونه : بیل گیتز

6)وفادار یا عیب جو
خصوصیات : دوست داشتنی ، پاسخ ده ، تجاهل کننده ، پرانویایی
نمونه : پرنسس دایانا

7)مشتاق یا آدم خوش خوراک
خصوصیات : علاقه مند ، عاشق تفریح و سرگرمی ، افراطی ، شیدا
نمونه : رابین ویلیامز

8)رهبر یا رئیس
خصوصیات : دارای اعتماد به نفس ، قاطع ، جسور ، ظالم یا بی رحم
نمونه : صدام حسین

9)میانجی صلح یا میانجی
خصوصیات : پذیرا ، پشتیبان ، متواضع ، گسسته
نمونه : رونالد ریگان

--------------------------------------------------------------------
نقل از کتاب "یادگیری برای کسب درآمد"
نوشته : اریک پارسلو و کارولین آلن
ترجمه : ایرج صفا
ناشر : انستیتو ایز ایران
 
تقويت نيروي تمركز


در ابتدا لازم است، تفاوت ميان
توجه و تمركز مشخص گردد.
توجه (attention) يك فرايند شناختي معطوف ساختن ذهن، بطور انتخابي، بر روي يك چيز و ناديده انگاشتن ساير چيزها است. توجه حداكثر 30 ثانيه پابرجا مي ماند.
تمركز (concentration) عبارت است از حفظ كانون توجه بر روي يك تكليف خاص، پس از منحرف شدن توجه، توسط عوامل مزاحم و پرت كننده حواس. تمركز به مفهوم گوش بزنگي و هوشياري دروني است.
غير از عواملي همچون سر و صدا و عوامل ديداري كه سبب بر هم خوردن تمركز ميگردند، عوامل بسيار ديگري در پيرامون و درون ما وجود دارند كه آرامش و تمركز را از ما سلب ميكنند. از اين عوامل ميتوان به ترس، ترديد، نگراني و اضطراب اشاره كرد. وقتي بياموزيم كه چگونه بايد تمركز كنيم، ورود اين نيروهاي مخرب به ذهن مان دشوارتر ميگردد.
امروزه بشر قرباني تفكرات تاريك، مبهم و مخرب خويشتن است، اما روزي فرا خواهد رسيد كه نيروي تمركز ما، انديشه هاي مزاحم و پريشان كننده را محو خواهد كرد. به يقين تمركز مطمئن ترين راه براي دستيابي به اهداف است. كنترل افكار نيازمند تمركز پايدار است. پرتوهاي خورشيد را در نظر آوريد، هنگامي كه پرتوهاي خورشيد به كمك يك ذره بين بر روي يك جسم متمركز ميشوند، گرمايي به مراتب بيش از پرتوهاي پراكنده و ناهمگرا؛ از همان منبع واحد، توليد خواهند كرد. اين حقيقت وجودي تمركز است. تمركز خود را پراكنده سازيد و به نتايج معمولي و پيش پا افتاده دست يابيد. اما آن را بر روي يك هدف خاص متمركز سازيد و به نتيجه اي به مراتب بهتر نايل آييد. وقتي شما تمركز خود را بر روي يك هدف واحد متمركز ميكنيد، تمام اعمال، اعم از ارادي و غير ارادي در راستاي دستيابي به آن هدف قرار خواهند شد. چنانچه شما تمام انرژي خود را بطور انحصاري بر روي يك هدف معطوف سازيد، نيرويي خلق خواهيد كرد كه اسباب دستيابي به آن هدف، براي شما مهيا خواهد گرفت. هنگامي كه شما افكار خود را متمركز ميسازيد، نيروي انديشه شما افزايش مي يابد. لازمه تمركز همانا توانايي جلوگيري از ورود افكار مزاحم به ذهن است. نيروي اراده به اندازه كافي قوي هست كه هر آنچه شما تصور كنيد را برايتان ممكن سازد. ذهن همواره بايستي تحت فرمان و كنترل اراده و جسم نيز تحت فرمان ذهن باشد. توسعه و تقويت تمركز به ممارست مداوم احتياج دارد. البته ذهن انسان از تاديب و نظم پذيري بيزاراست، بنابرين در مقابل آن مقاومت ميكند. اما شما نيز بايستي با نيروي اراده در برابر تمرد و سركشي هاي نفس راحت طلب خود ايستادگي كنيد. همه چيز به انتخاب شما بستگي دارد.

قانون جذب (attraction law) در تمام جهان حكمفرماست. اين قانون به ما مي آموزد كه بر روي هر چيزي كه تمركز كنيم، آن را به سمت خود خواهيم كشاند. و يا از سويي شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب خواهيد كرد. اگر بر روي نيكي تمركز كنيم، زندگي ما آكنده از خوشي و شادكامي، و چنانچه بر روي ثروت تمركز كنيم، پول و مكنت را جذب خود خواهيم كرد. تمركز بر كمالات انساني و ارزشهاي والا به عدم وابستگي و استقلال، و استقلال به قدرت منتهي ميگردد. در غياب تمركز، دستيابي به هيچ هدف و مقصودي ميسر نخواهد بود.از موفقيت در تجارت، ورزش و هنر گرفته تا شفا يافتن، تمركز كليد طلايي اي است كه به شما در شكوفا ساختن و تسلط بر پتانسيل ذاتي تان ياري مي رساند. وقتي بر اعتقادات، توانايي ها و اهداف تعريف شده خود تمركز كنيد، هيچ كس توان و ياراي آشفته ساختن، دلسرد كردن و متوقف ساختن شما را نخواهد داشت. چشم اندازها و رويكردهاي خود را تعين كنيد، و به سوي اهداف و آرزوهاي خود گام برداريد، و تا دستيابي به آنها تمركز خود را از دست ندهيد. در پرتو نيروي تمركز ميتوانيد به آرامش درون دست يابيد و شكست ناپذير گرديد.
براي انجام تمرينات يك محيط ساكت و آرام را بيابيد. سعي نكنيد بيش از حد خودتان را تحت فشار قرار دهيد. انجام تمرينات تمركز دشوار بوده و بعضا طاقت فرسا است. از روزي 5 دقيقه شروع كنيد و بتدريج زمان تمرين را افزايش دهيد. اما چنانچه در ابتدا از عهده تمرينات بر نيامديد مايوس نشده و به آنها ادامه دهيد. تمام حواستان را متمركز تمرينات كنيد و به هيچ چيز ديگري فكر نكنيد.
 
 
تمرينات
 
 
1- يك كتاب را انتخاب كرده، سپس تعداد واژه هاي هر پاراگراف را شمارش كنيد. البته بدون گذاشتن انگشت بر روي لغات و تنها با چشمها. سپس سعي كنيد تمام واژه هاي يك صفحه كامل را بشماريد.

2- از عدد يك تا 100 را بطور معكوس شمارش كنيد: 100،99،98....

3- تمرين فوق را مجددا تكرار كنيد، اما اين بار شمارش را از 100 آغاز كرده و 3 عدد درميان ادامه دهيد: 100،97،94....

4- يك واژه خوشايند را انتخاب كنيد. و بطور آهسته در ذهنتان به مدت 5 دقيقه تكرار كنيد. به تدريج زمان را به 10 دقيقه افزايش دهيد.

5- يك سيب را مقابل خود روي ميز قرار دهيد. به مدت 10 دقيقه تمام حواس خود را متمركز آن سيب كنيد. آن را لمس كنيد، ببوييد و نگاه كنيد.

6- اكنون تمرين فوق را مجددا تكرار كنيد. اما اين بار پس از اينكه به سيب خود نگاه كرديد، چشمان خود را ببنديد و بكوشيد تصوير سيب را در ذهن خود مجسم كنيد. چنانچه شكل سيب را فراموش كرديد، مجدداً به سيب نگاه كنيد و دوباره چشمان خود را بسته و سيب را در ذهنتان تجسم كنيد. پس از تجسم سيب، محو آن گرديد و به هيچ چيز ديگري فكر نكنيد.

7- يك قاشق و يا چنگال را برداريد و روي آن تمركز كنيد. از تمام جهات به آن نگاه كنيد. بدون بيان كلامي در ذهن، يعني ذهنتان بايستي تهي از واژه ها باشد. تنها به چنگال نگاه كنيد بدون آنكه توسط واژه ها درباره آن بيانديشيد.

8- يك شكل هندسي نظير دايره و يا مستطيل رسم كنيد و درون آن را به رنگ دلخواه رنگ آميزي كنيد. بر روي آن تمركز كنيد. شما بايستي تنها به آن شكل هندسي نگاه كنيد، نزد شما تنها چيزي كه وجود عيني دارد، همان شكل هندسي است. عاري از هرگونه افكار مزاحم و نامربوط و يا هرگونه عامل پرت كننده حواس. به چشمان خود فشار نياوريد و با واژه ها به آن فكر نكنيد.

9- سعي كنيد به مدت 10 دقيقه به هيچ چيز فكر نكنيد، يعني جريان تفكر را متوقف سازيد.

10- يك تصوير كاملا نا آشنا را به مدت چند دقيقه مشاهده كنيد. سپس بكوشيد جزئيات تصوير را به خاطر آوريد.

11- در تخيل خود يك دايره به روي يك ديوار سفيد رسم كنيد. سپس در مركز آن يك نقطه بگذاريد و به آن نقطه خيره شويد.

12- چشمان خود را ببنديد و شروع كنيد به تجسم عدد "1" در مقابل خود، وقتي كه عدد يك را مشاهده كرديد، در ذهنتان با صداي بلند بگوييد"يك". اجازه دهيد تا عدد يك محو گردد. اكنون عدد "2" را تجسم كنيد و به محض مشاهده آن با صداي بلند بگوييد"دو".اين تمرين را تا عدد 100 تكرار كنيد.

13- يك نقطه را روي ديوار شناسايي كنيد. روي آن نقطه تمركز كنيد. هرگونه انديشه اي را از ذهنتان پاك كنيد. و تنها بر روي آن نقطه تمركز كنيد.

14- روي صندلي بنشينيد و چشمان خود را ببنديد. ذهنتان را ازهر گونه انديشه اي پاك كنيد، تنفس خود را عميق كنيد و تعداد بازدم هاي خود را شمارش كنيد.(5 دقيقه)

15- يك ليوان پر از آب را با دست بگيريد. سپس دست خود را بصورت راست و كشيده در آورده و سعي كنيد ليوان را ثابت نگه داريد. به ليوان چشم بدوزيد و سعي كنيد ليوان بدون حركت باقي بماند، نبايد تكانهاي قابل تشخيص وجود داشته باشد (لرزش اندك طبيعي است). اين تمرين را از يك دقيقه آغاز كرده و تا 5 دقيقه بتدريج افزايش دهيد.

16- روي صندلي بنشينيد. سعي كنيد تمام عضلات خود را شل و ريلكس كنيد. بكوشيد هرگونه انقباض ارادي و غيرارادي بدن خود را متوقف و حذف كنيد. بدون حركت به مدت 5 دقيقه ثابت و بي حركت بمانيد.

راهكارهايي براي حفظ تمركز در موقعيتهاي خاص:


1- از قبل خود را مهيا سازيد:
مشكلات غير منتظره به ميزان قابل توجهي از اعتماد بنفس و تمركز شما ميكاهند. اندكي آمادگي ميتواند بسيار موثر واقع شود. اكنون فرض كنيد ميخواهيد خود را براي يك رقابت ورزشي مهيا سازيد. ابتدا هر نوع اطلاعات، هر چند جزئي را گردآوري كنيد ،تا قادر باشيد وقايع را بدرستي پيش بيني كنيد.زمين بازي به چه شكل خواهد بود؟خورشيد در زمان انجام بازي در كدام جهت و موقعيت مكاني قرار خواهد داشت؟آيا تماشاگران زيادي در ورزشگاه حضورخواهند يافت؟به ورزشگاه برويد و از نزديك آن جا را مورد بررسي قرار دهيد. سپس بدترين حالت ممكن را پيش بيني كنيد.چه چيز ممكن است تمركز شما بر هم بزند و شما را پريشان خاطر كند؟داوري ناعادلانه؟سروصدا و تمسخر تماشاچيان؟از قوه تخيل خود كمك بگيريد.شرايط احتمالي را تجسم كنيد و سپس در آن شرايط خاص به تمرين بپردازيد.اگر احتمال ميدهيد سروصداي تماشاچيان تمركز شما را بر هم خواهد زد،يك ضبط صوت را با صداي بلند در كنار زمين قرار داده و سپس به تمرينات خود بپردازيد.و يا به يكي از دوستان خود بگوييد كه حين تمرين سر شما داد بكشد و شما را مورد تمسخر قرار دهيد.

2-جريان فكري خود را متوقف سازيد: هنگام مواجهه با يك انديشه مزاحم يك علامت قرمز و بزرگ چراغ راهنمايي را مقابل خود تجسم كنيد. سپس اجازه دهيد تا علامت به همراه انديشه ناخواسته محو گردد.

3- زدودن افكار از ذهن: ابتدا بطور فيزيكي ريلكس و آرميده شويد. ميتوانيد بنشينيد و يا دراز بكشيد. سپس بدون اينكه خود را تحت فشار قرار دهيد، اجازه دهيد ذهنتان بطور آزادانه سير كند. در اين زمان خواهيد ديد كه افكار عجيب و غريبي به ذهنتان خطور خواهد كرد. بدون اينكه بيش از حد نسبت به آنها واكنش نشان دهيد، از نگاه يك شخص بيگانه آنها را مورد بررسي قرار داده و سعي كنيد به منزله چيزي در خارج از وجود خودتان به آنها بنگريد. سپس هر كدام از آنها را كنار بگذاريد. در واقع شما با اين كار آگاهانه تصميم ميگيريد تا افكار خود را دنبال نكنيد.

حفظ تمركز هنگام مطالعه:

1-نگراني هاي احساسي: ابتدا براي مشكلات جدي خود راه حلي بيابيد و يا تصميم بگيريد كه در فرصت مناسب تري به آنها رسيدگي خواهيد كرد.

2-شرايط مطالعه: مكان مطالعه بايستي از تهويه مناسب (بمنظور جلوگيري از خواب آلودگي شما) و نور كافي برخوردار باشد. همچنين محيط مطالعه بايستي ساكت و بدون سرو صدا و دماي محيط كمتر از 22 درجه سانتي گراد باشد. در صورت لزوم موزيك ملايمي نيز در پس زمينه وجود داشته باشد.سعي كنيد براي مطالعه يك زمان خاص و معين را اختصاص دهيد.مكان مطالعه بايستي فاقد تلفن (به ويژه گوشي تلفن همراه)، تلويزيون و يخچال باشد.سعي كنيد بطور انفرادي مطالعه كنيد.

3- گهگاهي به چشمان خود استراحت دهيد. كاهش پلك زدن و خيره شدن به مطالب درسي موجب خستگي چشمها ميشود. به يك نقطه دور دست نگاه كنيد. چندين بار محكم پلك بزنيد و با دستان خود چشمهايتان را مالش دهيد.

4- سرعت مطالعه خود را افزايش دهيد. تند خواني فرصت كمتري را براي نفوذ عوامل مزاحم به ذهن باقي خواهد گذاشت.

5- 10 تا 20 دقيقه ابتدايي مطالعه بايستي به عنوان مرحله گرم كردن ذهن تلقي گردد. بنابراين از اينكه در اين مدت تمركز 100 درصد ايجاد نگرديده، دلسرد نشويد. بيشتر اشخاص در 20 دقيقه نخست از اينكه نتوانسته اند تمركز داشته باشند، از مطالعه كردن نا اميد ميشوند. اما به مطالعه خود ادامه دهيد تا بتدريج علاقه و تمركز ايجاد گردند.

6- اگر احساس كرديد تمركزتان در حال كاهش يافتن است. كتاب و جزوه خود را ببنديد و قدري استراحت كنيد.حركات كششي انجام دهيد، اندكي راه برويد و يك نوشيدني بخوريد.

7- پس ازفراگيري مطالب جديد به خود پاداش بدهيد. (يك شكلات، كيك و يا غذاي مورد علاقه)

8- خواب كافي و تغذيه مناسب لازمه برخورداري از تمركز است.

9- از آنجايي كه مطالب درسي ناخوشايند ايجاد كسالت ميكنند، بكوشيد يك نوع حس علاقه و هدفمندي به مطالب درسي در خود ايجاد كنيد.
 
 
اعتماد به نفس مقوله ای است که برای تک تک انسان ها از ارزش و اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. زمانیکه صحبت از استرس و تنش های فراوان به میان میآید، اعتماد به نفس معمولاً یکی از خصوصیات افراد حرفه ای به شمار می رود. گرچه اعتماد به نفس از اهمیت فراوانی برخودار می باشد، اما مسئله ای که مطرح می شود، این است که چگونه می توان به طور واقعی اعتماد به نفس را ایجاد کرد و آنرا زنده نگه داشت؟

یکی از جنبه هایی که می توان از آن منظر به اعتماد به نفس نگاه کرد، این است که هر فرد در خلوت و تنهایی، با خودش چگونه صحبت می کند. به طور تقریبی هر فرد به طور روزانه در حدود 300 تا 400 مرتبه کارهای فردی اش را ارزشیابی می کند.
متاسفانه برای بیشتر افراد این ارزیابی ها با آنچه از خودشان انتظار دارند، فاصله بسیار زیادی دارد و بیشتر ارزشیابی ها شکل انتقاد به خود می گیرند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که در یک فرد معمولی، 80% از این ارزیابی ها جنبه منفی دارند، و تنها 20% از آنها مثبت می باشند.

اگر یک اشتباه معمولی کرده باشید، حداقل 45 دقیقه در مورد آن خودتان را سرزنش میکنید: "واقعاً احمقانه بود، نمی توانم باور کنم که این حرف از دهان من درآمده باشد، همه آنها داشتند مرا نگاه می کردند، احتمالاً وقتی امشب به خانه بروند، همه شان در مورد من صحبت خواهند کرد!"
اگر هم کارتان در این حد، بد نبوده باشد، باز هم یک منشی مخصوص پرونده های کارهای اشتباه دارید که در قسمت ذهن، مشغول به فعالیت می باشد. در این مواقع او دست به کار می شود و فایل های قبلی را چک میکند: "اجازه بدهید که موارد قبلی را بررسی کنم، بله فکر می کنم شما احمق هستید! در حقیقت هر روز بدتر از روز گذشته عمل می کنید، آن روزی را به یاد می آورم که...."

بیشتر ما تبحر خاصی در خار شمردن خودمان داریم و کمتر قادریم که احساس خوبی در خودمان ایجاد نماییم.


حتی اگر زمانی از راه برسد که خودتان را به خاطر کار خوبی که انجام داده اید مورد تشویق قرار دهید، باز هم این امر برای مدت زمان زیادی به طول نمی انجامد. ما معمولاً عادت کرده ایم که ارزش موفقیت هایمان را دست کم بگیریم: "من خوش شانس بودم!" و یا "همه چیز به زمان مربوط می شود، من باید این کار را یک هفته پیش انجام می دادم!" و "شاید فرد دیگری می توانست این کار را خیلی بهتر از من انجام دهد." آخرین باری که کار خوبی انجام دادید و از شدت خوشحالی نتوانستید پلک بر روی هم بگذارید به چه زمانی باز می گردد؟ هیچ وقت!


البته هر چند از درون، خودمان را انتقاد می کنیم، اما در عین حال سعی می کنیم که در پیش روی دیگران خود را به بهترین نحو جلوه دهیم. معمولاً طوری خودمان را نشان می دهیم که دیگران احساس کنند ما در حدود 90% در کارهایمان به صورت مفید و مؤثر عمل می کنیم، و در پیش روی آنها قبول می کنیم که انجام اشتباه های گاه و بی گاه، از خصوصیات انسان ها به شمار می رود.
شاید بتوانید دیگران را گول بزنید، اما نمی توانید خودتان را فریب دهید. زمانیکه شما چیزهایی را که از خودتان می دانید با چیزی که دیگران در جمع از شما می دانند، مقایسه می کنید، درست در آن زمان است که احساس شکست عمیقی به شما دست می دهد. زمانیکه به سمت انتقاد فردی روی می آورید، نهایتاً به دنبال عزیزان، شرکا، دوستان و رئوسایی می گردید که خاطر شما را از خودتان جمع کنند و حس اعتماد به نفسی را که ندارید به شما هدیه کنند. متاسفانه در شرایطی که شما اعتماد به نفس خودتان را در گرو سخنان دیگران بگذارید، آنوقت کنترل شخصی از دست شما خارج شده و دیگران آنرا کنترل خواهند کرد. اگر آنها از تایید کردن شما دست بردارند، آنگاه به شما احساس بی فایدگی دست خواهد داد، اعتماد به نفستان از هم پاشیده شده و احساس وابستگی بیشتری میکنید.

شما نباید آنطوری که با دیگران صحبت می کنید با خودتان هم به همان طریق صحبت کنید! شاید اینطور بگویید که : "تو این کار را انجام دادی؟ تو احمقی! آیا کسی تو را دید؟ بله تو را دیدند! آیا آنها می دانند که من تو را می شناسم؟ منظورم اینه که یاد آن زمانی افتادم که......" چه کسی یک همچین دوستی می خواهد؟ اگر یک مدیر با کارمندش آنطوری که شما با خودتان صحبت میکنید، حرف بزند، کارمند می تواند به راحتی از مدیرش شکایت کرده و پیروز شود. درون شما هم این استحقاق را دارد که به خوبی با آن رفتار کنید.

یاد بگیرید که فضایی را به اشتباهاتان نیز اختصاص دهید و آنها را به عنوان تجربه در مراحل بعدی زندگی به کار بندید.

هر چند اشتباه، جزئی از زندگی است، اما ما باید راههای را پیدا کنیم که بدون ضربه زدن به استعدادهایمان تنها از انتقادهای سازنده بهره بگیریم. طوری به انتقاد کردن نگاه کنید که گویی قصد دارید به عنوان اطلاعاتی در زمنیه بهبود و به موفقیت رساندن خودتان استفاده کنید.

هدف شما محکوم کردن و یا سرزنش نفستان نیست؛ بلکه باید به وسیله انتقاد، برای آینده خودتان یک پشتیبان محکم درست کنید که به شما اجازه دهد که فردا خیلی موثر تر از امروز عمل کنید!

"اسکات ادم" نقاش فیلم کارتونی "دیلبرت"، با توجه به این دیدگاه، با هم گروهی ناشی تنیس خود برخورد کرد، ماجرا را از زبان خودش بشنویم: "در یکی از تورنومنت ها تنیس با خانمی هم گروهی شده بودم که به تازگی بازی تنیس را یاد گرفته بود. هر بار که یکی از توپ را خراب می کرد، رو به من می کرد و انتظار داشت که من ناراحت و نا امید شوم و با عصبانیت با او برخورد کنم؛ اما من به جای خشم و ناراحتی، نقشه بعدی را با او در میان می گذاشتم و حرکات مفیدتر را به وی آموزش می دادم. با انجام چنین کاری من یک پیغام مهم را به او یاد می دادم: گذشته مهم نیست. من به هیچ وجه قصد نداشتم که او را با تشویق های توخالی و بزرگ کردن های بی مورد بالا ببرم، چرا که این کار راه به جایی نمی برد و اغلب نتیجه خاصی در بر ندارد. اما می دانستم که اگر او بخواهد بیش از اندازه به اشتباهاتش فکر کند، امکان بروز مجدد اشتباه چند برابر می شود به همین دلیل اغلب بر روی اهداف آینده توجه داشتم و حرکات بعد را با او تمرین می کردم. خود او نیز تمایل بیشتری به انجام این کار نشان می داد. پس از گذشت چند روز توانایی های او به طور باور نکردی افزایش پیدا کرد و در نهایت توانستیم برنده تورنومنت شویم."

شما هم با خودتان باید همینطوری رفتار کنید. مانند اتومبیلی که در حال پیشروی به جلو است و در آن هیچ گونه ترمزی وجود ندارد. اگر شما وقت زیادی را صرف نگاه کردن به آینه عقب بکنید، ممکن است به درختی که در مقابلتان وجود دارد برخودر نمایید. در حقیقت به همین دلیل است که آینه عقب خیلی کوچک تر از آینه جلو می باشد. تمرکزتان را از آینه عقب بردارید و بیشتر بر روی آینده رانندگی خود تمرکز کنید؛ سعی کنید به هر نحوی که شده خودتان را از حمله های شخصی شایع دور کنید. از یک پشتیبانی مطمئن درونی بهره بگیرید. چرا کاری را انجام دادید که کنترل کافی بر روی آن نداشتید؟

قبول اینکه یکبار در زندگی اشتباه کردید، خیلی راحت تر و بهتر از این است که قبول کنید خودتان یک اشتباه هستید.

پس از اینکه مشکل بخصوصی را شناسایی کردید، می توانید با مطرح کردن 2 پرسش از خودتان بیش از پیش بر روی آینده تان تمرکز کنید:
اول چه کاری می توانید برای تصحیح مشکل انجام دهید؟ اگر هر گونه عمل سازنده و یا عذر خواهی می تواند مشکل شما را حل کند، زمانی را فقط به این کار اختصاص دهید؛
و پرسش دوم که مهمتر هم هست: اگر قرار است که در آینده مجدداً چنین مشکل مشابهی برایتان رخ دهد، چگونه قصد دارید آنرا کنترل نمایید؟ اگر شما یک دوست و یا همکار با معرفت و ارزشمند دارید، می توانید از او کمک گرفته و مشورت بخواهید. اگر هم ندارید، عقاید خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و این سؤالات را از خودتان بپرسید و حتی الامکان از انتقادهای شخصی خودداری کنید. زمانیکه از گذشته خود چیزهایی یاد بگیرید و بر روی استراتژی های جدید تمرکز کنید، می توانید به راحتی در بازی زندگی موفق شوید.

اعتماد به نفس زمانی در شما ایجاد می شود که بتوانید از اشتباهات خود درس بگیرید و آنها را کنار بگذارید تا به موفقیت دست پیدا کنید. به چالشی که در مورد یاد گرفتن از اشتباهات فردی مطرح می شود، خوش آمد بگویید چرا که آنها مانند شن ریزه هایی هستند که شما را آماده تغییر می کنند و سبب میشوند تا قدم های بعدی را محکم تر بردارید. سعی کنید در پایان هر روز خودتان را ارزیابی کرده و میزان کارایی خودتان را تخمین بزنید. از تقویم شخصی برای ضبط موفقیت های خود استفاده کنید، ممکن است شما برنده باشید و خودتان هم متوجه نشوید و یا به زودی از یادتان برود بنابراین یادداشت کردن را از خاطر نبريد .
 
 
 
خلق و ايجاد نوآوري در زندگي
 
 
نو آوری جزء استعدادهایی است که می توان گفت تنها عده کمی از افراد به درستی و به میزان کافی از آن استفاده می کنند.

آیا تا کنون برایتان اتفاق افتاده که حس خلاقیت و نوآوری دیگران شما را به حیرت وادارد؟ حدس بزنید، شما هم دارای همان نیرو هستید! همه انسان ها با قدرت خلاقیت متولد می شوند. جعبه مداد شمعی در کودکستان، تنها محدود به کودکانی نمی شود که دارای استعدادهای بالفعل هستند بلکه باید اذعان داشت که همه افراد دارای استعدادهای بالفعل هستند.

آیا به یاد می آورید که چقدر طول کشید که دوچرخه سواری و یا رانندگی را فرا بگیرد؟پیش از اینکه بتوانید مهارتی را بیاموزید، چند بار مرتکب اشتباه می شوید؟ این امر در مورد نوآوری نیز صدق می کند. ایجاد خلاقیت و نوآوری مستلزم تمرین و ممارست و صبر و حوصله می باشد. این مقاله قصد دارد تا به شما کمک کند که خیلی سریع نوآوری و خلاقیت را وارد زندگی خود کنید.

1- دنبال اهداف شخصیتان بروید


اگر از افراد نامتعارف تقاضای کمک کنید، فقط خودتان را هر چه بیشتر از مسیر اصلی دور می کنید. اگر یک ایده ناب را در ذهن می پرورانید، هیچ لزومی ندارد که حتماً آنرا با دیگران نیز در میان بگذارید. این امکان وجود دارد که آنها از درک عمیق تفکر شما ناتوان باشند و به همین دلیل پشت شما را خالی کرده و موجب تضعیف روحیه تان گردند. اگر تمام نوابغ می خواستند به حرف های اطرافیانشان گوش بدهند، الان ما باید در قرون وسطی زندگی می کردیم.

2- برای گسترش تفکرات خلاقانه، وقت صرف کنید


هر چقدر بر روی این مطلب تاکید کنم، باز هم کافی نیست. البته منظور من این نیست که یک روز کامل کاری را به این امر اختصاص دهید؛ بسیاری از افراد هستند که این امر را در کنار مشغله های کاری فراوان انجام میدهند، پس مطمئن باشید که شما نیز از عهده آن بر می آیید.

3- خود را سرگرم نرمش کنید


پیاده روی کنید. مسیری به طول یک کیلومتر را بدوید. اندروفین را به داخل رگ های خود بفرستید. نرمش و ورزش موجب پاکسازی ذهن، و ایجاد آرامش در آن می شوند. این کار به ذهن شما کمک می کند که در مقابل افکار خلاق از خود آمادگی بیشتری نشان دهد.

4- خواب هایتان را ثبت کنید


شاید خواب هایی ببیند که قسمت هوشیار ذهنتان هیچ گاه به آنها فکر نکرده باشد. این رویاها نمایانگر قدرت خلاقیت شما هستند. سعی کنید خواب هایتان را یادداشت کنید چرا که ممکن است مرز شروع نوآوری ها از همین نقطه آغاز شود.

5- به روش شخصی خود عمل کنید


"ون گوک" با نقاشی هایش معروف شد، قدرت "همینگ وی" در انتخاب واژگان بی نظیر است. شما هم باید شیوه مخصوص به خودتان را بیابید. مردم برای چیزهایی که بی همتا، خالص و سودمند هستند، ارزش بسیار زیادی قائل بوده و از آنها قدردانی میکنند.

6- خودتان را به ابزار و وسایل درجه یک محدود نکنید


برای اینکه در هنر نقاشی، یک شاهکار بوجود بیاورید، حتماً لازم نیست که از بهترین قلمو و رنگ استفاده کنید. برای نوشتن پرفروش ترین کتاب، هیچ نیازی به بهترین قلم ها و گرانترین کاغذ ها نیست.
بد نیست بدانید که "جی کی رولینگ" اولین جلد از کتاب های هری پاتر را بر روی تکه هاي دستمال کاغذی نوشت. اگر شما عکاسی بلد نباشید، بهترین دوربین را که هم در اختیار شما قرار دهند، باز هم نمی توانید عکس های زیبایی بگیرید. اگر نوشتن بلد نباشید حتی اگر آخرین مدل لپ تاپ را هم در اختیارتان قرار بدهند، باز هم قادر نخواهید بود چیزی بنویسید. یک فرد هنرمند سعی می کند از حواشی دور شده و بیشتر بر روی اصل کار تمرکز کند.

7- با علاقه کار کنید


چه چیز سبب می شود تا شما صبح ها از تخت خواب بیرون بپرید. چه چیز شعله ها را همچنان سوزان نگه می دارد؟ کاری را که بیش از همه ترجیح می دهید انجام دهید، چیست؟

گاهی اوقات افراد که سرشار از اشتیاق و آرزو هستند به راحتی می توانند جای افرادی که دارای استعداد های ذاتی هستند را بگیرند. "الن دی جنرس" در سخنانش به این نکته اشاره کرده است که اگر شما تمایلی به انجام کاری که می کنید، ندارید پس لزومی ندارد که به انجام آن ادامه دهید. گاهی اوقات چیزی را از اعماق وجود خود میخواهید و هیچ چیز نمی تواند جلوی شما را بگیرد. شور و اشتیاق سبب می شود شما بتوانید راه خود را ادامه دهید.

نگران الهام و کمک نباشید. گاهی اوقات کمک های بیرونی زمانی به برخی از افراد میرسد که کمترین انتظار دریافت کردن آنها را هم ندارند. برای چنین لحظه هایی خودتان را از پیش آماده کنید. ممکن است زمانیکه در مترو نشستید یکی از آن افکار ناب به ذهنتان خطور کند و ممکن است در آن لحظه هیچ گونه برگه یادداشتی نداشته باشید که آنرا یادداشت نماید و جهان را به واسطه آن تغییر دهید. سعی کنید تا جایی که می توانید از بروز یک چنین فجایعی جلوگیری نمایید. یک قلم و کاغذ در جیب خود داشته باشید که هر وقت اراده کردید در دسترستان باشد.

امیدروارم این مقاله به شما کمک کرده باشد تا بتوانید از خلاقیت و نوآوری بیشتری در زندگی خود بهره بگیرید. فقط در آخر می توانم بگویم که شما تمام این امور را برای ایجاد رضایت شخصی انجام می دهید نه به دلیل جلب رضایت دیگران. شروع کنید؛ هر یک از این نکات را در زندگی خود استفاده کنید تا ببینید که وجود نوآوری در زندگی چه تغییرات شگرفی را ایجاد می نماید .
 
 
 
پیشنهاداتی برای ورود به فارکس و بقا در آن
 
 
 
1-از اولین باری که اسم فارکس را شنیدید تا زمانیکه اولین حساب ریل را باز می کنید حداقل 6 ماه تا یک سال به خودتان فرصت دهید.مطالعات اولیه و خو گرفتن به حرکات بازار حداقل به این مدت زمان نیاز دارد.بنابراین به هیچ وجه در باز کردن حساب ریل و از دست دادن سرمایه خود عجله نکنید.اکثر تریدر های بسیار موفق حداقل یک بار و بطور متوسط 2-3 بار سرمایه خود را قبل از رسیدن به سوددهی از دست داده اند.

اولین دفعاتی که معاملات دمو انجام می دهید بسیار هیجان زده خواهید شد ظرف چند دقیقه چند هزار دلار سود می کنید.پیش خودتان می گویید عجب کاری کشف کردم!!! یک ماه مثل ... جون می کنم و هزار تا حرف زور می شنوم و 300 هزار تومان حقوق می گیرم.چرا شغلم رو ول نکنم و این کار جدید و رویایی رو شروع نکنم؟

ممکن است زمانی که اسم فارکس را شنیده اید تحت فشار شدید روانی در محیط کار یا دانشگاه باشید و تصمیم بگیرید مسیر زندگی خودتان را عوض کنید .کار و یا درس را ول کنید و بوسیله فارکس به تمام آرزوهایتان برسید.مطمئن هستید که با تلاش و پشتکار همیشگی که داشته اید در این کار نیز مثل سایر امور زندگی موفق خواهید شد .

دوست من در فارکس با فشارهای روانی 10 ها برابر محیط کار روبرو خواهید شد و از دوران قبل از ورود به فارکس به عنوان سالهای خوش زندگی یاد خواهید کرد.محیط بازارهای مالی تفاوت هایی اساسی با سایر فعالیتهای انسان دارد.پشتکار و هوش و زمان تضمین کننده موفقیت نیست و خصوصیات روانی منحصر به فردی لازم است که اکثر انسان ها فاقد آن هستند.احساساتی را در خود خواهید دید که در سرتاسر زندگی تجربه نکرده اید.اعتماد به نفس و غرور همیشگی خود را از دست خواهید داد و احساس فلاکت خواهید کرد.امکان دارد تا مرز جنون و خودکشی پیش بروید.

دوست من کمی خونسرد باش!!! آیا سایر ساکنین کره زمین از وجود این حرفه مطلع نیستند؟
کمی فکر کن!!! آیا ممکن است کاری به این سادگی و با این درآمد وجود داشته باشد؟
اگر آسان بود تمام شرکت ها ی صنعتی و تجاری کارشان را رها می کردند و به سوی این حرفه می امدند.
اگر چیزی انقدر خوب به نظر می رسد که فکر می کنید نمی تواند حقیقت داشته باشد، احتمالا حقیقت ندارد.

کاری نکنید که فردا باعث پشیمانی شود.

بخصوص اگر متاهل هستید به هیچ وجه شغلتان را رها نکنید .فردای روزگار به احتمال زیاد شرمنده خانواده تان خواهید شد.

در مقابل وسوسه های دوران آشنایی اولیه با فارکس مقاومت کنید .شغل یا درستان را رها نکنید.مطمئن باشید مسیر موفقیت در این حرفه به قدری طولانی است که اگر 1-2 سالی صبر کنید و کارهایتان را به اتمام برسانید ضرر نخواهید کرد.

بعلاوه برای جبران ضررهایی که خواهید کرد حداقل به یک منبع درآمد نیاز خواهید داشت.

2
-بعد از مدت زمانی ممکن است به سوددهی مقطعی در حساب دمو رسیده باشید و یا فکر می کنید برای حساب ریل آمادگی دارید بعلاوه حرف های زیادی در مورد تفاوت دمو و ریل خواهید شنید که شما را وسوسه می کند حساب ریل باز کنید.البته بعد از افتتاح حساب متوجه می شوید به غیر از تفاوت های جزئی از نظر اجرای معاملات تفاوت خاصی وجود ندارد.اختلاف اصلی در واکنش های احساسی شما به برد و باخت می باشد.از بردن سرمست خواهید شد و از باختن مایوس و خشمگین .از نظر احساسی به آونگی شبیه خواهید شد که بین مرزهای احساسات انسانی نوسان می کند.این احساسات روی تصمیمات معاملاتی شما که هنوز پخته نیستند اثر منفی می گذارد و باعث می شود بیشتر ضرر کنید .بعلاوه این نوسانات احساسی به تدریج باعث یاس و سرخوردگی و از دست دادن اعتماد به نفس در شما خواهد شد و روی روابط شخصی و اجتماعی شما به شدت تاثیر خواهد گذاشت.

بعد از بطور متوسط چند ماه تا یک سال کار با ریل بر احساسات خود مسلط خواهید شد و متوجه می شوید با این وجود هنوز ضرر می کنید و به یک دوره مجدد از مطالبی که خوانده اید و فکر می کنید قطعا درست هستند می پردازید .متوجه می شوید اکثر انها اشتباه است و هنوز دانش کافی برای سود کردن در بازار ندارید.

در این مدت احتمالا استفاده از بیشتر اندیکاتورهایی که سابقا خیلی وقتتان را برای یادگیری انها صرف کرده اید ، متوقف می کنید و مجددا به مفاهیم کلیدی از قبیل support/resistance,trend,candlesticks ,.. می پردازید.

برای افتتاح حساب ریل حدود 300-500$ در یک حساب میکرو و معاملاتی حدود 0.01-0.02 را پیشنهاد می کنم.تقریبا مطمئن باشید که علی رغم اعتماد به نفس بالایی که دارید و تلاش زیادی که می کنید این اولین حساب را از دست خواهید داد.بنابراین به آن به عنوان هزینه ای که برای یادگیری می پردازید نگاه کنید و سعی کنید با کوچک نگه داشتن حساب و سایز معاملات ضررهای این دوران را حداقل کنید.

طبق مباحثی که در پست های قبل آمد امکان زیادی وجود دارد که بهترین سود پیوسته و بلند مدتی که بتوان از بازار گرفت حدود 20-50% در سال باشد.بنابراین اگر بتوانید یک حساب 300$ را در پایان یک سال به 350-450$ تبدیل کنید موفق شده اید مرحله اموزش را به پایان برسانید و اماده حرکت به مرحله بعد هستید.

حداکثر ریسک مجاز 2-3% است اگر ریسک را از این حد بیشتر کنید و در یک ماه اینقدر سود کنید اعتباری ندارد.اگر با ریسک مجاز توانستید ظرف چند ماه به این موفقیت برسید هنوز اعتباری ندارد.به معاملات تا پایان سال ادامه بدهید و متوجه می شوید اکثر این سودها از بین می رود و دوباره بدست میاید و شاید در آخر سال ضرر کنید.پس معیار یک سال کامل است.

3-پس از پایان اولین سال موفق که می تواند حداقل 2-3 سال بعد از آشنایی شما با فارکس باشد آماده افزایش سرمایه خواهید بود.افزایش ناگهانی حساب می تواند یک شوک جدید احساسی در اثر بزرگ شدن مبلغ ضررها و سودها ایجاد کند.بنابراین پیشنهاد من این است که با 2-3 برابر سرمایه سال پیش کار کنید در حدود 1000-2000$ و این کار را برای 6 ماه ادامه دهیداگر در این 6 ماه هم موفق بودید کاملا آماده هستید که بصورت حرفه ای به این شغل نگاه کنید.

این مقطع می تواند نقطه مناسبی برای بررسی انتخاب فارکس به عنوان شغل باشد.

اگر فرض را بر 20-50% سود سالیانه بگذاریم با سرمایه ای حدود 10-20 میلیون احتمالا قادر خواهید بود در آمدی در حدود حقوق سابق خود (متوسط درآمد در ایران ماهیانه 300-500 هزار تومان) بدست بیاورید.به تدریج با افزایش بیشتر سرمایه اولیه و کسب تجارب بیشتر می توان به آرزوهای مالی رسید و محدودیتی روی درآمد وجود ندارد(در آمد متناسب است با سرمایه اولیه).

اگر سرمایه کافی ندارید سعی نکنید با 300-400$ ماهی پولتان را دو برابر کنید.بهتون قول میدم که این کار نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت.

در هر کاری مهمترین قدم تعیین هدف است.اگر هدف اولیه اشتباه یا مبهم باشد تک تک قدم های بعدی در مسیری اشتباه خواهند بود و شانس موفقیت کمی وجود دارد.

اگر دید اشتباهی به میزان درآمد سالیانه داشته باشید برای بدست آوردن درآمد مورد نیاز خود ریسک زیادی خواهید کرد، استاپ را اشتباه خواهید گذاشت ، خروج ها غلط خواهند بود و همواره در ترس و اضطراب به سر خواهید برد که منجر به تصمیمات اشتباه می شود و کل پولتان را از دست می دهید.در آمد تابعی از ریسک سرمایه، سرمایه اولیه و عملکرد تریدر است.نباید اول میزان درآمد را انتخاب کرد و بعد از روی آن ریسک سرمایه را تعیین کرد.
 
 
فسردگی در فارکس ؟
از آنجا که طی سالیان دراز فعالیت در فارکس(بازارهای مالی، CFD) بسیار شاهد این قضیه بوده ام نشانه هایی از افسردگی در افراد متضرر حاضر در این بازارها مشاهده می گردد بر آن شدم به کمک مقالات، کتاب ها و تحقیقات شخصی در این مورد به بررسی این بیماری شایع بین معامله گران این بازار بپردازم. با اینکه آماری دقیق پیرامون معامله گران و افراد حاضر در بازار های مالی وجود ندارد اما غریب به یقین میتوان به این برآورد رسید که اغلب افراد متضرر در بازار به علائمی از این بیماری مبتلا می شوند. البته این نظریه که شاید بسیاری از افراد حاضر در این بازار قبل از ورود دارای نشانه هایی از افسردگی بوده اند و در داخل بازار سعی در برون رفت از بیماری خود داشته اند نیز میتواند صحیح باشد. گواه این تاثیر را میتوان در حضور بازیگرانی در این بازار دید که در بورس های محلی، سایت های هایپ، شبکه های هرمی یا دیگر فعالیت های اقتصادی متحمل خسارت شده اند و بازار فارکس را مکانی برای برون رفت وضعیت روحی و مالی خویش یافته اند حال آنکه با نرسیدن به آمال و اهداف خود بیماری ایشان وضعیت وخیم تری پیدا کرده است.

یک اختلال افسرده کننده چیست؟
یک اختلال افسرده کننده یک بیماری است که جسم، حالات و فکر را درگیر می کند. در صورتی که فرد در بازارهای مالی(مانند فارکس) متحمل خسارت شود، به علت نرسیدن به اهداف و رویاهایی که قبل از ورود در ذهنش ساخته است یا زحماتی که در طول زمان حضور کشیده است بسیار مستعد ابتلا می باشد. عموما هزینه اقتصادی برای این اختلال بالاست اما هزینه رنج بردن انسان ها نمیتواند برآورده شود. در صورتی که افسردگی به خاطر موقعیت های مالی از دست رفته باشد می تواند زندگی خانوادگی بیماررا همچون زندگی خود فرد به مخاطره روحی و مالی بیاندازد. بیشتر مردم با یک بیماری افسردگی درمان را جستجو نمی کنند با اینکه درمان به اکثریت متعددی، حتی آنهایی که افسردگیشان به شدت سخت است می تواند کمک کند.
این بیماری بر طریقه خوردن، خوابیدن و احساس یک فرد درباره خودش و طریقه فکر کردن درباره موجودات و اتفاقات اطرافش تاثیر می گذارد. افرادی با یک اختلال افسرده کننده به تنهایی نمی توانند بر اعصاب خود تسلط پیدا کنند و بهتر شوند. نشانه های این بیماری، بدون درمان می تواند برای زمانی طولانی طول بکشد.

انواع افسردگی تحت تاثیر خسارت مالی:
اختلال افسردگی درجات و شکل های متفاوتی دارد اما در اینجا تنها به دو نوع متداول و مشاهده شده آن در بازارهای مالی اشاره خواهم داشت.
افسردگی می تواند تحت تاثیر علایم بارز ایجاد بیماری(در اینجا بازارهای مالی) بوسیله یک ترکیب علایم آشکار شده مانند کارکردن، مطالعه کردن، خوابیدن، خوردن، و لذت بردن بیشتر از فعالیت ها مداخله کرده و باعث تشدید بیماری گردد. در اینجا به بررسی و علت این بیماری و علایم آن در بازارهای مالی خواهیم پرداخت. گرچه در بسیاری موارد شاهد آن بوده ایم که بیمار اختلال در جهت قطب مقابل را نشان می دهد اما عموما بیماران در یکی از دو طیف (مانیاک-دپرسیو) دسته بندی می شوند.
مانیاک: تغییرات با شدت بالا=دیوانگی،شیدایی(هیجان بی دلیل و زیاد)
دپرسیو: تغییرات با شدت کم=افسردگی(پرشانی)
وقتی فرد در دوره افسرده است می تواند هیچ علامتی نداشته باشد یا دارای همه علایم افسردگی باشد. هنگامی که فرد در دوره شیدایی است، ممکن است نشانه هایی را بروز دهد که در زیر به تفصیل در مورد آنها صحبت خواهیم کرد.
نشانه های افسردگی و شیدایی:
اغلب معمامله گران تعداد کمی از نشانه ها را تجربه می کنند، برخی نیز تعداد زیادی از نشانه ها را تجربه می کنند.
افسردگی(دپرسیو):
*اندوهگینی، دلواپسی مداوم و یا بی حوصلگی
فرد در این مرحله از معاملات خود ناراضی، نگران آینده یا معاملات جاری و در مواقعی ترجیح دوری از بازار(در عین وابستگی) را تجربه می کند.
*احساس ناامیدی، بدبینی
فرد نسبت به آینده خود و کسب درآمد از بازار بسیار احساس ناامیدی می کند. دلیل عمده این حالت درک نکردن بازار وتسلط نداشتن بر احساسات می باشد. در بعضی مواقع نیز فرد از روی بدبینی به خاطر خسارت خویش، به کارگزارش شک می ورزد.
*احساس گناه کردن، بی ارزشی، بیچارگی
این حالت اغلب در مواقعی بوجود می آید که فرد بدون در نظر گرفتن شرایط مختلف، جمع بندی نتایج و تسلط نداشتن بر مباحث، متحمل زیان می گردد در این حالت خود را سرزنش کرده، احساس گناه نسبت به از دست دادن پول و زمان خود دارد و به اعتماد به نفس وی شدیدا خدشه وارد می شود.
*فقدان علاقه یا لذت بردن از سرگرمی ها و فعالیت هایی که سابقاَ برایش لذت بخش بوده
این حالت عموما برای افرادی پیش می آید که قبل از ورود به مارکت یا امتحان یک استراتژی جدید، لذت و پیروزی فراوانی از این کشف خود می برند در نتیجه از سایر لذت ها و سرگرمی های زندگی دست کشیده و به حد افراطی خود را وابسته به بازار و احساسات خود می بینند در نتیجه پس از مدتی خود را جدا شده از اصل خویش می یابند و بازار را باعث جدایی خویش از دنیای اطراف قلمداد می کنند.
*کاهش یافتن انرژی، خسته شدن، سست شدن تدریجی
فرد در این مرحله با اینکه نیاز به فعالیت فیزیکی چندانی در بازار ندارد. خود را وابسته و زنجیر به بازار حس می کند که توانایی فعالیت های بیشتررا از وی سلب کرده و در سایر فعالیت های زندگی با کمبود انرژی، دلتنگی و ناامیدی روبرو است.
*اشکال در تمرکز کردن، به خاطر آوردن و تصمیم گیری
این حالت شایع ترین حالت در بین معامله گران زیان دیده است. زیان مالی اغلب موارد منجر به عدم تمرکز و درگیری ذهنی معامله گر می شود که نتیجه آن تصمیم گیری اشتباه، به خاطر نیاوردن قوانین شخصی و بوجود آمدن زیان های جدید است. این سیکل منفی می تواند زیان های مادی و معنوی زیادی را به معامله گر وارد نماید.
*بیماری بی خوابی، صبح زود بیدار شدن یا خواب ماندن
بر اثر این شرایط فرد از تمرکز کامل دور شده یا در زمانهایی که در بازارهای 24 ساعته بازار شرایط استراتژی وی را ندارد بر اثر بی خوابی سعی در یافتن راهی برای ورود به بازار می باشد که نتیجه آن اغلب موارد زیان به حساب می باشد. در مواردی نیز دیده شده خواب فرد افزایش یافته و در حالی که در بازار حضور داشته یا شرایط بازار برای سود بالقوه آماده بوده فرد بر اثر خستگی و نیاز به استراحت، خوابیده و شرایط ایده آل معامله درست را از دست داده است.
*کم اشتهایی و کاهش وزن یا پرخوری و زیاد شدن وزن
به خاطر نیاز نداشتن حضور در بازار به فعالیت بدنی، و تمرکز ذهنی معامله گر بر شرایط بازار، اغلب معامله گران از توجه به وضعیت جسم خویش قافل شده و ناآگاهانه به سمت کم اشتهایی یا پرخوری متمایل می شوند و افراط و تفریطی ناخواسته بر وضع تغذیه ایشان حاکم می گردد.
*اندیشیدن به مرگ یا خود کشی
در موارد حاد بیماری، که فرد یا متحمل زیان زیادی گردد یا ضرر وی به زندگی شخصی اش آسیب جدی وارد کند فکر توهم زا و اشتباه خودکشی ذهن وی را مشغول می کند. با اینکه در کشورهای غربی (و کشور ما) مبادرت به خودکشی به علت زیان های مالی بسیار معدود می باشد اما همیشه باید نسبت به این شرایط، فرد و اطرافیان وی نظارت داشته باشند.
*بی قراری، زودرنجی
این حالت نیز اغلب در پی معاملات اشتباه و همراه با ضرر ایجاد می گردد و فرد غیر از بی قراری شخصی، بسیار نسبت به اطرافیان و شرایط حساس می شود و برای مسایل جزئی رنجش و بی قراری فراوانی را می آفریند.
*مداومت نشانه های جسمانی که به درمان پاسخ نمی دهند، مثل سردردها، اختلالات گوارشی و دردهای مزمن دیگر.
باعث مداومت بیماری های جسمانی نیز اغلب موارد شرایط فرد در زمان حضور در بازار می باشد که فرد از شرایط جسمانی خویش قافل می شود و بدن وی به خاطر تعامل های روانی منفی وی با بازار قادر به پاسخ گویی به درمان نیست. جالب آنکه مداومت بیماری برعکس نشانه های قبلی حتی در افرادی که در بازار سود می کنند نیز دیده می شود.

شیدایی(مانیاک):
*شادی غیر طبیعی یا بیش از حد
فرد در زمان کسب سود(هرچند کوچک) بیش از حد خوشحال و شاد می شود و عکس العمل های شدیدی برای شادی خود بروز می دهد. حتی در موارد حاد دیده شده فرد پس از ضرر نیز شادی داشته است که دلیل این امر معانی واهی و تفسیرهای اشتباهی است که فرد بیمار به اشتباه ضرر خویش را مترادف با سود و کسب تجربه می بیند.
*زودرنجی غیر عادی
این حالت در شیدایی، مانند حالت افسردگی اغلب از معاملات زیان آور نشات می گیرد با این تفاوت که عکس العمل فرد نسبت به عامل خارجی رنجش بسیار تهاجمی و غیر قابل پیش بینی است.
*کاهش یافتن خواب
اگر در حالت افسردگی فرد نیاز به افزایش خواب یا خواب نامنظم را تجربه می کند در این حالت فرد زمان بسیار کمی را به خواب و استراحت خود اختصاص می دهد عموما تا دیروقت زمان خود را با بازار می گذراند و حتی با علم به اینکه تمرکزش کاهش یافته بازار را برای خود افیونی روانی تجسم می کند نتیجه این حالت نیز در قالب موارد کاهش تمرکز و زیان مالی می باشد.
*اندیشه های بزرگ غیر طبیعی
این حالت اغلب برای افرادی پیش می آید که تازه با بازارهای مالی آشنا شده اند. همانطور که قبلا اشاره شد ایشان تمامی آمال، اهداف و آرزوهای از دست رفته خویش را در این بازارها جستجو می کنند و به خاطر درک نکردن شرایط و عوامل موثر بر بازار در قالب موارد در بدو ورود متحمل ضرر می گردند. این حالت در موارد اندک برای افراد با سابقه نیز دیده شده است.
*اندیشه های رقابت(تفکر رقابتی داشتن غیر واقعی با سایرین)
فرد زیان دیده برای انگیزه دادن به خویش، به ایجاد دشمن یا رقبای قوی در ذهن خویش مبادرت می ورزد. خود را در حال نبرد با بازار و رقبا می بیند. از نظر وی دور است که، حجم بالا و بازیگران متعدد، ماهیت رقابتی مستقیم را در بازار از بین برده و فرد فقط در حال رقابت با خویش و بهبود شرایط خودش است در حالی که فرد بیمار کوچکترین توجهی به این مسایل ندارد.
*افزایش میل تهاجمی
فرد معامله گر میل شدیدی به تهاجم و انتقام گیری از بازار دارد در حالی که فراموش کرده که برای به سود رسیدن در بسیاری موارد نیاز به آرامش، بیرون نشستن و تجزیه و تحلیل بازار می باشد. ایشان با فرض اینکه موقعیت ها و حرکات بازار را از دست خواهند داد با کوچکترین و کم اهمیت ترین علایم با هدف به زانو در آوردن بازار وارد معامله می شوند. این حالت بعد از معاملات همراه با زیان بسیار بیش از پیش شایع می باشد. خویشتنداری و کنترل احساسات، تنها راه دوری گزیدن از این دام خود ساخته است.
*افزایش انرژی قابل ملاحظه
این حالت نیز قالباً در ادامه حالت تهاجمی پیش می آید و به علت اینکه فرد در بازار قابلیت تخلیه فیزیکی انرژی مازاد خویش را ندارد با افزایش تعداد و حجم معاملات سعی در تخلیه خود را دارد. نتیجه معاملات بدون تعمل و تفکر نیز کاملا مشخص می باشد.
*ناتوانی در داوری(داوری نامطلوب)
در این حالت فرد تنها بر اساس منافع(اغلب منافع کوتاه مدت) به داوری شرایط حاکم می پردازد. از منطق و شرایط حاکم دوری گزیده و احساسات وی راهبر اعمالش می شوند. از قضاوت عادلانه و دور از احساس شرایط عاجز می شود و تنها می خواهد بازار را بر اساس حدس ها و گمان های خویش تجربه کند.
*رفتار اجتماعی نامناسب
احساس خویش در زمان متحمل ضرر شدن را به محیط خارج از بازار سوق می دهد و با ارائه رفتارهای ناهنجار،سعی در تخلیه روحی و روانی خویش دارد. قالبا به قدرت های بزرگتر از شرایط حاکم بر بازار می اندیشد. با دعا و توسل سعی در تسلی دادن به خویش است و پس از مدتی نظر مثبت خود نسبت به این موارد را نیز از دست می دهد.

دلایل بیرونی افسردگی:
غیر از مسایل حضور و معاملات در بازار، عوامل دیگری نیز میتواند بسط دهنده و تاثیرگذار بر روی بیماری باشد. یکی از این عوامل که هنوز دلایل علمی تاثیر آن بر بیماری افسردگی کشف نشده عوامل آسیب پذیری زیست شناختی ارثی بیماری می باشد به این معنا که افراد دارای سابقه افسردگی در خانواده یا نزدیکان با حضور در بازارهای مالی استعداد بیشتری برای ابتلا به این بیماری را دارا می باشند. دلایل بیرونی دیگر مانند فشار مالی، استرس خانه، محل کار و تحصیل نیز می توانند از علایم بروز افسردگی فرد در بازار باشند. از دیگر دلایل علاقه فرد به بازارهای مالی، سابقه افسردگی در وی و فقدان توانایی برقراری ارتباط با محیط و دیگران می باشد وی در این شرایط با حضور در بازار سعی در پوشاندن این نقیصه خویش دارد.در این قضیه در صورت کسب نکردن سود نه تنها کمکی به وی نمی شود بلکه علایم بیشتر و حادتری از بیماری در وی دیده می شود.
با اینکه زنان دو برابر مردان به افسردگی مبتلا می شوند اما عموما در بازارهای مالی، مردان استعداد بیشتری برای ابتلا دارند و عموما عواقب بدتری از بیماری را تجربه می کنند. نکته دیگر عکس العمل مردان در مقابله با ضرر و هجوم علایم افسردگی، رجوع ایشان به الکل و مواد مخدر می باشد بدین وسیله ایشان سعی در پنهان کردن و منحرف کردن ذهن خویش را دارند و ناخواسته به بیماری خویش دامن می زنند.
در مورد افسردگی در مردان، مساعدت و پذیرش کمتر ایشان نسبت به بیماری بسیار شایع می باشد مخصوصا اگر عامل بیماریشان، بازار و زیان های مالی باشد بسیار در مقابل پذیرش و درمان مقاومت نشان می دهند.

ارزیابی و درمان افسردگی:
اگر در فرد بعد از حضور در بازارهای مالی تعدادی از علایم بالا ظاهر شده است وی باید توجه بیشتری نسبت به خود داشته باشد و در صورت نیاز به پزشک مراجعه کند. البته این امکان بسیار محتمل است که دلیل علایم بالا بازارهای مالی نباشند یا تشخیص اصلا بیماری افسردگی نباشد. اما عموما این تشخیص باید به پزشک سپرده شود تا وی با بررسی احتمالات بواسطه آزمایش، مذاکره و تست های آزمایشگاهی تشخیص درست را بدهد. ترجیحا در زمان مراجعه فرد به پزشک وی باید شرایط کامل بازار و افکار خویش را نسبت به آن برای پزشک به تفصیل توضیح دهد. آگاهی پزشک نسبت به شرایط و افکار بیمار، میتواند کمک شایانی به وی در تجویز دارو یا گفتگو درمانی بکند. درمان های شناختی، رفتاری به بیماران کمک می کند که شیوه های تفکر و رفتار منفی ای را که غالبا با افسردگی مرتبط بوده اند را تغییر دهند.

چگونه می توانید به خود کمک کنید؟
در اینجا بر آن نیستم اصول ریز و کاربردی روانشناسی معاملات و مدیریت سرمایه را یادآوری کنم؛ اما اصولی که میتواند به فرد در درمان یا جلوگیری از افسردگی کمک کند را به صورت خلاصه ذکر می کنم.
*قراردادن اهداف واقع بینانه و به عهده گرفتن مسئولیت
اهداف واقع بینانه نسبت به موفقیت در بازار، برعهده گرفتن نتایج تمامی تصمیمات، پرهیز از حضور در بازارهای واقعی تا قبل از رسیدن به استراتژی سودآور، می تواند کمک شایانی به فرد در درمان افسردگی داشته باشد.
*خُرد کردن کارهای بزرگ به کوچک، حق تقدم برای کارها و انجام دادن هرآنچه که می توانید به همان اندازه که می توانید.
مساله کوچک کردن و خُرد کردن اهداف و کارهای بزرگ میتواند تاثیر عمیقی بر موفقیت و آرامش فرد بگذارد. ایجاد برنامه برای اولویت بندی کارها می تواند باعث آگاهی فرد نسبت به برنامه و موقعیت خویش گردد و نکته دیگر این قسمت نیز دوری نکردن از بازار توسط معامله گر و تلاش در جهت پیشرفت می باشد به شرطی که فرد از خود انتظار ایجاد نکند ولی در حد توان برای اهداف مالی خویش تلاش داشته باشد.
* کوشش برای با سایر مردم بودن و اعتماد کردن به آنها، سهیم شدن در فعالیت هایی که میتواند احساس بهتری بوجود آورد.
در بازارهای مالی از طریق اتاقهای کنفرانس اینترنتی، انجمن های گفتگوی تخصصی و نزدیکی به دیگر فعالان بازار خود را در بطن تعاملا با دیگران قرار دهد به یکی از همکاران امین خود اطمینان کند و شرایط خود را برایش بازگو کند تا وی از نقطه نظری جدید کمک حال باشد. تعامل با جمع، از فشار روانی تنهایی و مرموز بودن می کاهد و این میتواند دقیقا همان چیزی باشد که غیر از اطلاعات فنی میتواند موقعیت روانی فرد را بهبود بخشد.
*فعالیت های جنبی مورد علاقه
قبل از آشنایی با بازارهای مالی به احتمال زیاد فرد تفریحات و سرگرمی های لذت بخش زیادی برای خود داشته است، باید دوباره به انجام آنها رو بیاورد. ورزش ملایم انجام دهد، به سینما برود، موسیقی مورد علاقه اش را گوش کند، در مراسم مذهبی یا اجتماعی که برایش لذت بخش است شرکت کند و حتی اگر برحسب شرایط کاری در منزل فعالیت میکند به ظاهر و لباس خود اهمیت دهد. تمامی این کارها در بهبود وضع روحی و مالی فرد تاثیری فراوان دارد.
*قبول اینکه احساس بهتر زمان میبرد
این نکته را بپذیرد که اگر شرایط روحی نامناسبی دارد یک شبه افکار و عقاید وی تغییر نمیکند و این مساله به مرور زمان حل می شود به خاطر بهبود شرایط روحی و مالی خویش بیش از حد به خود فشار نیاورد. در حد امکان تلاش خویش را انجام دهد اما اجازه دهد زمان ایده آل ها را بیافریند.
*به تعویق انداختن تصمیمات مهم
تا حد امکان معاملات واقعی خود را متوقف کند یا حجم آنرا به میزان قابل توجهی کاهش دهد. حسابهای مجازی را بار دیگر امتحان کند واز آنها لذت ببرد.دوره های آموزشی جدیدی را تجربه کند.برای بهبود وضعیت خویش از به تعویق انداختن تصمیمات مهم زندگی شخصی(تغییر کار، ازدواج و غیره) ابایی نداشته باشد. مطمئن باشد این تعویق در بهبود وضعیت وی بسیار مفید خواهد بود.
*مثبت اندیشی را با منفی اندیشی جایگزین کند
با اینکه در بازارهای مالی نیاز وافری به تحلیل واقعی بازار می باشد اما این نکته هیچ منافاتی با مثبت اندیشی ندارد.بلکه سم واقعی ذهن ایجاد تفکر منفی است که بر گرفته از بیماری افسردگی درجات متفاوتی دارد بنابراین برای بهبودی بیماری و شرایط خودتا حد امکان مثبت بیاندیشد.
 
 
 
رابطه مشاغل اصلی و يا قبلی معامله گران با انجام معاملات
 
 
 
در مطالعاتی كه در مورد رابطه مشاغل اصلی و يا قبلی معامله گران با انجام معاملات سهام و ارز بعمل آمده معلوم گرديده كه خلبانا ن از موفق ترين و پزشگان از نا موفق ترين معامله گران ميبا شند.
 
 
 
 
 
 احساسات شما، دشمن معاملات شما
یک مثل سامورایی می گوید " به صورت منطقی برنامه ریزی کنید و با احساس به سوی دشمن حمله کنید. " اگر شما این مثل را در معاملات خود بکار ببرید مطمئنا" نتیجه خوبی نخواهید گرفت.
بهتر است این جمله را به این ترتیب اصلاح کنیم.

" به صورت منطقی برنامه ریزی کنید و بدون احساسات وارد بازار شوید."

بسیاری از روانشناسان عقیده دارند الگوی رفتار انسان برای بازار های مالی مناسب نمی باشد. واکنشهای انسانی به برد و باخت باعث خواهد شد که افراد در زمان نامناسب، تصمیم اشتباهی را در بازار داشته باشند.

برای روشن تر شدن بیشتر مطلب به این موارد توجه کنید.

1- تصور کنید شما یک پوزیشن خرید دارید و به سرعت این معامله به سود می رسد. این باعث رضایت شما می شود و ترس از اینکه ممکن بود شما ضرر کنید از بین می رود. این رضایت سریع باعث می شود، شما معامله خود را با سود پایین ببندید.

2- شرایط معکوس وضعیتی است که شما یک معامله خرید دارید و بازار بر خلاف شما حرکت می کند.

رفتار طبیعی انسانی در این شرایط شما را وادار می سازد تا صبر کنید تا شاید بازار به نفع شما تغییر جهت دهد. اگر بازار همچنان خلاف شما حرکت کرد، باز هم شما امیدوارید حداقل به نقطه سر به سر برسید تا از بازار خارج شوید.

اگر همچنان بازار خلاف شماادامه داد، امیدوارید بازار باز گردد تا شما با یک ضرر کوچک از بازار خارج شوید.

بازار همچنان خلاف شما حرکت می کند ولی شما تمایل به خروج از بازار ندارید، چرا که از نظر روانی قبول ضرر بسیار دردناک می باشد.

پس شما درد را به تعویق می اندازید و ضرر بیشتری را متقبل می شوید. اگر شما در بازارهای بدون Leverage معامله کنید ممکن است این مساله را به عنوان یک سرمایه گذاری بلند مدت توجیه کنید.

اما اگر در بازارهای با Leverage معامله می کنید درد سر به مراتب بزرگ تر خواهد بود. به این شرایط " اجازه دادن به بزرگ شدن ضرر می گویند."

3 – حالا بیایید به حالت اول باز گردیم شما به سرعت سود کوچک خود را می گیرد و احساس رضایت می کنید. در این حالت شما از فشار عصبی نیز خلاص می گردید. اما بعد از آن شما مشاهده می کنید، بازار به صعود خود ادامه می دهد. در این حال شما با خود می اندیشدید که چه سودی می توانستید بکنید. در این حال شما تصمیم می گیرید مجدا" به بازار وارد شوید.

روند صعودی بازار متوقف می شود و کمی خلاف شما حرکت می کند شما تصور می کنید این یک برگشت موقتی است و رسانه ها نیز این تصور را در شما تقویت می کند.

شما مدتی دیگر نیز صبر می کنید اما بازار همچنان خلاف شما حرکت می کند و حالا تحلیل های رسانه ها کم کم حالت نزولی را نشان می دهد.

کجای کار ایراد دارد ؟

1- طمع : شما به پولی که می توانستید داشته باشید فکر می کنید و دوباره هیجان زده، درست جائیکه بازار به سقف خود رسیده است، به بازار باز می گردید.

2- شما پولی را که فکرمی کردید باید به دست آوردید هزینه اشتباهتان می کنید.

3- شما به حرف رسانه ها توجه می کنید. همیشه به این مساله توجه داشته باشید که رسانه ها پیش بینی کننده بازار نیستند آنها دنباله رو بازار هستند. آنها بعداز اینکه همه چیز به اتمام رسید گزارش می کند که چه اتفاقی در بازار افتاده است.

4- شما با توجه به احساس خود از معامله اولیه خارج شدید،نه بر اساس منطق.

نکته اساسی که در اینجا وجود دارد این است که بسیاری از معامله گران به دنبال یافتن حقایق و واقعیت بازار نیستند بلکه به این امید هستند که بازار همراه آنها باشد.

اینجا بهتر است چند قاعده قدیمی را تکرار کنیم : اگر شما تردید دارید هرگز معامله نکنید.اگر شما روی یک معامله زیان دیده چیزی غیر از امید ندارید، از آن معامله خارج شوید.هرگز به دنبال کسی نگردید تا به شما بگوید معامله شما یک معامله درست است و بازار به زودی به سود شما تغییر خواهد کرد. به دنبال کسی بگردید که به شما حقایق را بگوید و آنرا به شما ثابت کند.با حقایق رو به رو شوید، دیدگاه خود را تغییردهید، معاملات خود را تغییر دهید و همیشه همراه با روند بازار شرایط را تغییر دهید تا بتوانید سود کنید.

بیم و امید
مردم عادی زمانی که امید دارند یک معامله سود آور است وارد آن می شوند.این خطرناک ترین کاری است که می توانید انجام دهید.هرگز بر اساس امید معامله نکنید.بازار را بصورت علمی بررسی کنید و سپس وارد یک معامله شوید.

علل بسیاری از زیانها ترس می باشد .اکثر افراد زمانیکه به سود می رسند از ترس برگشت قیمت از بازار خارج می شوند اما زمانی که به سمت ضرر می روند، صبر می کنند تا بازار به سمت آنها حرکت کند. زمانی که بازاربیشتر برخلاف آنها حرکت می کند از ترس از دست دادن سرمایه از بازار خارج می شوند و ممکن است از آنجا بازار شروع به تغییر جهت کند.

اگر شما حقایق بازار را بدانید شما بر اساس بیم یا امید معامله نخواهید کرد بلکه بر اساس قواعد علمی واصولی وارد بازار می شوید.

فراموش نکنید که همیشه با روند همراه حرکت کنید و نسبت به چیزی که فکر می کنید بی تفاوت باشید.

بسیاری از افراد از من چنین سوالاتی می پرسند که چند روز پیش نسبت به یک Item دیدگاه صعودی داشتید ولی چرا امروز از نزولی بودن آن صحبت می کنید ".

جواب من به این افراداین است که "یک فرد عاقل همیشه دیدگاه خود را با توجه به شرایط اصلاح می کند اما یک انسان نادان هرگز چنین کاری نمی کند."

اگر برای سود کردن وارد بازار می شوید همیشه آمادگی داشته باشید تا جهت خود را هر زمان که نیاز بود تغییر دهید.

مترجم: رضا برزگر
 
 
 
 
 مقابله با استرس براي موفقيت در معامله
من به عنوان استاد دانش آموزاني دارم كه تا مدت ها بعد از كلاس گاه به گاه با من تماس مي گيرند....
در يكي از نوشته هاي اخير، يكي از دانش آموزانم از موفقيت ها و پيروزي هايش نوشته بود، اما آنچه كه باعث شد من فوراً به او پاسخ بدهم جمله آخرش بود. او نوشته بود «من هر بار زودتر از قبل خسته مي شود. من در گذشته مي توانستم در كلاس ها شركت كنم و تحقيق كنم و معاملاتم را انجام دهم، اما حالا فكر مي كنم كه ديگر خسته شده ام.»
استرس ناشي از معامله يكي از منفي ترين عوامل موثر بر معامله گران تازه كار است. اغلب افراد (معامله گران و همچنين كساني كه معامله نمي كنند) از كاري كه به صورت ذهني يا فيزيكي انجام مي دهند چندان احساس رضايت نمي كنند. بنابراين بهتر است كمي راجع به استرس معاملاتي و روش هاي مقابله با آن صحبت كنيم.
اول از همه بايد بدانيد كه هر يك از ما «x» مقدار انرژي براي گذران زندگي داريم. برخي از اين انرژي براي راه رفتن و حرف زدن صرف مي شود و برخي براي فكر كردن. بخشي از آن براي بازي و مقدار زيادي براي كنترل احساسات. وقتي شما بخش زيادي از انرژي را صرف يك قسمت بكنيد، در بخش هاي ديگر با كمبود انرژي مواجه خواهيد شد. بسياري از معامله گران بعد از اينكه يك روز (يا يك دوره از زندگي) را صرف معامله كردن مي كنند، از اين كار خسته مي شوند. معامله كردن كار پر استرسي است و ميزان اين استرس براي معامله گران تازه كار بيشتر است. معامله گران بخش زيادي از انرژي شان را براي اين موضوع صرف مي كنند و در نتيجه در ديگر بخش ها (مثلاً راه رفتن، حرف زدن) با كمبود انرژي مواجه مي شوند.
استرس چيست؟ من با يك مثال برايتان توضيح مي دهم. عامل استرس ساز – شما وارد يك معامله شده ايد و نيمي از 1000 سهمي كه خريده ايد را ضرر كرده ايد. شما تازه پوزيشن خريد را ايجاد كرده بوديد كه یا كاهش نرخ سهام مواجه شديد. نتيجه استرس – افزايش تعريق، افزايش فشار خون، افزايش ضربان قلب و غيره. دلتان مي خواهد صفحه كليد را پرت كنيد! اين استرس، استرس منفي با مخرب است. اين وضعيت به دو صورت پيش خواهد رفت استرسهای بسیار شديد كه البته در دوره كوتاهي به پايان مي رسد واسترس مزمن خيلي شديد نيست، ولي مدتي طولاني ادامه خواهد يافت.
استرس مثبت هم وجود دارد، استرسي كه انگيزه و محرك كار است، شما را تحريك مي كند و به شما انرژي مي دهد. نشانه هاي استرس مثبت – افزايش تعريق، فشار خون، ضربان قلب و غيره. دلتان مي خواهد از ته دل فرياد بزنيد!
واضح است كه معامله گران بايد با هر دو نوع استرس مقابله كنند. وقتي مي خواهيد چيزي را بكوبيد و بشكنيد – چه استرستان مثبت باشد و چه منفي – بايد با آن مقابله كنيد. هر دو اين استرس ها نيز، هم به صورت شديد و هم به صورت مزمن وجود دارند. استرس شديد در لحظه و استرس مزمن در طولاني مدت به اعصاب شما فشار مي آورد.
از آنجايي كه معامله كار پراسترسي است و ممكن است مانند بمب هسته اي زندگي تان را تخريب كند، بايد ياد بگيريد كه براي مقابله با استرس چه كارهايي بكنيد.
الگوي استرس بد، پنج زمينه دارد:
1. عامل استرس زا
2. تصورات/ انديشه ها – واكنشي ابتدايي در زمان مقابله با موقعيت
3. احساسات/ عواطف – واكنش فيزيكي تان به احساسات
4. واكنش هاي رواني – واكنش بدنتان به احساساتتان
5. نتایجی که روی سلامت شما تاثیر می گذارد – مصرف انرژي
1- عوامل ايجاد استرس در معامله به چند صورت بروز مي كنند
شوكه مي شويد
به خاطر اينكه ديگر معامله گران در معامله مشابه ضرر كرده اند، گيج مي شويد
شريك زندگي يا دوست نزديكتان از شما حمايت نمي كند
با پولي كه مال شما نيست معامله مي كنيد
2- تصوراتتان
من نمي توانم بيش از اين ضرر را تحمل كنم!
زنم من را مي كشد!
بايد معامله كردن را كنار بگذارم!
3- پاسخ هاي احساسي تان
نااميدي
خشم
غضب
ترس
4- نحوه واكنش بدنتان به احساساتتان
افزايش تعريق
افزايش ضربان قلب
افزايش فشار خون
افزايش گرفتگي عضلاني
5- سلامتي تان
حمله قلبي
سكته
تنگي نفس
خودتان ادامه اين ليست را بنويسيد – سردرد، كم اشتهايي...
توانايي يا عدم توانايي شما براي مقابله با استرس به ساختار ذهني و سيستم باورهاي شما بستگي دارد. همين سيستم ها هستند كه به شما كمك مي كنند در افكاري كه پاسخ هاي احساسي تان را به دنبال دارند، مداخله كنيد. پاسخ هاي احساسي تان بر بدنتان تاثير مي گذارند (به صورت درد يا فشار خون) و در نهايت موجب تشكيل باورها و ساختار ذهني تان مي شوند. اين چرخه، خوب يا بد، كامل مي شود و شما براي يك چرخه ديگر آماده مي شويد كه اگر آگاه نباشيد ممكن است چرخه اي منفي باشد.
در نتيجه براي شكستن چرخه استرس (بد ) تا آنجا که ممکن است با سرعت بیشتر موانع را جلوی پای چرخه بگذاريم. براي مقابله با استرس، آنقدر صبر نكنيد كه در برابرش شكست بخوريد. از همان لحظه اول جلويش را بگيريد و خود عامل استرس زا را كاهش دهيد و يا از بين ببريد.
عامل استرس زا – هميشه دير مي رسيد، مانع – زنگ ساعت را براي يك ربع زودتر كوك كنيد
عامل استرس زا – مهارت هاي معاملاتي تان كهنه شده اند، مانع – در يك كلاس جديد ثبت نام كنيد
عامل استرس زا – نگران ضرر كردن هستيد، مانع – حجم پوزيشن تان را كم كنيد
اگر نمي توانيد در برابر استرس ها مانعي قرار دهيد بايد افكارتان را درباره استرس ها تغيير دهيد:
عامل استرس زا – زنگ پايان كار الان به صدا در مي آيد و شما عصبي شده ايد، مانع – به ذهنتان رجوع كنيد و سعي كنيد با خودتان حرف بزنيد (من امروز روز خوبي خواهم داشت – حتي اگر نداشته باشم هم زندگي همچنان خوب است)
در نهايت اگر نمي توانيد با عامل استرس زا مقابله كنيد و با نشانه هاي استرس مواجه شدید مانند : سردرد، گرفتگي عضلاني، گيجي و... - مواجه شده ايد، يك مانع فيزيكي در اين مسير ايجاد كنيد: پوزيشن تان را ببنديد، از سيستم خارج شويد و به پياده روي برويد و يا يك كار فيزيكي ديگر انجام بدهيد. معلم من عادت داشت فرياد بزند : «ازش دور شو!». اين امر را به عنوان يكي از قانون هاي معاملاتي تان بپذيريد. وقتي استرستان شروع شد، بدن ما كاملاً براي فرار و يا جنگ تا حد مرگ آماده مي شود. اين تغييرات بدني موجب افزايش نيروي فيزيكي، سرعت و قدرت مي شود. مسئله اين است كه معامله گر به نيرويي براي پرش بالا يا دوي سرعت نيازي ندارد.
وقتي استرس به سراغ شما مي آيد، چند اتفاق بد مي افتد. واضح است كه يك فشار (تنش) موجب مي شود كه بسياري از استرس هايي كه مدت ها به صورت مزمن حضور داشته اند، تشديد شوند. اين «اتفاقات بد» براي معامله گران مخربند. استرس علاوه بر ناراحتي هايي كه در بالا ذكر كرده ايم، تاثيرات منفي ديگري هم دارند كه عبارت است از فراموشي، كج خلقي، دوري گزيدن از اجتماع يا از دست دادن تمركز. آيا اين اتفاقات بر توانايي هاي شما به عنوان معامله گر تاثير نخواهند داشت؟ من خريد كرده بودم يا فروش... لعنت به اين معامله... مي خواهم همين الان پولم را بيرون بكشم... هيچ كس من را دوست ندارد و من كاملاً تنها هستم...ا اين پرينتر لعنتي رنگ ها را عوض كرده است!
هر كدام از اين ناراحتي هاي كوچك مي تواند باعث خراب شدن حسابتان شود. اين امر حتي ممكن است خطرات جدي براي سلامت شما داشته باشد، كه از هر ضرر ديگري بدتر است. استرس، به خودي خود، باعث ايجاد بيماري نمي شود، اما بي شك يكي از عوامل موثر در بروز ناراحتي ها و بيماري ها است. استرس در شما قدرت بدني به وجود مي آورد، زيرا موجب ترشح حجم زيادي از هورمون ها و مواد شيميايي مي شود. بخشي از اين سيل مواد و هورمون ها را كورتيزول تشكيل مي دهد. اگر قرار باشد با يك ببر تيزچنگال بجنگيد، كورتيزول برايتان مفيد است، اما اگر در بدنتان استفاده نشود:
اشتها را از بين مي برد – من غذا خوردن را دوست دارم
سيستم ايمني را تخريب مي كند – سرماخوردگي بيشتر طول مي كشد
خواب را مختل مي كند
موجب شكستگي استخوان ها مي شود
تنگي نفس مي آورد
سردردهاي عصبي مي آورد
سردردهاي ميگرني مي آورد
موجب قفل شدن فك مي شود
خيلي خوب نيست، مگر نه! فكر مي كنم شما كم كم متوجه شده ايد كه چرا معامله كردن كاري «پرخطر» است. من مي توانم موارد زياد ديگري به اين فهرست اضافه كنم.
پاسخ طبيعي در اين شرايط اين است كه «من چه بايد بكنم؟» خوب، من چند ايده مختلف دارم كه شما مي توانيد آن ها را در برنامه معاملاتي تان بگنجانيد.
يك ضرب المثل چيني قديمي مي گويد: «شما نمي توانيد از پرواز پرنده ها بر فراز سرتان جلوگيري كنيد. اما مي توانيد نگذاريد كه روی سرتان لانه بسازند.»
پيش از آنكه كارتان را شروع كنيد، در طول دوره هاي كاري پرفشار، و پس از بسته شدن بازار از روش هاي بازسازي رواني و تمديد اعصاب استفاده كنيد. منظور از بازسازي رواني اين است كه بايد با خودتان صحبت كنيد. صحبت كردن با خود اثر بسياري دارد و بر بخش ناخودآگاه ذهن شما تاثير مي گذارد ودر نهايت در رفتار و عملكردتان نمود پيدا مي كند.
بازسازي رواني
به خودتان بگوييد كه اگر شكست بخوريد به اين معنا نيست كه زندگي تان به پايان رسيده است.
تنها كاري كه شما مي توانيد بكنيد اين است كه نهايت تلاش خود را به خرج بدهيد و از استراتژي هايي كه آموخته ايد، استفاده كنيد.
نعمت هايي كه در اختيار داريد به ياد بياوريد – فرقي نمي كند چقدر اتفاقات بد برايتان افتاده باشد، بدانيد كه ممكن بود شرايط بسيار بدتر از اين باشد.
مهم نيست كه شرايط چقدر بد است، به زودي بهتر خواهد شد.
روش هاي تمدد اعصاب بر بخش هاي فيزيكي بدنتان تاثير مي گذارند و به بدنتان كمك مي كند مواد اضافي موجود در بدن از جمله كورتيزول را از بدنتان خارج كنيد. ورزش كردن، تنفس درست و تمركز روش هاي مختلف تمدد اعصاب هستند.
• آرامش تدريجي
نفس عميقي بكشيد و پنج ثانيه حبسش كنيد.
وقتي كه نفس شما حبس است، دست هاي خود را مشت كنيد، فك تان را منقبض كيند و شانه های خود را بالا بكشيد (ماهيچه هايتان را منقبض كنيد).
با بيرون دادن نفس خود همه ماهيچه هايتان را رها كنيد و كاملاً آرام بمانيد.
• تنفس عميق
(حداقل 3 بار انجام دهيد)
چشم هايتان را ببنديد و همه توجه تان را به تنفستان بدهيد
وقتي نفس مي كشيد، تصور كنيد هوايي پاك و تميز را فرو مي دهيد كه به شما انرژي مي دهد
هوايي كه وارد بيني (يا دهانتان) مي شود، از مجراهاي سينوسي شما مي گذرد و به بالاي سرتان مي رسد و از ستون فقرات شما پايين مي رود و در همه بدنتان مي گردد را حس كنيد.
وقتي نفستان را بيرون مي دهيد، تصور كنيد هواي آلوده و گرفته اي است كه همه استرس ها، ناراحتي ها و سم هاي ذهن و بدنتان را با خود مي برد.
• ورزش به عنوان يك روش تطابقي
به ياد داشته باشيد كه در شرايط استرس بدن ما با تغييرات فيزيكي مواجه مي شود (افزايش ضربان قلب، فشار خون و...)
يك ربع نرمش در طول روز مي تواند همه هورمون هاي ناشي از استرس را به صورت طبيعي مورد استفاده قرار دهد و از بدنمان خارج كند. اگر ورزش نكنيم اين هورمون ها در بدنمان مي مانند و باعث تخريب ارگان هاي بدن و سيستم ايمني مي شوند. نرمش هاي ايروبيك (نرمش هاي كششي، مقاومتي، راه رفتن) به خوبي دويدن و انجام ورزش هايي مانند تنيس و... نيستند. شما مي دانيد كه به چه چيزي نياز داريد، به علاوه مي دانيد كه چه چيزي را دوست داريد – حالا كه مجبوريد ورزش كنيد، ورزشي را كه دوست داريد انتخاب كنيد.
فعاليت فيزيكي چطور در مقابله با استرس به ما كمك مي كنند؟
اندروفين يك ماده شيميايي قوي است كه پس از 15 دقيقه ورزش ترشح مي شود و احساس شادي به وجود مي آورد.
ورزش باعث دور شدن فكر شما از موضوعات ناراحت كننده مي شود و / يا به صورت مسكن عمل مي كند – به ذهن خود اجازه دهيد كمي استراحت كند. وقتي ذهن شما استراحت كند، بدنتان هم استراحت مي كند.
به نظر مي رسد كه تاثيرات ورزش بدن را براي مقابله با وضعيت هاي پر استرس بعدي آماده مي كند، در اين شرايط ترشح هورمون هاي استرس به اندازه دفعات قبل نيست.
كدام روش بهترين تاثير را دارد؟ اين ديگر به شما بستگي دارد. صدها روش براي كسب آرامش وجود دارد. شما بايد چند روش را امتحان كنيد و ببينيد كدام روش برايتان بهتر جواب مي دهد. استرس ممكن است شما را خسته كند و يا آثاري بيش از آن بر شما بگذارد. استرس ممكن است هزينه اي بيش از پولتان برايتان داشته باشد (در مورد كاري ما، يعني معامله كردن). شما مي دانيد كه اگر سلامتي نداشته باشيد، هيچ چيز نداريد. بنابراين به اين امر توجه كنيد و از شيوه هاي مفيدي براي مديريت استرس در برنامه معاملاتي تان استفاده كنيد.
به ياد داشته باشيد كه اگر پيش خود فكر كنيد كه هيچ كدام از اين شيوه ها هيچ تاثيري نخواهند داشت... همين اتفاق خواهد افتاد!!!
منبع:
www.fxstreet.com
مترجم: بيتا ابراهيمي
 
 
ریسک در معاملات

در این مقاله نیز نویسنده بر این باور است که افزایش استرس و فشارهای روانی مانع از انجام صحیح معاملات بر اساس قوانین و متدهای شخصی خواهد شد .

راه حلی که در اینجا معرفی شده بنظر من بهتر و کاربردی تر است . توصیه شده با محدود کردن میزان ریسک هر معامله از فشار روانی نابجا بر خود کاسته و با فکری آرام مشغول کار شویم . اگر در هر پوزیشن 2-3 درصد ریسک را در نظر داشته باشیم این آرامش فکری نصیبمان خواهد شد .
 
 
 
انرژي ذهنتان را مديريت كنيد.

موارد زيادي هستند كه مي توان در بازار رديابي كرد. معامله گر بايد اين نكته را درك كند كه نمي تواند همه آن ها را با هم مد نظر قرار دهد و پيگيري كند. شما اگر مي توانستيد اين كار را بكنيد به برترين ماشين معاملاتي جهان تبديل مي شديد. منظورم اين است كه شما به عنوان معامله گر بايد اين نكته را درك كنيد كه يك موجود كامل نيستيد. ما تنها ميزان معيني انرژي ذهني براي استفاده در يك چارچوب زماني خاص داريم. بخشي از اين انرژي براي سرپا نگه داشتن بدنمان صرف مي شود – نفس كشيدن، راه رفتن، حرف زدن و غيره. برخي هم براي دنبال كردن برنامه زندگي مان صرف مي شود – ساعت چند است، زير كتري را خاموش كرده ام يا نه، قبض تلفن را پرداخت كرده ام يا نه و ... بخش بسيار زيادي از آن صرف درك پيچيدگي هاي جهان مي شود – پيام هاي حسي كه همه گيرنده هاي حسي بدنمان مي فرستند و شناسايي و دسته بندي آن ها. براي انجام اين مورد ما سعي مي كنيم نشانه ها را دسته بندي كنيم و از طريق تطابقشان با داده قبلي شناسايي كنيم.

متاسفانه اين بدان معني است كه يادگيري دقيق و صحيح چيزهاي جديد براي ما چندان كار آساني نيست. يك مثال ساده رنگ قرمز است. اكثر ما رانندگي مي كنيم و در نتيجه رنگ قرمز براي ما به معني توقف است و اگر ما اين رنگ را در جايي كه به رانندگي مربوط نمي شود ببينيم، باز هم آن را با مفهوم توقف و ايست پيوند مي دهيم. بسياري از تست هاي روانشناسي اين امر را تاييد كرده اند. در نتيجه، اگر قرمز در جايي ديگر معنايي به جز توقف داشته باشد، ما نمي توانيم اين مفهوم را به سرعت بياموزيم و اگر هم اين كار را بكنيم سايه «توقف» همچنان بر آن سنگيني مي كند.

بنابراين، معامله گران تازه كار تلاش مي كنند بازار را با مفاهيم ذهني اشتباهشان تفسير كنند و اين در حالي است كه بازار تشابه چنداني با زندگي اجتماعي ما ندارد. در نتيجه علايمي كه بازار به ما نشان مي دهد مفهوم چنداني براي ما ندارد و اغلب ما تفسير اشتباهي از آن در ذهنمان داريم. معامله گري كه در اين روند گيج شده است سعي مي كند شواهد بيشتري براي تاييد تفسير اشتباهش پيدا كند و طي اين روند موقعيت را پيچيده تر مي كند. او هر چه بيشتر تلاش مي كند كه با استفاده از داده هاي قبلي خود بازار را بشناسد، داده هاي موجود برايش گيج كننده تر مي شوند. هر چه بيشتر تلاش مي كند، بيشتر انرژي موجود را در اين راه از دست مي دهد. ميزان انرژي در يك محدوده زماني ميزان معيني است و در نتيجه با اين روش معامله گر از نظر ذهني خسته مي شود و سعي مي كند انرژي مورد نظرش را از بخش هاي ديگر زندگي – انرژي مورد نياز در فعاليت هاي روزمره، پاسخ هاي احساسي، فكر كردن و كنترل ذهني - به اين سو بكشاند. وقتي انرژي اين بخش ها كم مي شود، ويژگي هاي خاصي بروز مي كنند كه بارزترين آن ها واكنش هاي احساسي شديد از جمله عصبانيت، ناراحتي، خستگي بيش از حد و بزرگ كردن مسائل است.

هر كدام از اين ها به نوبه خود توانايي معامله گر را براي درك بازار كاهش مي دهند. معامله گر، كه خسته و گيج است، با استفاده از اطلاعات مفيدي كه در اختيار دارد ، نمي تواند آنها را به درستي ياد بگيرد و بشناسد، يك تصميم بد ديگر مي گيرد و اين مسير مارپيچ نزولي ادامه مي يابد. معامله گر بايد خوب يادگرفتن را بياموزد تا بتواند ذهن خود را تا جاي ممكن پاك كند و تلاش كند كه واقعيت را ببيند و بعد از آن براي مقابله با بازار استفاده كند – نه اينكه از چيزي كه در حافظه خود دارد، در بازار استفاده كند. بسياري از ما مي بينيم كه نرخ كاهش مي يابد و آموزش عمومي به ما مي گويد كه بايد اقدام به فروش كنيم، اين در حالي است كه ممكن است علايم بازار حاوي اين مطلب باشند كه روند نشان دهنده فروش بيش از حد است و بايد اقدام به خريد كنيم. اين خلاف آموزش عمومي است، ولي در نهايت درست است.

كنترل احساسات

احساسات واكنش هاي ذهني و فيزیكي به عوامل محرك هستند. برخي احساسات «خوب» و برخي ديگر «بد» ناميده مي شوند – اگر چه اين هم يكي از آن آموزش هاي عمومي است و الزاما" درست نيست. احساسات همیشه وجود دارند، و خوب يا بد نيستند. مغرور بودن در زمان اتفاق افتادن يك مصيبت خوب نيست و عصباني شدن در برابر بي عدالتي هم بد نيست. در هر صورت، احساسات انرژي زيادي از ما مي گيرند كه بخشي از آن از انرژي فعاليت هاي ذهني دقيق ما گرفته مي شود و اغلب آن ها در طولاني مدت فايده چنداني براي ما ندارند.

ياد بگيريد كه هر اتفاقي را بزرگ نكنيد.

همه ما يك حادثه را براي خودمان خيلي بزرگ مي كنيم. يك صدمه كوچك باعث مي شود كه واكنشي شديد نشان بدهيم. به علاوه، همان بخش صدمه ديده مي تواند بخش زيادي از انرژي ذهني ما را براي مقابله با آنچه به ما صدمه زده اختصاص دهد و فكر اينكه «من مي بايست اين كار را بكنم و ...» ذهنمان را به خود مشغول كند و باعث شود كه براي مثال يك فرد كوچك و بي فكر و بي اهميت به مسئله اي بزرگ در زندگي مان بدل شود.

در باره معامله هم وضع به همين صورت است. بازار، محلي بسيار پراسترس و مملو از ترس ها، اشتباهات شخصي و عوامل بي شماري براي منحرف كردن ذهن است. همه معامله گران از شكست بدشان مي آيد، معامله گران موفق تنها آموخته اند كه به هيچ وجه چنين مشكلاتي را براي خود بزرگ نكنند. آن ها ياد گرفته اند كه احساساتشان را «رها كنند». هيچ كدام از ما نمي توانيم واكنش هاي طبيعي خود را از بين ببريم، اما اشخاص موفق در اين باره خود را نگران نمي كنند. در بازار جايي براي احساسات نيست. اما قرار هم نيست كه قوي ترين افراد جهان در اين عرصه رقابت كنند.

معامله گر بايد بياموزد كه در تك تك لحظات خودداري خود را حفظ كند، چه بازار همراه با او حركت كند و چه در خلاف جهت او. احساس خوشحالي و خرسندي هم مي تواند همانقدر مخرب باشد كه عصبانيت و نااميدي. شما نمي توانيد احساساتتان را كنار بگذاريد، شما آدم آهني نيستيد. تنها كاري كه مي توانيد بكنيد اين است كه بر نشانه هاي احساساتي شدن نظارت داشته باشيد و با استفاده از روش هاي ساده جلوگيري از استرس، آن ها را آرام كنيد.

تمركز داشته باشيد.

تمركز داشتن مهارتي است كه در نتيجه تمرين به دست مي آيد. يكي از معلمان در اين باره فلسفه اي داشت و مي گفت: «اگر اضافه نشده باشد، حتماً كم شده است. در اين جريان وضعيت خنثي نداريم.» او مي گفت هر كاري كه شما مي كنيد بايد عامل مثبتي در رسيدن به هدفتان باشد. اگر آن كار شما را به هدفتان نزديك تر نكند، پس يك كار كاهشي است، و در واقع عدم تمركز است. هر گونه عدم تمركزي، هر چقدر هم كه كم باشد، به شما كمكي نخواهد كرد و در نتيجه اين وضعيت را نمي توان يك وضعيت خنثي دانست، چون شما از هدفتان دور مي شويد. عوامل مختلف نكاتي مثبت يا منفي براي رسيدن به اهدافتان هستند: شما بايد نكات منفي را كاهش دهيد. معامله كردن صبوري مي خواهد، تصميمي نيست كه در يك ثانيه گرفته شود. معامله بايد پيش برود، نمودارها براي تشكيل الگوها نياز به زمان دارند و معامله گر بايد در تمام اين مدت كاملاً تمركز داشته باشد. يكي از راه هاي آسان براي اين كار اين است كه تك تك جزييات برنامه معاملاتي تان را با دقت دنبال كنيد – چرا اين معامله را آغاز كرده ام، نقطه ورودم كجا بود، حد ضررم در كجا قرار دارد، در كجا بايد خارج شوم، چطور اين كار را بكنم، آيا پارامترهاي معاملاتي ام هنوز مناسب هستند. در غير اين صورت ذهن به طور طبيعي مي خواهد كه منحرف بشود، به نقاط دور برود و به چيزهاي عجيب فكر كند – و اين يك عامل منفي است. معامله گر بايد كاري كه انجام مي دهد را دوست داشته باشد – تغييرات بازار را زير نظر بگيرد، بازي هاي نرخ را با دقت دنبال كند، در باره بازار و نشانه هاي تكنيكال تحقيق كند. اگر هدفتان موفقيت در اين حرفه است، با اين روش به آن دست خواهيد يافت.

شما بايد الگوهاي رفتاري و پاسخ دهي خود را بشناسيد. اگر نتوانيد نزديك شدن يك رفتار احساسي را بشناسيد و حس كنيد، نمي توانيد احساسات يا استرس هاي خود را كنترل كنيد. بايد به طور كامل بر خودتان نظارت داشته باشيد. بايد بدانيد كه تنفس طبيعيتان چطور است، ضربان طبيعي قلبتان چقدر است، چه گرفتگي هاي عضلاني اي داريد؟ وقتي بتوانيد اين خطوط اوليه عملكردهاي شخصي تان را بشناسيد، آنوقت بر نشانه هاي رفتاري تان كه شما را از هدف هايتان دور مي كنند، واقف مي شويد.

علايم متداول عبارتند از:

· افزايش تعريق

· افزايش ضربان قلب

· افزايش فشار خون

· افزايش گرفتگي ماهيچه اي

· افزايش نيروي فيزيكي

از آنجايي كه هر كدام از اين علايم احساساتي شدن يا بروز استرس مشاهده شد، معامله گر مي تواند به سرعت اقدامي براي تصحيح شرايط انجام دهد. او بايد فوراً معامله را متوقف كند، زيرا ديگر در وضعيت مناسب براي كنترل برنامه معاملاتي نيست. در برنامه معاملاتي جايي براي احساسات وجود ندارد، درست است؟ تفكر منطقي او در اين شرايط با اختلال مواجه مي شود. گام بعدي پيدا كردن عاملي ايجاد كننده استرس است، فاكتور يا شرايطي كه باعث شدند معامله گر به اين شيوه واكنش نشان بدهد. بعد مي توان با محدود كردن يا از بين بردن عامل استرس زا و يا استفاده از شيوه هاي فيزيكي هم واكنش هاي فيزيكي و هم واكنش هاي رواني را كاهش داد. اين كار را مي توان با نفس كشيدن عميق و آرام انجام داد. شايد لازم باشد براي كاهش مواد شيميايي ترشح شده در خون (واكنش بدن در برابر استرس) كمي فعاليت فيزيكي انجام دهيد. به اين ترتيب شما پيش از آنكه دوباره به محل فعاليت بازگرديد و تلاش كنيد كه بر كارتان تمركز كنيد، بر وضعيتتان نظارت و كنترل دقيقي خواهدي داشت.

تاثيرات خارجي

در ابتداي مقاله عنوان كرده ام كه در بازار خيلي چيزها براي رديابي وجود دارند. در نتيجه ما بايد برنامه اي براي كنارگذاشتن عوامل اضافي كه عامل «مثبتي» در رسيدن به هدفمان نيستند، داشته باشيم. به اين برنامه مي گويند «سيستم معاملاتي». استفاده از يك سيستم معاملاتي به معناي تكيه بر داده هايي كه شما از قبل به عنوان داده هاي مثبت ارزيابي كرده ايد و كنار گذاشتن داده هايي كه شما استفاده از آن ها را نياموخته ايد، است. به ياد داشته باشيد كه بازار همه انواع علايم را ايجاد مي كند. ما بايد همين طور كه جلو مي رويم بياموزيم كه ويژگي ها و آموخته هاي اجتماعي مان را از بازار جدا كنيم تا بتوانيم فرصت هاي بيشتري براي يادگيري داده هاي بازار داشته باشيم.

سيستم معاملاتي ما تنها شامل اطلاعاتي است كه ما مي دانيم كه در بازار آن ها را آموخته ايم. افراد تازه كار اغلب اصرار دارند كه از هر چيز ممكن در اين بازار استفاده كنند، اما افراد با تجربه تنها از يك قانون استفاده مي كنند: اصول ساده را به كار ببر.

ديگر عوامل خارجي هم بايد مورد توجه قرار بگيرند. حمايت خانواده و دوستان همان اندازه مهم است كه شاخص هاي اقتصادي خوب براي ما اهميت دارند. نگراني در اين باره كه «فردي كه برايتان عزيز است» وقتي معامله تان خوب نباشد چه چيزهايي خواهد گفت يا چه كارهايي خواهد كرد، يك عامل استرس زا يا يك عامل كاهنده است. گوش دادن به حرف افرادي كه به اندازه شما سخت كوش نيستند نيز يك عامل كاهنده ديگر است. بايد به اعلان ها، گزارش هاي بازار، اتاق هاي گفتگو توجه كرد، ولي نبايد كوركورانه آن ها را دنبال كرد. در بهترين شرايط ممكن است داده هايي كه از اين طريق بدست مي آوريد درست باشند، ولي اين امر بدين معني نيست كه حتماً براي شما مفيد هستند. شما بايد ياد بگيريد كه آن بخشي از اطلاعات را استخراج كنيد كه قبلاً امتحانشان كرده ايد و آن ها را درك مي كنيد. با اين اطلاعات اندك معامله كنيد و بعد به سراغ تكه اي ديگر از پازل برويد. به ياد داشته باشيد، يك فيل را فقط مي توان لقمه لقمه خورد.

در معامله موفق باشيد!

نوشته مايك مك مان

مترجم: بيتا ابراهيمي
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:40  توسط تریدر   | 

ملاحظات روانشناسی در بازار سهام و ارز

به منظور موفقيت ميبايد شركت در بازار سهام را بعنوان يك رشته كار جدی و مداوم كه لا اقل در بيست سال آينده شخص به آن مبادرت ميورزد تصور و قبول نمود. و با اين تصور مطالعات عميقی را در باره كسب اطلاعات و مهارتهای لازم بمنظور درست انجام دادن معاملات شروع و ادامه داد. و در واقع بدليل برخی ازملاحظات روانشناسی هدف اصلی سرمايه گذار بجای بهره برداری مالی بايد اين باشد كه در اين رشته استاد گرددو به بهترين وجه ممكن و پيروی از اصول و قواعد صحيح سرمايه گذاری معاملات را انجام دهد و البته هنگاميكه شخص از لحاظ اطلاعات و مهارتهای لازم به درجه استادی نائل گردد جمع آوری مال به تبع حاصل آيد

 

مهمترين هدف در معاملات سهام حفظ بقاء ميباشد ، بدينمعنی كه ميبايد از خطراتی كه احتمالآ امكان دارد سرمايه را تقليل داده و يا به نا بودی بكشاند اجتناب نمود . هدف بعدی ايجاد يك درآمد معقول و معين كه بطور مستمر و مكرر بتواند منجر به ازدياد سرمايه گردد بوده و آخرين هدف بدست آوردن سودهای بالاتر جهت استفاده و برآوردن آرزوهای مالی ميباشد، ولی كسب معلومات و حفظ بقاء ميبايد در رأس اهداف سرمايه گذا ر قرار گيرد. متأ سفا نه اغلب تازه واردين، بهره برداری ا ز بازار را بمنظور برآوردن رؤياهای مالی خود اشتباها تنها هدف فعاليتهای خود قرار ميدهند.

 

ملاحظا ت روان شناسی در رابطه با سرمايه گذاری در سهام

در اغلب بازارهای سهام تعداد بازنده گا ن بمراتب بيشتر از تعداد كسانی ميباشد كه بطور مرتب از بازار بهره برداری مينمايند . تفاوت اين دو گروه در اين ميباشد كه گروه موفق بر خوردار از نوعی انضباط فكری هستند ، بدينمعنی كه بخوبی قادرند اعمال و رفتار خود را كنترل نموده و پيوسته خود را با جريان بازار وفق دهند. و اين ملا حظات روانشناسی هيچ رابطه ای با نتايج تحليل تكنيكی و يا بنيادی نداشته و در حقيقت ميتوان ادعا نمود كه موفقيت در معاملات سهام هشتاد در صدبر پايه اصول روانشناسی و فقط بيست در صد بر اساس پيروی از نتايج تحليل های تكنيكی يا بنيادی استوار است و اين در حالی است كه نتايج تحليل های تكنيكی يا بنيادی هميشه درست از آب در نمی آيد زيرا كليه اين تحليل ها بر پايه آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به اين اميد كه رفتار سرمايه گذاران در گذشته بهمان منوال در آينده نيز تكرار ميگردد بوده و در زمان حال قبل از آنكه آينده اي پيش آيد احتمالا تغير مييابد و مضافا اينكه هر آن ممكن است اتفاقات جديدی رخ داده و تكرار تاريخ را غير ممكن سازد. در هر صورت آينده بهيچ وجه قابل پيش بيني نيست و آنچه بطور حتم در اختيار شخص باقي ميماند ،كنترل رفتار واعصاب و روان خود ميباشد
مسئله مشتركی كه بين كليه شركت كننده گان در بازار سهام وجود دارد اين حقيقت است كه سالهای اوليه معاملات آنها پيوسته با ترس،دلهره،نگرانی، و شكست همراه بوده است و در بين اين اكثريت نا كام فقط تعداد انگشت شماری پس از سالها تحمل شكست بالاخره موفق شده اند كه در اثر آگاهی به اشتباهات خود ، بر نقاط ضعف روانی خود فائق آمده و بطريقی مستمر و مكرر از بازار بهره مند گردند. بنا بر اين شايسته است توجه فوق العاده بيشتری به مسائل روانشناسی در مقايسه با ساير مسائل آموزشی نمود

 

 

پيش بينی تغيرات قيمت نقطه شر وع و بر قراری يك باور و يا اعتقاد ميباشد. وقتی شخصی اتفاقی را پيش بينی مينمايد دچار گمراهی ميگردد

آنچه ما را تشويق به خريد سهامی مينما يد اينستكه فكر ميكنيم كه قيمت بنفع ما تغير پيدا ميكند و چون اينطور تصور مينمائيم خودآگاه و يا نا خودآگاه دنبال عوامل و دلايلی ميگرديم كه اين باور را تا ئيد نموده و در نتيجه بتوانيم در باره اعتقاد خود پا بر جا بمانيم

بهمين ترتيب انگيزه اغلب كسانيكه بعنوان راهنمايان و خبرگان وضع بازار سهام را تجزيه و تحليل مينمايند اينستكه اعتقادات ونظريات
وپيش بينی های خودرا تائيد و تثبيت و تقويت نمايند و بطور كلی يكی از خصوصيات هر انسانی اينستكه فقتط در جسجوی مطالبی باشد كه بتواند باورهای او را تائيد نمايد و در عين حال اگر شواهد ی بر خلا ف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمايان گردد، اين شواهد طبيعتا به نظر نيامده و رد ميگردند ، بدينمعنی كه در ساختمان اعتقاد نفی نيز نهفته است و اين نفی باعث از بين بردن و يا پوشاندن هر نوع احسا س و يا تفكری است كه مخالف با آن اعتقاد با شد


در صورتيكه افراد از هر نوع پيش بينی صرفنظر نموده و توجه خود را معطوف به عملياتی كه ميبايد هنگام تغيرات قيمت در زمان حال انجام دهند بنمايند شا نس موفقيت آنان بمراتب افزايش خوا هد يافت.

 

بطور كلی روش های تكنيكی و بنيادی هنگامی ميتواند نافع باشد كه سرمايه گذار قبلا راه های كنترل رفتار و اعمال خودرا فراگرفته ، بدان عمل نموده و قبول نمايد كه محيط بازارسهام با ساير محيط های اجتماعی كه شخص به آن خو گرفته كاملا متفا وت ميباشد
به تجربه ثابت شده ، با وجوديكه تحليل گران تكنيكی و بنيادی در كليه بازارهای سهام تا حدودی قادر به پيش بينی وضع سهام در آينده ميباشند ولی غالبا بعلل نا مساعد بودن وضع روحی خود و عدم اطلاع از حقايق روانشناسی در معاملات سهام با شكست روبرو ميگردند و بدين جهت اين افراد بلاجبار بجاي بهره برداری از بازار به مشاغلی نظير مشاوران مالی، تعليم ، و راهنمائی ساير سرمايه گذاران و يا انتشار مقالات پناه ميبرند.

 

 

آموختن مستلزم حساسيت بسيار زيادی است. هنگاميكه ذ هن ، انباشته ا ز تصورات مربوط به گذشته است وحال را تحت ا لشعاع قرار ميدهد هيچ حساسيتی وجود ندارد .
كريشنا مورتی

 

همانطور كه قبلا نيز اشاره گرديده بود ، اكثر سرمايه گذ ار يهای كوتاه مدت در بازار سهام با شكست رو برو ميگردد. دلايل اين شكستها بعلت عدم آگاهی كامل سرمايه گذار در امور مالی و عدم نظم كافی در اداره امور و دانش لازم در مورد خريد و فروش بموقع ميباشد . بطور كلی اغلب سرمايه گذاران بی موقع وارد بازار شده و قيمت نا مناسبی را انتخاب مينمايند و اغلب طولانی تر از آنچه ميبايد در معاملات خود با قي مانده و بموقع خارج نميگرد نند. اغلب در مقابل ترس، آز و طمع و اميد پايداری نكرده و تسليم ميگرد نند. اين كج روی ها همه معلول اوضاع روحی سرمايه گذار در رابطه با بازار سهام ميباشد و جهت علاج ميبايد روشهائی را فرا گرفت تا بتوان بازار سهام را بدون دخالت افكار و احساسات خود و با ا فكاری باز و بيطرفانه و با رهائی از دانستنيها مشا هده و بر رسی و اقدامات لازم را بموقع اعمال نمود.

 

بدن انسان طبيعتا بمنظور حفاظت خود از صد ما ت دارای سيستم های دفاعی مخصوصی ميبا شد و اين سيستم ها بدن را در مقابل صدمات فيزيكی تا حد ود معينی مصون نگه ميدارند. دستگاه فكری نيز دارای سيستم های دفاعی مخصوصی است كه ميتواند آثار دردناك غم و غصه ، نگرانی ، تشويش ، دلهره ،پشيمانی ، حسادت ، حسرت خوردن و ساير احساسات نا پسند را كه قادر به ايجاد تاثيرات سوئی در روح و روان انسان ميباشند بحد اقل برساند تا در نتيجه انسان با حفظ تعادل روحی خود بتواند قبل از آنكه به امراض روحی دچار گردد از ناراحتی های روانی نجات يا بد بعبارت ديگر بمنظور فرار از ناراحتی های روحی سيستم دفاعی فكری بطور نا خود آگاه سعی در تحريف و يا پنهان نمودن حقايق و يا حتی ايجاد خيالات باطل می نمايد تا از شدت ناراحتي های روانی كاسته و شخص به امراض مختلف روحی دچار نگردد. بديهی است كه اين نوع دفاعيات كمكهای شايانی به بهداشت روحی شخص در زندگی عادی اجتماعی می نمايد ولی متا سفانه در محيط بازار سهام كه محيطی بمراتب متفاوت از ساير محيط های اجتماعی است اين دفاعيات فكری مانعی بزرگ در راه كسب موفقيت سرمايه گذ ا ر ميباشد بد ينمعنی كه مشاهدات سرمايه گذار كه در هر حال انباشته از تصورات گذ شته و استوار بر پاره ای از اعتقادات درست و يا نا درست ميباشد باز هم بيشتر تيره و تار گرديده و از حقايق وا قعی زمان حال فاصله ميگيرد تا در نتيجه شخص دردهای ناشی از ناراحتی ها ی روانی را كه معمولا هنگام ضرر و زيان عارض ميگردد كمتر احساس نموده ويا نه تنها اين درد ها را احساس ننمايد بلكه حتی اميدوار به پيشرفت اوضاع بنفع خود گردد و در ذ هن خود اينطور تصور نمايد كه بزودی قيمت بسود او تغير خواهد تمود و به اين ترتيب سرمايه گذا ر كه شاهد تنزل قيمت سهام خود ميباشد بجای خروج از معامله و جلوگيری از ضرر بيشتر نا خود آگاه سهام را بحال خود رها ميكند زيرا سيستم دفاعی روانی كه به علل ايجاد ناراحتی های روانی بيگانه و بی توجه است همراه با پاره ای از دستورات اجتماعی و بنيادهای فرهنگی و بمصداق " كه در خور مرگند مردم نوميد " شخص را اميدوار ميسازد كه بزودی وضع مناسبی پيش خواهد آمد و در اين حالات مانند آنكه عقل زائل گرديده و پيروی از احساسات و دستورات ضمير نا خود آگاه جانشين آن شده باشد سرمايه گذا ر تعليماتی چون " هر كجا كه جلوی ضرر را بگيری منفعت است " را بخاطر نمی آورد و اصولا به فكر او اين نظر كه اگر بموقع از بازار خارج گرديده و سرمايه خود را در خريد سهامی كه در حال ارتقا ء قيمت هستند بكار ببرد خطور نمی نمايد. زيرا سيستمهای دفاعی روانی اورا از درك كليه اين فرصتها محروم ميسازند چون نقش آنها فقط در اينستكه نتايج ضرر و زيان را از نَظر سرمايه گذار مخفی نگه دارند تا او ناراحت نشود و در واقع اورا با توسل به اغفال و ايجاد خيالات باطل سر گرم و مشغول نگاه ميدارند. تا آنجا كه ديگر ضرر و زيان ا نقدر زياد شود كه سرمايه گذار بخود آمده و تعجب ميكند كه چگونه گذاشته كه كار بانجا برسد.

 

در هر حال سرمايه گذار پس از تحمل خساراتی جبران نا پذير از معامله خارج ميگردد ، در حاليكه ميتوانسته با تحمل ضرری نسبتا كمتر بموقع از بازار بيرون رفته و اين ضرر را با شركت در معامله سهامها ئي كه در حال ترقی بودند جبران و ا حيانا مبا لغی هم درمعا ملا ت جديد خود كسب نمايد در اينجا تذ كر اين نكته ضروری است كه سيستم های دفاعی بدن فا قد شعور ميباشند. بدينمعنی كه كو ر كو رانه از دستورات ضمير نا خود آگاه انسان پيروی نموده و طبق يك برنامه مشخص و بدون هيچ دخا لتی در جهتی خاص حركت مينمايند. ضمير نا خود آ گاه نيز خود فا قد شعور ذاتی ميباشد و اعمال فيزيكی بدن از قبيل ضربان قلب ، حركا ت شش ، و ترشح غدد را طبق يك بر نامه معين انجام ميدهد ولی در ساير موارد تابع عادات ، تلقين و اعتقادات ميباشد و خوشبختانه ميتوان دستورات ضمير نا خود آ گاه را كه اغلب رفتار و اعمال ا نسان در نتيجه دخالت آن دستورات است طوری تغير داد كه در معاملات سهام بنفع سرمايه گذار عمل نمايد.

 

همانطور كه قبلا نيز اشاره گرديده بود، هنگاميكه قيمت بر خلاف انتظار در جهت مخالف خواسته های شما حركت نما يد ميبايد بخاطر داشته باشيد كه ا گر بموقع ا ز بازار خارج گرديد نه تنها ا ز ادامه ضرر جلوگيری خو اهيد كرد بلكه در صورت تغير جهت معا ملات ا حتمالا بجای باختن برند ه خواهيد گرديد. بدينمعنی كه هنگام بروز خطر با توسل به روشهای مناسب نبايد ا جازه دهيد كه قوای دفاعی فكری بترتيبی كه قبلا ذ كر گرديده
ذ هن شما را اغفال و گمراه نمايد و هر لحظه كه زودتر اقدام به خروج از بازار نمائيد با سرمايه بيشتری ميتوانيد مجد دا در جهت مقابل حركت قيمت وارد صحنه گرديد. ولي در صورتيكه تحت تا ثير قوای دفاعی فكری قرار گرفته و دير از بازار خارج گرديد ، سرمايه شما بتدريج و گاهی بفوريت و ناگهانی تقليل می يابد و البته با سرمايه ای كه تحليل رفته نمی توانيد با تعداد سهام كافی كه بتواند جبران ضررهای گذ شته را بنمايد وارد بازار گرديد

بنا بر اين بمحض شروع بكار و ورود به بازار ميبايد نقطه توقف و خروج خود را در صورت بروز خطر پيشا پيش تعين نمائيد . منظور از نقطه توقف قيمتی است كه اگر سهام تا آن حد تنزل پيدا نمود بدون چون و چرا و بلا درنگ و بی شك و ترديد سهام خود را بمبلغ قيمت ارائه شده جاری بازا ر مبا د له نموده و از بازار خارج گرديد و در وا قع جلوی ضرر را هما نجا بگيريد. تعين نقطه توقف و پيروی از دستورات آن مهمترين امری است كه يك سرمايه دار موفق ميبايد قبل و هنگام معامله پيوسته در نظر داشته باشد و در حقيقت موفقيت او در طول مدت بستگی به پيروی ا ز ين امر دارد. سر مايه دار ميبا يد بوسيله تكرار مرتب و مستمر اين عمل در خود دست به ايجاد يك نوع عادت ثا نوی جهت اقدام خود بخود خروج از بازار در صورت بروز خطر بنمايد . ولي از آنجا كه اتفاقات غير قابل پيش بيني هر آن ممكن است در محيط بازار رخ دهد ، امكان دارد كه گاهي بمجرد رسيدن قيمت به نقطه توقف قيمت مجددا بنفع سرما يه گذار برگشت نمايد و در چنين حالتی سرمايه گذار امكان دارد از اينكه از بازار خارج گرديده و عدم نفع داشته است دلسرد و غمگين گردد ولی در هر صورت علی الرغم چنين واقعيتی سرمايه گذا ر ميبايد تغيری در روش خود نداده و در هر صورت هر بار كه قيمت به نقطه توقف رسيد اقدام به مبا د له سهام خود نمايد و با اين عمل هر بار اين عادت پسند يد ه را استحكام بيشتری بخشيده و از اين بابت خشنود گردد
در باره تعين نقطه توقف روشهای گوناگونی وجود دارد كه در فرصتهای بعدی بشرح آنها خوا هيم پرداخت ولی در هر حال نقطه توقف با يد در حدی باشد كه سرمايه گذار از لحاظ روانی و مالی تا آن حد تحمل ضرر را براحتی و آسانی داشته باشد و در غير اينصورت بمحض عبور ضرر و زيان از آن نقطه ، سيستم دفاعی مركز تفكر بمنظور دفاع در مقابل اثرات سوء ناراحتی هاي روانی اقدام به اغفال سرمايه گذار و اميد وار ساختن او به برگشت قيمت بنفع وی نموده و در نتيجه باعث ضرر و زيان ميگردد.

 

 

برخلا ف تصورات عموم ، اعمال و رفتار انسان در اغلب موارد بر پايه منطق و دليل و عقل و خرد نبوده بلكه از عا دات و اعتقادات پيروی مينمايد . بنا بر اين بمنظور كسب موفقيت ميبايد اقدام به ايجاد عادات مطلوب و پسنديده نمود تا بتوان زود تر و آسان تر به هدف نزديك گرديد. جهت ا يجاد و استحكام عادات پسنديده و مطلوب نياز به تكرار و استمرار ميباشد و هر قدر عملی بيشتر تكرار گردد آن عمل بتدريج تبد يل به عادت شده و در هر بار تكرار استحكام بيشتری می يابد و پس ا ز آن به مرور عادت مورد نظر تبديل به عادت ثانوی ميگردد ، بدينمعنی كه در اعماق روح و ضمير انسان رخنه كرده و خود بخود انسان را بسوی ترقی و تعالی هدايت می نمايد
بمنظور انجام معاملات موفقيت آميز سهام نيز بجای اتكاء كامل به منطق و دليل و عقل و خرد ميبايد عادت نمود كه تحت هر شرايطی كارهای لازم را در باره خريد ، نگه داری ، و فروش سهام بموقع و خود بخود انجام داد. بخصوص در مواقعی كه در زمانی كوتاه نياز به اخذ تصميماتی فوری و آ نی ميباشد ، اهميت وجود يك عادت ثانوی كه بتواند خود بخود باعث انجام فعاليتهای لازم گردد از اهميت فوق العاده ای برخوردار ميباشد
ارسطو فيلسوف بزرگ يونان ميگويد " ما آنچه آنرا بطور مكرر انجام ميدهيم ميباشيم "، بنا بر اين عالي بودن در امور ، بر تر بودن، بدرجه تعالي ر سيدن ، و بمدارج بالای معنوی و مادی راه يافتن بيش از هر چيز در اثر عادات مطلوب و پسنديده بوجود مي آيد
در محيط معاملات سهام تعين نقطه توقف و خروج بموقع از بازار هنگام رسيدن به آن نقطه از جمله امور پر اهميتی است كه سرمايه گذار ميبايد به انجام آن عادت كرده و در هر موقعيتی اين عادت پسنديده را كه آينده او به آن بستگی كامل دارد استحكام بيشتری بخشد

 

 

منابع فكری و عقا يد رايج اجتماعی كه جهت اخذ نتايج سود مند و كسب موفقيت از طفوليت در انسان ايجاد گرديده در محيط معاملات سهام نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد زيرا بر خلاف اغلب محيط های اجتماعی، محيط معاملات سهام دارای خصوصيات و ويژه گی هائی است كه مقابله با آنها مستلزم حد بالای انظباط فردی و اطمينان بخود و اتكاء بنفس ميباشد
در اينجا منظور از اتكاء بنفس غياب ترس و منظور از اطمينان بخود مطمئن بودن به انجام اموری كه در لحظه نياز بدون هيچ شك و ترديدي ميبا يد اعما ل گردد و منظور از انظباط فردی انجام بموقع و بی قيد و شرط كارهائی است كه موافق عقل ولی مخالف طبع و احساسات باشند ميباشد
هر نوع شكی با عث ايجاد ترديد نسبت بخود و عد م اطمينان بنفس و در نتيجه احساس ترس ، نگرانی، دلهره و ندا نم بكاری گرديده و تجارب منفی حاصل از اين حالات فكری با عث ايجاد و يا تقويت اعتقادات وباورهائی در مورد عدم كفايت ، عد م لياقت ، ناتوانی و ضعف در باره خود ميگردد

 

به تجربه ثابت شده كه جهت موفقيت در معاملات سهام نياز وا فری به تئوريهای اقتصادی ، جزئيات مسائل مربوط به عرضه و تقاضا و يا پيروی از نتايج تجزيه و تحليل نمودارهای نوسانات قيمت نبوده وبأ ستثناء پاره ای از معلومات ابتدائی در باره نحوه انجام معاملات و فرهنگ لغات و شناخت مخاطرات موجود در بازار كسب اطلاعات اضافی لزوم چندانی ندارد

آنچه بيش از هر چيز ديگر اهميت دارد اينستكه انسان ميبايد خود را بخوبی بشناسد و با روح و روان خود در تماس دائم باشد . بد ينمعنی كه بتواند انگيزه ها و احساسات و عوامل هيجانات روحی خود را درك و شناسائی نموده و از باز تاب و عكس العمل روحی خود در مقابل نوسانات قيمت آگاه باشد

خود شناسی در فرهنگ ما ايرانيان جهت شناخت امور مختلف همواره از قديم الايام توصيه و حتی جهت شناخت خداوند پيشنهاد گرديده است

آنكه خود را شناخت خدا را شناخت
در اينجا در رابطه با موضوع مورد بحث خود ميتوانيم اين حقيقت را در مقياسی بمراتب پائين تر بصورت " آنكه خود را شناخت بازار را شناخت " جلوه گر ساازيم .

نيروئی كه باعث حركت قيمت ميگردد در نتيجه تصميمات همگانی شركت كننده گان ايجاد شده و هر فرد نسبت به تعدا د سهام و مبالغ سرمايه گذاری خود در اين حركت سهيم ميباشد . تصميمات هر شخص جهت ايجاد اين قوه محركه بر پايه نيروهای درونی و روانی فرد كه رفتار و اعمال اورا تحت نظر دارند انجام گرفته و بنا بر اين شخص بمنظور شناخت حركات قيمت نخست ميبايد در خود اين نيروها را مورد مطالعه قرار داده و خود را در مقابل توانائيها و نا توانائيهای خود مسؤول و پاسخگو بداند و در اينصورت قادر خواهد بود كه به عوامل رفتار ساير شركت كننده گان نيز پی برده و در واقع پس از شناخت خود به شناخت بازارنيز نائل آمده و از آن بهره برداری نمايد. در صورتيكه شخص نخواهد و يا نتواند قبول مسؤوليت نمايد بدينمعنی است كه او خود را قبول ندارد و بخود مطمئن نيست و بجای اتكاء بنفس تمايل به تبعيت از ديگران دارد و البته چنين شخصی در صدد شناخت خود نبوده بلكه از بررسی احساسات خود اجتناب ميورزد و از قبول مسؤوليت شانه خالی ميكند و در نتيجه نمی تواند واقعيات را درك نموده و بشناخت بازار نائل آمده و از آن بهره برداری نمايد.

 

 

از مهمترين اموری كه سرمايه گذاران بمنظور موفقيت در معاملات سهام ميبايد انجام دهند طرح برنامه معا ملا ت خود قبل از شروع معا مله ميباشد. اين طرح از جمله ميبا يد شا مل ‌قيمت سهم هنگام ورود به بازار, مدت نگهداری سهم , نقطه توقف , و قيمت سهم هنگام خروج از بازار باشد
بدينمعنی كه سرمايه گذ ار قبل از انجام معا مله با يد بداند كه بچه قيمتی و در چه شرايطی حاضر به تهيه سهام و ورود به بازار گرديده و در چه مدت سهام مورد نظر خود را نگاه داشته و در صورت تغير قيمت بر عليه او تا چه حد قادر به تحمل ما لی و روانی تغيرات منفی ميباشد وبا لا خره بچه قيمتی حاضر به مبادله سهام بنفع خود خواهد بود. و پس از تكميل طرح برنامه خود را تا پايان معامله بدون هيچ تغيری اجراء نما يد

متا سفانه اغلب سرمايه گذاران هيخ نوع برنامه ای را از قبل برای اجرای معاملات خود در نظر نميگيرند و در وا قع بدون برنامه و فقط تحت تا ثير ا حساسات و يا تبعيت از ديگران وارد بازار گرديده و بهمين منوا ل بازار را معمولا با ضرر ترك مينمايند
از لحاظ روانشناسی دليل مهم اين عدم تمايل در باره طرح برنامه قبل از شروع معاملات اينستكه سرمايه گذار بعلت نداشتناطمينان بخود در اجرای امور مربوطه از قبول هر نوع مسؤوليتی اجتناب ميورزد زيرا در صورت طرح يك برنامه ميبايد خود را مسؤول عواقب و نتايج آن بداند و در صورت نداشتن برنامه ميتواند ديگران و يا مسا ئل ديگر را در مورد ا شتباهات خود مقصر شناخته و خود را از هر گونه درد و رنجی كه معمو لا در اثر بروز ناكاميها و شكست احساس ميگردد نجات بخشد و بدون شك در اين راه همانطور كه قبلا نيز اشاره شده بود سيستم دفاعيات روحی در مورد
اغفال سرمايه گذار با او همراهی و كمك مينمايد
در صورت موفقيت تصادفی در معاملا تی كه بدون برنامه انجام ميگردند سرمايه گذار ميتواند موفقيت خود را مرهون شانس و اقبال خود دانسته و يا آن را مربوط به تحقق يا فتن پاره ای از عقايد خرافاتی خود به پندارد

از معايب نداشتن برنامه اينستكه اگر سرمايه گذا ر در انجام معاملات خود موفق گردد علت موفقيت خودرا كه ميتواند راهنمائي برای فعاليت های آينده او باشد تشخيص نداده و در صورت شكست نيز علت را درك ننموده واز جلوگيری از تكراراشتباهات خود در آينده عاجز می ماند


افكار سرمايه گذار معمولا قبل از شروع معاملات آرام بوده و پس از شروع تا خاتمه معاملات با هيجانات روحی همراه است و باين علت ميبايد كه برنامه ريزی قبل از شروع معاملات و هنگاميكه افكار آرام ميباشند انجام گرفته و در حين معامله و در زمانيكه احساسات بر عقل غلبه مينمايند ميبايد از اجرای هر نوع تغيری در برنامه اجتناب ورزيد زيرا دستورات و فرامينی كه در حين معامله تحت فشارهای روحی و هيجانات روانی صادر ميگردد غالبا بمنظور بهداشت اعصاب و روان و بدون در نظر گرفتن منافع مالی بوده و بنا بر اين اجرای بدون تغير يك برنامه از قبل تدوين شده ميتواند از دخالت عوامل روانی و احساساتی كه سدی در مقابل ازدياد سرمايه محسوب ميگردند جلو گيری نموده و راه را بمنظور توفيق در امور مالی صاف و هموار نمايد و بدين جهت ميبايد در حين انجام معامله خودرا مطيع آنچه از قبل در نظر گرفته شده دانست و بدون هيچ دگر گونی و تغيری از آ ن تبعيت و پيروی نمود
پس از خاتمه معامله ميبايد خلا صه ای از عمليات انجام شده تهيه شده و علل ايجاد سود و يا زيان بر رسی و مورد مطالعه قرار گيرد تا بتواند راه گشائی جهت فعاليتهای آينده سرمايه گذار باشد
بطور كلی تعداد اشتبا هات عمده ای كه باعث ضرر و زيان ميگردند نسبتا محد ود ميباشند و اگر ضوا بط هر معامله نگهداری و مورد مطالعه قرار گيرد سرمايه گذار ميتواند آ ن اشتباهات را شناسائی و بوسيله روش های بخصوصی كه بعدا بشرح آ ن خواهيم پرداخت از تكرار آن بموقع جلوگيری بعمل آ ورد ولی قدم ا ول برای نيل به اين مقصود تهيه شرح انجام هر معامله بر پايه برنامه های از قبل تهيه شده معاملاتی و ضبط و نگهداری و مطالعه و بر رسی آ ن ميباشد
به تجربه ثابت شده كه جمع آوری و مطالعه سوابق معاملاتی ميتواند كمك مؤثری در جهت موفقيت سرمايه گذار بوده و از هر نوع آموزشی سود مند تر باشد.

 

 

در نحوه فعاليتهای فكری و روانی در رابطه با حفظ و ثبت مطالب سودمند در ضمير نا خود آگاه به تجربه ثابت شده كه يكی از روشهای مؤثر , تعليم و يا اقدام به آموزش ديگران ميباشد. بدينمعنی كه شخص ميبايد معلومات خود را در طبق اخلاص گذارده واز پخش و نشر آنچه ميداند مضايقه و دريغ نورزد ، زيرا در حين آموزش د يگران ، در اثر تكرا ر ، خود نيز موضوع مورد بحث را بهتر ياد گرفته وبه اعماق مطا لب پي برده و آنرا بيشتر بخاطر سپرده و بتدريج مفهوم مطالب را جزئی از خود ساخته و بموقع مورد استفاده قرار ميدهد

بنا بر اين شايسته است كه يكی از مسائل مربوط به سرمايه گذاری را انتخاب و پس از مطالعات كافی و كسب اطلاعات اضا فی سعی در يا د دهی آن به افراد علاقمند نمود.

 

 

بطور كلی رفتار ا نسانها و شخصيت ا فراد بر پايه ويژ ه گیها ئي كه بارث برده ا ند و همراه با خصوصيا تی كه از دوران طفوليت كسب نمو ده ا ند ميبا شد

خصوصيات اكتسابی در نتيجه تا ثيرات محيط ، قوانين اجتماعی و روشهای تعليم و تربيت حا د ث ميگرد ند و اين خصوصيات در حاليكه شخص را در اغلب ا مور اجتماعی بسوی ترقی هدايت مينما يند ممكن است با محيط بازار سهام سازگاری نداشته و با عث شكست و ناكامی گردند. بعنوان مثال ، ا ميد داشتن به بهبود او ضا ع در شرايط عادی زند گی تا حدود زيادی باعث از بين رفتن ناراحتی های رواني ميگردد ولی در محيط بازار در صورت تنزل قيمت ، ا ميد باينكه بالا خره قيمت بنفع سرمايه گذار تغير يابد يكی از مهمترين عوامل شكست و از بين رفتن سرمايه ميباشد و يا احسا س ترس در شرايط عادی ممكن است شخص را از پاره ا ی از خطرهای احتمالی نجات دهد ولی در محيط بازار ترس و دلهره در اكثر موارد موجبات ضرر و زيان را فراهم ميسازد و يا اينكه اشتباه نمودن در روشهای آموزشی كاری نا پسند قلمداد ميگردد در حاليكه در محيط بازار ميبايد اشتباه را بعنوان يك راهنما پذيرفت
بنا بر اين بمنظور موفقيت در بازار سهام سرمايه گذ ار ميبايد با صرف وقت و كوششهای لازم و انتخاب روشهای مناسب در تغير شخصيت خود قدم بر دارد تا بتواند خود را با شرايط متفاوت بازار در مقايسه با شرايط موجود اجتماعی محيط زيست خود وفق داده و به بهره برداری مالی بپردازد.

 

 

در سرمايه گذ ا ری مجازی آنچه كه شخص فرا ميگيرد نه تنها نمی تواند باعث راهنمائی در سرمايه گذاری حقيقی قرار گيرد بلكه باعث گمراهی نيز ميگردد. بدينمعنی كه در سرمايه گذ ا ری مجازی دخالت ا حساسات و هيجانات روحی و پديده های روانی از قبيل اميد ، ترس و طمع در حد اقل بوده و عكس العمل سرمايه گذار نسبت به برد و باخت تقريبا با بی تفاوتی همراه ميباشد و در واقع نتايج حاصله از سرمايه گذاری مجازی هيچگونه شباهتی با آنچه در سرمايه گذاری حقيقی احساس ميگردد نمی تواند داشته باشد در سرمايه گذاری حقيقی درجه استقامت شخص در مقابل هيجانات روحی و مقابله با احساساتی نظير ترس و طمع مطرح بوده و در واقع هشتاد در صد شانس موفقيت سرمايه گذار بستگی كامل به شرايط روحی او دارد. سرمايه گذاری مجازی عاری از احساسات بوده و نتايج حاصله از آن نمی تواند ملا ك عمل قرار گيرد،


متاسفانه سرمايه گذاری مجازی بعنوان يك وسيله آموزشی توسط شركتهائی كه تسهيلاتی جهت خريد و فروش سهام ايجاد می نمايند بمنظور جلب مشتری در دسترس سرمايه گذاران تازه كار قرار ميگيرد اين شركتها يا كارگذاران سيستمهائی را شبيه بازيهای كا مپيوتری در اختيار اشخاص قرار داده و آنهارا تشويق به انجام معاملات مجازی می نمايند تا بتدريج بتوانند تازه واردين را به دام انداخته و از معاملات حقيقی آنان كه معمولا با ضرر شركت كننده تمام ميشود كار مزد معاملاتی خود را دريافت كنند.
بنا بر اين بهتر است ا شخاصيكه تجربه كافی در معاملات سهام ندارند از بازی با اين سيستمها اجتناب ورزند چون نه تنها سودی عايد آنان نميگردد بلكه در ا ثر انجام اموريكه با حقيقت فاصله دارد بدان امور عادت كرده و در حين انجام معاملات حقيقی باعث ضرر و زيان خود ميگرد ند.

 

راننده گان ماهر در حين راننده گی ميتوانند حواس خود را معطوف به مسائل ديگر نموده و در عين حال به پيشرفت خود با رعايت اجرای صحيح فنون راننده گی ادامه داده و حتی به مجرد بروز خطرات احتمالی بلا درنگ و خود بخود عمليات لازم را جهت ا جتناب از تصادم معمول دارند
ا شخاصيكه بزبان های مختلف تسلط كافی دارند قادرند بدون اينكه در صد د بيا د آوردن لغات و جملات مناسب باشند ا فكار خود را برا حتی و خود بخود صريحا و بسرعت بيان نمايند
كسانيكه ماشين نويسی را بخوبی فرا گرفته باشند نيز قادرند بدون نگاه به تكمه های حروف ماشين تحرير به سرعت آنچه را كه در نظر دارند بی غلط وبدون ا شتباه برشته تحرير در آ ورند

نوازند ه گان آلات موسيقی نيز در ا ثر تمرين های زياد قادرند بد ون نگاه به نت های مربوطه آ هنگهای مورد نظر خود را از اول تا پايان خود بخود ا جرا نما يند
گروه اندكي از سرمايه گذ اران با تجربه و معامله گران كهنه كار بازار سهام نيز بهمين منوال قادر هستند كه براحتي در اكثر مواقع عمليات لازم را بموقع و بفوريت ا نجام داده و از بازار بهره برداری نمايند
در كليه موارد بالا چون ا شخاص بمعنی وا قعی ا مور مربوطه را فرا گرفته اند ميتوانند آنچه را كه لازم است خود بخود و بآ سانی و راحتی ، با نظم خاصی انجام دهند
ياد گيری واقعی در رابطه با راننده گی و يا زبانهای خارجی و يا ماشين نويسی و يا راههای موفقيت آميز خريد و فروش سهام هنگامی ا مكان پذير است كه ضمير ناخود آگاه آنچه را كه ا ز لحاظ ياد گيری لازم است پذيرفته و در خود ضبط و حفظ و ثبت نموده و در صورت لزوم بتواند بر آن پايه دستورات لازم را صادر و آنرا ا ز طريق سلسله ا عصاب و بدون دخالت ذهن هوشيار به ا عضاء مربوطه رسانيده و با عث تحرك آن اعضاء و اجرای خود بخود عمليات لازم گردد

در رابطه با شركت در معاملات سهام از آنجا كه پس از فراگيری روشهای مربوطه، عمليات لازم خود بخود وتحت نظم و ترتيب خاصی انجام ميگيرند سرمايه گذار در مقابله با مخاطرات از خود مطمئن گرديده و در نتيجه با ترس و خيالات باطل مواجه نميگردد و در ضمن خود بخود ا ز طمع نيز ا جتناب نموده و در معاملات خود موفق ميگردد
در باره چگونگی دسترسی به ضمير نا خود آگاه و اعمال روشهائی كه بتوان آنرا تحت تا ثير و كنترول و تسلط خود قرار داد در فرصتهای بعدی بحث خواهيم نمود.

 

 

 I am your constant companion,
I am your greatest helper or your heaviest burden.
I will push you onward or drag you down to failure.
I am at your command.
Half of the tasks that you do you might just as well
Turn over to me and I will do them quickly and correctly.
I am easily managed; you must merely be firm with me.
Show me exactly how you want something done.
After a few lessons, I will do it automatically.
I am the servant of all great people
And the regret of all failures as well.
Those who are great, I have made great.
Those who are failures, I have made failures.
I am not a machine but I will work with all its precision
Plus the intelligence of a person.
Now you may run me for profit or you may run me for ruin.
It makes no difference to me.
Take me, train me, be firm with me and
I will lay the world at your feet.
Be easy with me and I will destroy you.
I am called Habit!


 
من همنشين هميشگي تو هستم
من بزرگ‌ترين ياريگر و يا سنگين‌ترين سربار تو هستم
من تو را به سمت جلو مي‌برم و يا تو را به عقب برگردانده و دچار شكست مي‌كنم.
من تحت فرمان تو هستم
نيمي از كارهايي كه مي‌خواهي انجام بدي كافي است به من واگذار كني تا به سرعت و درستي آنها را انجام دهم
من به راحتي كنترل مي‌شوم، فقط بعضي وقتها بايد به من سخت بگيري.
دقيقاْ به من نشون بده كه مي‌خواهي يك كار چطور انجام بشه.
بعد از كمي آموزش من بطور خودكار اونو انجام مي‌دهم.
من خدمتكار انسانهاي خوب هستم.
و همچنين مايه پشيماني تمامي ناكامان.
براي افراد خوب خوبي به ارمغان مي‌آورم و براي ناكامان شكست.
من يك ماشين نيستم ولي با دقت يك ماشين و همچنين هوش يك انسان كار مي‌كنم.
تو مي‌توني من رو هم براي منفعت و هم براي خرابي به پيش‌ براني.
براي من كه فرقي نمي‌كنه.
من رو در اختيار بگير، من رو آموزش بده، بر من سخت بگير تا دنيا رو به پات بريزم.
با من با نرمش رفتار كن تا نابودت كنم.

اسم من عادته!

 

سعی نمائيد در كليه سطوح زندگی و بويژه در صحنه بازار سهام افكار پسنديده و مثبت شما تبديل به الفاظ و اعمال شده و آنقدر تكرار گردند تا در جان و روح شما رخنه كرده و جزئی از وجود شما شوند.

 

ضمير نا خود آگاه

در اوايل سال ١٨٠٠ميلادی هنگام شروع پيشرفت روانشناسی محققين اين علم به دو گانه بودن نحوه فعاليت ذهن پی برده و طرز كار ذهن را تحت نامهایconscious و subconscious به تفكيك بيان نمودند

بعدا در توضيح اين دو كيفيت فكری نا مهائی مانند قوه مشعور به ، قوه غير مشعور به ، ذ هن هوشيار ، ذهن نيمه هوشيار ، ضمير آگاه و ضمير نا خود آگاه بكار رفته است
ضمير آگاه و يا ذ هن هوشيار ا طلاعات عرضه شده در محيط خود را از طريق حواس پنجگانه كسب نموده و آن اطلاعات را جهت ضبط و حفاظت و ثبت به ضمير نا خود آ گاه انتقال ميدهذا طلاعات منتقل شده در سلولهای مغز بترتيبی معين جمع آوری و طبقه بندی شده و هنگام لزوم و يا بهنگام تقاضای ذهن هوشيار به ياد ميايند ، بدينمعنی كه اين ضمير قادر است از مجموع ا طلاعاتی كه كسب كرده ، راه حل های درستی را جهت مسائلی كه به آن رجوع ميگردد كشف و ارائه دهد
ريا ضي دانان از اين خصوصيات ذهن استفاده كرده و حل بسياری از مسائل رياضی را به كمك ضمير نا خودآگاه انجام ميدهند، بدين طرز كه پس از انتقال حقايق و معلومات يك مسئله به ذهن ، در انتظار كشف مجهولات می نشينند و معمولا هنگاميكه سر گرم كارهای ديگر و يا در حال استراحت هستند جواب مسائل خودرا ناگهان دريافت ميكنند نويسنده گان ، شعراء ،طراحان ، مخترعين ،هنرمندان، خواننده گان ،و دانشمندان همگی از ويژه گی های اين ضمير دانسته و يا ندانسته استفاده می نمايند. در زند گی عادی روزانه نيز اغلب اشخاص بطور ناگهان شاهد دريا فت پاسخها ي مناسب به سوالات و مسائل خود از جانب ضمير نا خود آگاه بوده اند.
اين ضمير در كليه ساعات شبانه روز فعال ميباشد و مخصوصا هنگاميكه شخص به استراحت ميپردازد اين ضمير بمراتب بيشتر پذ يرای اطلاعات ارسالی از جانب ذهن هوشيار گرديده و دامنه فعاليت آن تشد يد مييا بدكليه خا طرات و اعتقادات و عادات فرد از بد و طفوليت در اين ضمير ضبط و حفظ گرديده و بموقع مورد استفاده قرار ميگيرد
سرعت كار اين ضمير در افراد متفاوت است . در افراد كند ذ هن انتقال اطلاعات و تجزيه و تحليل آن به آهستگی انجام گرفته و اين امر در اشخا ص سريع الانتقال به تندی انجام پذ ير است.

 

 

ضمير نا خود آگاه نمی تواند بين تجربيات تخيلی و تجربيات واقعی فرق بگذ ا رد بد ينمعنی كه تجربيات تخيلی و تصورات و تجسمات غير حقيقی را در صورتيكه كرارا و بوضوح در خيال جلوه گر شوند بعنوان واقعيت پذ يرفته و خود را با آن هم آهنگ ميسازد. خوشبختانه ميتوان از اين ويژ ه گی بمنظور ترك عادات مذ موم بطرز مؤثری استفاده نموده و عادات پسند يد ه ای را جايگزين عادات ناپسند كرد
با توجه به اينكه ضمير نا خود آگاه به آسانی و بفوريت پذ ايرای عادات و دستورات جديد نمی باشد ، ميبايد آنچه مورد نظر است به كرات و دفعات به آن ضمير يا د آوری گردد.

 

اغلب كسانيكه به كشيد ن سيگار و يا نوشيدن مشروبات الكلی ويا هر دو عادت دارند بخوبی ميدانند كه با ادامه اين عا دات نا پسند به سلامت جسم و روان خود صدمه ميزنند با اين وجود نمی توانند با اخذ تصميم و يا با كمك اراده خود را از شر اين عادات مذ موم نجات دهند زيرا قدرت و اعمال نفوذ ضمير ناخود آگاه آنان بمراتب بيش از قدرت تصميم گيری و اراده ايشان است

ضمير نا خود آگاهی كه بمرور زمان و بتدريج و به پيروی از دستورات قبلی ذ هن هوشيار ، مصرف نوشابه های الكلی و سيگار و يا اعمال پا ره ای د يگر از عادات نا پسند را مجاز شنا خته و در برنامه كار خود قرار داده ، نمی تواند بزودی و به آسانی تغير جهت دهد و بمنظور اين تغير نياز به اين دارد كه ذهن هوشيار به كرات و د فعا ت با و بفهما ند كه دستورات اشتباهی را قبلا صا د ر كرده و جدا ما يل به تغير آن دستورات ميباشد

بهمين ترتيب در محيط بازار سهام نميتوان از شر عا دات مضر از قبيل عفلت در تعين نقطه توقف هنگام بروز خطر ، خارج نشد ن بموقع از بازار، و يا در انتظار مساعد گرديدن وضع بازار نشستن و يا اميد به تغير قيمت بنفع خود بستن به آسانی خلا ص گرديد و بمنظور ترك اين عادات ميبا يد از روشهای مخصوصی كه در آينده بشرح آن خوا هيم پرداخت ا ستفاده نمود.

 

به افرادی كه مايل به شروع فعاليت در بازار سهام ميباشند توصيه ميگردد كه در اين امر عجله نكرده و نخست مدتی به آزمايش خود در مورد كسب عادات پسنديده و يا ترك عادات مذ موم بپردازند و در صورتی در بازار شركت كنند كه مطمئن گردند كه روابط ذ هن هوشيار وضمير نا خود آگاه را كاملا درك نموده و توانائی تغير عادات و اعتقادات نا سازگار با محيط بازار را كسب نموده اند
ا فراد ناكامی كه در معاملات سهام شكست خورده و مايل به از سر گيری انجام معاملات ميباشند نيز بهتر است مدتی از شركت فعالانه در بازار خود داری نموده و بهمين طرز رفتار نمايند

در انجا تذ كر اين نكته ضروری است كه بعنوان نقطه شروع ميبايد نخست در رفع و يا كسب عادات كم اهميت پرداخت و پس از موفقيت قدم به قدم در اين راه پيشرفت نمود.

 

رابطه ذ هن هوشيار و ضمير نا خودآگاه را ميتوان به روابط بين رئيس هيا ت مديره و مدير عامل يك شركت تجاری تشبيه نمود

در يك شركت تجاری رئيس هيا ت مديره خط و مشی شركت را به كمك ساير اعضاء تعين نموده و آنگاه آنرا جهت اجراء در اختيار مدير عامل قرار ميدهد

بهمين ترتيب ذهن هوشيار كه خير و صلاح خود را بخوبی تشخيص داده ولی قادر به اجرای عمليات لازم جهت نيل به مقاصد خود نيست برنامه های خود را در اختيار ضمير ناخود آگاه كه قدرت كافی جهت بفعل در آوردن برنامه ها داشته ولی قادر به تعين اهداف و مقاصد مربوطه نيست قرار ميدهد


پاره ای ديگر از صاهبنظران ذ هن هوشيار را به نا خدای كشتی و ضمير نا خود آگاه را به دستياران اجرائی نا خدا تشبيه نموده اند.

 

 

ليو ا نی را در نظر بگيريد كه نيمه از آب است

اشخاصی كه روحيه مثبت دارند آنرا نيمه پر و اشخاصی منفی باف آنرا نيمه خالی می بينند

اين وضع نمايانگر اين حقيقت است كه آنچه شخص مشاهده و يا ا ستنباط ميكند در واقع نتيجه تاثيرات افكار و روحيه خود او بوده و رابطه كامل با حقايق وضع موجود ندارد
بدينمعنی كه نيمه پر بود ن و يا نيمه خالی بودن ليوان رابطه ا ی با حجم موجود اب در ليوان نداشته و نگرش متفاوت افراد تغيری در حجم آب موجود در ليوان بوجود نمی آورد و آنچه كه قابل تغير است روحيه اشخاص ميباشد

ا فرادی كه ليوان را نيمه پر مشاهده ميكنند خود را در مسيری مثبت قرار داده و در اين مسير پی در پی موفقيت در امور را به خود جلب می نمايند و اشخاص بد بين خود باعث ميگرد نند كه فرصت های مناسب را نا ديده گرفته و بسوی شكست و ناكامی سوق يابند

در محيط بازار سهام و ساير معاملات داشتن روحيه مثبت پايه و اساس ازدياد سرمايه ميباشد و روحيه مثبت توسط موفقيت های كوچك و به ظاهر كم اهميت بوجود آمده و در اين مسير اين كاميابی ها بتدريج باعث موفقيت های بزرگ ميگردند

بنا بر اين جهت ايجاد روحيه مثبت ميبايد پيوسته سعی و كوشش در انجام اموری هر قدر كوچك و كم اهميت ولی موفقيت آميز نمود تا از اين راه صفت خوشبين بودن در برنامه كار ضمير نا خوداگاه قرار گرفته و در نتيجه شخص پيوسته در كليه امور موفق گردد.

 

بمنظور ايجاد ديسيپلين و يا انضباط فكری كه لازمه موفقيت در انجام معاملا ت ميباشد توصيه ميگردد كه افراد لا اقل يكبار در روز به انجام اموری كه اجرای آن موافق عقل ولی مخالف طبع و احساسات شخص ميباشد مبادرت ورزند.

عاد ت به ا ين امر باعث خوا هد گرديد كه بتوان انجام عمليات لازم مانند خروج بموقع ا ز بازار را هنگام معاملات سهام ، خود بخود و طبق دستور ضمير نا خود آگاه بفوريت انجام داد.

 

 

 يكی ديگر از طرق دسترسی به ضمير نا خود آگاه تلقين ميباشد

در صورتيكه تلقين به كرات و دفعات بطور شفاهی و يا بطرز مرور فكری و يا بطريق تحرير اجرا گردد ، بتدريج آن تلقين تبديل به اعتقاد شده و در ضمير ناخوداگاه ثبت و حفظ ميگردد و در نتيجه فرد در مسير آنچه بخود تلقين نموده گام بر ميدارد

پا ره ای از افرادی كه به نا رسائی های جسمی و يا روانی دچار بوده اند با تلقين جمله " هر روز از هر لحاظ بهتر ميگردم " شفا يافته اند

در صورتيكه شخص دچار بيصبری و تعجيل در امور باشد ميتواند با استفاده از تلقين جمله " من هر روز صبورتر ميگردم" بتدريج در كليه امور صاحب صبر و شكيبائی گردد


در اديان مختلف از تلقين استفاده شده و پيروان آن اديان با تكرار پاره ای از جملات از شك و ترديد رها شده و در نتيجه به اصول اديان مربوطه مؤمن و معتقد ميگردند

در مورد معاملات سهام نيز بمنظور ايجاد برخی از عادات پسنديده و توليد افكار مثبت و يا رهائی از عادات ناپسند ميتوان با تلقين جمله های مناسب بتدريج خودرا در مسير موفقيت قرار داد

بديهی است كه انتخاب جملات مناسب بستگی به سليقه و نياز و خواست افراد داشته و ميبايد خود در ا بداع آن جملات كوشا باشند


ضمنا با يد خا طر نشان ساخت كه تكرار جملات مختلف بمنظور نيل به اهداف و مقاصد گوناگون مجاز بوده و ضمير نا خوداگاه قادر است انها را به تفكيك دريافت و ثبت و حفظ نمايد

در اينجا لازم بتذ كر است كه در تركيب جملات تلقينی ميبايد از افعا ل زمان حال بجای زمان آينده استفاده شود. مثلا بجای " موفق خواهم گرديد " ميبايد از " موفق هستم " استفاده شود

بعنوان مثا ل به ارائه پاره ای از جملات بشرح ذ يل اقدام ميگردد


" من در اداره امور خود موفق هستم "

" من بد ور پيروزی ا فتا ده ام "

" من بموقع و به محض رسيدن به نقطه توقف از معا مله خارج ميگردم "

" من بموقع و بفوريت جلوی ضرر را ميگيرم "

" من انسانی با انضبا ط هستم "

 

 

ا نسان طبيعتا بهر كاری بخواهد اقدام كند نخست خود را در عالم خيال در حال اقدام به آن كار می بيند و بهمين طرز هر مقصدی را در نظر داشته باشد نخست در عالم خيال خودرا در آن مقصد حاضر تصور ميكند و پس از آن در راه رسيدن به اهداف خود اقدامات لازم را معمول ميدارد


به تجربه ثا بت شده در صورتيكه انسان آنچه را كه آرزو دارد به كرات و دفعات در عالم خيال بوضوح تجسم نمايد و آنرا كا ملا با تمام و يا بر حسب مورد لا اقل با يكی از حواس پنجگانه خود احساس نموده و اطمينان كامل داشته باشد كه آنچه تصور نموده بوقوع خوا هد پيوست ميتواند بدون هيچ شك و ترديدی مطمئن باشد كه آن امر حادث ميگردد


دليل اين امر اينستكه ضمير نا خود آگاه وقا يع خيالی را در صورتيكه با جزئيات و با احساس تجسم گردند بعنوان وقا يع حقيقی پذ يرفته و تمام وجود انسان را جهت تحقق يافتن آن وقايع آماده و بسيج مينمايد

در حقيقت انسان تنها ميتواند آن باشد كه خود را آنچنان به بيند و تنها ميتواند به جائی برسد كه خود را در آنجا به بيند و تنها ميتواند به مقامی برسد كه خود را در آن مقام تصور نمايد


بهمين طرز در مورد معاملات سهام و ارز شخص ميبايد نخست موفقيت خود را با اطمينان كامل در صحنه خيال كرارا تصور و بوضوح تجسم نمايد كه بموقع وارد بازار شده و هنگام بروز خطر و ايجاد ضرر بفوريت و بلا درنگ و بی چون و چرا از بازار خارج گرديده و در صورت ارتقاء قيمت پس از بهره برداری كافی بموقع سهام خود را مبا د له می نمايد


بديهی است كه در تحقق يافتن اين امر در صورتيكه تجسم با جزئيات مربوطه و احساس همراه باشد ، ضمير نا خوداگاه و دستگاه عصبی انسان چاره اي جز پذ يرش و تجلی آن نخواهد داشت

 

همانطور كه قبلا بيان نموديم در محيط بازار سهام و در حين انجام معاملات ، اميد و انتظار مبنی بر بر گشت قيمت بنفع سرما يه گذار متضرر عا د تی مذموم و نا پسند ميبا شد

ولی در عين حال خارج از محيط بازارو هنگاميكه سرمايه گذار وارد بازار نگشته و اقدامی در باره خريد و فروش نكرده ، اميد و انتظار در باره بهبود وضع معاملات و ايمان به موفقيت ميتواند بسيار مفيد و سود مند واقع گردد

در حقيقت اميد و ايمان بالهای قدرتمند ی هستند كه قادرند سرمايه گذا ر را بسوی تحقق يافتن هدفها هدايت نمايند و بالا عكس يأ س و نو ميدی و افكار منفی با عث و سبب شكست و ناكامی وی ميگردند.

 

هيپنو تيزم


نحوه ديگر راه يابی به ضمير نا خود آگاه و ثبت و حفظ عادات و ا عتقادات پسنديده استفاده از علم هيپنو تيزم ميباشد

هيپنو تيزم بمنظور درمان ناراحتی های روانی و تقليل و يا از بين بردن درد و رنج در علوم روانشناسی و پزشگي و دندان پزشگی نتايج بسيار درخشانی را عرضه داشته است


پاره اي از پزشگان حاذق با بكار بردن هيپنوتيزم ميتوانند زنهای حامله را هنگام وضع حمل از درد و رنج زايما ن نجات دهند

در دندان پزشگي با اعمال ميپنوتيزم نيازی به بی حس كردن موضعی دندان و استعمال داروهای بی حس كنند ه نخواهد بود


بر خلاف تصور عموم در صورتيكه شخص عمدا مقاومتی از خود نشان ندهد كليه افراد را ميتوان بسهولت به خواب هيپنو تيكی كه از لحاظ عمق درجات مختلفی دارد فرو برد

انسان ميتواند خود را پس از چندين بار تمرين به آسانی هيپنو تيزم نمايد و در واقع آنچه شخص ديگری انجام ميدهد اينستكه به انسان تلقين مينمايد كه خود قادر به هيپنوتيزم خود بوده و به زود ی و به آسانی در اثر خو ا ست خود بخواب ميرود

افراد فرو رفته بخواب هيپنوتيكی از آ نچه در اطرافشان ميگذرد بر خلاف خوابهای معمولی آگاه ميباشند

هنگاميكه شخص بخواب هيپنوتيكی فرو رود تلقينهائی كه توسط خود او و يا توسط شخص ديگر و يا توسط نوار ضبط صوت انجام گيرد به آسانی و بنحوی مؤثر در ضمير نا خودآگاه ثبت و ضبط و حفظ ميگردند


در اثر فرو رفتن به خوابهای هيپنوتيكی انسان قا در خوا هد بود كه از امكانات با لقوه و استعدادهای نهفته خود كمال استفاده و بهره برداری را بنمايد و در عين حال خو د را از
عا دات مذ موم و نا پسند نجات بخشيده و عادات پسنديده و مطابق ميل خود راجايگزين آن سازد

در حقيقت استفاده از هيپنو تيزم عاليترين راه جهت از بين بردن عقا يد نادرست و ايجاد اعتقادات مفيد ميباشد

هنر پيشگانی كه در حال عادی از حضور در صحنه نمايش و رو بروئی با تماشاچيان ترس و وحشت دارند ميتوانند درا ثر هيپنوتيزم بدون خجالت و ترس و ناراحتی در صحنه حاضر و رل خود را بخوبی ايفا كنند

در اثر هيپنوتيزم وزنه برداران قادر خوا هند گشت كه با بلند كردن وزنه های سنگين تر ركورد خود را شكسته و در مسابقات برنده گردند

بهمين ترتيب در انجام موفقيت آميز معاملات سهام ميتوان جهت مراعات كامل و پيوسته قوانينی كه سرمايه گذار ميبايد خود برای خود وضع نما يد و هم چنين رعايت دائمی نظم و انضباط در اداره امور و مديريت مالی و انجام امور مفيدی كه قبلا در باره آن بحث نموده ايم و جهت تمدد اعصاب و آرامش فكر كه لازمه ا يجاد زمينه ای مناسب جهت نفوذ تلقينات به ضمير نا خودآ گاه ميباشد در فرصتهای مختلف از علم هيپنوتيزم بر حسب نيازها و خوا ستهای بخصوص سرمايه گذ ار استفاده نمود

بر خلاف تصور عموم هيپنوتيزم نيازی به دارا بودن قدرت خارق العاده ندارد و اغلب اشخاص با رعايت اصول اينكار و تمرين و ممارست ميتوانند خود و ديگران را هيپنوتيزم نمايند.

 

 

جهت ياد آوری و مرور به خلاصه ای از رئوس مطالبی كه تا بحال مورد بحث قرار گرفته پرداخته و مطالعه مجدد آن را توصيه مينما ئيم

رئوس مطالب مندرجه
----------------------
- تعين هدف معاملات
- علل شكست و ناكامی در معا ملات سهام
- حفظ بقاء
- كسب معلومات و اطلاعات
- آگاهی به اشتباهات
- كنترول اعمال و رفتار
- انضباط فكری
- هم آهنگی با بازار
- كنترول اعصاب و روان
- اهميت توجه به مسائل روانشناسی
- عدم لزوم پيش بينی
- معايب پيش بينی
- نهفته بودن نفی در ساختمان اعتقادات
- توجه به تغيرات قيمت در زمان حال
- متفاوت بودن محيط بازار با محيط های اجتماعی
- عدم پايداری و مقاومت در مقابل ترس و طمع
- رهائی از دانستنيها
- سيستم های دفا عی روانی
- تحريف حقايق
- دفاعيات ذ هنی و فكري
-‌ پيروی از عادات و اعتقادات
- اهميت نقطه توقف و خروج از بازار
- علل اغفال سرمايه گذ ا ر و ايجاد خيالات باطل
- لزوم ايجاد عا دات پسنديده و مطلوب
- لزوم ترك عادات مذ موم
- خصوصيات محيط بازار سهام
- لزوم دارا بودن حد بالاي انضباط فكری
- لزوم اتكاء بنفس و اطمينان بخود
‌- لزوم خود شناسی
- لزوم قبول مسؤليت
- مزاياي طرح قبلی ا نجام معاملات
- احتراز ا ز تغير طرح در حين ا نجام معاملات
- تعليم يا اقدام به آموزش ديگران
- لزوم مطالعه و مرور مطالب مندرجه
- لزوم تغير شخصيت
- گمراهی در اثر اجرای معاملات مجازی
- ضمير نا خودآگاه
- كنترول و تسلط بر ضمير نا خود آگاه
- نقش عادت در سرنوشت انسان
- اهميت روحيه مثبت در ازدياد سرمايه
- لزوم اجرای امور موافق عقل و مخالف طبع
- اميد و انتظار در خارج و داخل محيط بازار
- روشهای دسترسی بی ضمير ناخودآگاه
--‌ تدريس
-- ترجمه
-- تلقين
-- تجسم
-- هيپنوتيزم

 

 

كسانيكه جديدا شروع به معاملات سهام نموده اند و يا اشخاصيكه بعلل ضرر ها و ناكاميها و شكستهای گذ شته مايل به فراگيری روشها ی موفقيت آميز ميبا شند بهتر است فعاليت و توجه خودرا معطوف به خريد و فروش يك نوع سهم نموده و از معاملات سهام مختلف در آ ن واحد اجتناب ورزيده و افكار خود را متمركز در نوسا نا ت قيمت آن سهم و تاثيرات آن نوسا نا ت در روحيه خود نمايند و در نظر داشته باشند كه مطالعه اين تاثيرات حتی از مطالعه نوسا نا ت قيمت مهمتر ميباشد و اين موردی است كه اغلب اشخا ص از آن غفلت ميورزند و در نتيجه عدم درك تا ثيرات نوسا نا ت قيمت در روح و روان خود متضرر و ناكام ميگردند

معامله گران با تجربه پس از طی شكست های پی در پی خود بالاخره درك نموده اند كه ميبايد با مقدار سرمايه ای وارد بازار گردند كه ترسی از دست دادن آن نداشته و در نتيجه بتوانند در مقابل نوسا نا ت قيمت بی تفاوت بوده و در برابر هيجا نا ت روحی و ترس و طمع استقامت و پايداری نموده و با انضباط كامل هنگام بروز خطر و يا بهره برداری كافی عا د تا از بازار خارج گردند

در واقع معامله گران با تجربه در حين معامله اصولا بفكر سود و زيان و ملاحظا ت مالی نبوده بلكه تمركز فكری آنها فقط بر پايه اجرای صحيح عمليات لازم ميباشد كه آنهم اكثرا بر اثر عادت غا لبا بدون ترس و اميد و ناراحتی انجام ميگيرد

بنا بر اين افرادی كه مايل به بهبود وضع معاملات خود ميباشند ميبايد در حين معامله متوجه تاثيرات نوسانات قيمت در روحيه خود باشند و در صورتيكه در حين معامله دچار هيجانات روحی ميگردند اولا سعی در فراگيری روشهای صحيح انجام معاملات نمايند تا از خود مطمئن گرديده و بتوانند با اعتماد بنفس داد و ستد بنمايند

و ثانيا در حدی معامله كنند كه بتوانند ضرر و زيان را از لحاظ روانی و مالی بخوبی تحمل نموده و در صورت كسب منافع آنرا حق خود دانسته ، ذ وق زده و از خود بيخود نگردند

 

يك جراح چيره دست هنگام جراحی تمام حواس خود را به عمل دقيق جراحی معطوف داشته و در حين عمل بفكر مبالغی كه ميبايد در ازاء عمل جراحی دريافت كند نمی باشد

هم چنين يك وكيل زبر دست هنگام مدافعه از حقوق موكل خود در دادگاه ، در مورد حق ا لوكاله خود فكر نكرده و در حين دفاع آ نرا از موكل خود مطالبه نميكند

افرادي كه بكار خود عشق ميورزند نيز در حين انجام كار فقط بكار خود می انديشند و بفكر منافع مالی خود نيستند

بهمين ترتيب معامله گران با تجربه سهام نيز هنگام اجرای عمليات لازم داد و ستد به نفع و ضرر مالی خود نمی انديشند و فقط به اجرای صحيح قوانينی كه خود براي خود وضع نموده و يا از متدها و سيستم های معاملاتی فراگرفته اند ميپردازند . اين افراد بخوبی ميدانند كه اگر وظائف خودرا بخوبی انجام دهند منافع مالی آنها خود بخود تامين گرديده و حتمی خواهد بود و در صورتيكه در حين انجام معاملات بفكر منا فع و يا ضرر های ا حتما لی باشند بعلت عدم تمركز كافی بر روی وظا ئف اصلي و پراكنده گی افكار و غلبه احساسات بر عقل مرتكب اشتباهات و خطا كاری و در نتيجه ضرر و زيان خواهند گشت

در اينجا تذكر اين نكته ضروری است كه قوانين لازم الاجرای معاملاتی ميتواند در طول مدت و پس از مطالعات كافی و دلايل موجه و در صورت ا ميد به بهبود وضع معامله گر تغير يابد ولی تا زمانيكه اين قوانين بقوت خود باقی باشند ميبايد از آنها با انضباط كامل پيروی و تبعيت و از تغيرات خلق الساعه كه ممكن است درحين عمليات بفكر معامله گر خطور كند اجتناب كامل نمود
بديهی است كه در معاملات سهام هميشه اجرای قوانين مربوطه نتايج مثبتی را ارائه نميدهد ولی در مجموع و در طول مدت اجرای بموقع آن قوانين بدون شك بنفع معامله گر ميباشد


در محيط بازار سهام پيش بينی قيمت آينده سهام بهيچ وجه امكان پذ ير نميباشد و اصولا پيش بينی قيمت نه تنها لزوی ندارد بلكه بعلت ايجاد اعتقادات نا درست زيان آور نيز ميباشد

در بازار سهام در هر آن هر اتفاقی ميتواند رخ دهد و بنا بر اين نميتوان قوانينی را وضع نمود كد در تحت كليه شرايط نتايج مثبتی را بتواند ارائه دهد و تنها قانونی كه در بازار سهام ميتوان تا حدودی به آن اتكاء نمود قانون احتمالات است كه در اين باره در فرصتهای بعدی بحث خواهيم نمود.

 

 

از لحاظ روانشناسی سرمايه گذاری دراز مدت ( از يكسال به بعد) با خريد و فروش كوتاه مدت ( پنج دقيقه تا پنج هفته ) تفاوت فاحش داشته و قابل قياس نميباشد

در واقع انتخاب هر يك از دو مورد بستگی به شخصيت و وضع روانی افراد داشته و فرد ميبايد قبل از شروع معاملات از توانائيها و نا توانائيهای خود مسبوق و با ا طلاع باشد

ا فرادی كه بخود اطمينان نداشته و حا ضر به قبول مسؤليت نيستند و در اغلب تصميمات خود متكی بديگران بوده و از آنها تقليد و پيروی می نمايند ميبايد يا سعی و كوشش در اصلاح وضع روحی و تغير شخصيت خود نموده و يا ا اينكه از انجام معاملات كوتاه مدت خودداری نمايند و در صورت تمايل فقط به سرمايه گذاری دراز مدت بپردازند

انجام معاملات كوتاه مدت بعلت لزوم توجه دقيق و صرف وقت مانند اشتغال به يك حرفه و يا شغل ميباشد زيرا كليه منافع و يا ضرر های حاصله و مخارج مربوطه در نتيجه كار و فعاليت و صرف وقت معامله گر حاصل ميگردد در حاليكه در سرمايه گذاری دراز مدت فقط ميبايد در انتظار نتايج حاصله نشست و يا بكار های ديگر پرداخت

در مورد داد و ستد كوتاه مدت شخص ميبايد يقين داشته باشد كه قادر است بهترين تصميمات را بموقع اتخاذ نموده و به مورد اجراء گذارد ولی در سرمايه گذاری دراز مدت سرمايه گذار سرنوشت خود را در دست د يگران و يا در معرض قضا و قدر قرار ميدهد

در سرمايه گذاری دراز مدت امكان دارد سرمايه با گذشت زمان بتدريج ازدياد يافته و در طول مدت چند برابر شود و در عين حال ممكن است بعلل مختلف سرمايه تقليل فاحش يافته و سرمايه گذار قربانی اوضاع و شرايط محيط گردد



معامله گران با تجربه و با ا نضباط در مقايسه با سرمايه گذاران دراز مدت كمتر قربانی حوادث ميگردند و در صورتيكه معاملات درست انجام گيرد در مقايسه با سرمايه گذاری دراز مدت بمراتب سود بيشتری نصيب معا مله گر ميگردد

در اين رابطه ذيلا به تشريح دو مثال ميپردازيم

جهت مقايسه منا فع حاصله ازمعاملات كوتاه مد ت با سرمايه گذ ا ری دراز مدت فرض مينمائيم كه شخصی جهت شركت در سرمايه گذ ا ری در سهام شركتي در نظر دارد مبلغ ٨ ميليون تومان در دراز مدت سرمايه گذاری نمايد



قيمت اين سهم فرضا در اولين روز سال مبلغ هشت هزار تومان برای هر سهم ميباشد . بنا بر اين او ميتواند با سرمايه خود يكهزار سهم خريداری نمايد



فرضا در طول سال قيمت اين سهم بين ٤٨٠٠ ‌ تا ١٨٤٠٠ تومان نوسان نموده و در آخر سال قيمت آن به ١٦٠٠٠ تومان ميرسد

بنا بر اين ارزش سهام در طول مدت يكسال دو برابر گرديده كه در واقع سرمايه گذ ا ری پر سودی بوده است



از طرف ديگر فرض مينمائيم كه در مقابل اين سرمايه گذ اری يكساله شخص ديگری با داشتن مبلغ هشت ميليون تومان اقدام به خريد ١٠٠٠سهم همان شركت بمبلغ هشت هزار تومان برای هر سهم بمنظور انجام معاملات كوتاه مدت روزانه مينمايد و در طول روز هر وقت قيمت هر سهم برابر ٢٠٠ تومان ترقی نمود كليه سهام خود را بفروش ميرساند بنا بر اين سود روزانه او معادل ٢٠٠٠٠٠تومان خواهد بود كه اگر فرضا ٤٠٠٠٠تومان آن صرف پرداخت كار مزد كار گذاران و ساير مخارج گردد سود خالص او در روز معادل با١٦٠٠٠٠تومان خواهد گرديد


مجددا اگر فرض نمائيم كه اين شخص بتواند در سال ٢٥٠ روز به خريد و فروش سهام خود مبادرت كند ، سود خا لص او معادل چهل ميليون تومان خواهد گرديد و در وا قع اين سرمايه گذاری كوتاه مدت در ظرف يكسال پنج برابر ترقی نموده و بصورت نقد در حساب شخص دوم منظور گرديده است

بديهی است كه ارقام و اعداد فوق را ميتوان بر حسب وضعيت موجود و امكانات مختلف زمان و مكان تغير داد ولی آنچه مسلم است اينستكه در صورتيكه معاملات كوتاه مدت با انضباط كامل و نظارت صحيح مالی انجام پذيرد منافع آن چندين برابر عوايد سرمايه گذاری دراز مدت ميباشد

ولی متاسفانه فقط تعداد كمی از علاقمندان به اين حرفه توانسته ا ند بطور مستمر موفق گردند. در مورد دلائل عدم موفقيت آنها قبلا توضيحات كافی ارائه گرديده است ولی آ نچه كه لازم به تذكر است اينستكه اغلب اشخاص با لقوه قادر به انجام عمليات موفقيت آميز معاملات كوتاه مدت سهام ميباشند و با در نظر گرفتن عوايد هنگفتی كه از اين راه ميتوان بدست آوردشايسته و لازم است كه علاقمندان كسب مال در اين راه از هيچ كوششی برای بدست آوردن روحيه و روشهای مناسب كه لازمه موفقيت در اين امر ميباشد دريغ ننمايند و با صبر و حوصله و قدم بقدم با برنامه هائی معين و ترجيحا تحت نظارت مربيان كار آ زموده در راه موفقيت قدم بردارند و بخاطر داشته باشند كه در صورتيكه اين امر درست انجام گيرد كمتر كاری ميتواند از لحاظ مالی و تامين آتيه شخص تا اين اندازه موفقيت آميز باشد.

 

 

معتادين به مواد مخدره و نوشابه های الكلی و قمار بازان معمولا هنگامی در صدد ترك اعتيادات ناپسند خود بر ميايند كه متوجه شوند , از لحاظ تندرستی و مالی و اخلاقی و اجتماعی بر سر پرتگاه ژرفی قرار گرفته اند، بدينمعنی كه فقط نارسائی های مهم جسمی و روانی و مالی معتادين را مجبور به سعی و كوشش و تلاش در راه ترك اعتيادات خود مينما يد

سرمايه گذ اران و معامله گران ناكام و شكست خورده نيز كه به باختن خو گرفته اند و در فكر درمان خود نيستند بهتر است قبل از اينكه تمام سرمايه و تعادل روحي خود را از دست بدهند بمصداق " علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد " بخود آمده و هرچه زودتر و پيش از آنكه عادات مذ موم درضميرشان استحكام بيشتری پيدا كند با انتخاب روشهای مناسب مسير خودرا تغير داده و بسوی موفقيت و پيروزی گام بردارند

همانطور كه قبلا نيز بيان داشتيم و باز هم بمنا سبت اهميت موضوع آنرا تكرار ميكينيم ،اين حقيقت است كه آنچه با عث ضرر و زيان ميگردد تعداد محدودی عا دات است كه معامله گر از زمان طفوليت بمنظور حفاظت و استقامت د ر محيط اجتماعی خود كسب نموده و در طول زنده گا نی از آنها منتفع نيز گرديده ولی از آ نجا كه اين عادات با محيط متفاوت معا ملا ت سهام سازگاری نمی داشته ، شكست و ناكامی معا مله گر را بهمراه داشته است


شناخت و ترك بموقع اين عادات قبل از آنكه انسجام و استحكام بيشتری در جان و روح پيدا كنند موجب و باعث موفقيت و كا ميا بی و نجات معامله گر ميگردد.

 

 

در اكثر ممالك صنعتی جهان استفاده از نيروی انسانی در بيشتر كارخانه هاي توليدی كاهش يافته و بجای آن دستگاه ها و ماشين آلات مدرن و مجهز و خود كار ، امور توليدی را عاری از اشتباهاتی كه كارگران معمولا مرتكب ميشوند انجام ميدهند

در اين نوع كارخانجات تنها تعدا د محد و دی از مهندسين در اطا ق فرمان پيشرفت ماشين آلات را توسط دستگاهای كامپيو تری زير نظر دارند تا اگر احتمالا و ندرتا نارسائی هائی در نحوه عمل ماشين آلات مشاهده گردد فورا در رفع نقائص كوشيده و مجددا دستگاهای مربوطه را در مسير درست قبلی قرار دهند


در صحنه فعاليت بازار سهام نيز معامله گر ميبايد در حين معامله انسان بودن خود را از نظر دور داشته و دقيقا مانند يك دستگاه خودكار و يا يك آدم مكانيكی كه جهت اجرای فعاليت های مربوطه قبلا طبق برنامه های معين تنظيم گرديده عمل نمايد

بدينمعنی كه معامله گر ميبايد هنگام معاملات از دخالت در انجام امور از قبل تدوين شده اجتناب ورزد و مانند كامپيوتر كه فاقد شعور ذاتی ميباشد معامله گر نيز فقط كارهائی را انجام دهد كه از قبل برنامه آن امور تهيه گرديده و در دست اجراء قرار گرفته است


در واقع معامله گر بايد فرض كند كه شخص ديگری كه در حقيقت خود او ميباشد مسؤول انجام معاملات طبق برنامه های قبلی ميباشد و اين شخص جديد از خود دارای اختياری نبوده و فقط مجری دستورات است
و به اين نحو ميتوان از دخالت احساسات و ساير عوامل فكری كه بضرر معامله گر گاه و بيگاه وارد صحنه ميگردند جلوگيری و ممانعت نمود

ناگفته نماند كه برخی از كارگذاران امور سهام در سايت های معاملاتی خود تصهيلاتی را فراهم آورده اند تا معمله گر بتواندقيمت خريد مورد علاقه خود و نقطه توقف و شرايط خروج و هم چنين قيمت فروش سهام خود را قبلا ثبت نموده و انتظار داشته باشد كه آن دستورات بموقع خود بخود اجراء گردد

در اين رابطه توجه خوانند ه گان را به سايت های ذيل كه بترتيب جهت معا ملات سهام ، option و ارز بعنوان مثال انتخاب گرديده جلب مينمايد

www.optionsxpress.com
www.fxcm.com


ولی از آنجا كه خصلت اتكاء بنفس نيز شايان اهميت ويژه ای بوده و ميبايد يكی از اهداف مهم معامله گر باشد لذا شايسته است كه تا حد امكان از تسهيلاتی كه كار گذاران معاملاتی فراهم نموده اند استفاده نكرده و صرفا با اتكاء بخود سعی نمود كه از خود شخصی مكانيكی بوجود آورد كه آن شخص در حين معامله از شعور و عقل و احساسات عاری بوده و بتواند امور معاملاتی را بدون اشتباه و دخل و تصرف و طبق برنامه های از قبل ارائه شده به انجام رساند.

 

 

شر كت كنندگان در معاملات كوتاه مدت سهام معمولا نظريا ت متفاوتی در باره ارتقاء سود سهام و منابع پرداخت سودهای حاصله را داشته و برخی از آنان بر اين باورند كه منافع حاصله بعلت بهبود وضع اقتصادی و يا سود دهی شركت صادر كننده سهام و يا نوسانات قيمت نفت و یا پائين آمدن نرخ بهره بانكی و یا نوسانات ارزی ويا اخبار سياسی و يا تقيرات جوی و يا شايعات و يا بعلل مختلف ديگر بوجود ميايد و از حساب مخصوصی بصاحبان سهام پرداخت ميگردد

موارد بالا امكان دارد در سرمايه گذ ا ريهای دراز مدت در قيمت سهام تا ثيربگذ ارد ولی در حقيقت منبع اصلی سودی كه نصيب عده معدودی از معامله گران بازار سهام ميگردد نتيجه زيان اكثريت شركت كننده گان بوده و پرداخت آن از حساب عده كثيری از بازنده گان تامين ميگردد

از طرفي ميدانيم كه طبق آمار كارگذا ران بورس در جهان بطور كلی ٩٥ در صد شركت كننده گان بورس در جهان بازنده و فقط ٥ در صد آنان برنده و موفق ميباشند

در وحله اول چنين بنظر ميرسد كه بعلت بالابودن تعداد اشخاص كم تجربه كه ٩٥ در صد شركت كننده گان را تشكيل ميدهند افرادی كه دانش كافی و تجربيات لازم را در امور مربوطه داشته باشند ميتوانند به آسانی از اين خوان نعمت استفاده كرده و از بی اطلاعی وعدم انظباط و مديريت مالی اكثريت كمال بهره برداری را بنمايند
ولی اين نظريه صحيح نبوده و بعلت رقابت شديد بين معامله گران كهنه كار و با تجربه در بدست آوردن هرچه بيشتر سود و بهره برداری از ٩٥ در صد بازنده اين بهر برداری حتی برای معا مله گران مجرب به آساني ميسر نبوده بلكه تعدادی از آنان بحكم قانون طبيعت مغلوب معامله گران قوی تر ميگرد ند


بنا بر اين اشخاصيكه در اين راه با وقت و جان و مال خود سرمايه گذاری مينمايند بايد بدانند كه وارد معا مله و مقابله با مجرب ترين و با سا بقه ترين و ممتاز ترين معامله گران كهنه كار خواهند گردید و آنان اجازه نخواهند داد كه نانی از سفره ايشان ربوده شود و بد ينجهت براي پيروزی در اين مبارزه ميبايد با كسب دانش و عا دات پسنديده و تغير شخصيت و آموزش روشهای مناسب جهت نيل به مقصود نهائی خود را مجهز و آماده پيكار نمود.

 

 

از لحاظ روانشناسی مهمترين دليلی كه معامله گران ا ز مبادله و معامله سهاميكه باعث ضرر و زيان گرديده اند امتناع ميورزند و اميد به باز گشت قيمت می بندند بر اين پايه است كه انسان بطور معمول مايل نيست كه آنچه را كه در تملك اوست آسان از دست بدهد و در واقع آدمی طبيعتا از آنچه رنگ تعلق بخود گيرد آزاد نبوده و متعلق به متعلقات خود ميباشد

جهت رهائی و آزادی از اين قيد و بند شخص ميبايد در كليه سطوح و شؤون زنده گی عادت به از خود راندن ، از دست دادن ، دور ريختن و بخشش اشياء و لوازم غير قابل استفاده خود نمايد



در سطح فكری نيز ميبايد كوشش در رها كردن آرمانها و انديشه ها و باورهای كهنه و فا قد اعتبار نمود تا در اثر ايجاد يك خلا ء ذ هني ا نديشه ها و آرمانهای تازه و توفيق و پيشرفتهای جديد جا يگزين گردند


بديهي است كه اگر شخص به اين امر خود را عادت دهد مبادلات و معاملات سهام مضر را نيز آسان تر و سريع تر انجام خوا هد داد.

 

معامله گران با تجربه سهامی را كه موقتا در اختيار گرفته اند جزء متعلقات خود فرض نميكنند بلكه رابطه آنها با سهام مانند روابط كار فرمايان با كار گران ميباشد
بدينمعنی كه از سهام مانند آنكه كارگرانی را استخدام كرده باشند , انجام وظا ئفی را در مدتی معين متوقع ميگردنند و پس از خاتمه مدت قرار داد ويا انجام وظائف ، و يا غفلت از انجام وظا ئف , بخدمت كارگران خاتمه می بخشند و بهمين ترتيب هنگام ضرر و يا بهره برداری كافی سهام خود را در اسرع وقت مبادله مينمايند

گروه ديگری از معامله گران مجرب در ذهن خود حتی روابطی خصمانه با سهام مورد معامله ايجاد مينمايند و سهام در اختيار خود را بعنوان حريف و رقيب شناخته و در حين معامله پيوسته در اين انديشه اند كه هر چه زودتر پس از برداشت سود كافی و يا بمحض وقوع ضرر و بمصداق " اقتل الموذی قبل ان يوذی " از شر آن خلاص گردند.

 

 طبق آمار در صد سال اخير يعنی از سال ١٩٠٥ ميلادی به بعد سالهائی كه با شماره ٥ ختم گرديده اند سالهای پر سودی برای بازار سهام در سطح جهانی بوده و در اين سالها با ستثنا ء يك سال , ماه ژانويه بد ترين ما هها بوده است


البته از نظر احتمالات عقلانی تكرار حتمی اين امر در سال ٢٠٠٥ بسيار بعيد ميباشد ولی از نقطه نظر روانشناسی از آنجا كه اكثر مردم به تكرار تاريخ اعتقاد داشته و اعتقادات خود را حقيقت می پندارند ، لذا امكان دارد كه كه در اثر استقبال علاقمندان , و پيروی مردم از يكد يگر , شدت معاملات سهام در سال ٢٠٠٥ ميلادی افزايش يافته و سال جالبی برای سهامداران در سطح جهان باشد.

 

در بحث های گذشته توصيه شده بود كه معامله گران در حين معامله از ترس و طمع و بی انضباطی و هيجان زده گی احتراز نموده و معاملات خود را با اجرای برنامه های از قبل تدوين شده با آ رامی و بی تفاوتی و نظم كافی و رعايت مقررات و قوا نينی كه خود وضع نموده اند و يا از متدها و روشهای آزمايش شده ديگران فرا گرفته اند انجام دهند و در اين باره روشهای متعددی نيز قبلا ارائه گرديده بود

در اينجا لازم بتذ كر است كه رعايت و پيروی از ا ين پيشنهادات گرچه لازم ميباشد ولی جهت نيل به مقصود نهائي كافی نبوده و افرادی كه علاقمند به پيشرفت خود در امور معاملات سهام و يا خريد و فروش ارز ميباشند ميبايد سعی و كوشش نمايند كه نه تنها در انجام معاملت خود منظم و با لنسبه قانع و شجاع و آرام باشند بلكه ميبايد نخست اين صفات را در كليه سطوح و شوؤن زند گی خود تعميم داده و بطور كلی افكار و رفتار و اعمال آنها در مورد هر امری در شبانه روز تابع اين صفات پسنديده باشد و بديهی است كه در اينصورت اين افراد طبيعتا هنگام معاملات خود نيز كاری بر خلاف آن خصائص پسنديده انجام نخواهند داد و بطور خلاصه يك فرد با انضباط ميبايد در تمام امور خود با انضباط باشد تا بتواند معاملات خود را نيز با نظم و ترتيب خاص اجرا نمايد

بعبارت ديگر ميتوان گفت كه اگر فردی در خارج از محيط بازار و در اجتماع شخصی نا منظم ، طماع ، بيعار و لا ابالی ، بد بين ، بی توجه به قوانين و رسوم اجتماعی ، مبتلا به عدم تصميم گيری و ساير روحيات و خصوصيات نا پسند باشد نمی توان از او انتظار داشت كه علی الرغم سعی و كوشش و تلاش خود در حين معاملات موفق و پيروز باشد
بديهی است كه چنين شخصی ميبايد قبل از شروع معاملات نخست سعی و كوشش در نكو ساختن خود نموده و پس از موفقيت در آن زمينه اقدام به ياد گيری شيوه معاملات سهام و ارز نمايد زيرا قوانين طبيعت همه گی بر پايه نظم و ترتيب استوار بوده و تا زمانيكه انسان بطور كامل در مسير حركت قوانين طبيعی قرار نگرفته نمی تواند اميد به پيروزی و موفقيت خود داشته باشد.

 

 

در مباحث گذ شته از تلقين ، تجسم ، تدريس ، ترجمه و هيپنوتيزم بعنوان روش های مؤثر در مورد حفظ و ضبط دستورات ذ هن هوشيار در ضمير نا خوداگاه و در نتيجه تا ثير آن در رفتار معا مله گران سهام يا د كرده بوديم و حال به بحث در باره دعا و نيايش كه يكی ديگر از روشهای مؤثر در همين رابطه ميباشد ميپردازيم

دعا و نيا يش در كليه اديان به پيروان توصيه گرديده و در صورتيكه با اعتقاد و خلوص نيت انجام پذيرد اجابت آن نويد داده شده است
نحوه اجابت دعا از نقطه نظر دينی در حال حاضر موضوع بحث ما نيست ولی ميدانيم كه پاره ای از صا حبنظران معتقد ند انسان بوسيله تبادل امواج فكری با لقوه قادر است با برخی از امكا نا ت ساير عوالم تماس گرفته و در مورد پيشرفت خود در خواست كمك نمايد

ا ز لحاظ روانشناسی از آنجا كه شخص هنگام دعا ، خواستها و نيازهای خود را بوضوح مطرح ميسازد , دارای اهميت فوق العاده ای ميباشد ، زيرا وقتی اهداف بخوبی و صريحا بيان گردند ، نيل بمقصود آسانتر ميگردد
هنگام دعا افكار انسان بر روی اهداف و مقاصد و انتظارات خود تمركز يافته و چون اين امر با اشتيا ق كامل و همراه با احساسات انجام مييابد ضمير نا خود آگاه آن را بسهولت پذ يرفته و شخص را در مورد نيل به اهداف خود راهنمآ ئی و بسيج مينمايد

دعا ترس و اضطراب و اندوه و فشا رهای روحی و ساير عواطف و هيجانات منفی را از بين بر ميدارد
انسانی كه هر روزه بطور منظم دعا ميكند ميتواند يقين داشته باشد كه در نيل به اهداف خود كامياب خو ا هد گرديد و در واقع دعا راز آرامش و اقتدار و توانگری ميباشد

روانشناسان معتقد ند كه اشخاصی كه عادت به دعا كردن و شكر گذاری دارند خود را در مقابل صدمات روحی و امراض روانی پيوسته مصون نگاه ميدارند

بنا بر اين شكی نيست كه انجام دعا و نيايش در محيط های اجتماعی و درخارج از محيط بازار سهام بنفع معامله گران سهام نيز ميباشد و ميبايد در اين مورد از دعا در حق خود و ديگران استفاده و از در گاه خداوند استدعا نمود كه كوششهای معامله گران در مسير فرا گيری روشهای مطلوب و كسب روحيه مناسب با موفقيت و پيروزی همراه باشد

و اما در حين معاملات و در داخل محيط بازار دعا بنحو ديگری منافع معامله گران را تضمين مينمايد بدينمعنی كه به محض بروز خطر و پيدايش ضرر و احساس ايجاد اولين انگيزه و نياز بدعا نمودن معامله گر ميبايد آن احساس و انگيزه را بعنوان يك شاخص اجتناب ازادامه معامله تلقی نموده و بی درنگ سهام خود را مبادله نموده و از بازار خارج گردد و در صورت مساعد بودن شرايط بازار سرمايه نجات يافته خود را در جهت مقابل و يا در سهامی كه در حال پيشرفت ميباشند بكار اندازد و از اين بابت شكر گذار و دعا گو باشد.

 

انسان بعلت مرور افكار و بياد آوردن خا طرات گذ شته , از آنچه ميبايد ترجيحا مدام بخاطر داشته باشد غفلت ميورزد

بعنوان مثا ل هرروزه ، نود و پنج در صد از معامله گران سهام و ارز مبا لغی از سرمايه خود را از دست داده و با ندامت و پشيما ني دست بگريبا ن ميگرد ند

ولی اين موضوع بعلت وجود افكار د يگر معمو لا از مد نظر دور ميما ند

جهت مقابله با اين مشگل بهتر است فهرستي از اين قبيل موارد تهيه و قبل از شروع معا ملا ت فهرست مذ كور را مطالعه و مرور نمود زيرا ياد آوری اين نوع مطا لب فرد را مراقب و مواظب احوال و اوضاع محيط بازار نگا ه داشته و در نتيجه از انجام اقدامات مضر اجتناب ميورزد

ضمنا پيشنهاد ميگردد فهرست مواردی را كه مهمتر به نظر ميرسند ، بنحوی در مقابل خود قرار داد تا بتوان آن موارد را كرارا مشاهده و بموقع به ياد آورد.

 

يكی از موارد مهمی كه معامله گرا ن به منظور موفقيت ميبايد در حين معا مله پيوسته در مد نظر نگاه دارند اجتناب از زياده طلبي و يا طمع كاری ميباشد


طمع كاری در پاره ای از ا ديان بعنوان يكی از گناهان كبيره قلمداد گرديده و دراكثر جوامع رفتاري مذ موم به شمار ميرود. در محيط بازار سهام زياده طلبي ا گر گناه نباشد ، بدون شك يكي از اشتباهات بزرگ محسوب ميگردد

ا ز لحا ظ روانشناسی زياده طلبي و يا طمع كاری در اثر نداشتن اطمينان بخود و ترس از آ ينده و احساس عدم امنيت مالی و نداشتن اعتقادات درست بوجود ميايد . بعبارت د يگر اگر فرد بخود متكی و اميد وار بوده و ا ز خود اطمينان داشته باشد ، بخوبی ميداند كه جمع آ وری مال برای او در فرصتهای مناسب بعدی نيز ممكن و ميسر است و نيازی به مخاطره انداختن سرمايه‌ جهت كسب در آمدهای بيش از حد نياز نبوده و ترس از عدم وجود امكانات مالی در آينده نيز ضرورتی ندارد

در صحنه معاملات سهام , زياده طلبي بر خلاف باور طمع كار , غالبا , با عث ضرر و زيان و در نتيجه ايجاد روحيه ای نامناسب جهت ادامه معاملات موفقيت آميز ميگردد
طمع كار پيوسته در خيال خود بفكر جمع آ وری سود ببيشتر بوده و هيچگاه از فعاليتهای معا ملا تی خود حتی هنگام سود رسا نی احساس رضايت نمی نما يد زيرا هر قدر هم مبالغ سود زياد باشد بنظر او كافی نميرسد

غالبا طمع كار از برداشت سودی كه در معرض او قرار گرفته به اميد كسب سود بيشتر ا متناع ميورزد و در نتيجه در اولين بر گشت قيمت, آن سود را از دست داده و به اين نحو نه تنها با عدم نفع روبرو ميگردد بلكه مجبور به ترك معامله با تحمل ضرر ميشود
روحيه شخص طمع كار پيوسته متزلزل و نا پايدار ميباشد و اگر به قناعت خو نگيرد در طول مدت با عث از بين رفتن كل سرمايه خود و ندامت و پشيمانی و ساير ناراحتی های روانی ميگردد

معمولا اكثر معا مله گران حد ي براي بهره برداری قائل نميگردند و از آنجا كه بازار سهام در واقع دارای حدی نميباشد , معامله گر هر قدر هم بهره مند شود چون ميداند كه امكان بهره برداری بالقوه نا محدود است امكان نا كافی بودن سود در مخيله او نزج گرفته و با عث ايجاد طمع ميگردد

شخص طمع كار هر قدر هم كه بدست آورد باز هم احساس كمبود نموده و حتی اگر با ضرر مواجه گردد به شكست نهائي خود معتقد نبوده و ميپندارد كه بزودی شرايط بنفع وی تغير خوا هد نمود

ا شخاص موفق در معاملات سهام هميشه تأ كيد مينمايند كه فقط بايد با سرمايه ای شروع به معاملات نمو د كه شخص قدرت و تحمل از د ست دادن آنرا از لحا ظ مالی و روانی داشته باشد بد ينمعنی كه ميبايد سرمايه ای را در اين راه بكار برد كه در زند گی شخص كم تاثير باشد
در غير اين صورت نوسانات قيمت و تا ثيرات آن نوسانات در روحيه سرمايه گذار , ميتواند شخص را اشتباها به سود آوری بيشتر ترغيب نموده و در صورت ضرر اورا به بازگشت قيمت به مبلغ اوليه و بالاتراميدوار سا خته و به عللی كه در بحث های گذشته اشاره نموده بوديم باعث گمراهی و ايجاد ضرر گردد

معامله گران مجرب هنگام ترقی و يا تنزل قيمت از سود های كم كه مرتبا در دسترس آنان قرار ميگيرد استفاده كرده و در نتيجه در پايان معا ملات روزانه خود با روحيه ای مثبت و با سود قابل توجه و كافی و به اميد و به انتظار فردائی بهتر بازار را ترك مينما يند

ولی سؤالی كه در اين رابطه مطرح ميگردد اينست كه حد كافي كدام نقطه است و تحليلهای تكنيكی و بنيادي از يكطرف و و ضعيت اجتماعي و نياز ها و خواستهاي معامله
گر از طرف ديگرتا چه اندازه ميتواند حد كفايت را تعين نمايد
شايد جواب اين سؤال در ملاحظاتی از قبيل عقايد شخصی در باره ارزش مال، احتياجات زند گی ، احساس ا منيت ، وضع آينده و غيره نهفته باشد
ولی بعلت تغيرات دائمی وضع محيط نمی توان در مورد اين سؤال جوابی روشن و قطعی و صريح ارائه نمود

در ادامه اين موضوع بزودی در باره توصيه های لازم در رابطه با اجتناب از طمع كاری بحث خوا هيم نمود.

 

 

در ادامه بحث در باره زياده طلبی تذ كر اين نكته ضروری است كه معا مله گر جهت نجات خود ميبايد سعی و كوشش در اجتناب از اين رفتار مذ موم و نا پسند نموده و تا حد امكان ضمن اصلاح خصوصيات اخلا قي خود ، روشها ی مناسبی را جهت مقابله با زياده طلبی جستجو و انتخاب نموده و مورد مطا لعه ، آزمايش و عمل قرار دهد تا بتواند ا ز ضرر و زيانها ی ناشيه و ناراحتی های روانی مربوطه جلو گيری نمايد


بطور كلی روشهای مناسبی كه توصيه ميگردد بقرار ذ يل ميباشد

١-- عادت به شكر گذ ا ری
٢-- عادت به قناعت
٣-- انظباط در اجرای قوا نينی كه معامله گر ميبايد خود وضع نمايد
٤-- پيروی از دستورات منتجه از تحليل های تكنيكي

در مورد هر يك از موارد بالا در فرصت های بعدی بحث خوا هيم نمود.

 

همانطور كه قبلا اشاره گرديد يكی از راه های اجتناب از زياده طلبی انجام شكر گذاری ميباشد ، بدينمعنی كه اگر انسان قدر هر آنچه را كه در دسترس اوست بداند و از نعماتی كه در معرض او قرار ميگيرد با رضايت كامل و اشتياق وافر استفاده و شكر گذاری نمايد طبعا نمی تواند زياده طلب گردد و در واقع ما نند نور كه تاريكی را از ميان بر ميدارد، شكر گذاري نيز زياده طلبی را در صحنه تفكر و عمل محو و نابود ميسا زد

ولی متاسفانه اين صفت پسنديده بطور طبيعی در طينت و سرشت انسان وجود ندارد و بنا بر اين ميبايد خود را به شكر گذاری بتدريج عادت داد

بمنظور كسب اين عادت پسنديده خوشبختانه مواهب زيادی در اطراف انسان جهت بر طرف كردن نياز ها و انجام خواستها وجود دارند كه ميتوان نسبت به آنها شكر گذار بود
در حقيقت نود و پنج در صد امور زندگی انسان بر وفق مراد بوده و احتما لا فقط پنج در صد از امور نياز به بهتر شدن و اصلاح دارد ولی متاسفانه نود و پنج در صد افكار انسانهای منفی گرا معمولا متمركز درهمان پنج در صد كمبود ها ميگردد


بديهی است كه وقتی انسان به شكر گذاری عادت كرده باشد اين صفت خود بخود در كليه امور زند گی شخص از جمله فعاليتهای بازار سهام نيز جلوه گر گشته و باعث افزايش منافع ميگردد و در واقع اين تجلی انسان را در مسير اجرای فعاليتهای لازم جهت نيل به اهداف و رسيدن به آمال و آرزوها قرار ميدهد.

 

قناعت

بر خلاف زياده طلبی كه باعث نقصان و حتی نا بودی سرمايه و ضعف روحيه معامله گر ميگردد ، قناعت سبب ازدياد نعمت ، رضايت خاطر و موفقيت در امور ميشود و در واقع قناعت هميشه در جهت مخالف زياده طلبی حركت ميكند

قناعت بستگی به عادت دارد و ميتوان بتدريج به آن خو گرفت و از مواهب آن استفاده نمود

قناعت گر چون به كمتر ميسازد آن كمتر به مرور بيشتر ميشود. گفته اند " كمتر هميشه بيشتر است " و " قناعت مالی است كه تمامی ندارد "، بدينمعنی كه در نتيجه قناعت موفقيت ها مرتبا ، متواليا و پی در پي بوجود مي آ يند و هر قدر هم كوچك و بظاهر كم اهميت باشند بتدريج سبب ايجاد كاميابی های بزرگتر و در هر بار تكرار با دامنه اي وسيع تر و اهميتی بيشتر جلوه گر ميگردند

در حقيقت انسان وقتی بدور پيروزی افتاد ، پيروزی بعد از پيروزی بدست ميا يد


اغلب معامله گران موفق از سودهای با لنسبه كم استفاده ميكنند. آنها بخوبی درك و تجربه كرده اند كه سودهای بزرگ بندرت نصيب ميگردند و پيوسته با مخا طرات همراه ميبا شند ولی از سودهای كوچك كه در مجموع و در اثر تركيب تبديل به سودهای كلان ميگردند ميتوان آسا نتر و به كرات استفاده نمود

قا نو ن احتمالات نيز احتمال پديد آمدن سودهای با لنسبه كوچك را در مقايسه با سودهای بزرگ بيشتر ميداند

با انجام محاسبات دقيق ميتوان نشان داد كه در صورت وجود انظبا ط كامل و رعا يت اصول صحيح مديريت مالی و همچنين پيروی ازساير روشهائی كه قبلا بشر ح آن مبادرت شده , ميتوان با ده هزار دلار سرمايه گذاری در معا ملا ت ارزی و قناعت در كسب فقط ده دلار سود متوسط ( در هر قرار داد ده هزار دلاری ) در روز پس از گذشت بيست و هفت هفته ، مبلغی متجاوز از يك ميليون دلار برداشت نمود

توصيه ميگردد علاقمندان محاسبات مربو طه را بر پايه مبالغ سرمايه گذاری خود بدقت انجام و ار قا م حاصله را هدف قرار دهند

 

لزوم ايجاد قوانين

يكی ديگر از راه های جلو گيری از زيانهای نا شی از زياده طلبی پيروی از قوانينی است كه معامله گر ميبايد خود وضع نموده و با انظباط كامل از آن تبعيت نمايد زيرا در محيط بازار سهام و معاملات ارز برخلاف ساير محيط های ا جتماعي , در اصل هيچ قانوني كه بتواند حد ود فعاليت معامله گر را تعين نمايد وجود ندارد و در واقع ميتوان محيط بازار را به محلی كه مدام د ر حال بروز اتفا قا تی جديد و غير منتظره ميباشد تشبيه نمود.
در چنين محيطی كه همه چيز مدام در حال تغير است و در آن امكانات نا محدود جهت بهره برداری و يا ضرر وجود دارد معامله گر ميتواند به آسانی دستخوش اتفا قا ت و حوادث گونا گون گرديده و صدمات روانی و مالي جبران نا پذيری را متحمل گرد د و به اين د ليل وجود حد و حصری در مورد فعاليتهای لازم ضروری بنظر ميرسد و چون محدوديت های لازم در اصل در بازار وجود ندارد معامله گر ميبايد خود حدودی را در نظر گرفته و از آن حدود تجاوز ننما يد

بعنوان مثال معامله گر ميبايد با توجه به وضع مالي و روانی خود و شرايط موجود , قيمتی را جهت خروج از بازار تعين نموده و در صورت رسيدن قيمت به آن حد بدون درنگ از بازار خارج گردد

اين قوانين را ميتوان هنگا م بدست آوردن اطلاعات مفيد د يگر و يا كسب تجارب منا سب, پس از مطالعات كافی تغير داد ولی تا آن زمان ميبايد از آنها با انضباط كامل پيروی و از تغيرات نا گها نی كه ممكن است درحين عمليات بفكر معامله گر خطور كند اجتناب ورزيد

بديهی است كه هميشه اجرای قوانين مربوطه نتايج مثبتی را ارائه نميدهد ولی بطور كلي و در طول مدت اجرای بموقع آن قوانين بدون شك بنفع معامله گر ميباشد.

 

در انتخاب قوانين خود ساخته مهمترين اصل اينستكه معامله گر از روشهائی پيروی نما يد تا در حين ياد گيري تمام سرمايه خود را از دست ندهد

در اين رابطه بهترين راه اينستكه شخص سعي نمايد كه در هر خريد و يا فروش بيش از يك تا پنج در صد كل سرمايه خود را نا بود نكرده و پيوسته در اين فكر باشد كه با خروج بمو قع از بازار از تحمل زيان بيشتر احتراز جويد

" وقتی جلوی ضرر را بگيريد ، منافع خود حاصل آيند "

 

 

 در مورد موضوع بحث:

سه اصل كه تريدر موفق بايد هميشه در نظر داشته باشه:

۱- معامله گر بايد ضرر را قبول كند.

۲- معامله گر بايد عدم قطعيت در نتايج هر كدام از تريدهاش را قبول كند.

۳- معامله گر لازم است طبق اصول حساب احتمالات با بازار برخورد كند. يعني بر اساس ايده آل هاي مطلق و دقت ۱۰۰٪ تريد نكرده و احتمال هر واقعه اي را در ذهن داشته باشد.

دقت كنيد. يعني ممكن است شما يكبار واگرايي + روي MACD(مثال) داشته باشيد و تريد باز كنيد و موفق باشد و بار ديگر عين همان واقعه رخ بدهد و شما تريد باز كنيد و جواب ندهد و استاپ لاس بخوره.
فهم و درك اين موضوع كمك بسيار زيادي ميكنه كه: هر لحظه در بازار يگانه است و اصولا هيچ دو لحظه اي در بازار يكي نيستند و لزوما قوانيني كه تحليل تكنيكال/فاندامنتال/روش هاي ديگر بر بازار جاري ميدانند هميشه به عمل نميرسد و بر اساس احتمالات ممكن است دو تريد با مشخصات تكنيكال مساوي به دو صورت مختلف عمل كنند.

براي تريدر واقعي هيچ پيشامدي در بازار غير منتظره نيست و هيچ چيزي(حتي بزرگترين حركات در جهت يا در خلاف جهت وي) او را غافلگير نميكند. وظيفه تريدر انطباق(adaptation)‌ با شرايط فعلي بازار است.

و بعنوان آخرين حرف امروز: فقط بازار است كه حرف آخر و حرف درست را ميزند.

حتي جناب گن(ارادت) سوروس .... همه جمع شوند نميتوانند بگويند بازار نبايد اينطرف ميرفت. يا اين حركت اشتباه شد. .... بلكه تريدر موفق واقعيت هاي بازار را بهمان صورت كه هست( و نه تعبيري كه خود از آن دارد!) قبول كرده و بر اساس آن عمل مينمايد.

در ضمن من اكثر اين حرفها رو از جناب آقاي فرخ كه چند وقتيه كم پيدان ياد گرفتم و اعتراف ميكنم كه دارم درس پس ميدم

 

 

 

 

 بر خلاف آنچه از قول كشيش Thomas Aqinas‌ در تصوير ضميمه نقل گرديده ما از لحا ظ روانشنا سي ميدانيم آنكه اعتقادی ندارد دارای فكری باز و پذ يرا ميباشد و معتقد خود را از واقعيات بی نصيب نگا ه ميدارد و قبلا نيز در اين بخش در مورد پيش بينی بشرح ذ يل اظهار نظر كرده بوديم
هر نوع پيش بيني نقطه شروع اعتقاد ميباشد و
بطور كلی يكی از خصوصيات هر انسانی اينستكه فقتط در جسجوی مطالبی باشد كه بتواند باورهای او را تائيد نمايد و در عين حال اگر شواهد ی بر خلا ف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمايان گردد، اين شواهد طبيعتا به نظر نيامده و رد ميگردند ، بدينمعنی كه در ساختمان اعتقاد نفی نيز نهفته است و اين نفی باعث از بين بردن و يا پوشاندن هر نوع احسا س و يا تفكری است كه مخالف با آن اعتقاد با شد
در صورتيكه افراد از هر نوع پيش بينی صرفنظر نموده و توجه خود را معطوف به عملياتی كه ميبايد هنگام تغيرات قيمت در زمان حال انجام دهند بنمايند شا نس موفقيت آنان بمراتب افزايش خوا هد يافت.

 

 

 براي به اجرا در آوردن افكارتان در صحنه زندگي ؛ آن افكار را بر روي لغات متجلي كنيد .

براي نزديك كردن مفهوم عبارات به حقيقت زندگي ؛ آنانرا به عمل بيازماييد .

براي نمود پيدا كردن اين اعمال در زندگيتان ؛ آنانرا جزء عادات خود قرار دهيد .

آنچه را كه عادات خود مي سازيد ؛ جزءي از وجودتان مي شود .

تصور كنيد صدها نفر در حال تاثير گرفتن از شما مي باشند .

اين عادات متعالي شده ، باعث ايجاد نوعي سكوي پرتاب مي شود .

اين عادات به شما قدرتي فوق العاده جهت تمركز بر اعمالتان مي بخشد كه اين خود با تكرار هرچه بيشتر ميسر مي شود .

پيشرفت تو در نتيجه صرف اراده و توجه به اين عادات حاصل مي شود .

يك عادت منفي و مخرب تو را آنچنان درگير كند كه گويي زنجيري آهنين بر پاي داري .

يك عادت مثبت و سازنده تو را به آنچنان سطحي برساند كه دستيافتن به آن از طرق ديگر آرزويي محال و بلند پروازانه بنظر رسد .

تلاش كن تا اعمال بايسته ات را براي خود بصورت عادت درآوري تا جزءي از وجودت گردند .

اين سختكوشي مضاعف است كه منجر به كاميابيت خواهد شد .

 

 

بهداشت

روح سالم در بدن سالم است

================

جهت موفقيت در معاملات سهام و ارز ميبايد دارای روحيه ای سالم و مناسب بود.

روحيه سالم هنگامی ايجاد ميشود كه ا نسان تندرست باشد.

از اين فرصت استفاده كرده و از علاقمندان دعوت ميشود تا آنچه در مورد بهداشت جسم و روان ميدانند در اين تاپيك مطرح سازند.


ا نسان طبيعتا بهر كاری بخواهد اقدام كند نخست خود را در عالم خيال در حال اقدام به آن كار می بيند و بهمين طرز هر مقصدی را در نظر داشته باشد نخست در عالم خيال خودرا در آن مقصد حاضر تصور ميكند و پس از آن در راه رسيدن به اهداف خود اقدامات لازم را معمول ميدارد


به تجربه ثا بت شده در صورتيكه انسان آنچه را كه آرزو دارد به كرات و دفعات در عالم خيال بوضوح تجسم نمايد و آنرا كا ملا با تمام و يا بر حسب مورد لا اقل با يكی از حواس پنجگانه خود احساس نموده و اطمينان كامل داشته باشد كه آنچه تصور نموده بوقوع خوا هد پيوست ميتواند بدون هيچ شك و ترديدی مطمئن باشد كه آن امر حادث ميگردد


دليل اين امر اينستكه ضمير نا خود آگاه وقا يع خيالی را در صورتيكه با جزئيات و با احساس تجسم گردند بعنوان وقا يع حقيقی پذ يرفته و تمام وجود انسان را جهت تحقق يافتن آن وقايع آماده و بسيج مينمايد

در حقيقت انسان تنها ميتواند آن باشد كه خود را آنچنان به بيند و تنها ميتواند به جائی برسد كه خود را در آنجا به بيند و تنها ميتواند به مقامی برسد كه خود را در آن مقام تصور نمايد


بهمين طرز در مورد معاملات سهام و ارز شخص ميبايد نخست موفقيت خود را با اطمينان كامل در صحنه خيال كرارا تصور و بوضوح تجسم نمايد كه بموقع وارد بازار شده و هنگام بروز خطر و ايجاد ضرر بفوريت و بلا درنگ و بی چون و چرا از بازار خارج گرديده و در صورت ارتقاء قيمت پس از بهره برداری كافی بموقع سهام خود را مبا د له می نمايد


بديهی است كه در تحقق يافتن اين امر در صورتيكه تجسم با جزئيات مربوطه و احساس همراه باشد ، ضمير نا خوداگاه و دستگاه عصبی انسان چاره اي جز پذ يرش و تجلی آن نخواهد داشت

جهت كسب اطلاعات بيشتر در مورد مطالب بالا مطالعه كتاب " روانشناسی خلاقيت " نوشته ماكسول مالتز ، ترجمه آقای مهدی قرچه دا غی و هم چنين ترجمه اخير دوست گرامی آقای شهرام بشرح ذ يل تو صيه ميگردد

"""""

مردان و زنان برای موفق بودن باید از همان ابتدا از " تصویر ذهنی" و " تمرین ذهنی" استفاده نمایند . برای مثال ، ناپلئون ، برای سالها پیش از آنکه وارد میدان نبرد گردد ، نظامی بودن را در ذهن خود تمرین می کرد . او بطور واضح و روشن خود را بصورت یک فرمانده نظامی تصور می کرد و نقشه هایی می کشید که نشان دهنده محل دقیق نبرد بود . او تمامی این کارها را با محاسبات دقیق ریاضی در ذهن خود انجام می داد .
کورا هیلتون ، مالک هتل های زنجیره ای مشهور هیلتون ، چندین سال پیش از آنکه اولین هتل خود را خریداری کند ، خود را بصورت صاحب و گرداننده هتلهای متعدد تصور می کرد . آقای هیلتون می گوید که از خیلی پیش از آنکه مبدل به یک صاحب هتل موفق شود ، خود را اینگونه تصور می کرده است .
یک مربی مشهور بسکتبال یکبار گفت : هیچ راهی برای قرار گرفتن توپ در سبد وجود ندارد مگر آنکه شما هنگام پرتاب توپ ، به روشنی در ذهنتان وارد شدن توپ رابه سبد ببینید .
من می خواهم بگویم که این موارد دقیقا در باره معاملات نیز صادق است . اگر شما در ذهنتان نتوانید خود را یک معامله گر موفق ببینید ، هرگز یک معامله گر موفق نخواهید شد . موفق ترین معامله گران ، به مدت چندین سال خود را بعنوان یک معامله گر موفق دیده اند ( و در بسیاری از موارد ، این معامله گران از خیلی وقت پیشتر از آنکه موفق باشند ، خود را اینگونه تصور کرده اند )
یک مکانیزم اتوماتیک در درون همه ما وجود دارد . دکتر مالتز به آن " مکانیزم خودکار" می گوید و ار آن بعنوان یک ماشین اتوماتیک هدف یاب نام می برد که همواره به سمت هدف خود پیش می رود . ما همگی این مکانیزم را درون خود داریم و می توانیم از آن برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم . این مکانیزم خودکار بسیار شبیه یک موشک هدایت شونده عمل می کند . همانند آن موشک ، این مکانیزم نیز نیاز به برنامه مناسب جهت رسیدن به هدف دارد . این برنامه از تصویر ذهنی که ما به آن می دهیم استخراج می شود . اگر ما بطور دائم به این مکانیزم خودکار تصویری شفاف و روشن از اهداف خود بدهیم ، ضمیر نا خود آگاه ما بطور اتوماتیک تمامی اجزا مورد نیاز برای رسیدن به این اهداف را فراهم می کند . از طرف دیگر ، اگر ما همواره به چیزهایی که نمی خواهیم بیندیشیم ، مکانیزم خودکار درونی ، این تصاویر را بعنوان اهداف ما تلقی کرده و ما را به سمت همان چیزی که نمی خواهیم پیش می برد . این مکانیزم خودکار کاملا اتوماتیک عمل می کند . به سادگی تصاویری را که ما در ذهنمان ساخته ایم می گیرد و سعی می کند ما را به آنها برساند . او هیچگاه به این توجه نمی کند که آیا این تصاویر خواسته واقعی ماست یا نه . او فقط به آنچه در ذهن ما ساخته می شود عکس العمل نشان می دهد .
برای مثال فرض کنید که ما نگران توانایی خود در ایراد سخنرانی در حضور یک جمع باشیم . چنانچه در ذهنمان تصویر روشنی از یک سخنرانی موفق داشته باشیم و در این تصویر ببینیم که تمامی اتفاقات در جهت هر چه بهتر انجام شدن این سخنرانی پیش می رود ، تمامی این تصورات به وقوع می پیوندد. اما چنانچه ما بطور دایم نگران تمسخر دیگران باشیم ، به طور ناخود آگاه تمامی کلمات را اشتباه ادا خواهیم کرد و در نتیجه جریان سخنرانی به بدترین وضع اجرا خواهد شد .
مکانیزم خودکار ما دقیقا آنچه را که ما در ذهن خود مرور کرده ایم به مرحله اجرا می گذارد . این دقیقا نحوه عمل مکانیزم پیروزی و شکست در درون ماست ( ما در رابطه با مکانیزم پیروزی و شکست به زودی توضیح خواهیم داد )
بایستی به این موضوع توجه داشته باشید که تصویر ذهنی شما بایستی با تواناییهای شما همخوانی داشته باشد . برای مثال ، در معاملات ، اگر شما خود را در حال کسب چند صد دلار در روز یا در هفته تجسم کنید ، احتمالابه این هدف می رسید و این تصویر موفق در ذهن شما شفافتر و روشنتر خواهد شد . اما از طرف دیگر ، اگر خود را در حال کسب پنج هزار دلار در روز تصور کنید ، صرف نظر از اینکه این تصویر چقدر شفاف و روشن است ، به احتمال زیاد این امر محقق نخواهد شد . زیرا این هدف احتمالا با سطح تواناییهای شما همخوانی ندارد .
شما می توانید هر طور که بخواهید آینده خود را به تصویر بکشید . موفق یا نا موفق. ابن موضوع کاملا تحت اختیار شماست . ولی اغلب اوقات ، مردم نمی خواهند این موضوع را تمرین کنند . آنها به تصورات خود اجازه می دهند که با تمرکز بر روی شکستهای گذشته ، پتانسیل موجود انها را از بین ببر ند .ما برگهای خاطرات زیادی را در ذهن خود بایگانی کرده ایم . اما به جای حفظ اوقات دل انگیز زندگی ، بعضی افراد فقط بر روی لحظات شکست و ناکامی تمرکز می کنند . کنترل ذهن بسیار ساده است . همه ما باید این موضوع را به خاطر بسپاریم که مغزمان نمی تواند میان تصورات و واقعیت تفاوتی قائل شود . مشروط بر اینکه این تصورات به اندازه کافی روشن و واضح باشد . یعنی اگر ما به روشنی و وضوح خود را در حال انجام عملی خاص ببینیم ، دقیقا مانند این است که آن عمل را در عالم واقع انجام داده ایم .
تمرینات ذهنی به شما کمک میکند که در زندگی واقعی خود بهتر ایفای نقش کنید . شما تمرینات خاصی را در جهت بهتر معامله کردن خواهید آموخت . این تمرینات شفاهی اگر به اندازه کافی شفاف و روشن باشند ، اغلب مانند این است که در واقعیت اتفاق افتاده است . این تمرینات به شما کمک خواهند کرد که برای وضعیتهای مختلفی که در معاملات واقعی با آنها برخورد خواهید کرد ، آماده باشید .
یک روانشناس قدرت تصویر ذهنی را بررسی کرده است . او دریافت که تمرینات ذهنی در هنگام پرتاب دارت به سمت هدف به دقت عمل پرتاب کننده افزوده است . ( لطفا به من ایراد نگیرید ، من نمی گویم که پرتاب دارت مانند معاملات در بازار است . من فقط می خواهم مثالی جهت روشن شدن تاثیر تصاویر ذهنی بزنم ). روانشناس مورد بحث صفحه هدف را جلو افراد گذاشت و از آنها خواست که تصور کنند که در حال پرتاب دارت به سمت هدف هستند . او این کار را چندین روز انجام داد و پس از ان از آنها تست عملی گرفت . او دریافت که تصاویر ذهنی ، دقت عمل آنها را در هدف گیری به طرز محسوسی بالا برده است .
گلف بازها هم این تکنیک را بکار می برند . دفعه بعد که شما در حال تماشای مسابقات گلف هستید ، توجه کنید که حرفه ای ها چگونه به توپ ضربه می زنند . آنها پیش از آنکه به توپ ضربه بزنند ، در خیال خود حالتی که اتفاق خواهد افتاد را تصور می کنند . گلف باز بزرگ ، بن هوگان ، یکبار برای مجله تایم توضیح داد که چگونه پیش از ضربه زدن به توپ ، در ذهن خود به آن ضربه می زند . او ابتدا در ذهن خود یک ضربه دقیق به توپ می زند و سپس مسیر حرکت و فرود توپ را مجسم میکند . درست به همان شکل که او می خواهد .
مثال بعدی می تواند مشت زنی به سایه باشد . بوکسورها مرتب این تکنیک رابرای پیشرفت عملکرد خود در رینگ استفاده می کنند .
شما هم می توانید این تکنیک را جهت تقویت معاملات خود بکار ببرید . می توانید مشت زنی در سایه را در وضعیت های معاملاتی که با آنها مشکل دارید بکار ببرید .
ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که آیا این واقعیت دارد کهمی توان با کنترل رفتار خود حوادث محیط را نیز به نفع خود تغییر داد ؟ البته مطمئنا ابن کار به سادگی این نیست که بگوییم " خوب ، من منبعد مسیر خود را موفقیت آمیز تصور می کنم " . مانند پیشرفت در هر کاری ، در اینجا نیز مراحلی وجود دارد که شما بایستی آموخته و بطور مستمر تمرین کنید .
تصویری که از خود دارید همچنین مشخص می کند که آیا شما می توانید در معاملات هم موفق باشید یا نه . به عبارت دیگر ، اگر شما از خود تصویری روشن و واضح به عنوان یک معامله گر موفق داشته باشید ، شمانتیجه ای بیشتر از یک معامله گر موفق بدست خواهید آورد .
شما بایستی یاد بگیرید که چگونه این تصویر را در ذهن خود بصورت شفاف و روشن ایجاد کنید .
این تنها راه رسیدن به موفقیت است .

 

 

 

خواستن توانستن است

قواعد فني (تكنيك) و توانائی به تنهائی نميتو ا ند شما را به بلند ترين نقطه برساند

مهمترين علل ترقي و تعالی نيروی خواستن است

اين نيرو را با پول نميتوان خريد و ديگران نيز نميتوانند آنرا بشما اعطاء كنند

اين نيرو بايد از قلب شما بر خيزد

 

 

"من يك بازنده هستم , ولی امروز نخواهم باخت "
 
 
روزانه قبل از شروع به معامله جمله زير را چند بار تكرار كنيد
"من يك بازنده هستم , ولی امروز نخواهم باخت "

Dr. A.Elder

 

تجربه ، يك گام به سوى حرفه اى شدن
 
 
حامد صمدى كارشناس بازار سرمايه و مقيم كاناداست. پيشتر از او مطلبى در مورد ليورمور، بورس باز معروف آمريكايى، در شرق به چاپ رسيد. مطلب حاضر توصيه هاى او براى سهامداران آماتور بورس تهران است كه مى خوانيد.هگل مى گويد: «تنها درسى كه از تاريخ مى توان گرفت اين است كه كسى از تاريخ درس نگرفت.» اگر مى خواهيد سهامدار موفقى باشيد بايد ثابت كنيد كه هگل اشتباه مى كرده است. براى موفق شدن در اين بيزينس بايد و بايد از تكرار اشتباهات گذشته جلوگيرى كرد والا مى شويد همانند ۹۰ درصد بازندگان بازار.چندى قبل در كتابى خواندم كه كندى (پدر رئيس جمهور جان اف كندى) يكى از سهامداران بزرگ وال استريت، روزى در خيابان به پسربچه واكسى برخورد مى كند كه از او مى خواهد كفشش را واكس بزند. در حين واكس زدن كفش كندى، پسربچه در مورد سهامى كه خريده و قطعاً بالا مى رود صحبت مى كند. كندى مى گويد: «ديدم وقتى حتى اين پسربچه واكسى هم سهام خريده و در مورد بازار نظر مى دهد، فهميدم كه بازار به نقطه اوج نزديك مى شود.» او با دقت تمام شروع به فروش سهامش مى كند و حدود دو ماه بعد كه افت شديد بازار فرامى رسد، اما كندى نقد بوده است.پس در ذهنتان مرور كنيد كه حدود ۱۵ ماه پيش نقل همه مجالس مردانه چه بود؟ بورس، سهام و سهم هايى كه همه خريدار داشتند. وقتى در يك بازار همه خريدار شوند و فروشنده اى نباشد بازار كم كم به اوج مى رسد و چون توانى براى صعود ندارد طبق اصل جاذبه سقوط مى كند و ديديد كه سقوط كرد.
• تكرار اشتباه در تجارت بلاهت است
فرانكلين مى گويد: «معناى بلاهت تكرار مداوم يك عمل و انتظار نتيجه اى متفاوت داشتن است.» يكى از شباهت هاى تريدر موفق و ناموفق اين است كه هر دو اشتباه مى كنند و يكى از تفاوت هاى اين دو اين است كه تريدر موفق اشتباهش را تكرار نمى كند اما تريدر ناموفق از اشتباه قبلى درس نگرفته و دوباره آن را تكرار مى كند. مى گويند در يك سينما دو نفر نشسته بودند و فيلم مى ديدند. قهرمان فيلم قرار بود از يك ساختمان بلند بپرد. دو نفر با هم شرط بسته بودند كه مى پرد يا نه. در انتهاى فيلم قهرمان فيلم از ساختمان نپريد. برنده شرط به دوستش گفت: «من از اين پول ها نمى خورم. من يك بار فيلم را ديده بودم مى دانستم نمى پرد.» دوستش پاسخ داد: «من ۷ بار فيلم را ديده بودم. گفتم شايد اين بار بپرد.»
• حيوانات تريدر
يك مثل هندى مى گويد: «اگر در حال مبارزه با يك ببر در حال شكست بودى، پيش از آن كه ببر دستت را بدرد طناب را به او بده، هميشه مى توانى يك طناب جديد بخرى.» از مثل بالا اهميت داشتن يك حد ضرر معقول برداشت مى شود. حد ضرر بايد آنقدرى باشد كه بعد از چند ضرر متوالى بازهم بتوانيد سرپا بايستيد.
تشبيه بورس بازى در مورد اين كه بايد در تريد مارمولك بود هم خيلى جالب است. مارمولك در مواقع خطر با از دست دادن قسمت كوچكى از دمش (كه قابل بازسازى هم هست) خود را از خطر رها مى كند. مارمولك اگر سهامدار بود، مى توانست تريدر خوبى شود. چون هميشه با از دست دادن قسمت كوچكى از سرمايه اش اصل سرمايه را نجات مى دهد و بعد با تلاش آن را بازسازى مى كند. اما اگر قورباغه را در آب سرد بيندازى و زير آب را روشن كنيد، قورباغه با گرم شدن آب دائماً در بيرون جهيدن از ظرف آب در حال گرم شدن دست دست مى كند (حد ضرر خود را تغيير مى دهد) تا تمام سرمايه (جانش) را از دست مى دهد. در دنياى بورس ۱۰درصد تريدرها مارمولكند و ۹۰درصد قورباغه.
• صبر
ليورمور يكى از بزرگان بازار نيويورك بود. او معتقد بود: «فكر كردن سودآور نيست و صبر كردن سودآور است.» اين حرف معانى گوناگون و بزرگى در مورد روانشناسى دارد. وقتى شما تريدهاى بزرگترين تريدرهاى بازار (به ويژه سهام) را بررسى مى كنيد مى بينيد كه اكثراً سه چهار تريد موفق در سال دارند و همان تريدها است كه برايشان پولساز است. جورج سوروس مى گويد: «مهم نيست كه چند درصد تحليل هايتان درست است، مهم اين است كه سودتان بيشتر و بيشتر شود.» يك سهامدار حرفه اى مى گفت: «در تريد بحث درست يا غلط بودن مطرح نيست. بحث اين است كه تا چه زمانى در تريد درست يا غلط بمانيم.» منظور او اين است كه تقريباً همه تريدرهاى خوب بين ۶۰ - ۵۵ درصد مواقع درست تشخيص مى دهند. اما نترسيدن از ماندن با تريد سودده و مانع شدن از تبديل ضرر به ضرر بزرگ باعث سوددهى آنها مى شود. پس اگر دقت كنيد متوجه مى شويد كه همه تريدرهاى موفق به اين نكته اشاره دارند كه صبر يكى از مهمترين عوامل موفقيت در بازارهاى مالى است. بازهم ليورمور مى گويد: «هر تريدرى مثل هر انسانى دو حس ترس و اميد دارد. تريدر معمولى هنگام ضرر دادن اميد دارد كه فردا ديگر قيمت برمى گردد و هنگام سود دادن ترس دارد كه فردا سودش به زيان مبدل مى شود. اين حس را بايد عوض كرد. هنگام زيان دادن از ضرر بيشتر بترسيد و وقتى بازار در جهت پيش بينى شما حركت مى كند، به گرفتن سود بيشتر اميد داشته باشيد. بايد ياد بگيريد تا قيمت به قيمت تعيين شده نرسيده است، پوزيشن را نقد نكنيد. تنها در اين صورت است كه مى توانيد به حرفه اى شدن گام ديگرى نزديك شويد.»

 

 

 

 

نكو ساختن خود

*****************

از مهمترين اموری كه سرمايه گذاران بمنظور موفقيت در معاملات سهام ميبايد انجام دهند طرح برنامه معا ملا ت خود قبل از شروع معا مله ميباشد. اين طرح از جمله ميبا يد شا مل ‌قيمت سهم هنگام ورود به بازار, مدت نگهداری سهم , نقطه توقف , و قيمت سهم هنگام خروج از بازار باشد
بدينمعنی كه سرمايه گذ ار قبل از انجام معا مله با يد بداند كه بچه قيمتی و در چه شرايطی حاضر به تهيه سهام و ورود به بازار گرديده و در چه مدت سهام مورد نظر خود را نگاه داشته و در صورت تغير قيمت بر عليه او تا چه حد قادر به تحمل ما لی و روانی تغيرات منفی ميباشد وبا لا خره بچه قيمتی حاضر به مبادله سهام بنفع خود خواهد بود. و پس از تكميل طرح برنامه خود را تا پايان معامله بدون هيچ تغيری اجراء نما يد

متا سفانه اغلب سرمايه گذاران هيخ نوع برنامه ای را از قبل برای اجرای معاملات خود در نظر نميگيرند و در وا قع بدون برنامه و فقط تحت تا ثير ا حساسات و يا تبعيت از ديگران وارد بازار گرديده و بهمين منوا ل بازار را معمولا با ضرر ترك مينمايند
از لحاظ روانشناسی دليل مهم اين عدم تمايل در باره طرح برنامه قبل از شروع معاملات اينستكه سرمايه گذار بعلت نداشتناطمينان بخود در اجرای امور مربوطه از قبول هر نوع مسؤوليتی اجتناب ميورزد زيرا در صورت طرح يك برنامه ميبايد خود را مسؤول عواقب و نتايج آن بداند و در صورت نداشتن برنامه ميتواند ديگران و يا مسا ئل ديگر را در مورد ا شتباهات خود مقصر شناخته و خود را از هر گونه درد و رنجی كه معمو لا در اثر بروز ناكاميها و شكست احساس ميگردد نجات بخشد و بدون شك در اين راه همانطور كه قبلا نيز اشاره شده بود سيستم دفاعيات روحی در مورد
اغفال سرمايه گذار با او همراهی و كمك مينمايد
در صورت موفقيت تصادفی در معاملا تی كه بدون برنامه انجام ميگردند سرمايه گذار ميتواند موفقيت خود را مرهون شانس و اقبال خود دانسته و يا آن را مربوط به تحقق يا فتن پاره ای از عقايد خرافاتی خود به پندارد

از معايب نداشتن برنامه اينستكه اگر سرمايه گذا ر در انجام معاملات خود موفق گردد علت موفقيت خودرا كه ميتواند راهنمائي برای فعاليت های آينده او باشد تشخيص نداده و در صورت شكست نيز علت را درك ننموده واز جلوگيری از تكراراشتباهات خود در آينده عاجز می ماند


افكار سرمايه گذار معمولا قبل از شروع معاملات آرام بوده و پس از شروع تا خاتمه معاملات با هيجانات روحی همراه است و باين علت ميبايد كه برنامه ريزی قبل از شروع معاملات و هنگاميكه افكار آرام ميباشند انجام گرفته و در حين معامله و در زمانيكه احساسات بر عقل غلبه مينمايند ميبايد از اجرای هر نوع تغيری در برنامه اجتناب ورزيد زيرا دستورات و فرامينی كه در حين معامله تحت فشارهای روحی و هيجانات روانی صادر ميگردد غالبا بمنظور بهداشت اعصاب و روان و بدون در نظر گرفتن منافع مالی بوده و بنا بر اين اجرای بدون تغير يك برنامه از قبل تدوين شده ميتواند از دخالت عوامل روانی و احساساتی كه سدی در مقابل ازدياد سرمايه محسوب ميگردند جلو گيری نموده و راه را بمنظور توفيق در امور مالی صاف و هموار نمايد و بدين جهت ميبايد در حين انجام معامله خودرا مطيع آنچه از قبل در نظر گرفته شده دانست و بدون هيچ دگر گونی و تغيری از آ ن تبعيت و پيروی نمود
پس از خاتمه معامله ميبايد خلا صه ای از عمليات انجام شده تهيه شده و علل ايجاد سود و يا زيان بر رسی و مورد مطالعه قرار گيرد تا بتواند راه گشائی جهت فعاليتهای آينده سرمايه گذار باشد
بطور كلی تعداد اشتبا هات عمده ای كه باعث ضرر و زيان ميگردند نسبتا محد ود ميباشند و اگر ضوا بط هر معامله نگهداری و مورد مطالعه قرار گيرد سرمايه گذار ميتواند آ ن اشتباهات را شناسائی و بوسيله روش های بخصوصی كه بعدا بشرح آ ن خواهيم پرداخت از تكرار آن بموقع جلوگيری بعمل آ ورد ولی قدم ا ول برای نيل به اين مقصود تهيه شرح انجام هر معامله بر پايه برنامه های از قبل تهيه شده معاملاتی و ضبط و نگهداری و مطالعه و بر رسی آ ن ميباشد
به تجربه ثابت شده كه جمع آوری و مطالعه سوابق معاملاتی ميتواند كمك مؤثری در جهت موفقيت سرمايه گذار بوده و از هر نوع آموزشی سود مند تر باشد


نكو ساختن خود
-----------------


در بحث های گذشته توصيه شده بود كه معامله گران در حين معامله از ترس و طمع و بی انضباطی و هيجان زده گی احتراز نموده و معاملات خود را با اجرای برنامه های از قبل تدوين شده

با آ رامی و بی تفاوتی و نظم كافی و رعايت مقررات و قوا نينی كه خود وضع نموده اند و يا از متدها و روشهای آزمايش شده ديگران فرا گرفته اند انجام دهند و در اين باره روشهای متعددی نيز قبلا ارائه گرديده بود

در اينجا لازم بتذ كر است كه رعايت و پيروی از ا ين پيشنهادات گرچه لازم ميباشد ولی جهت نيل به مقصود نهائي كافی نبوده و افرادی كه علاقمند به پيشرفت خود در امور معاملات سهام و يا خريد و فروش ارز ميباشند ميبايد سعی و كوشش نمايند كه نه تنها در انجام معاملت خود منظم و با لنسبه قانع و شجاع و آرام باشند بلكه ميبايد نخست اين صفات را در كليه سطوح و شوؤن زند گی خود تعميم داده و بطور كلی افكار و رفتار و اعمال آنها در مورد هر امری در شبانه روز تابع اين صفات پسنديده باشد و بديهی است كه در اينصورت اين افراد طبيعتا هنگام معاملات خود نيز كاری بر خلاف آن خصائص پسنديده انجام نخواهند داد و بطور خلاصه يك فرد با انضباط ميبايد در تمام امور خود با انضباط باشد تا بتواند معاملات خود را نيز با نظم و ترتيب خاص اجرا نمايد

بعبارت ديگر ميتوان گفت كه اگر فردی در خارج از محيط بازار و در اجتماع شخصی نا منظم ، طماع ، بيعار و لا ابالی ، بد بين ، بی توجه به قوانين و رسوم اجتماعی ، مبتلا به عدم تصميم گيری و ساير روحيات و خصوصيات نا پسند باشد نمی توان از او انتظار داشت كه علی الرغم سعی و كوشش و تلاش خود در حين معاملات موفق و پيروز باشد
بديهی است كه چنين شخصی ميبايد قبل از شروع معاملات نخست سعی و كوشش در نكو ساختن خود نموده و پس از موفقيت در آن زمينه اقدام به ياد گيری شيوه معاملات سهام و ارز نمايد زيرا قوانين طبيعت همه گی بر پايه نظم و ترتيب استوار بوده و تا زمانيكه انسان بطور كامل در مسير حركت قوانين طبيعی قرار نگرفته نمی تواند اميد به پيروزی و موفقيت خود داشته باشد

 

   

 

 

  ترید با نظم
تجارت منظم برای بقای موفقیت حیاتی است.تجارت سودبخش به ترکیبی از مهارت و احتمال نیاز دارد.تریدر برنده استراتژیهای تجاری ثابت شده را بارها و بارها بکار میگیرد بطوریکه قانون میانگین ها از طریق تریدهای متوالی بر وفق مراد او کار میکند.مگر اینکه شما جوری ترید کنید که شانس موفقیت نداشته باشد. درست مثل ورزش هرچه بیشتر تلاش میکنید بیشتر موفق میشوید.جزء مهم انضباط پایداری و پشتکار است وقتی تریدری گاهی از یک رویکرد و زمانی دیگر از استراتژیِ دیگر استفاده میکند عملکرد او اتفاقی میشود.استفاده از یک استراتژی بطور مداوم ضروری است بطوریکه با پیروی از یک طرح تجاری مشخص روی تمام ترید ها پس از مجموعه ای از ترید سود کلی عاید شما شود.
اگر شما از یک طرح زمانی استفاده کنید و زمانی دیگر آنرا کنار بگذارید شما احتمالات را کنار زده اید تعداد زیادی از تریدر ها به طرح معاملاتیشان نمی چسبند چه چیز باعث میشود تا آنها نظم را کنار بگذارند؟ به دفعات تریدر ها نتیجه عدم پیروی از طرح تجاری شان را قراموش میکنند.آنها ممکن است ناگهان فرصتی برای کسب سود سریع را ببینند و محدودکردن ریسک را فراموش کنند یا در سناریو دیگر ممکن است در طرح تجاری شان تردید کنند و بخاطر ترس آنرا ترک نمایند. چطور میتوان شما را وادار کرد که به طرح تجاریتان بچسبید؟بارها ما فراموش میکنیم که به استراتژی معاملاتی خوب احتیاج داریم. راه ساده برای بخاطر آوردن آن نوشتن دلایل آن روی یک کارت و خواندن تکراری آن است.شما میتوانید بنویسید "اگر من طرحم را کنار بگذارم در دراز مدت بازنده ام" یا ترید هایی که در آنها طرحتان را بکنار گداشته اید و افسوس خورده اید را لیست نمایید.تصاویر آن ترید ها همراه با احساس پشیمانی, شما را به پیروی از طرحتان تشویق خواهد کرد.با گذاشتن نتایج ترک استراتژیتان در پیش رویتان شما به احتمال زیاد طرحتان را ول نخواهید کرد.
از دلایل دیگری که طرحهای معاملاتی بکنار گذاشته میشوند اینست که شفافیت لازم را ندارند با تعریف دقیق یک طرح از مقدار ریسک تا زمان ورود و خروج, پیروی از آن استراتژی برایتان ساده حواهد شد.
دلیل دیگر ترس است وقتی می بینید پولتان ممکن است از دست برود نمی توانید درست فکر کنید .هرچه قدر بیشتر سعی در فراموشی این مساله بنمایید نگرانی کمتری خواهید داشت.زمانهایی که شما از حرکات آشوبناک بازار بترسید درست نمی توانید فکر کنید.یک طرح تجاری با جزئیات, میتواند کمک کند تا شما در طوفان حرکات بازار آرام باقی بمانید.هرچه طرح ساده تر پیروی از آن راحت تر.مخصوصا وقتی هیجان زده و آشفته هستید و وقتی طرح ساده باشد شما با احتمال بیشتر به آن می چسبید. شما منظم خواهید بود و فکر و احساستان کنترل شده است.
تفاوت تریدر های برنده و بازنده توانایی برنده ها در کنترل خود در پاسخ به بازارهای آشوبناک و همیشه تغییر پذیر است.تجارت یک کسب جدی است.یک سرگرمی نیست. اما تعداد زیادی از تریدر ها با نهایت کوشش با آن قمار میکنند.انها طرح تجاریشان را کامل نمی کنند و اگر کامل کنند آنرا نیمه کاره رها می کنند.تریدر های برنده دارای طرح و برنامه هستند. آنها بدقت طرح تجاریشان را تکمیل میکنند,اجرا میکنند و به آن می چسبند. آگر شما نیز میخواهید تجارت سوددهی داشته باشید پس طرحی خوب تنظیم کنید و آنرا ول نکنید.

 

 

ريسك در معاملات

معامله كردن راحت است يا دشوار؟ از ديد ناظر بيروني ، اين كار راحت به نظر مي رسد . كافي است شما يك سهم را در نظر بگيريد . حدس بزنيد كه قيمت آن صعود خواهد كرد و يا نزول ، وارد معامله شده و صبر كنيد تا نتيجه را ببينيد . نكته ي كار در كجاست ؟ اگر به همين سادگي بود ، هركسي مي توانست با انجام آن ميليونر شود !

متاسفانه به اين راحتي هم نيست ، مخصوصاً در بازارهاي بدون روند و يا داراي محدوده ي نوسان زياد .
در يك بازار صعودي قوي ، معامله گران تازه كار با افتتاح يك حساب شروع به كار كرده و شاهد افزايش حباب گونه ي دارايي خود مي شوند اما چه بسا در كمتر از يك ماه جملاتي مانند "روزهاي خوب قديم" را از آنها مي شنويم !
حتي هنگامي كه همه شرايط نيز موافق بوده و قيمت ها در حال افزايش مي باشند نيز معامله كردن كار راحتي نيست . بايد روي آن معاملات كار كنيد ونهايتاً كسب سود از مجموع معاملات كار دشواري است .
معاملات موفق جزئي منابع مالي ، جزئي استراتژي كار و قسمتي نيز روانشناسي دارند . فرض كنيد شما يك استراتژي ساده براي معامله نياز داريد . سهام هايي را مي يابيد كه در اثر اخبار ضعيف اقتصادي بطور موقت دچار نزول قيمت شده اند اما در كل ، شواهد موجود حكايت ازافزايش قيمت آنها دارند . مي خواهيد سيستم معاملاتي خود را بر اساس اصل "پشيماني فروشندگان" بنا كنيد . اينگونه است كه شما پيش بيني مي كنيد فروشندگان در اثر ترس از اخبار ضعيف اقتصادي كه براي اين سهم ارائه شده اقدام به فروش نموده اند و زماني كه دريابند سهام مورد نظر هنوز خريداران خوبي دارد ، مجدداً اقدام به خريد خواهند كرد . اما يك استراتژي خوب ملزومات ديگري نيز دارد . شما بايد تصميم بگيريد كه چه ميزان از سرمايه خود را با اين استراتژي به معامله اختصاص دهيد .
در هر معامله مي توانيد 3-2% از سرمايه خود را ريسك كنيد اما تمام موارد مطابق با نقشه ي شما پيش نخواهد رفت . معامله داراي يك قسمت رياضيات نيز مي باشد . برخي از معاملات شما به سود خواهد نشست و برخي نيز با ضرر همراه خواهد بود . بايد تصميم بگيريد كه چند معامله مي خواهيد انجام داده و در هر معامله چه ميزان ريسك كنيد . تنها تعداد معاملات نيست كه بايد مد نظر قرار گيرد ، شما بايد به محدوده اي كه قيمت تمايل به نوسان در آن دارد نيز توجه كنيد .
حال فرض كنيد با 2% ريسك در هر معامله و در مجموع با 10 پوزيشن قصد كار با استراتژي " پشيماني فروشندگان" را داريد . اين كار 20% ريسك بوده و شما بايد از نظر رواني تحمل آنرا داشته باشيد . اگر 20% از دارايي خود را از دست بدهيد ، جبران آن دشوار خواهد بود . بسته به حد تحمل رواني شما ، 20% ريسك ممكن است زياد باشد .
اگر منابع مالي محدودي در اختيار داريد ، تحمل 20% ريسك كار دشواري خواهد بود . چنانچه تحليل و استراتژي شما منجر به سود نگردد ممكن است احساس درماندگي كنيد . از نقطه نظر روانشناسي ، ريسك كردن مي تواند باعث برانگيخته شدن حس اضطراب و نگراني در فرد گردد . يك تحليل و يا تصميم آني مي تواند باعث شود تا پوزيشن هايي را باز كرده و به نظاره بنشينيد . زماني كه با نگراني در انتظار خروج از يك پوزيشن هستيد ، به سختي مي توانيد فكر كرده و تصميم درست بگيريد . حال آنكه احساسات نيز بر شما غلبه كرده باشد .
اگر نتوانيد اين ريسك را تحمل كنيد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟! راه حل ساده و آشكار براي اين موضوع ، كم كردن ميزان ريسك است . مي توانيد به جاي آنكه 10 پوزيشن بگيريد ، 2 يا 3 مورد را كه احتمال سود دهي بيشتري دارند انتخاب نماييد . با اين كار سود شما به ميزان قبلي نخواهد بود اما مقدار ضرر نيز كاهش خواهد يافت . اگر در تحمل ميزان ريسك دچار مشكل شويد ، ممكن است آن قسمت از فكر شما كه درگير اين موضوع مي گردد باعث ايجاد خطا و كاهش دادن سودهايي كه مي توانسته حاصل كند نيز بشود . در نظر گرفتن ريسك هاي مالي و رواني بسيار مورد نياز است . اين كار در طولاني مدت چه دستاوردهايي خواهد داشت ؟
از سويي به نظر مي رسد كه اگر نخواهيد ريسك كنيد ، هرگز سودهاي آنچناني نيز نخواهيد كرد . شما مي بينيد كه معامله گران حرفه اي اقدام به معاملات بزرگ مي كنند و اين موضوع باعث ايجاد نگراني در آنها نمي گردد . در اين خصوص هركس بايد هدف خود را مشخص نمايد . تا زماني كه دلگرم شويد كه مي توانيد در بازار كسب سود كنيد ، بهتر است اقدام به بالا بردن مهارت خود كرده و قبل از كسب مهارت كافي اقدام به ريسك هاي بزرگ نكنيد . معامله گران حرفه اي داراي مهارت هايي شكل يافته و اعتماد بنفسي پولادين مي باشند . آنها اگر ضررهاي بزرگي كنند ، مي دانند كه در نهايت توانايي جبران آنرا دارند .
از سوي ديگر مي دانيد كه اگر هنوز به عنوان يك "معامله گر" به خود مطمئن نيستيد ، جبران سرمايه هاي از دست رفته غير ممكن است . مهم نيست كه چه ميزان در حذف اين احتمال تلاش مي كنيد ، اما در عمق فكر خود مي دانيد كه اين يك تهديد جدي بوده و ممكن است شكار آن شويد .
اهميت مديريت ريسك را دست كم نگيريد . فوايد مالي و رواني بسياري در محدود نمودن ريسك وجود دارد . يكي از واقعيت هاي دشوار در معامله آنست كه استراتژي كامل هرگز وجود خارجي ندارد . حتي قابل اطمينان ترين استراتژي ها نيز گاهي منجر به ضرر مي شوند . شرايط بازار مرتباً تغيير مي نمايد و به تبع آن استراتژي شما نيز بايد با آن هماهنگ گردد . اما نكته ي مهم اينجاست كه مشخص نيست چه زماني شرايط با سيستم شما هماهنگ و چه زماني در حال تغيير است . بهترين ابزار دفاعي شما براي مقابله با تغييرات بازار، محدود نمودن ميزان ريسك است . با محدود نمودن ريسك خواهيد توانست در بازار باقي مانده و مراحل تكامل و آموزش را طي كنيد تا در نهايت در زمره ي معامله گراني قرار گيريد كه سودهاي كلان از بازار دريافت مي كنند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 9:38  توسط تریدر   | 

تشريح و تعيین نقطه توقف (Stop Loss)


مقد مه
~~~~

بدن انسان طبيعتا بمنظور حفاظت خود از صد ما ت و امراض گوناگون دارای سيستم های دفاعی مخصوصی ميبا شد و اين سيستم ها بدن را در مقابل صدمات فيزيكی تا حد ود معينی مصون نگه ميدارند. دستگاه فكری نيز دارای سيستم های دفاعی مخصوصی است كه ميتواند آثار دردناك غم و غصه ، نگرانی ، تشويش ، دلهره ،پشيمانی ، حسادت ، حسرت خوردن و ساير احساسات نا پسند را كه قادر به ايجاد تاثيرات سوئی در روح و روان انسان ميباشند بحد اقل برساند تا در نتيجه انسان با حفظ تعادل روحی خود بتواند قبل از آنكه به امراض روحی دچار گردد از ناراحتی های روانی نجات يا بد بعبارت ديگر بمنظور فرار از ناراحتی های روحی سيستم دفاعی فكری بطور نا خود آگاه سعی در تحريف و يا پنهان نمودن حقايق و يا حتی ايجاد خيالات باطل می نمايد تا از شدت ناراحتي های روانی كاسته و شخص به امراض مختلف روحی دچار نگردد. بديهی است كه اين نوع دفاعيات كمكهای شايانی به بهداشت روحی شخص در زندگی عادی اجتماعی می نمايد ولی متا سفانه در محيط بازار سهام و يا ارز كه محيطی بمراتب متفاوت از ساير محيط های اجتماعی است اين دفاعيات فكری مانعی بزرگ در راه كسب موفقيت سرمايه گذ ا ر ميباشد بد ينمعنی كه مشاهدات سرمايه گذار كه در هر حال انباشته از تصورات گذ شته و استوار بر پاره ای از اعتقادات درست و يا نا درست ميباشد باز هم بيشتر تيره و تار گرديده و از حقايق وا قعی زمان حال فاصله ميگيرد تا در نتيجه شخص دردهای ناشی از ناراحتی ها ی روانی را كه معمولا هنگام ضرر و زيان عارض ميگردد كمتر احساس نموده ويا نه تنها اين درد ها را احساس ننمايد بلكه حتی اميدوار به پيشرفت اوضاع بنفع خود گردد و در ذ هن خود اينطور تصور نمايد كه بزودی قيمت بسود او تغير خواهد تمود و به اين ترتيب سرمايه گذا ر كه شاهد تنزل قيمت سهام و يا ارز خود ميباشد بجای خروج از معامله و جلوگيری از ضرر بيشتر نا خود آگاه سهام و يا ارز را بحال خود رها ميكند زيرا سيستم دفاعی روانی كه به علل ايجاد ناراحتی های روانی بيگانه و بی توجه است همراه با پاره ای از دستورات اجتماعی و بنيادهای فرهنگی و بمصداق " كه در خور مرگند مردم نوميد " شخص را اميدوار ميسازد كه بزودی وضع مناسبی پيش خواهد آمد و در اين حالات مانند آنكه عقل زائل گرديده و پيروی از احساسات و دستورات ضمير نا خود آگاه جانشين آن شده باشد سرمايه گذا ر تعليماتی چون " هر كجا كه جلوی ضرر را بگيری منفعت است " را بخاطر نمی آورد و اصولا به فكر او اين نظر كه اگر بموقع از بازار خارج گرديده و سرمايه خود را در خريد سهام و يا ارز ی كه در حال ارتقا ء قيمت هستند بكار ببرد خطور نمی نمايد. زيرا سيستمهای دفاعی روانی اورا از درك كليه اين فرصتها محروم ميسازند چون نقش آنها فقط در اينستكه نتايج ضرر و زيان را از نَظر سرمايه گذار مخفی نگه دارند تا او ناراحت نشود و در واقع اورا با توسل به اغفال و ايجاد خيالات باطل سر گرم و مشغول نگاه ميدارند. تا آنجا كه ديگر ضرر و زيان ا نقدر زياد شود كه سرمايه گذار بخود آمده و تعجب ميكند كه چگونه گذاشته كه كار بانجا برسد

در هر حال سرمايه گذار پس از تحمل خساراتی جبران نا پذير از معامله خارج ميگردد ، در حاليكه ميتوانسته با تحمل ضرری نسبتا كمتر بموقع از بازار بيرون رفته و اين ضرر را با شركت در معامله سهامهاو يا ارز ها ئي كه در حال ترقی و يا تنزل بودند جبران و ا حيانا بر حسب موردمبا لغی هم درمعا ملا ت جديد خود كسب نمايد در اينجا تذ كر اين نكته ضروری است كه سيستم های دفاعی بدن فا قد شعور ميباشند. بدينمعنی كه كو ر كو رانه از دستورات ضمير نا خود آگاه انسان پيروی نموده و طبق يك برنامه مشخص و بدون هيچ دخا لتی در جهتی خاص حركت مينمايند. ضمير نا خود آ گاه نيز خود فا قد شعور ذاتی ميباشد و اعمال فيزيكی بدن از قبيل ضربان قلب ، حركا ت شش ، و ترشح غدد را طبق يك بر نامه معين انجام ميدهد ولی در ساير موارد تابع عادات ، تلقين و اعتقادات ميباشد و خوشبختانه ميتوان دستورات ضمير نا خود آ گاه را كه اغلب رفتار و اعمال ا نسان در نتيجه دخالت آن دستورات است طوری تغير داد كه در معاملات سهامو يا ارز بنفع سرمايه گذار عمل نمايد


همانطور كه قبلا نيز اشاره گرديده بود، هنگاميكه قيمت بر خلاف انتظار در جهت مخالف خواسته های شما حركت نما يد ميبايد بخاطر داشته باشيد كه ا گر بموقع ا ز بازار خارج گرديد نه تنها ا ز ادامه ضرر جلوگيری خو اهيد كرد بلكه در صورت تغير جهت معا ملات ا حتمالا بجای باختن برند ه خواهيد گرديد. بدينمعنی كه هنگام بروز خطر با توسل به روشهای مناسب نبايد ا جازه دهيد كه قوای دفاعی فكری بترتيبی كه قبلا ذ كر گرديده ذ هن شما را اغفال و گمراه نمايد و هر لحظه كه زودتر اقدام به خروج از بازار نمائيد با سرمايه بيشتری ميتوانيد مجد دا در جهت مقابل حركت قيمت وارد صحنه گرديد. ولي در صورتيكه تحت تا ثير قوای دفاعی فكری قرار گرفته و د ير از بازار خارج گرديد ، سرمايه شما بتدريج و گاهی بفوريت و ناگهانی تقليل می يابد و البته با سرمايه ای كه تحليل رفته نمی توانيد با تعداد سهام و يا ارز كافی كه بتواند جبران ضررهای گذ شته را بنمايد وارد بازار گرديد بنا بر اين بمحض شروع بكار و ورود به بازار ميبايد نقطه توقف و خروج خود را در صورت بروز خطر پيشا پيش تعين نمائيد .


منظور از نقطه توقف
============


منظور از نقطه توقف قيمتی است كه اگر سهام و يا ارز تا آن حد تنزل پيدا نمود بدون چون و چرا و بلا درنگ و بی شك و ترديد سهام و يا ارزخود را بمبلغ قيمت ارائه شده جاری بازا ر مبا د له نموده و از بازار خارج گرديد و در وا قع جلوی ضرر را هما نجا بگيريد. تعين نقطه توقف و پيروی از دستورات آن مهمترين امری است كه يك سرمايه دار موفق ميبايد قبل و هنگام معامله پيوسته در نظر داشته باشد و در حقيقت موفقيت او در طول مدت بستگی به پيروی ا ز ا ين امر دارد. سر مايه دار ميبا يد بوسيله تكرار مرتب و مستمر اين عمل در خود دست به ايجاد يك نوع عادت ثا نوی جهت اقدام خود بخود خروج از بازار در صورت بروز خطر بنمايد . ولي از آنجا كه اتفاقات غير قابل پيش بيني هر آن ممكن است در محيط بازار رخ دهد ، امكان د ارد كه گاهي بمجرد رسيدن قيمت به نقطه توقف قيمت مجددا بنفع سرما يه گذار برگشت نمايد و در چنين حالتی سرمايه گذار امكان دارد از اينكه از بازار خارج گرديده و عدم نفع داشته است دلسرد و غمگين گردد ولی در هر صورت علی الرغم چنين واقعيتی سرمايه گذا ر ميبايد تغيری در روش خود نداده و در هر صورت هر بار كه قيمت به نقطه توقف رسيد اقدام به مبا د له سهام خود نمايد و با اين عمل هر بار اين عادت پسند يد ه را استحكام بيشتری بخشيده و از اين بابت خشنود گردد
در باره تعين نقطه توقف روشهای گوناگونی وجود دارد كه در فرصتهای بعدی بشرح آنها خوا هيم پرداخت ولی در هر حال نقطه توقف با يد در حدی باشد كه سرمايه گذار از لحاظ روانی و مالی تا آن حد تحمل ضرر را براحتی و آسانی داشته باشد و در غير اينصورت بمحض عبور ضرر و زيان از آن نقطه ، سيستم دفاعی مركز تفكر بمنظور دفاع در مقابل اثرات سوء ناراحتی هاي روانی اقدام به اغفال سرمايه گذار و اميد وار ساختن او به برگشت قيمت بنفع وی نموده و در نتيجه باعث ضرر و زيان ميگردد.

 

 

 

"" قضيه استاپ لاس شايد بغرنج ترين و سخت ترين وظيفه تريدر است . از طرفی استاپ لاس تنگ بگذاريد سريعا خورده ميشود از طرفی استاپ گشاد بگذاريد ضرر زيادی متحمل ميشويد . ضمنا استاپ لاس بستگی به تايم فريمی كه در آن كار می كنيد دارد. يعنی وقتی در تيم فريم H4 / H1 كار ميكنيند مسلما استاپ لاسی متفاوت با وقتی استفاده ميكنيد كه تايم فريم كاری تان M15/M5 است . مقدار آن بستگی به تصميم خودتان دارد. اما توصيه شده ا ست كه :

H1/M30.............................................20 + Spread

M15/ M5...........................................10 + Spread

M1................................................ ...6 + Spread


كه البته تجربه شخصی خودم برای M15/M5 حوالی 15 پيپ مناسب است. البته دقت داشته باشيد كه بهتر است استاپ لاس توسط خطوط سا پورت / رزيستنس مشخص گردد . يعنی از قله ها و قعر ها ی اخير قيمت برای تعين استاپ لاس استفاده كنيد . كلا بفكر استفاده از استاپ های بزرگ نباشيد . سعی كنيد كه در اولين فرصت مناسب استاب لاس را تنگ كرده و روی Break even (نقطه ورود ) قرار دهيد و از آن به بعد با خيال را حت ، تريد را تماشا كنيد ‌كه در جهت شما حركت می كند و نمی تواند بشما ضرر بزند """"

 

خطوط حمايت و مقاومت
 
قرار دادن نقطه توقف و يا استاپ لاس به فاصله ده پيپ پائين خط حمايت و يا به فاصله ده پيپ بالای خط مقاومت بر حسب مورد معمولا ميتواند از ايجاد ضررهای زياد تر جلوگيری نمايد.
يكی از طرق تشخيص حدود منطقه حمايت و مقاومت مراجعه به چارتهايی شمع های ژاپنی ميباشد

بعنوان مثال انتهای دم شمع "چكش " حدود سطح حمايت را تعين مينمايد و يا تشكيل دو شمع " ابرها ی سياه " از بوجود آمدن سطح مقاومت حكايت مينمايد
 
 
 
بزرگترين اشتباه
 
 
در محيط پر تلاطم و پر مخاطره بازار كه در هر لحظه امكان نابودی سرمايه و يا لا اقل تحليل و يا تقليل آن وجود دارد عدم توجه به قرار دادن نقطه توقف در محلی مناسب بزرگترين اشتباهی است كه سرمايه گذار ميتواند مرتكب گردد .

در واقع نقطه توقف تنها سلاح مؤثری است كه در اختيار معامله گر قرار دارد و استفاده صحيح از اين سلاح جهت حفظ سرمايه از وظا ئف اصلی و مهم سرمايه گذار محسوب ميگردد.
 

 

 

جلو گيری از ادامه ضرر وباز كردن راه براي گسترش سود
 
 
افرادی كه از قرار دادن نقطه توقف در محلی مناسب غفلت ميورزند غا لبا از يك سو باعث ايجاد ضرر و از سوی ديگر سبب محروميت خود از كسب سود ميگرد ند، بدينمعنی كه اگر بمحض رسيدن قيمت به نقطه توقف از بازار خارج گردند نه تنها از ادامه ضرر جلو گيری مينمايند بلكه خواهند توانست در جهت مقابل مجد دا وارد بازار شده و از حركت مساعد قيمت بنفع خود استفاده نمايند
 
 
 
 
بزرگترين اشتباه ، با قی ماند ن در اشتباه است
 
 
هنگام بروز ضرر ميبايد اشتبا ه در تصميم گيری را قبول و عقب نشينی نمود.

در واقع خروج از بازار هنگام رسيدن به نقطه توقف يكنوع عقب نشينی تاكتيكی و يا مصلحتی جهت تجديد قوا و مقابله با بازار در شرايطی مساعد تر ميباشد

پس از عقب نشينی افكار معامله گر آرام شدد و اين آرامش فكر راهنما ی وی جهت استفاده از موقعيت های مناسب ميگردد

معامله گر در هر بار عقب نشينی به اين عادت پسنديده استحكام بيشتری می بخشد و مضا فا اينكه بتدريج اطمينان و اعتماد به نفس بيشتری پيدا كرده و چون ميداند كه ميتواند هنگام بروز خطر با آن مقابله و اثرات سوء آنرا خنثی نمايد لذ ا بمجرد پيش آمدن موقعيتهاي مناسب بيدرنگ و بدون ترس از آن فرصتها استفاده مينمايد

و اين در حالی است كه معامله گران كم تجربه با حالاتی پريشان و اعصابی ناراحت در انتظار بازگشت قيمت بنفع خود بوده ودر هر لحظه شاهد ونا ظر تحليل و تقليل و احتمالا نابودی سرمايه خود باقی ميمانند . در حاليكه ميتوانستند با ايجاد عا دات مناسب در خود با يك حركت سريع و قاطع خود را از اين مهلكه نجات دهند


خوشا بحال كسانيكه قوانين استاپ لاس را پيوسته و در كليه شرايط رعايت ميكنند
 
 
 
 
سيگنال مطمئن
 
 
نقطه توقف و يا Stop Loss ميتواند بعنوان يك سيگنال مطمئن جهت ورود به بازار تلقی شود، بد ينمعنی كه هنگام رسيدن قيمت به نقطه توقف ميبايد بی درنگ و بدون چون و چرا از بازار خارج شد و در صورت وجود شرايط مسا عد در جهت مخالف وارد بازارگرد يد.

متا سفانه اغلب معامله گران به اميد برگشت قيمت بمحض نزديك شد ن به نقطه توقف آنرا بر حسب مورد بالاتر و يا پا ئين تر قرار داده و يا اينكه آنرا بطور كامل حذ ف نموده و در انتظا ر جبران خسارات وارده ميما نند
 
 
 
 
تغير محل " نقطه توقف "
 
 
هنگاميكه قيمت بنفع معامله گر حركت مينمايد ، ميبايد پس از بدست آوردن ده پيپ سود يا بيشتر ، محل ستاپ لاس را تغير داده و آنرا معادل قيمت اوليه ورود به بازار قرار داد. اين عمل باعث آرامش اعصاب و افكار معا مله گر شده و از ايجاد ضرر جلو گيری مينمايد. بد ين معنی كه هر گاه قيمت به ضرر معا مله گر برگشت نمايد در نقطه ورود به بازار متوقف شده و معامله گر بدون تحمل خسارت از بازار خود بخود خارج ميگردد
 
 
گسترش سود
 
 
پس از انتقال محل "نقطه توقف" به نقطه ورود ، معامله گر ميتواند بدون نگرانی از وقوع ضرر ، تصميما ت لازم را در مورد گسترش سود اتخاذ و اجرا نما يد ، بدينمعنی كه در صورت پيشرفت قيمت ميبايد محل نقطه توقف را مجد دا و در صورت لزوم كرارا در جهت مخا لف نقطه ورود تغير داد تا در صورت برگشت قيمت ، بخش عمده ای از سودهای حاصله حفظ گردند.
 
 
 
تعیین حد زیان(stop loss)
 
 
تعیین حد زیان (stop loss) – قسمت اول
برخلاف مدیریت ریسک که موضوعی کاملا جدا از تحلیلگری است ، تعیین حد زیان کاملا مرتبط با تحلیلگری و در واقعی جزئی از یک تحلیل صحیح می باشد. همانطور که در مقالات آموزشی استراتژی ها گفته شد یک استراتژی کامل باید نقاط ورود ، خروج با سود و خروج با زیان را مشخص کند تا یک استراتژی کامل ولی نه الزاما صحیح و سود ده تلقی شود.
روش های مختلفی را می توان برای تعیین حد زیان برشمرد از جمله :
1- روش مقدار ثابت
2- خطوط حمایت و مقاومت و فیبوناچی
3- پترن ها و خطوط روند
4- استفاده از اندیکاتور ها
a. اندیکاتور هائی که نوعی حمایت و مقاومت دینامیک را نشان می دهند مثل PSAR و میانگین متحرک . SMA, EMA, WMA این اندیکاتور ها عموما روی نمودار قیمت قرار دارند.
b. اندیکاتور های تحرک مثل ATR . این اندیکاتور ها خارج از نمودار قیمت هستند.
موضوع بسیار مهم دیگری که در تعیین حد زیان وجود دارد ارتباط حد زیان با حد سود است. این ارتباط باید بگونه ای باشد که از نظر آماری معاملات ما به سود برساند. برخی به اشتباه توصیه می کنند که همواره حد سود را خیلی بیشتر از حد زیان در نظر بگیرید تا در نهایت به سود برسید. مثلا نسبت 70 پیپ حد سود به 30 پیپ حد زیان. ولی این نسبت ها نمی توانند تضمین کننده موفقیت در معاملات و سود دهی باشند چون احتمال وقوع هر یک در نظر گرفته نشده است. اگر احتمال 70 پیپ سود با 30 پیپ زیان برابر باشند این استراتژی سود آور خواهد بود ولی در عمل احتمال برخورد به حد زیان 30 پیپی خیلی بیشتر از حد سود 70 پیپی است مگر اینکه استراتژی مربوطه خلاف آنرا در طول زمان اثبات کرده باشد. اگر احتمال برخورد به حد زیان 30 پیپی سه برابر احتمال برخورد به حد سود 70 پیپی باشد، در هر چهار معامله سه معامله با زیان یعنی در مجموع 90 پیپ و یک معامله با سود یعنی در مجموع 70 پیپ بسته می شود و در نهایت این استراتژی زیان آور است.
با اضافه کردن حد زیان احتمال برخورد به آن کم می شود ولی یک معامله زیان ده می تواند زیان زیادی ایجاد کند که چندین معامله سود ده هم نتوانند آنرا جبران کنند.
بنابراین باید نقطه تعادلی بین حد زیان اندک و حد زیان بالا بیابیم که بتواند معاملات ما را از نظر آماری سود ده کند. هدف ما برقراری معادله زیر است :

احتمال برخورد به حد سود * مقدار حد سود > احتمال برخورد به حد زیان * مقدار حد زیان

• ساده ترین روش، روش مقدار ثابت است . شاید شنیده باشید که بعضی معامله گران مقدار خاصی برای حد زیان معاملات خود روی هر جفت ارز پیشنهاد می کند مثلا 30 پیپ برای یورو به دلار و 50 پیپ برای پوند به دلار . این مقادیر حاصل تجربیات معامله گر با توجه به استراتژی خود هستند و شاید برای معامله گر پیشنهاد دهنده مفید و سود آور باشند ولی نمی توانند به عنوان یک نسخه کلی به همه معامله گران پیشنهاد شوند مگر اینکه در قالب یک استراتژی مشخص ارائه گردند. اگر شما از این روش استفاده می کنید و تاکنون برای شما نتایج مناسبی داشته است ، می توانید به استفاده از آن ادامه دهید ولی در غیر این صورت باید روش مناسبتری برای تعیین حد زیان خود بیابید. البته در بعضی استراتژی ها مانند اسکالپینگ ، حد زیان مقدار ثابت پس از آن که موثر بودن آن از نظر آماری ثابت شد، کاملا قابل توصیه خواهد بود.
 
 
 
قسمت دوم
 
 
مقاله آموزشی هفته : تعیین حد زیان (stop loss) – قسمت دوم
دومین روش تعیین حد زیان استفاده از خطوط حمایت و مقاومت می باشد. این خطوط را می توان به چند دسته تقسیم نمود:
1- خطوط حمایت و مقاومت متعارف
2- خطوط حمایت و مقاومت محوری pivot points
3- خطوط حمایت و مقاومت فیبوناچی بازگشتی Fibonacci retracement
4- خطوط حمایت و مقاومت فیبوناچی انبساطی Fibonacci expansion
نحوه استفاده ازهمه از این خطوط مشابه است و حد زیان پس از این خطوط قرار داده می شود. فاصله حد زیان از خط حمایت یا مقاومت عمدتا به تایم فریم و فاصله دو حط متوالی بستگی دارد . در بسیاری از موارد حد زیان با فاصله یک چهارم تا یک پنجم فاصله خط مورد نظر تا خط بعدی در نظر گرفته می شود.
استفاده از فواصل ثابت نسبت به خط حمایت و مقاومت نیز با توجه به تایم فریم و جفت ارز یا کالای مورد معامله مرسوم است. مثلا 7 پیپ بعد از خطوط حمایت و مقاومت در تایم فریم 15 دقیقه جفت ارز یورو به دلار.
هر چه خطوط حمایت و مقاومت معتبر تر باشند برای استفاده در معاملات و تعیین حد زیان مناسبتر خواهند بود. اعتبار این خطوط بر اساس معیار های زیر سنجیده می شود:
1- تایم فریم های بالاتر مثلا 4 ساعته معتبر تر از نیم ساعته است.
2- منطبق شدن چند نوع خط حمایت و مقاومت مثل متعارف و فیبوناچی
3- انطباق خطوط حمایت و مقاومت با اعداد رند مثل 1.22
4- خطوط حمایت و مقاومتی که در یک دوره طولانی ماکزیمم یا مینیمم قیمت بوده اند. مثل حداقل یا حداکثر قیمت هفته، ماه و سال. این خطوط هر چه در زمان دورتری شکل گرفته باشند معتبر ترند.
5- سایر خطوط هر چه در زمان نزدیکتری شکل گرفته باشند معتبر ترند.
6- خطوطی که در انتهای یک روند قوی تشکیل می شوند و در واقع راه آنرا سد می کنند معتبر تر هستند.
 
 
 
تعیین حد زیان : قسمت سوم
 
 
سومین روش تعیین حد زیان استفاده از اندیکاتور هاست. اندیکاتور های مختلفی می توانند به عنوان مبنای تعیین حد زیان مورد استفاده قرار گیرند.
1- یکی از این اندیکاتور ها اندیکاتور psar (parabolic SAR) است . این اندیکاتور در استراتژی های تعقیب روند مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین حد زیان تعیین شده با این اندیکاتور تنها برای معاملات مبتنی بر روند مناسب خواهد بود. در شکل زیر نمونه ای از تعیین حد زیان با استفاده از این اندیکاتور را ملاحظه می فرمائید.

منحنی نقطه چین اندیکاتور psar است و حد زیان خرید پوند را پائین تر از شروع نقطه چین های مربوط به روند صعودی در قیمت 1.7810 قرار داده ایم. با ادامه روند می توان به طور مداوم حد زیان را با توجه به همین اندیکاتور بالاتر برد و بخشی از سود حاصله را حفظ نمود. مثلا در آخرین قیمت موجود روی نمودار می توان حد زیان را به 1.82 افزود و سود حاصل از قیمت خرید در 1.7891 تا قیمت 1.82 را تثبیت و در عین حال به روند اجازه صعود بیشتر داد.
 
 
 
تعیین حد زیان : قسمت چهارم
 
 
اندیکاتور های دیگری که برای تعیین حد زیان به کار گرفته می شوند اندیکاتور های تحرک Volatility هستند. یکی از اندیکاتور های تحرک اندیکاتور ATR می باشد. مضربی از این اندیکاتور را می توان به عنوان حد زیان مورد استفاده قرارداد. از طرفی در مواقعی که این اندیکاتور خیلی بالا رفته باشد هشداری در مورد خطر ناک بودن ورود به بازار است. در اینگونه مواقع می توانیم اصلا وارد بازار نشویم و در صورت ورود با حجم کمتری مطابق قواعد مدیریت ریسک معاملات خود را انجام دهیم. بعضی از معامله گران 1.5 برابر ATR را به عنوان حد زیان خود در نظر می گیرند.
انحراف معیار یا Standard deviation نیز یکی از اندیکاتور های تحرک است . مضربی از این اندیکاتور نیز می تواند به عنوان حد زیان مورد استفاده قرار گیرد. سعی کنید با آزمون و خطا روی حساب دمو مضرب مناسبی از این دو اندیکاتور را برای حد زیان با توجه به استراتژی معاملاتی خود بیابید. بالا بودن این اندیکاتور نیز نشانه خطرناک بودن بازار و لزوم اجتناب از ورود به بازار با حجم بالا می باشد.
استفاده از اندیکاتور های تحرک از روش مقدار ثابت بسیار مناسبتر به نظر می رسد چون دینامیک است و با تحولات بازار هماهنگ می شود. ولی نقطه ضعف آن در مقابل استفاده از خطوط حمایت و مقاومت و روند این است که با استراتژی عجین نیست. بنابراین پیشنهاد می کنیم اگر استراتژی معاملاتی شما مبتنی بر خطوط است از حد زیان مبتنی بر همان خطوط استفاده نمائید و در مرتبه بعدی از اندیکاتور های تحرک بهره بگیرید.
 
 
 
 " يك استاپ مناسب براي طمع بهترين استاپ براي پوزيشن است."
من مدت طولاني روي استاپ ضرر دادم و به اين نتيجه رسيدم كه اولا براي كاهش دامنه ضرر بايد نقطه ورود اصلاح شود نه مقدار استاپ و مقدار استاپ نقشي به مراتب كمرنگتر از نقطه ورود در ضررهايم داشت. دوم اين كه با سعي در درك رفتار بازار به شتاخت اين نقاط دست پيدا كنم و تا حدود زيادي اين مشكل را حل كنم و الان رفتار بازار در چند ارز اصلي را به خوبي و در حد خودم شناخته و هميشه سعي در ورود در نقاطي با كمترين ريسك را دارم (گاهي هم اين را اشتباه تشخيص داده كه اجتناب تاپذير است).سوم اينكه تحمل و قبول ضرر بخشي از اين كار تريد است آنرا سعي ميكنم قبول كنم . و آخر اينكه اگر تريدي به ضرر رفت سعي ميكنم در لحظه اول آنرا نبندم (كاري كه استاپ لاس بلافاصله ميكند)و بدون توجه به مقدار ضرر؛ بازار را باز تحليل كرده و اگر امكان برگشت بازار وجود نداشت با هر مقدار ضرر كه بود از بازار خارج و در موقعيت ديگري وارد شوم. الان نيز به محض تشخيص اينكه نقطه ورود اشتباه بوده است از بازار خارج ميشوم خواه پوزيشن در سود و يا خواه در ضرر باشد. كه همه اين موارد در سيستم تريد من خلاصه شده است.
من از هج كردن جز ضرر چيزي عايدم نشده است حتي الان هم كه به درك رفتار بازار آشنا هستم از آن بيزارم. چونكه در آن واحد پوزيشنهاي شما با افزايش مواجه شده (خصوصا وقتيكه بيش از دو تا از انها به ضرر برود با هج كردن شما 4 يا بيشتر پوزيشن را بايد مديريت كنيد كه انرژي بيشتر و تمركز زيادتري ميخواهد) كه با تحليلهاي عكس هم بايد بررسي شوند و امكان خطا بيشتر ميشود. براي اين بخش به تاپيكي با نام " مديريت سرمايه و ريسك "برويد توضيح كاملتري خواهيد يافت. .به توصيه يكي از بزرگان هج كردن بيش از چند دقيقه نبايد طول بكشد (اگر با هدف جلوگيري از ضرر باشد) و در كمتر از يكساعت بايد بسته شود. كه من همين چند دقيقه را نيز خيلي بندرت انجام ميدهم.
من تعبير جديدي از ريسك و ريوارد دارم و اون اينكه پوزيشني داراي كمترين ريسك و بالاترين بهره است كه بالاترين تطابق را با سيستم تريد شما كه با آن هماهنگ هستيد داشته باشد. و به نظر من اصلا با حد ضرر و سود در هنگام تريد كردن ارتباط مستقيمي ندارد واين ارتباط در سيستم تريد شما قبلا تعريف شده است و شما قبل از هر تريدي آنرا با يك ريسك /ريوارد از قبل تعريف شده محك زده و به آن وارد خواهيد شد كه اين امر براي تريد فردا ي شما نيز صادق است پس قبل از هر نوع دستكاري در استاپ يا پرافيت به سيستم خود مراجعه و آنرا اصلاح كنيد(نه به اين معني كه با هر تريدي كه ضرر داد در سيستم خود دستكاري كنيد). در يك سيستم مناسب بايد نقطه ورود و نيز خروج (هم براي سود و هم براي ضرر ) تعريف داشته باشد كه اين تعريف براي شما محدوديتها را تعيين ميكند پس حد ريسك و ريوارد شما از قبل تعريف شده و اگر تريدي همخواني با سيستم شما ندارد به منزله تريد غلط و با ريسك بالا ميباشد و در هر لحظه بايد از آن خارج شده تا از بسط اشتباه و تكرار ان كم شده و بصورت اتوماتيك جلوي ضررها گرفته شود. محدوديتهاي گفته شده ميتواند از طريق تحليل تكنيكال يا فاندامنتال حاصل شود و يا از تركيبي از هردو كه به محض ديدن علامات مخالف با يك سري شروط تعريف شده قبلي كه هميشه درسيستم ما ثابت هستند اقدام به خروج با سود و يا ضرر و يا شروع به تريد كردن كرد.
پس خلاصه اينكه كيفيت و مقدار استاپ شما در كيفيت سيتم تريد شما نهفته است .و براي كم شدن ضررها بايد آنرا ارتقا داد.
 
 
 تعریف بوریس از استاپ بسیار گویاست:

نقطه ای که بیشترین احتمال شکست را دارد.استاپ لاس کارآمد شک اندکی بر غلط بودن معامله برای تریدر باقی می گذارد.


بنابراین موضوع به نظر من گذاشتن استاپ مثلا 10 پیپ بالای رزیستانس در h1 غلط است.بارها دیده اید که قیمت تا استاپ می رود ،آن را میزند و بر می گردد.بنابراین 10 پیپ بالای رزیستانس نقطه کمترین احتمال شکست نیست.

بوریس حداقل 50 پیپ با فاصله از ساپورت /رزیستانس را پیشنهاد می کند.
 
 
 
jimmy young تریدر با 20 سال سابقه معامله در اینتر بانک نظرات بسیار مهمی درباره استاپ دارند.به نظر ایشان از مهمترین دلایل ضرر مبتدیان استفاده از tight stops است.همچنین معتقدند ااگر سود احتمالی معامله حداقل 20 پیپ نباشد باید از انجام آن صرف نظر کرد.(بدلیل اسپرد)
 
 
پیشنهاد من اینه که با توجه به سیستمتون و احساسی که از عملکردش دارید از یک استاپ واقعی استفاده کنید.مثلا فرض کنید که اگه 50 پیپ استاپ لاس بگذارید اکثر پوزیشن هاتون رو می تونید با سود ببندید و خوردن این استاپ مثلا از هر 10 معامله تنها 1-2 بار اتفاق می افتد.در این صورت بدون توجه به مسایل دیگر همیشه از این استاپ worst case استفاده کنید.

در نهایت برای اینکه ببینید سیستمتون در دراز مدت سودده است یا نه باید امید ریاضی سیستم را حساب کنید. اگر مثبت نباشد به هیچ وجه امکان سوددهی وجود ندارد و باید سعی کنید به نحوی این امید مثبت شود:

مثلا اگر سیستمی داشته باشیم که 10% اوقات 50 پیپ ضرر می کند ، 60% اوقات 20 پیپ سود می کند و 30% اوقات 10 پیپ ضرر می کند به فرض اینکه همیشه یک حجم ثابت معامله کنیم امید ریاضی را به این نحو حساب کنید:
كد:
(10% * -50)  +(60% *20) + (30% * -10)=+14
یعنی در یک معامله بطور متوسط 14 پیپ سود داریم و سیستم سودده است.

اما فرض کنید سیستمی داریم که 80% اوقات 10 پیپ می برد و 20% اوقات 50 پیپ می بازد:
 
80% *10 + 20% * -50=-2
این سیستم با وجود اینکه 80% اوقات حدس صحیح می زند ضررده است.

بنابراین بر اساس شناخت از سیستم خود و بازار باید به نحوی worst case scenario stop loss را تعیین کنید که امید ریاضی سیستم مثبت شود.
 
 
 
change doesn't change

بازار بینظم و آشوبناک است .با یک روش ثابت نمیتوان به جنگ یک پدیده بی نظم رفت.باید بوسیله بی نظمی با بی نظمی جنگید.

استاپ وابسته به شرایط بازار(ترند ،رنج) ، تایم فریم ، آنچه معامله می کنیم(نوع ارز، سهام ، ایندکس) ، ساعت معامله و... است.

بنابراین ممکن است در یک معامله با 10 پیپ ضرر خارج شویم و در یکی با 50 پیپ.

اما به نظر من همیشه از یک worst case scenario stop loss واقعی باید استفاده کنیم.به چند دلیل:

1- برای طراحی money management سیستم به این عدد نیازمندیم.وقتی بصورت mental از معامله خارج می شویم هیچ وقت قبل از معامله نمی توانیم بگوییم ضرر احتمالی چه قدر است و بنابراین ریسک معامله نامعلوم است.

2-مقابله با شرایط غیر قابل پیش بینی احتمالی( قطع برق، حوادث ناگهانی، خرابی اینترنت و...)


----------------------------
انواع استاپ از نظر اندازه: wide,tight

انواع استاپ از نظر نحوه اجرا: mental, order

انواع استاپ از نظر چگونگی خروج: hedge,complete exit,partial exit

هر تریدری بنا به درکی که از عملکرد سیستم خود دارد می تواند از ترکیبی از روش های بالا استفاده کند.هیچ کدام درست یا غلط نیست مهم اینه که بتونین با یک ترکیبی از اینها امید ریاضی رو مثبت کنین.

پیشنهاد من استفاده از یک استاپ نسبتا wide واقعی به همراه استاپ ذهنی وابسته به شرایط است.
 
 
 
استاپ دینامیک استاپیه که با تغییر زمان تغییر میکنه. برای مثال شما یک میانگین متحرک را بعنوان استاپ انتخاب میکنید پس با زمان استاپ شما حرکت میکند. حالا مشکلی که ایجاد میشود مدیریت سرمایه است. چون ممکن است استاپ واید شود. برای رفع این مشکل دو راه پیشنهاد میشود:
1- ورود با درصد ریسک کمتر. برای مثال با نصف یا سه چهارم لات استاندارد وارد میشویم و در حاشیه امنیت قرار داریم.
2- انتخاب دو استاپ: در این حالت یک استاپ قطعی ثابت داریم که با آن لات را تعیین میکنیم و این همان عددی است که بعنوان استاپ در پلت فرم وارد کرده ایم. دومین استاپ را من استراتژی خروج می نامم. این استاپ یک استاپ ذهنی است مثلاً بسته شدن قیمت بالای فلان میانگین متحرک یا رسیدن فلان اندیکاتور به فلان مقدار.
 
 
 

در زمانی که ترند داریم استفاده از moving average ها و قرار دادن stop loss زیر آنها بهترین ابزار برای حفظ سود می باشد

در شکل ضمیمه با trailing stop بالای ema20 در انتهای روند خارج می شویم.(خط سبز رنگ)

بطور کلی برای این منظور ema-20 در تایم فریم های مختلف خوب کار می کند.
 
 
 
 
 
یکی از فاکتورهایی که در تعیین حد ضرر مهم است حد سود می باشد.طبیعی است هر چه تارگت و حد ضرر بزرگ تر باشند احتمال رسیدن قیمت به آنها کمتر است.

یعنی ما می توانیم با بزرگ انتخاب کردن حد ضرر امکان خوردن استاپ را کمتر کنیم اما اگر قرار باشد تارگت هم به همان میزان بزرگ شود امکان خوردن تارگت نیز کم می شود.

عموما سه راه حل برای انتخاب حد سود و ضرر وجود دارد که امکان دارد منجر به امید ریاضی مثبت شود:

1- حد ضرر کوچک و حد سود بزرگ=> در صد برد پایین و سودهای یزرگ و تکیه بر سودهای بزرگ برای مثبت شدن برایند
2-حد ضرر بزرگ و حد سود کوچک=>درصد برد بالا و سودهای کوچک و تکیه بر درصد برد بالا برای مثبت شدن برایند
3-حد ضرر و حد سود تقریبا برابر => سود و زیان برابر و تکیه بر درصد برد بالا از طریق انتخاب ترید های با احتمال برد بالا
 
 
 
 
 


من چندین مورد افراد بسیار با تجربه رو می شناسم که همگی با استاپ بزرگ و اغلب ذهنی -ترید میکنن.

کسی رو میشناسم که بیش از 8 سال سابقه در این کار رو داره و مطلقا من رو از استاپ های کوچک منع کرد!!!

البته در همین سایت هم جناب فرخ عموما با Mental Stop اردر می گیرن!!!که در یک مورد مشاهده شد پوزیشنی حتی تا 100 پیپ عکس جهت اردر استاد رفت و من از ایشان توضیح خواستم...فرمودند:من خود راشخص صبوری می دانم! و از من خواستند حتما استاپ بذارم و استاپ ذهنی به تحمل روحی و مالی افراد بستگی دارد .جالب اینکه پوزیشن مذکور عاقبت با سود خوبی هم بسته شد.

به هر حال به قول قدیمی اخوی گرامی ام :
"اگه کسی رو دیدی که دوچرخه فکسنی اش رو 3قفله می کنه و در عوض طرف مایه دار رو می بینی که در ماشین آخرین سیستمش بازه و حتی سوئیچش هم روشه با خیالی راحت می ره مغازه سفارش آبمیوه می ده ....اصلا تعجب نکن !! اولی رو اگه دوچرخه اش رو دزدیدن انگار همه هستی اش رو بردن !! دو دستی تو سرش می زنه و چه بسا دیگه نتونه جبران کنه ولی جبران دزدیده شدن اتومبیل دومی براحتی سفارش یه آبمیوه دیگه است"

اتفاقا در اوائل تاپیک Live Trading بود که استاد فرخ پوزیشنی رو با حدود 70 پیپ ضرر بست..ولی در کمتر از 48 ساعت بعد فقط در یک پوزیشن همان مقدار سود کردن...

 
 
 
 
استاپ ذهنی و بزرگ چند تا ایراد دارد:

1-مثلا فرض کنید 100 پیپ استاپ ذهنی داشته باشیم و 10-20 پیپ عموما سود کنیم .در 1-2 معامله ضررده هر چی سود بکنیم از دست میره و ضرر خواهیم کرد

2- در شرایط سریع قدرت عکس العمل از انسان سلب می شود و بعلاوه هر چه ضرر بیشتر می شود قدرت تریدر برای خروج از معامله کمتر می شود.

3- هیچ وقت نمیدانیم در یک معامله چه قدر ضرر خواهیم کرد

با این روش باید اتنتظار این را داشت که سود هفته ها و ماهها را در یکی دوتا معامله بد از دست داد.
 
 
 
 


به نظر من نقطه خروج هر معامله با توجه به دلایل گرفتن پوزیشن باید از قبل معلوم باشد.یعنی مثلا اگر بر مبنای یک پاترن سر و شانه معامله می کنیم می توانیم بفهمیم کجا پاترن FAIL شده است و آنجا باید خارج شویم.

اگر بدانیم در چه نقطه ای یک معامله FAIL می شود می توانیم با توجه به تارگت احتمالی تصمیم بگیریم که آیا وارد معامله شویم یا خیر.اگر سود احتمالی کمتر از ضرر احتمالی باشد عموما ارزش ورود ندارد.

به نظر می رسد امکان موفقیت سیستمهایی که AVERAGE WIN آنها از AVERAGE LOSS بزرگ تر باشد بیشتر باشد.زیرا همواره احتمال 5-10 باخت پشت سر هم وجود دارد و این موضوع برای سیستم هایی با متوسط سود کم و متوسط ضرر زیاد به معنای مرگ است.
 
 
 
 
 
Linda Bradford Raschke: You have to correct mistakes immediately ,at the market .Anytime I don't ,I regret it

شما باید غلط ها را در مارکت فورا تصحیح نمایید.هر بار که این کار را انجام نمیدهم پشیمان می شوم.
 
 
 
از نظر من برد سیستمی که پیش از ورود به معامله نقطه قطعی خروجش مشخص نیست اهمیتی ندارد.زیرا نمیدانیم که در معامله بعدی چه میزان ضرر خواهد داد. هنگامی که از نقطه قطعی خروج صحبت می کنیم دلیل برای ذهنی ماندن آن باقی نمی ماند و باید stop order باشد.
 
 
 
 
Linda Bradford Raschke

Trade Management

In general when testing volatility breakout systems,
the wider the initial money-management stop, the
higher the win/loss ratio
. With breakout strategies, the initial trade must be given room to breathe.
However,
a discretionary day-trader will learn that the best trades move in his favor immediately. In
this case, move the stop to breakeven once the trade shows enough profit. The stop can be trailed as
the market continues to trend, but not too tightly.
Because a great majority of the gains can occur in
the last hour as the trend accelerates, try not to exit prematurely.
When trading multiple contracts, scale out of some to ensure a small profit in the event of a reversal.
However, do not add to a position: The later the trade is established, the more difficult it is to find a
suitable risk point
 
 
 

در مورد استراتژی خروج به نکته های زیر توجه کنید:

1- به ترندی که در تایم فریم پایین تر تشکیل شده و به خوبی جزئیات حرکت را نشان می دهد دقت کنید.فرض کنید در h1 و یا m15 پوریشن گرفته اید و در سود می رود..در تایم m5 یا m1 به ترندی که تشکیل شده است توجه کنید.پس از پایان ترند خارج شوید.معیار خروج میتواند شکست ترند لاین یا عبور دو ema مثلا 10-20 از هم باشه.

2-وقتی پوزیشن به اندازه کافی در سود رفت استاپ را به نقطه ورود منتقل کنید.اندازه کافی چه مقدار است؟ معمولا 10-20 پیپ نقطه خوبی است.فقط توجه داشته باشید correction اولیه در m1 اتفاق افتاده باشد( مثلا اگر فروخته باشید و در m1 نگاه کنید در ابتدا حدود 10-20 پیپ در سود می رود بعد کمی بالا می آید ممکن است تا نزدیکی نقطه ورود برسد ،سپس دوباره پایین می رود.اجازه بدهید اول این اتفاق بیافتد بعد استاپ را روی نقطه ورود منتقل کنید)

3- به زمان اعلام اخبار توجه داشته باشید.5 دقیقه قبل از خبر استاپ را به فاصله 10-20 پیپ از قیمت فعلی منتقل کنید.

4- وقتی قیمت به یک support/resistance مهم نزدیک می شود، استاپ را به فاصله 10-20 پیپ از قیمت فعلی منتقل کنید.

5- در طول مدتی که پوزیشن در سود است در مراحل مناسب استاپ را دستی trail کنید و حدود 20 پیپ بالاتر از قیمت فعلی انتقال دهید

6- به هر دلیلی اگر بررسی مارکت را متوقف کردید و کامپیوتر را ترک کردید، حتی برای 5 دقیقه ، استاپ را 10-20 پیپ بالاتر از قیمت فعلی منتقل کنید.از گرفتن پوزیشن زمانی که امکان تعقیب کردن مارکت را ندارید( مثلا پس از بسته شدن بازار نیویورک که با شب ایران و زمان خواب مصادف است) جدا خودداری کنید.

6- علاوه بر تکنیک های خروج که بر اساس قیمت می باشند و در بالا ذکر شد می توانید از تکنیک های خروج زمانی استفاده کنید.یعنی وقتی پوزیشن در سود رفت اول استاپ را روی نقطه ورود منتقل کنید و دیگر طی روز به پوزیشن کاری نداشته باشید .پس از پایان سشن لندن(ترجیحا) و یا سشن نیویورک پوزیشن را ببندید.

7- به خاطر داشته باشید که ضرر نکردن دارای اهمیتی به مراتب بیشتر از سود کردن است. اگر بتوانید طی روز ضرر نکنید موفقیت بزرگی کسب کرده اید.باید روی حداقل کردن ضرر تمرکز شود نه روی کسب حداکثر سود ممکن.همواره در بهترین معاملاتی که حتی 50-100 پیپ در سود است امکان زیادی وجود دارد که در کمتر از 5 دقیقه معامله تبدیل به یک فاجعه شود.

همیشه فرض کنید قیمت خلاف پوزیشن شما حرکت خواهد کرد.

بنابراین اگر استاپ لاس شما که با هدف قفل کردن سود و یا جلوگیری از ضرر قرار داده شده است خورد و پس از چند لحظه قیمت دوباره در مسیر قبلی به حرکتش ادامه داد نباید ناراحت شوید.همواره موقعیت ورود مجدد در مسیر قبلی وجود دارد.
 
 
 
 
 
 استاپ لاس دو کارکرد دارد:

1-جلوگیری از گسترش ضرر: نقطه ای است که اگر قیمت به آن رسید به ما نشان می دهد فرضیات ما مبنی بر گرفتن پوزیشن غلط بوده است و برای جلوگیری از گسترش ضرر در آن نقطه خارج می شویم.

2-حفظ سود: استاپ لاس می تواند برای حفظ سود در یک معامله موفق به کار رود

یکی از ایرادات رایج در استفاده از استاپ لاس قاطی کردن این دو کارکرد است .مثلا وقتی پوزیشنی 5-10 پیپ در سود است و یک استاپ 50 تایی دارد هنوز نمیتوان این پوزیشن را یک پوزیشن موفق قلمداد کرد و استاپ را به نقطه ورود منتقل کرد.

باید به پوزیشن اجازه بدهیم رشد کند و نباید با یک استاپ تنگ آن را در نطفه خفه کنیم.

تریدر باید ریسک پذیر باشد. اگر ریسک نکنیم و برای دادن ضرر آماده نباشیم سودی هم در کار نیست.
 
 
 
TO HEDGE OR NOT TO HEDGE


امروز بپردازیم به مبحث وسوسه انگیز hedge کردن( برای دوستان جدید: یعنی اگر buy داریم بجای استفاده از استاپ لاس از sell در همان نقطه بجای استاپ لاس استفاده کنیم به این امید که بازار برگردد و ضرر از بین برود)

 بزرگترین ضرر این کار از بین رفتن تمرکز و فشار روانی بالای این کار است.بخصوص وقتی تعداد پوزیشن های در ضرر بیشتر از 2-3 تا میشه واقعا کنترل کردنشون سخت میشه.

منم نظرم همینه با وجود اینکه چند بار از این طریق ضرر هایم را از بین برده ام ولی در کل به نظرم روش ضررده میاد و اصلا به استرس اش نمیارزه

1-اولا با توجه به اسپرد معاملات ما فقط برای ورود به معامله هج متوسط 4 پیپ می پردازیم و به نظر میرسد مثلا برای 10-20 پیپ ضرر وارد شدن به هج نسخه ای برای بد بختی باشد.به نظر من اگر کسی این کار رو می کند شاید برای ضررهایی در حدود 50-100 پیپ قابل توجیه باشد.

2-اگر بدبینانه فکر کنیم ( که من معتقدم در فضاهایی که عدم قطعیت و بینظمی وجود دارد طرز فکر واقع بینانه ای است) با هج کردن اتفاقی که در عمل می افتد از این قرار است: شما هج می کنید و خیلی سریع بعد از گرفتن پوزیشن هج قیمت به داخل و بین دو پوزیشن شما بر می گردد و حالا به جای یک پوزیشن در ضرر دو تا داریم .من بش می گم double trouble .اگر هج نمی کردیم چه بسا معامله اولی به سود می رسید ولی حالا با معامله جدیدی روبرو هستیم که در ضرر است.

3-فشار روانی این روش فوق العاده بالا است.معاملات در ضرر سبب ایجاد استرس می شوند و باعث می شوند دید بی طرفانه ای که وقتی هیچ پوزیشنی نداریم از دست بدهیم.همواره در تایید برگشتن قیمت شواهد تکنیکال و فاندامنتال پیدا می کنیم.

4-کنترل و مدیریت چند پوزیشن در ضرر وابسته به هم کار بسیار سختی است.

5-کاهش مارجین: هر پوزیشن هج و باز نگه داشتن پوزیشن های ضرر ده باعث کاهش مارجین و در نتیجه کاهش سایز معاملات بعدی می شود که شاید این ضرر بزرگ تری باشد

6-زمانی که می تواند به گرفتن پوزیشن های جدید و سود ده صرف شود باید برای کلنجار رفتن با ضرر ها صرف کنیم

7- مهمترین تناقض این قضیه اینه: تو که اینقدر به تایمینگ خودت مطمئنی چرا همون پوزیشن اولت تو ضرر رفت؟ چه طور مطمئنی که این دومی حتما میره تو سود!!!!
 
 
 
 
 
 من راجع به هج كردن مطلبي را حدود يكسال پيش نوشتم و بعد از آن نيز شروع به ترك روش هج كردن كردم كه اين مطلب را براي شما هم مينويسم:
هج كردن يك پوزيشن در ضرر مشكل شما را حل نميكند ولي سه فايده براي شما دارد:
1- از ضرر بيشتر شما جلوگيري ميكند.
2- فرصتي به شما ميدهد تا راجع به آن فكر كنيد و علت را يافته و يا اقدام مناسب بعدي را انجام دهيد..
3- شانس دومي به شما ميدهد (كه ممكن است از آن استفاده كنيد يا نتوانيد استفاده كنيد.)
بعد از هج كردن يك پوزيشن كه تبديل به دو پوزيشن مخالف ميشود روش زير توصيه ميشود:
1- صبر كنيد تا كندل بعدي(در تايم فريم اصلي خودتان ) و از پوزيشنها خارج شده و يا به مرحله 4 برويد.
2-صبر كنيد تا دوره بعدي يا روز بعد (يعني حداقل يك تايم فريم بالاتر از تايمي كه فعلا كار ميكنيد)
3- دنبال علائم انديكاتورها بگرديد (در دوره بعد از هجينگ).
4- بجاي باز كردن پوزيشن جديد از شر پوزيشن بد موجود خلاص شويد. بدين نحو كه اگر در دوره يا روز بعد سيگنال مخالف پوزيشن بد موجود ايجاد شد پوزيشن موجود را بسته و پوزيشن سودده را نگه داريد تا ضرر شما يا بخشي از آن جبران شود.
5- اگر باز پوزيشن موجود به ضرر افتاد باز هم هج كرده و مراحل 1-4 را انجام دهيد.
نكات:
-- برخي پوزيشنهاي ضرر ده را هج كرده تا از شانس سود كردن در برگشتهاي بازار را استفاده كنند. شما ميتواند پوزيشن سود ده را نيز هج كنيد تا در فرصت بعدي به سود خود اضافه كنيد كه اين به شما فرصت خواهد داد تا امكان جديد را بررسي كنيد (مراحل 1-4 را بررسي كنيد).
-- از نرم افزارهائي استفاده كنيد كه همزمان دو پوزيشن هج را ميبندند و ترجيحا از مارجين اضافي براي هج استفاده نميكنند.
-- در يك زمان چندين پوزيشن هج استفاده نكنيد كه مشكلات مربوط به آنها تصاعدي بالا خواهد رفت.
-- شما بدون يادگيري هج كردن هم تريدر موفقي خواهيد شد.
-- بيش از 5-7 درصد سرمايه خود را ريسك نكنيد.
 
 
 
همانطور كه ميدانيد هر تريدي با كسب سود كه من به آن طمع مفيد ميگويم شروع ميشود و با كسب سود در پايان معامله يا همان ارضاي حس طمع تمام ميشود. در طي اين فرايند اگر پوزيشن به ضرر رفته باشد نيز باز طمع مداخله ميكند و جائيكه شما كنترل آنرا بدست ميگيريد از پوزيشن خارج شده و طمع خود را در اميد واهي دادن به برگشت بازار و جبران ضرر موجود يا كم كردن ضرر سركوب ميكنيد تا مهار كار از دست شما بدر نرود. اين نقطه يك نقطه استاپ واقعي و ايده ال است حال براي افراد مختلف تفاوتهاي زيادي ميكند كه بسته به روش كاري و تجربه و ساير موارد است و ميتواند از چند پيپ شروع و تا چند صد پيپ هم باشد. پس با اين محاسبات و به نظر من استاپ يك نقطه 100% رياضي نيست و يك نقطه احساسي نيز هست كه شديدا بايد روي آن كار كرد و به نظر من جنبه احساسي آن شايد بالاي 70% باشد كه اگر توانستيم آنرا حل كنيم براي جنبه رياضي آن راه حل مناسب وجود دارد.شايد علت آن هم اين باشد كه اين بازار بر اساس انتظارات تريدرها كه صد درصد رياضي نيست بنا شده است . اگر چه ساپورت و رزيستنس و فيبو لول و گان و اليوت حدود اين نقاط را ممكن است بدست دهند ولي استاپ ثابت شما فقط با چند پيپ حركت اضافه تر يا كمتر زده ميشود كه ناشي از موج احساسي ايجاد شده در بازار است كه اين سطوح را در نورديده و امثال ما را از بازرار خارج ميكند.
اين قسمت مربوط به استاپ و رابطه آن با طمع بود براي نقطه ورود نيز اگر تاخير و يا عجله كرديم كه خود ناشي از طمع است باز با بزرگتر كردن مقدار استاپ ما از حدود طبيعي خود به ضرر كردن ما كمك ميكند. و همچنين است براي خروج از بازار در هنگام سود كه كنترل طمع براي اينكه جند پيپ سود اضافه نر بگيرم يا نه باعث ضرر و يا سود ما خواهد شد.
براي ايجاد تعادل در اين نقاط و بهينه كردن آنها تمرينات ذهني و خود سازي ذهني بسيار تاثير دارد كه با هماهنگ كردن فنون تكنيكالي با ذهن خود و كنترل طمع نقاط بسيار خوبي بدست خواهد آمد كه از كاركرد موثر آنها تعجب خواهيد كرد.
 
 
 
اگر پیش از آغاز معامله استاپ گذاشته نشود چگونه می توان حجم معامله را تعیین کرد ؟ 0.1 یا 1 یا 10 لات ؟

اگر متوسط ضرر معاملات معلوم نباشد در کجا باید از معامله خارج شد؟ 10 پیپ یا 100 پیپ؟

هیچ اشکالی ندارد اگر استاپ بزرگ باشد حتی 500 پیپ .ولی نگذاشتن استاپ به معنی این است که ضرر یک معامله را از قبل فیکس نکرده ایم و این منجر می شود به کال مارجین شدن سریع.

تنها چیزی که در مارکت می توان از آن اطمینان داشت میزان ضرر یک معامله است.از دست دادن این تنها چیز قطعی و مطمئن اشتباه است.

استاپ لاس مثل پی ساختمان است تمام مراحل انجام معامله مثل تعیین سایز معامله، سیستم معاملاتی ، ورود و خروج روی آن بنا می شود.

بدون استاپ لاس تریدر حرکات تصادفی انجام می دهد.موفقیت های تصادفی دارد و در نهایت تمام سرمایه را از دست می دهد.

بازار قمارخانه نیست.
 
 
 
 

من برای پوزیشن دو استاپ در نظر میگیرم :
1- استاپ بزرگ .(به قول استاد فرخ : برای نجات حساب از ضررهای ویرانگر )
2- استاپ بسیار کوچک .

1- استاپ بزرگ رو روی نرم افزار بروکر وارد میکنم .
که اگر خدای نا کرده پوزیشن بصورت ناگهانی در ضرر رفت ..
یا اینکه مثلا برق بره یا اینترنت قطع بشه ..
حساب کال نشه ،
هرچند که با مدیریت سرمایه درست هیچوقت حساب در عرض یکی دو روز و با یک پوزیشن کال نمیشه .
2- استاپ بسیار کوچک رو روی نرم افزار بروکر وارد نمیکنم .
موقع تعیین استاپ کوچک تایم فریم مورد نظرم رو هم مشخص میکنم .
برای مثال با خودم عهد میکنم که اگر کندلی بعد از این حد استاپ در تایم فریم 15 دقیقه ای یا مثلا 30 دقیقه ای بسته بشه پوزیشن رو با ضرر میبندم ( البته سعی میکنم در بهترین حالت از پوزیشن خارج بشم ) .

اما اگر فقط شادو استاپم رو رد کنه .
دو حالت داره :
--- الف : اساس تحلیلم زیر سوال رفته ... که در این شرایط سعی میکنم با کمترین ضرر از پوزیشن خارج بشم .
--- ب : اساس تحلیلم زیر سوال نرفته ... که پوزیشن رو باز نگه میدارم ولی خیلی حواسم رو جمع میکنم و سعی میکنم در سریع ترین زمان ممکن استاپ رو به نقطه ورود منتقل کنم .
 
 
 
 
 
 
 نكته مهمي كه در تعيين استاپ لاس وجود دارد ساعت كاري است كه در آن قرار داريم
به عبارت ديگر حداقل و حداكثر نوسان طبيعي در زمان هاي مختلف متفاوت است در بسياري از زمان ها در طول شبانه روز نوسان هاي مجاز برگشت پذير داريم كه اگر محدوده آنها را بشناسيم
احتمال حوردن استاپ در نوسان هاي برگشت پذير كمتر ميشود يطور كلي اين ميزان در طول بازار استراليا كمتر از بازار اروپا و هردو آنها كمتر از بارار آمريكا ميباشد
 
 
 

به نظر من يك تريدر وقتي مي تونه در اين بازار حرفي برا گفتن داشته باشه كه بتونه تحليل تكنيكال درستي

از روند حركتي قيمت ارايه بدهد من كلا از نظريه جان مورفي پيروي مي كنم ( فاندامينتال در تكنيكال لحاظ شده )

اگر با اين طرز فكر بخوام با بازار روبرو بشم بايد نشانه هاي محكمي مبني بر ورود به موقع در بازار داشته باشم

پس اولين قدم براي موفقيت تشخيص نقطه صحيح ورود است ايا كساني كه معاملات موفقي دارند استاپ

خورده ها هستند ؟ يا كساني هستند كه نقطه ورود مطميني دارند؟ ما نبايد اينقدر شكاكيت داشته باشيم

كه جلوي پيشرفتمان را بگيريم به نظر من اول بايد از نظر تكنيكال نقطه درست ورود را تشخيص داد و پس از

ورود بلا فاصله استاپ را تعريف نكنيم زيرا ممكن است در يك حركت نوساني كوچك در اين بازار پر پيپ استاپ

بخوريم و بگذاريم بازار در جهت پيش بيني ما حركت كند و پس ازحصول يك سوم نظر ما استاپ را در نقطه اي

قرار داد كه در صورت برگشت ناگهاني نه تنها ضرر نكنيم بلكه سود هم كرده باشيم و يادمان باشد كه براي

سود به بازار وارد شده ايم نه ضرر اگر يك راننده بخواهد با در نظر گرفتن ترس از تمام حوادثي كه ممكن است در

حين رانندگي پيش ايد رانندگي كنند با استرسي كه دارد در اولين قدم خود را نابود خواهد كرد موفق باشيد
 
 
45 Ways to Avoid Losing Money Trading FOREX, by Jimmy Young
 

1) Knowledge Deficiency – Most new FOREX traders don’t take the time to learn what drives currency rates (primarily fundamentals). When news or a statement is due out they must close out their positions and sit out the best trading opportunities. They are taught to only trade after the market calms down. So essentially they miss the whole move and then trade the random noise that follows a fundamental price move. Just think for a moment about technically trading the aftermath of a price move; there is no potential.

2) Overtrading - Trading often with tight stops and tiny profit targets will only make the
broker rich. The desire to “just” make a few hundred dollars a day by locking in tiny profits whenever possible is a losing strategy.

3) Over leveraged - Leverage is a two way street. The brokers want you to use high leverage because that means more spread income because your position size determines the amount of spread income; the bigger the position the more spread income the broker earns.

4) Relying on Others – Real traders play a lone hand; they make their own decisions and don’t rely on others to make their trading decisions for them; there is no halfway; either trade for yourself or have someone else trade for you.

5) Stop Losses – Putting tight stop losses with retail brokers is a recipe for disaster. When you put on a trade commit to a reasonable stop loss limit that allows your trade a fair chance to develop.

6) Demo Accounts – Broker demo accounts are a shill game of sorts; they’re not as time sensitive as real accounts and therefore give the impression that time sensitive trading systems, such as short-term moving average crossovers can be consistently profitably traded; once you start dealing with real money reality is quick to set in.

7) Trading During Off Hours – Bank FX traders, option traders, and hedge funds have a huge advantage during off hours; they can push the currencies around when no volume is going through and the end game is new traders get fleeced trying to trade signals. There is only one signal during off hours – stay out.

8) Trading a Currency, Not a Pair – Being right about a currency is half a trade; success or failure depends upon being right about the second currency that makes up the pair.

9) No Trading Plan - Make money is not a trading plan. A trading plan is a blueprint for trading success; it spells out what you see your edge as being; if you don’t have an edge, you don’t have a plan, and likely you’ll wind up a statistic (part of the 95% of new traders that lose and quit).

10) Trading Against Prevailing Trend – There is a huge difference between buying cheaply on the way down and buying cheaply. What was a low price quickly becomes a high price when you’re trading against the trend.

11) Exiting Trades Poorly – If you put on a trade and it’s not working make sure you exit properly; don’t compound the damage. If you’re in a winning trade don’t talk yourself out of the position because you’re bored or want to relieve stress; stress is a natural part of trading; get use to it.

12) Trading Too Short-term – If you’re profit target is less than 20 points don’t do the trade; the spread you pay to enter the trade makes the odds way against you when you go for these tiny profits.

13) Picking Tops and Bottoms - Looking for bargains works well at the supermarket but not trading foreign exchange; try to trade in the direction the price is going and you’re results will improve.

14) Being Too Smart – The most successful traders I know are high school graduates. They keep it simple and don’t look beyond the obvious; their results are excellent.

15) Not Trading Around News Time – Most of the big moves occur around news time. The volume is high and the moves are real; there is no better time to trade fundamentally or technically than when news is released; this is when the real money adjusts their positions and as a result the prices changes reflect serious currency flow (compared to quiet times when Bank traders rule the market with their customer order flow.

16) Ignore Technical Condition – Determining whether the market is over-extended long or over-extended short is a key determinant of near time price action. Spike moves often occur when the market is all one way.

17) Emotional Trading – When you don’t pre-plan you’re trades essentially it’s a thought and not an idea; thoughts are emotions and a very poor basis for doing trades. Do people generally say intelligent things when they are upset and emotional; I don’t think so.

18) Lack of Confidence – Confidence only comes from successful trading. If you lose money early in your trading career it’s very difficult to gain true confidence; the trick is don’t go off half-cocked; learn the business before you trade.

19) Lack of Courage to Take a Loss – There is nothing macho or gutsy about riding a loss, just stupidity and cowardice. It takes guts to accept your loss and wait for tomorrow to try again. Getting married to a bad position ruins lots of traders. The thing to remember is the market does crazy things often so don’t get married to any one trade; it’s just a trade. One good trade will not make you a trading success; rather it’s monthly and annual performance that defines a good trader.

20) Not Focusing on the Trade at Hand – There is no room for fantasizing in successful trading. Counting up and mentally spending profits you haven’t made yet is mental masturbation and does you no good. Same with worrying about a loss that hasn’t happened yet. Focus on your position and have a reasonable stop loss in place at the time you do the trade. Then be like an astronaut – sit back and enjoy the ride; no sense worrying because you have no real control; the market will do what it wants to do.

21) Interpreting FOREX News Incorrectly – Fact is the press only has a very superficial understanding of the news they are reporting and tend to focus on one element and miss the point. Learn to read the source documents and understand it for real.

22) Lucky or Good – Your account balance changes don’t tell you the whole story about your trading; fact is if your taking a lot of risk and making money you will eventually crash and burn. Look at the individual trade details; focus on your big loses and losing streaks. Ask yourself this; if I had a couple of consecutive losing streaks or a couple of consecutive big loses, how would my account balance look. Generally, traders making money without big daily loses have the best chance of sustaining positive performance. The others are accidents waiting to happen.

23) Too Many Charity Trades – When you make money on a well thought out trade don’t give back half on a whim; invest your profits from good trades on the next good trade.

24) Courage Under Fire – When a policeman breaks down the door to a drug dealers apartment he is scared but he does it anyway. When a fireman climbs onto the roof of a burning building he is scared but does it anyway; and gets the job done. Same with trading; it’s ok to be scared but you have to pull the trigger; no trigger – no trades – no profits – no trader.

25) Quality Trading Time – I suggest 3 hours a day of quality, focused trading time; that’s about all your brain allows. When your trading being 100% focused; half way is bullshit’ it doesn’t work. Don’t even think that time spent in front of the computer watching the rates has any correlation to profitability; it doesn’t. Spend less time but when your trading be 100% focused on trading.

26) Rationalizing – Killer. Absolute Killer. Put your trade on and let it run. If it hits your reasonable pre-determined stop your out. Think of yourself as a prizefighter; you just got knocked out. Moving your stop is like getting up after being crushed with a knockout blow; it’s pointless; things will only get worse. Don’t ignore the obvious; your wrong – get out. Come back the next day and try again. A small loss will not hurt you; a catastrophic loss will.

27) Mixing Apples and Oranges – Have you ever done this; you see the EURUSD trading higher so you buy GBPUSD because it “hasn’t moved yet”. That’s a mistake. Most of the time the reason the GBPUSD hasn’t moved yet is because its already overbought or some 4:30am UK news was bearish. Don’t mix apples and oranges; if EURUSD looks bid buy EURUSD.

28) Avoiding the Hard Trades – Bank FX traders have an axiom; the harder the trade is to do the better the trade. This I learned from experience; when I needed to buy EURUSD and it was hard to get them that’s when it’s necessary to pay up and get the business done. When it’s easy to get them then sit back and wait for better levels. So if your trying to get into a trade or more importantly get out of a trade don’t putz around for a few points; get your business done.

29) Too Much Detail – If your trading more than 2 indicators then you need to clean house. Having many indicators stifles trading and finds reasons not to trade. A setup and a trigger is all you need.

30) Giving Up Too Easy – Your first trade of the day may not be your best but certainly it’s no reason to quit. I have a preset daily trading limit and I use it; you can’t make money by making excuses; getting trades wrong is natural and should be expected.

31) Jumping the Gun – Don’t be penny wise and dollar foolish; wait for your trade signal to be clear; put on your trade and give it a decent size stop loss so that you don’t get knocked out by random noise. Do trades don’t’ buy lottery tickets (extremely tight stops).

32) Afraid to Take a Loss - trading is not personal; it’s business. Don’t think that a poor trade is a reflection on you. It could be your just ahead of your time or a commercial order hits the market and temporarily creates a small unexpected move. Again, place your stop beforehand and NEVER increase your pre-determined risk; if it’s going bad it will probably get worse; I think that’s Einstein “in motion stays in motion…”

33) Over-Relying on Risk Reward – There is zero advantage in risk reward; if you put a 20 point stop and a 60 point profit your chances are probably 3-1 that you will lose; actually with the spread its more like 4 to 1 (from entry point if it goes down 17 points you lose or up 63 you win; 17/63 is close to 4-1).

34) Trading for Wrong Reasons – Because the EURUSD is going up is not in itself a reason to buy. Buying EURUSD because its not moving so little risk is even worse; you’re paying the toll (spread) without even a hint that you will get a directional move. If your bored don’t trade; the reason your bored is there is no trade to do in the first place.

35) Rumors – Rumors are rumors almost 100% of the time; think about where in the motion you heard the rumor; if EURUSD is up 50 points in last 15 minutes and the rumor is dollar negative, well then you missed it. Whenever you trades determine where in the motion you are entering.

36) Trading Short-term Moving Average Crossovers – This is the money sucker of the century. When the shorter term moving average cross the longer term moving average it only means that the average price in the short run is equal to the average price in the longer run. For the life of me I cannot understand why this is bullish or bearish. Easy to set up on software, complete with lights, bells and whistles, and good for the seller getting thousands for the software but in terms of creating profit it’s a zero.

37) Stochastic – Another money sucker. Personally I think this indicator is used backwards; when it first signals an overdone condition that’s when I think the big spike in the “overdone” currency pair occurs. To be overbought means strong and oversold means weak. Try buying on the first sign of overbought and selling on the first sign of oversold; you’ll be with the trend and likely have identified a move with plenty of juice left. So if %k and %d are both crossing 80; buy! (Same on sell side; sell at 20)

38) Wrong Broker – A lot of FOREX brokers are horrible; get a good one. Read forums and chats in several different places to get an unbiased opinion.

39) Simulated Results – Watch out for “black box” systems; these are trading systems that don’t divulge how the trade signals are generated. Great majority of them are absolute garbage. They show you a track record of extraordinary results but think about it; if you could build a trading system with half a dozen filters using the benefit of hindsight, couldn’t you too come up with a great system. Of course going forward is an entirely different story. High-speed number crunching capabilities allows for building great hindsight trading systems; BEWARE.

40) Inconsistency – Every business (FOREX trading included) requires a business plan (trading plan). Unless you have taken the time to write down a set of rules that you can and will follow, it’s likely your trading will remain unfocused and directionless. Make a plan, have rules, follow them set goals that are realistic and you will achieve them.

41) Master of None – Focus on one currency for technical trading; each currency has a unique way of trading and unless you get intimate with it you will never truly understand its underlying idiosyncrasies. Don’t spread yourself too thin – focus – master one currency at a time.

42) Thinking Long Term – Don’t do it. Stay in the moment. Especially if you’re a day trader. It doesn’t matter what happens next week or next month, if your trading with 30 to 50 point stops restrict your thought process to what’s happening right now. That is not to stay the long-term trend is not important; it is to say the long-term trend will not always help you when your trading a significantly shorter time frame.

43) Overconfidence – Trading is not easy; statistics show 95% failure rate. If your doing well don’t take your success for granted; always be on the lookout for ways to improve what you’re doing.

44) Getting Pumped Up – The trick is to maintain an even keel; when you are in a trade you want to think exactly as you would if you didn’t have a trade on. To do this requires a relaxed disposition; this is not a football game; don’t get psyched up; relax and try to enjoy it.

45) Staying in the Game – I don’t recommend demo trading because traders learn bad habits when trading with play money. I also don’t think “letting it all hang out” right away is wise either. Start off doing trades and taking risk that is relatively small but still makes a difference to you if you win or lose; about a quarter to a third of what you expect to reach as your trading matures is reasonable.


Retired proven professional Bank FOREX trader with over 20 years of hands-on FOREX trading experience.

Email:
jimmy@eurusdtrader.com
Web:
http://www.eurusdtrader.com
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 8:41  توسط تریدر   | 

engulfingاستراتژی

 در تايم فريم 5 دقيقه منتظر يك الگوي engulfing ميشويم كه در يك ترند كاملا مشهود

شكل گيرد . يعني الگويي كه در يك بازار بدون ترند در 5 دقيقه رخ ميدهد را فراموش كنيد .

بعد از بسته شدن كندل و شكل گيري كامل الگوي engulfing در جهت كندل وارد بازار شويد

خلاف جهت ترند قبلي . استاپ لاس بالاي يا پايين كندل + 3 پيپ .

خروج : دو برابر ميزان استاپ لاس .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 22:57  توسط تریدر   | 

همیشه راه حل بهتری وجود دارد و من آن را پیدا میکنم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 22:51  توسط تریدر   | 

       بزرگترین موفقیتها وقتی به ثمر رسیده که

       

           وقتی هیچ امیدی به موفقیت نبوده

     

            افرادی دست از تلاش نکشیدند

        

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 22:45  توسط تریدر   | 

Trading for a Livingنوشته الکساند الدر

 
 
در وجود انسان نیروی خودویرانگرانه‌ای نهفته است که ناخوآگاه، فرد را به سوی موقعیتهایی می‌کشاند تا درد بکشد، رنج ببرد یا آسیب ببیند.
از افراد بیمار روحی یا مبتلایان به بیماریهای روانی صحبت نمیکنیم . انسانهای بالغ ؛ هوشیار وبه ظاهر معمولی را می‌گوییم که در بسیاری زمینه‌ها استعدادهایی هم از خود نشان می‌دهند، اجتماعی هستندو روابط موفقی دارند ودرکل تصویر یک فرد شکست خورده دائمی را منعکس نمی‌کنند .

ولی بارها در لحظات حساسی اعمالی از آنها سر زده که نتیجه‌‌ای نامطلوب برایشان داشته است . آنها در معامله‌ای ضرر کرده‌‌اند ، رابطه‌ای را خراب کرده‌اند و موقعیت مناسبی را از بین برده‌‌‌اند و در تمام این لحظات بخش خود ویرانگر وجودشان را ارضا می‌کرده‌اند.
بخشی که به دنبال موقعیتی است تا به دلایلی که فقط برای ضمیر ناخودآگاه فرد معتبر است او را تنبیه کند.

این بخش فرد را گناهکار می‌داند ، چه گناهی؟ چندان مهم نیست ولی به خاطرش فرد باید مجازات شود
این با منطق خودآگاه فرد تناقض دارد ولی بخش خود ویرانگر ضمیر ناخودآگاه منطقی نیست و تا زمانی که فعال است به رفتار مخربش ادامه می‌دهد . بسیاری از قربانیان تصادفات رانندگی نه به خاطر عدم مهارت رانندگی‌شان بلکه به خاطر مهارت نیروی خودویرانگر درونشان آسیب دیده‌اند.

بازارهای مالی فرصتهای بی‌شماری برای ضربه زدن به فرد در اخیار این بخش ذهن قرار می‌دهد و معامله‌گرانی که در ذهنشان به هماهنگی و صلحی درونی نرسیده باشند و با انبوهی تناقضات روحی وارد بازار شوند هزینه گزافی برای برخورد بین اهداف منطقی‌شان و ذهن خودویرانگرشان خواهند پرداخت.
 
تقابل واقعیت با رویا
 
اگر دوستی که کمی کشاورزی می‌داند به شما بگوید که زمینی نیم هکتاری خریده و قصد دارد زندگی‌اش را با محصولی که روی آن زمین به عمل می‌آورد بگذراند احتمالا اولین تصویری که به ذهنتان می‌اید تصویر مردی است که از گرسنگی دنده‌هایش از پوست بیرون زده است .

حال با دیدن دوست دیگری که می‌خواهد با معامله روی حساب 6000 دلاری‌‌اش زندگی کند چه فکر خواهید کرد؟

گویا بازار تنها زمینی است که حتی قطه کوچکی از آن هم می‌تواند مقدار زیادی محصول تولید کند البته از جنس رویا.

جالب این‌جا است که رویاهای افراد تازه‌کار به قدری گران هستند که معامله‌گران بزرگ هم به سختی از پسش بر می‌ایند!

بازار محل تقابل انبوه رویاهای توده‌های انسانی با واقعیت است . رفتار انسانها وقتی در جمع هستند و توده‌ای را می‌سازند بسیار غریزی‌تر ؛ساده‌تر و بدوی‌تر از رفتار پیجیده تک تک آنهاست و بازار آوردگاه این رفتار غریز ی و خشن جمعی با رویاهای و خیالبافی‌های فردی است.فکر می‌کنید کدام قوی‌تر است؟

در دوره روانپزشکی‌ام متوجه این شدم که اکثر افراد که در یک فرهنگ رشد کرده‌اند خیالبافی های مشترکی دارند ترسها و فانتز‌‌ی‌های مشترک .


تریدر موفق باید فانتزیهایش را بشناسد و به‌تمامی به دور بریزد.
 
 
 کیش شخصیت

زمانی که با مردم در باره ترید کردن به عنوان حرفه حرف میزنیم با شور و افتخار از آزادی‌ای می‌گویند که در این کار هست؛ از این که مستقل هستند و هیچ آقابالاسری ندارند که به آنها بگوید چه‌کار بکنند و چه‌کار نکنند.

اما همین آدم‌ها زیر فشار بازار به مرحله‌ای می‌رسند که در‌به‌در به دنبال کسی می‌گردند که دقیقا به آنها بگوید چه‌کار بکنند و چه‌کار نکنند!

زمان کودکی‌ام در شوروی، استالین را به عنوان رهبر می‌شناختیم ؛ البته بعدها فهمیدیم که چه هیولای وحشتناکی بوده ولی با این حال مردم زیادی او را دوست داشتند؛ چون او رهبر آنها بود و وقتی کسی رهبری دارد دیگر نیازی به فکر کردن ندارد. استالین به جای آنها فکر می‌کند. خوب؛ عالی است!

از وقتی به آمریکا آمدم متوجه شدم در این جا هم استالین‌های کوچک زیادی وجود دارد .در همه زمینه‌ها: هنر، اقتصاد
ورزش و .... ولی وقتی کار در بازار را شروع کردم از دیدن این‌همه آدم که در مارکت هم به دنبال یک استالین کوچک می‌گردند شگفت‌زده شدم .


این هم از رویاهای مشترک همه ما است که کس دیگری مارا ثروتمند کند . بعدا به آن خواهم پرداخت.
 
 اسطوره‌های بازار

بازار سهام آمریکا دوره های چهار ساله‌ای را برای مدتی طولانی تجربه کرده است .و تقریبا در هر کدام از این دوره‌ها هم یک اسطوره در بازار ظهور کرده است . کسی که تا قبل از آن یک تحلیل‌گر با نتایج متوسط بوده در موقعیتی قرار می گیرد که ابازار با تحلیل‌هایش همسو شده است .چیز عجیبی نیست حتی یک ساعت خراب هم در شبانه روز دوبار وقت را درست نشان می‌دهد!

سیل هواداران به طرف اسطوره جدید سرازیر می‌شود و سیل پول حاصل از فروش تحلیل و خبرنامه و کتاب به جیب جناب اسطوره .
نابغه عزیز محبوب فلبهای تریدرهای مشترک تحلیلش می‌شود و در مجله‌ها و روزنامه‌های اقتصادی هم حضور پیدا می‌کند.
تا زمانی که بازار با تحلیلها همراه است اوضاع خوب است ولی رفتار بازار عوض می‌شود نتایج منفی می‌شوند .
اسطوره از بالای قله افتخار سقوط می‌کند. شهرت ناپدید می‌شود و نفرت تریدرها از او جایش را پر می‌کند.

البته اسطوره‌های مرده که جای خود را دارند!

نوابعی که مدتهاست رفته‌اند و جایشان در مارکت خالی است ولی با تلاش کسانی که کتاب‌هایشان را میفروشند ،به نام آنها نرم‌افزار می‌سازند و البته می‌فروشند. سمینار روشهای آنها را برگزار میکنند و ... نامشان هنوز سر زبان تریدر‌ها است.

داستانهای زیادی هم از هوش و نبوغ و موفقیت آنها گفته می‌شود .شاید افسانه هایی از ثروت Gann شنیده باشد
می‌گفتند 50 میلیون دلار ارث به جا گذاشته است .

با پسر گن مصاحبه‌ای داشتم . او که به عنوان تحلیل‌گر بانکی در بوستون مشغول به کار است گفت که پدر افسانه‌ای‌اش نمی‌توانست مخارج خانواده را از معاملاتش تامین کند و در آمد اصلی‌اش از نوشتن و فروش دوره‌های آموزشی بوده است. کل مایملک گن در هنگام مرگ در 1950 خدود 100 هزار دلار ارزش داشت.
 
تریدر ها به دنبال کسانی هستند که از آنها پیروی کنند و اسطوره‌ها در جواب این نیاز به‌وجود می‌آیند.

تمایل عموم به این است که کسی باشد که مثل مادر از آنها مراقبت کند . آنها را در جایی گرم ونرم بخواباند و سینه پر شیر در دهانشان بگذارد .
ما در رویا می‌بینیم که با خیال راحت دراز کشیده‌ایم و سود ،چون شیر به سمت ما سرازیر میشود.

اسطوره ها در مقابل پول و شهرت این کار را می‌کنند اما در باره سودتان حرفی نزنید!

مطمئن باشید کسی شما را ثروتمند نخواهد کرد.
این کاری است که خودتان باید بکنید.
 
 بازی خشن
 
در هر زمینه اجتماعی رفتار دیگران با شما با اندکی ملایمت آمیخته است و در حالت معمول کسی نمیخواهد به شما آسب برساند قدری از آن به ذات انسانی افراد بر می گردد و قسمتی از آن تاثیر تربیت و قوانین جامعه است .

اگر شما در کنا ر خیابان در ماشین را به ناگهان باز کنید ؛ ماشینهای پشت سر شما سعی می‌کند راهشان را کج کنند تا به شما و البته خودشان آسیبی نرسد .

در مارکت رفتار افراد خلاف رفتار طبیعی آنه در جامعه است. هر تریدری سعی می‌کند به دیگران ضربه بزند و هر تریدری از دیگران ضربه می‌خورد .
مارکت وحشیانه‌ترین میدان جنگ انسانها است.

اگر در بالاترین قیمت روز خرید کنید انگار کنار خیابان در ماشینتان را باز کرده‌اید.
دستور خرید شما که صادر شود همه می‌خواهند به شما بفروشند چون ضرر شما سود آنها است.
مطمئن باشد کسی ماشینش را به خاطر ماشین شما کنار نخواهد کشید .
چنان خود را به شما خواهند کوباند که دست شما نیز همراه در باز ماشینتان کنده شود.
اینجا بازار است.
 
 
مهار خود ویرانگری
 
بسیاری مردمان در شصت سالگی همان حماقتهایی را می‌کنند که در بیست سالگی می کردند .
افرادی، ضعف‌ها‌ی‌شان را پنهان می‌کنند و سعی می‌کنند در جنبه‌های دیگر زندگی پیشرفت کنند.
بسیار کم هستند کسانی که واقعا رشد می‌کنند.

شما باید قبول کنید که خودویرانگری در درون شماست .دست از ملامت این وآن بر دارید و مسئولیت اعمال خودتان را بپذیرید.

شروع به ثبت روزانه معاملاتتان بکنید. دلایل دقیق ورود و خروج را بنویسد و در پی یافت الگوهای تکرار شونده موفقیت یا شکست باشید.
اگر از گذشته چیزی نیاموزید محکوم به تکرار آن می‌شوید
 
الکلی ها
 
به خاطر روانپزشک بودنم با بیماران الکلی زیادی تماس داشتم که مایل به ترک این اعتیاد بودند
با انجمن الکلی های گمنام آشناشدم و در جلسه آنها بود که فهمیدم وضع یک تریدر بازنده با یک الکلی بسیار شبیه است. فقط الکل یمی‌خواهد از شر الکل راحت شود و تریدر از شر زیانهایش.

روش درمان انها "12 گام رهایی" است. روش موثری که در ترک سایر عادات ناپسند نیز به کار برده می‌شود.
 
گام اول انکار
 
کسانی که به صورت معمولی مشروب می‌خورند از آن لذت می‌برند و به انداره می‌نوشند. آنها بر مصرف خود کنترل دارند ولی یک الکلی وقتی شروع به نوشیدن کند تا سیاه مست نشود دست از بطری بر نمی‌دارد و تازه آن موقع است که
به‌‌یاد می‌آورد قرار بود دیگر زیاده‌روی نکند.

او هم معتقد است که باید مصرفش را قطع کند ولی به این‌که نمی‌تواند این کار را بکند اشراف ندارد.
فرد الکلی انکار می‌کند که کنترلی روی الکل ندارد. بیشترشان خیال می‌کنند که میتوانند کمتر بنوشند در حالی که الکل زندگی‌شان را نابود کرده است.

شباهت تریدری که سرمایه‌اش را در معرض ضررهای پیاپی قرار داده با یک الکلی در تعویض مداوم روشهای برخورد با یک مساله است تریدر استراتژی‌هایش را عوض می‌کند تا ضرر را کنتل کند الکلی از مشروب سنگین به مشروبهای سبک تر پناه میبرد تا الکل را کنترل کند.

مشابه الکلیه تریدر زیانده انکار می‌کند که کنترلی روی مارکت ندارد.
 
 
 
قعر فلاکت
 
فرایند بهبودی یک الکلی تنها زمانی شروع می‌شود که او بپذیرد که معتاد به الکل است.

او باید قبول کند که این الکل است که زندگی او را کنترل می‌کرده و نه‌چیز دیگر. معمولا معتادان به الکل این حقیقت دردناک را قبول نمی‌کنند مگر به قعر فلاکت افتاده باشند.

قعر فلاکت ( در نسخ ماضی حضیض ذلت ثبت شده است. م) برای بعضی زمانی است که بر اثر اعتیاد بیماری خطرناکی گرفته باشند،از کار اخراج شده باشند یا خانواده‌شان را از دست داده باشند.

فقط در این وضع است که معتاد پی به موقعیت خودش می‌برد .
درد این فلاکت چنان توانی دارد که سد انکار را فرو بریزد.

فرد در مقابل انتخاب ساده‌ای قرار می‌گیرد : بمیر یا زندگی‌ات را عوض کن!
 
 
بازمانده
 
وقتی یک تریدر سود می‌کند احساس قدرت می‌کند . مارکت مستش می‌کند .
می‌خواهد دوباره این حس را تجربه کند معاملاتی پی‌درپی میکند و .. سود قبلی را هم از دست می‌دهد.

بیشتر افراد تاب تحمل چندین ضرر جدی را ندارند. بسیاری در برخود با این واقعه از بازار خداحافظی می‌کنند .

آنهایی که افتادن به حضیض ذلت را تحمل می‌کنند و باقی می‌مانند می‌فهمند که روش معامله آنها اشتباه نبوده بلکه
نگاه آنها به بازار اشتباه اصلی‌شان بوده است.

نجات یافتگان این شانس را دارند که تغییر کنند و معامله‌گران موفقی شوند.
 
 
12 گام بهبودی -گام اول
 
فرد وابسته به الکلی که می‌خواهد سلامتش را باز یابد مسیری 12 مرحله‌ای را شروع کرده است.

او باید نگاهش را تغییر دهد . نگاه به خودش و هرآنچه به او مربوط می‌شود.

اولین مرحله بهبود ، سخت‌ترین مرحله است.

در اولین قدم او باید بپذیرد که سررشته زندگی‌اش از دستش خارج شده؛ باید قبول کند که الکل از او قوی‌تر است .

بیشتر الکلی‌ها نمی‌توانند این مرحله را بگذرانند . برمی‌گردند و باقی‌مانده زندگی خود را نابود می‌کنند.
اگر آنها واقعن قبول کنند که الکل از آنها قویتر است در آن صورت هرگز جرات نخواهند کرد لب به مشروب بزنند؛ و این همان است که بسیاری نمی‌خواهند.

آنها نمی‌توانند لذت نوشیدن را برای تمام عمر کنار بگذارند. پس برنامه بهبودی را به بهای زندگی‌شان ترک می‌کنند.

تنها رنج عظیم فروغلطیدن به قعر فلاکت است که می‌تواند آنها را از این مرحله بگذراند.
 
 
این بار ،امروز 
 
" این بار ،امروز" شعار انجمنهای بهبودی است که الهام بخش افراد زیادی برای ترک شده است .

فرد الکلی از خودش می‌خواهد که امروز لب به مشروب نزند . او به خودش میگوید که شب مست به بستر نخواهد رفت.

این شعار اثر می‌کند .روزها تبدیل به هفته‌ها، ماهها و سالها می‌شوند و او آزاد شده است.

جلسات گروهی انجمن کمک موثری برای پاک نگاه داشتن اعضا است.
جلسات جالبی هستند .رایگان تشکیل می‌شوند و اعضا دور هم می‌نشینند و داوطلبانه از وضعیت خودشان حرف می‌زنند.
از مشکلاتشان با الکل می‌گویند و تجربیات‌شان را با هم قسمت می‌کنند .

کافی است بنشینید و با دقت گوش کنید . فقط به جای کلمه الکل در ذهنتان ضرر را جایگزین کنید.

شما در یک سمینار تریدینگ هستید!
 
بازنده های گمنام
 
شباهت بین بازنده‌ها و الکلی ها حیرت‌آور است .الکلی روی الکل کنترل ندارد و بازنده روی ضررهایش.

هردو گروه رفتار مشابهی دارند پس می‌توانیم رفتار بازنده‌ها را با توجه به رفتار الکلی‌ها پیش‌بینی کنیم.
‌ِِ
الکلی‌ها درمان می‌شوند بازنده‌ها هم همین‌طور .

فقط باید روش درمان انجمن " بازنده گمنام " را پیگیری کنند.
 
 
 
معامله افراطی
 
تریدر موفق با ضررهایش چنان برخورد میکند که شادخواری با الکل . کمی می‌نوشد و تمام.

اگر تعدادی ضرر پی‌در‌پی داشته باشد متوجه می‌شود نقصی درسیستم وجود دارد.به‌طور کامل معامله را متوقف می‌کند و تمام جوانب کار از تحلیل و استراتژی و ... را از نو ارزیابی می‌کند.

بازنده توانایی متوقف کردن بازی و خروج از معامله را ندارد .او به هیجان بازی معتاد شده است.
هیجانی که یکی از مشاوران سرمایه‌گذاری آن برابر پرواز با جت می‌داند

همانطور که یک الکلی از شادخواری به اعتیاد رسیده بازنده نیز با افزودن بر ریسک معاملاتش مرز بین ترید و قمار را به سرعت طی می‌کند .هر چند شاید اصلا از وجود چنین مرزی خبر نداشت.

بازنده همانقدر در معامله افراط میکند که الکلی در نوشیدن.

حساب بازنده خالی و خالی‌تر می‌شود، با این‌حال او ضررهایش را از خودش و دیگران پنهان می‌کند.
معاملاتش را در دفتر روزانه ثبت نمی‌کند،ضررها را به دلایل واهی از حسابش کنار میگذارد

او دقیقا همان رفتاری را نشان میدهد که الکلی‌ها با شیشه‌های خالی مشروبشان میکنند.
آنها را نادیده می‌گیرد.
 
 
از اعماق
 
سقوط به قعر فلاکت واقعا دردناک است.

این زمانی است که پولی را می‌بازید که به آن نیاز داشته‌اید.
وقتی پس‌اندازتان را از دست داده‌اید.
زمانی که مجبور هستید از دوستانی که در مقابل‌شان بارها هوش و نبوغ خودتان را ستوده‌اید پول قرض کنید.

وقتی که بازار با صدای بلند سرتان فریاد می‌کشد : احمق!


رویای مشترک مردم این است که نجات‌دهنده‌ای در کار است : یک سیستم جدید، توصیه‌های یک استاد یا یک معجزه.
درآمد بیشتر مشاوران مالی، طراحان سیستم، دوره‌های آموزشی و پیش‌گویان بازار را همین رویا تامین می‌کند.

درد ناشی از سقوط است که این رویای زیان‌بار را از سرتان می‌پراند.

شدت ضربه سقوط به اعتماد‌به‌نفس دردناک است. هر‌چه موفق‌تر و باهوش‌تر باشیم درد بیشتری احساس می‌کنیم.

ممکن است در ابتدا این‌که سقوط کرده‌ایم را از خودمان مخفی کنیم ولی جای شرمساری نیست : بیشتر تریدر‌ها گذارشان به اینجا افتاده است .

آمار میگوید 90 درصد افزادی که اکنون در بازار هستند ؛ سال دیگر حضور ندارند.
آنها سقوط کرده‌اند و خارج شده‌اند.سعی می‌کنند کابوس بازار را فراموش کنند.

بعضی پس از مدتی بر‌می‌گردند. این بار با ترس از بازار به آن پا می‌گذارند.
ترس ضررهایشان را بیشتر هم خواهد کرد.

فقط معدودی می‌فهمند که باید عوض شوند و رشد کنند.
درد باعث شده این عده از مدار بسته احساسی معامله کردن و باختن خارج شوند.

فقط هنگامی که درک کنیم مشکلی در درون ماست که باعث باختمان می‌شود می‌توانیم شروع به فکر کردن مثل یک برنده بکنیم.
 
 
 
 
گام اول
 
در جلسات انجمن "الکلی گمنام" افراد می‌ایستند و خود را این‌طور معرفی می‌کنند
" الکس هستم ،الکلی و سه روز پاک"

کسانی درمان خواهند شد که قبول کنند در برابر الکل ناتوان هستند. آنها با شعار " این‌بار ، امروز" از الکل دور می‌شوند.
بازنده‌ها هم همین راه را باید طی کنند.
تنها روش برای بازنده نبودن این است که دیگر زیان ندهند.

خودتان را مجبور کنید که دیگر معامله زیان‌بار نداشته باشد.


حتما می‌گویید غیر ممکن است . بله ضررها از بین نمی‌روند بلکه منطقی می‌شوند.
باید مثل یک تاجر ریسک کنیم .
تاجری که دو جعبه محصول جدید می‌خرد ریسک کرده چون ممکن است این کالا به فروش نرود . این ریسک منطقی تجارت است . ولی اگر 2 کامیون از آن کالا را بخرد دیگر یک تاجر نیست، او قمار کرده است.

باید مرز میان ضرر منطقی و زیان‌بار را معلوم کنید .
باید ریسک تجاری را پذیرفت ولی هیچ‌گاه از حد معینی فراتر نرفت.
این میزان بستگی به اندازه حساب شما، روش معامله‌ و قدرت تحملتان دارد.

هرگز بیش از 2 درصد کل موجودی‌تان ریسک نکنید. حتی اگر به قیمت از دست دادن چندین معامله باشد.
کارنامه دقیقی از جزئیات معاملات‌تان داشته باشید . نداشتن آن از نشانه‌های بازنده‌ها و قماربازها است.
ضررهای شما در این محدوده 2 درصد قابل‌قبول و طبیعی است.
اما اگر یک دلار خارج از 2 درصد سرمایه ضرر کنید هنوز یک بازنده هستید.
 
 
 
من یک بازنده هستم.
 
اگر یک الکلی در حال ترک؛لحظه‌ای فراموش کند که الکلی است و هیچ کنترلی روی الکل ندارد جام اول را خواهد نوشیدو بعدی و بعدی و ...
دوباره بد مستی شروع می‌شود.

فکر می‌کنید چرا نام این انجمن‌ها "الکلی‌های گمنام" است نه " باده‌نوشان گمنام" یا " می‌گساران گمنام" ؟
واضح است .
واژه الکلی واقعیت تلخ را به‌روشنی نشان می‌دهد و تکرار می‌کند.

یک بازنده هم اگر لحظه‌ای فرامش کند که بر بازار کنترلی ندارد ؛روند باخت‌هایش دوباره شروع می‌شود.
باید قبول کند در انجمن " بازنده‌های گمنام" است نه "تریدرهای گمنام" و این را تکرارکند.
این لقب ناخوش‌ایند مانع میشود نیروی خودویرانگر درونمان را فراموش کنیم و به او فرصتی برای آسیب‌رسانی بدهیم.

من هر روز صبح قبل از شروع کار با صدای بلند می‌گویم:
" من الکس هستم . من یک بازنده هستم که می‌توانم حسابم را از بین ببرم"
 
 
 
ممکن است فکر کنید این یک فکر و تلقین منفی است و تکرار آن مضر است ( من اینگونه فکر می‌کنم. امیر)

ولی من اگر امروز هزاران دلار هم سود کنم فردا باز هم قبل از کارم خواهم گفت که من یک بازنده هستم .

اگر تکرار کنید که بازار را در دست دارید تنها چیزی که کسب می‌کنید استرس ناشی از این توقع است.

روش درمان اعتیاد به الکل و ضرر با تاکید بر اینکه شما الکلی و بازنده هستید به شما آرامشی می‌دهد که برای رهای از

اعتیاد و ضرر بیش ار هر‌چیز به‌آن نیاز دارید .
 
 
 
برنده‌ها و بازنده‌ها
 
وقتی وارد بازار می‌شویم انبانی از تجارب زندگی‌مان را هم با خود به بازار می‌اوریم تجاربی از روابط و مشاغل گذشته‌مان.

به سرعت متوجه می‌شوید که اگر بر پایه این تجارب عمل کنید خواهید باخت.

در مارکت برد ما وابسته است به افکار و احساسات ما.
بستگی دارد که چطور به پیروزی، ریسک، ترس و طمع نگاه کنیم.
مهمترین چیز آن است که از منطق به جای احساسات استفاده کنیم.


شادی،غم و هیجان را برای بیرون بازار بگذارید.

اگر سود و زیان ما را شاد یا ناراحت یا هیجان‌زده می‌کند بازنده هستیم .
 
 باید خونسرد و مسئولیت‌پذیر باشیم.
 
 
احساسات شما فقط بر خود شما اثر می‌گذارد.

بازار نه شما را می‌بیند نه احساسات شما را.
 
 
احساسات
 
هیچ دریانوردی فکر نمی‌کند که روی دریا تاثیری می‌تواند بگذارد . او دانش دریا نوردی را می‌آموزد تا بداند کی لنگر بکشد و کی در ساحل بماند و چگونه مسیرش را در دل موج‌ها پیدا کند .

تنها کسی که‌ فکر می‌کند می‌تواند بر همه چیز فرمان براند از دریا انتظار فرما‌ن‌برداری دارد:
خشایارشاه ،شاه ایران دستور داد دریا را تازیانه بزنند چون کشتی‌هایش را غرق کرده بود.

ما نیز نه به اندازه شاه ولی نه‌چندان کمتر می‌خواهیم همه چیز را کنترل کنیم .بشر ذاتا این‌گونه است .
تمایل به غلبه بر محیط برای انسان اولیه شکارچی لازم و حیاتی بود .
ما هنوز همان غریزه را داریم ولی شکل بروز آن متمدنانه‌تر شده است: از ‌آدمخواری به برده‌داری رسید و امروزه به صورت میل به کنترلی که از طرف والدین به فرزندان، معلمین به شاگردان و زوج‌ها نسبت به هم اعمال می‌کنند دیده می‌شود.

طبیعی است که بخواهیم بر طرف مقابلمان اثرگذار باشیم و او را کنترل کنیم ولی اگر طرف مقابل شما بازار باشد کاری از شما ساخته نیست.

سخت است بپذیریم بازار مستقل از ماست ولی تنها راه موفقیت همین است.
 
 
قوانین من
 
هر تریدری موانع منحصر‌به فردی در راه موقیت دارد . اینها قوانینی است که من را از یک تریدر مبتدی به یک حرفه‌ای موفق تبدیل کرده است . شما هم می‌توانید آنها را بنا به شخصیت و خصوصیات خودتان تغییر دهید و اجرا کنید.

1- تصمیم بگیرید دورانی طولانی را در بازار سپری کنید. یعنی می‌خواهید 20 سال آینده را تریدر باشید.

2- هرچه می‌توانید یاد بگیرید.
از تجربه دیگران استفاده کنید . نظرات با تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌تر‌ها را بخوانید ولی همیشه با شکی معقول و دیدی انتقادی آنها را برای خود تحلیل کنید. صرفا به گفته‌های دیگران اکتفا نکنید
.

3- برای معامله کردن عجله نداشته باشید
وقت خود را برای يادگیری بگذارید . بازار در ماهها و سالهای بعد هم فرصت‌های سودده زیادی برای شما دارد.


4- روشی برای تحلیل بازار به‌دست بیاورید روشی که بگوید اگر A پیش آمد آنگاه ممکن است B پیش‌آمد کند.
بازار ابعاد متفاوتی دارد از چند نوع روش تحلیلی گوناگون برای تائید معاملات خود استفاده کنید.
روشها را با نتایج گذشته بسنجید و بعد در بازار واقعی به کار برید.
شما باید برای هر حالت بازار ابزار مناسب تحلیل داشته باشید.


5- یک برنامه مدیریت سرمایه برای خود داشته باشید .
هدف اول شما باید بقای دراز مدت در بازار باشد.
هدف دوم باید به افزایش تدریجی سرمایه شما بپردازد
و هدف سوم باید کسب سودهای بزرگ باشد.

اغلب بازنده‌ها تنها هدف سوم را در ذهن دارند . آنها اصلا نمی‌دانند اهداف اول و دوم چه هستند!

6- ضعیف‌ترین بخش هر روش معاملاتی خود تریدر است.
به جلسات معتادان گمنام بروید و از روش آنها برای ترک ضررهایتان استفاده کنید.
بهتر است خودتان روشی بیابید که جلوی ترید احساس در شما را بگیرد.

7- افکار،احساسات و اعمال برنده‌ها به‌کلی با بازنده‌ها متفاوت است.
شما باید با دقت خودتان را بشناسید .تمام توهمات و روشهای نادرست فعلی خود در فکر کردن ،احساس کردن و عمل کردن را دور بریزید.

تغییر کردن آسان نیست ولی اگر می‌خواهید به عنوان یک ترید موفق زندگی کنید باید زندگی‌تان را عوض کنید.
 
 
 
 
 
فصل دوم : روانشناسی جمعی
 
 
قیمت چیست؟

هر کس تعریفی می‌کند .در واقع قیمت ربط چندانی به ارزش واقعی مورد معامله ندارد.

قیمت محلی است که دو ذهن متفاوت با هم برای لحظه‌ای به توافق می‌رسند.

فروشندگان می‌پذیرند که بهای بیشتری نخواهند گرفت و خریداران می‌پذیرند که کمتر از این نمی‌توانند بپردازند هردو طرف

بر سر عددی به توافق میرسند که نمودارهای قیمت را می‌سازد.

محل تلاقی دو ذهن جایی در حوزه اقتصاد نیست .

قیمت در قلمرو روانشناسی رقم می‌خورد؛روانشناسی جمعی تمامی فعالین بازار.
 
 
 
 
 
 
توده‌ها ، نه اشخاص
 
 
به یاد داشته باشد در بازار با اشخاص طرف نیستید بلکه این توده‌ها هستند که رفتار بازار را شکل می‌دهند.

در درون ما تمایلی وجود دارد که به شدت می‌خواهد ما هم مثل دیگران رفتار کنیم .

ساده‌ترین توجیهی که افراد برای اعمال غیر‌منطقی خودشان می‌آورند این است که " من هم می‌خواستم مثل بقیه ... "
در بازار این توجیه حساب شما را بر نمی‌گرداند.
این تمایل غریزی جلوی تفکر منطقی شما را می‌گیرد.

مستقل بمانید



تریدر موفق باید آنقدر قوی باشد که به تنهایی بازار را تحلیل کند و تصمیمات معاملاتی خودش را بگیرد.

توده‌ها ممکن است احمق باشند ولی مسلما از شما قدرت بیشتری دارند. آنها این توانایی را دارند که روند ایجاد کنند.

اگر روندی صعودی است یا خرید کنید یا بیرون بمانید . هرگز در روندی صعودی به خاطر اینکه فکر می‌کنید قیمت به سقف رسیده‌است دستور فروش ندهید.

توده‌ها نباید شما را حرکت دهند ولی شما هم هیچگاه با حرکت آنها مخالفت نکنید.

به قدرت توده‌ها احترام بگذارید ولی از آن نترسید.

آنها قوی هستند ولی غریزی و ابتدایی عمل می‌کنند.
حرکات آنها ساده و تکرارشونده است.

تریدری که مستقل فکر می‌کند می‌تواند پول تود‌ه‌ها را به حساب خودش منتقل کند.
 
 
 
 
 
 
 
توده‌ها چگونه به‌وجود می آیند؟
 
 
 
تمدن ما مدام به ما یاد‌آوری می‌کند که آزادی چقدر مهم و گرانبها است؛ به بچه‌ها یاد می‌دهند مستقل شوند.

اما وقتی این پوسته نازک تمدن را کنار بزنیم در درون ما یک انسان اولیه شکارچی است .
او مطمئن است وقتی همراه گروهی به شکار می‌رود و قوی‌ترین مرد قبیله را به‌عنوان رهبر می‌شناسد هم غذایش تامین می‌شود و هم در امنیت خواهد بود.
این راز بقایی است که ژن‌ها به ماهم ارزانی کرده‌اند .

افراد موفق،باهوش و تحصیل‌کرده هم این غرایز را دارند و جای تعجب نیست که به توده‌ها می‌پیوندند و چنان رفتاری از خودشان نشان می‌دهند که در مواقع تنهایی با هیچ وجه از شخصیت‌شان سازگاری ندارد.

علم جامعه‌شناسی مدت‌هاست رفتار توده‌ها را مطالعه می‌کند . پدیده‌هایی مثل حباب لاله هلندی هم مثالی اقتصادی از رفتار توده‌ها است.

همراه بودن با جمع حس خوبی دارد مثل این است که دست در دست پدرمان راه می‌رویم . اما بازار پدر خوبی نیست.

این دلیل رفتار بی‌تصمیم بازار بعد از پایان روندی قوی است . توده‌ها احساس میکنند پدرشان (=روند) آنها را ترک کرده است پس جرات جلو رفتن ندارند: هیچ خرید و فروشی انجام نمی‌شود


وقتی به عقل‌جمعی بیشتر از خودتان اعتماد می‌کنید استقلال‌ خود را از دست می‌دهید.
با عمل نکردن به قوانین شخصی خودتان و تبعیت از توده‌ها اعتماد‌به نفس شما نیز آسیب می‌بیند.


اگر نتوانید این دو‌ را ترمیم کنید باید با بازار خداحافظی کنید.
 
 
 
ذهن جمعی
 
 
 
رفتار توده‌ها بدوی و عمل‌گرا است.احساسات توده‌ها نیز ساده ولی بسیار قوی است.

توده‌ها فقط احساساتی چون ترس ، هیجان ، حرص، نگرانی و لذت را درک می‌کنند.

احساس آنها دائما عوض و معمولا معکوس می‌شود. آنها به‌سرعت از شادی به ترس و بالعکس نوسان می‌کنند .

مهم نیست در وسط تالار بورس ایستاده باشید یا فقط از پنجره نمودار قیمت کارگزارتان، در خانه ، بازار را نظاره می‌کنید؛
وقتی اجازه دهید دیگران بر روش معاملات شما تاثیر بگذارند در توده جذب شده‌اید و شانس برنده بودن را از دست داده‌اید.

توده‌ها از شما بسیار بزرگتر وقوی‌تر هستند. مهم نیست چه‌قدر باهوش هستید؛ شما از پس توده‌ها برنمی‌آیید.

پس در برابر توده دو راه بیشتر نیست : یا جذب آن می‌شوید یا مستقل عمل می‌کنید.

بسیاری می‌گویند تا معامله زیان‌ده‌ای را می‌بندند؛ مسیر بازار برمی‌گردد.عجیب نیست.
چون شما به فرمان حرص توده‌ای تا این‌جای روند آمده‌اید و بعد که حرص و امید جایش را به‌سرعت به ترس داد خارج شدید.
شما تنها نبودید؛ جمع تود‌ه‌ای، همزمان این دستور را به بازار فرستاد و طبیعتا روند تغییر کرد.

توده‌ها رفتار ساده‌ای دارند پس روش معامله شما نیز می‌تواند بسیار ساده باشد.
فقط به یاد داشته باشید اگر توده‌‌ها خلاف شما حرکت کردند؛ جلوی ضرر را بگیرید و فرار کنید.

ذات انسانی شما در زیر فشار و استرس میل دارد غیرمستقل باشد و کسی به وضوح به او دستور دهد و بگوید چگونه معامله کند.
ورود به معامله واسترس ناشی از آن شما را به سمت جذب شدن درتوده‌ها می‌کشاند.

تنها داشتن یک برنامه و هدف دقیق معاملاتی و مدیریت مالی مدون است که شما را نجات می‌دهد.

باید قبل از معامله تمام اهداف و شرایط را مشخص کنید .


بعد از شروع معامله اجازه ندهید هیچ‌چیز شما را از عمل به قوانین منطقی شخصی‌ای که پیش از معامله برای خود در نظر گرفته‌اید باز دارد.
 
 
 
چه کسی توده‌ها را رهبری می‌کند؟
 
 
اگر تغییرات قیمت روی احساس ما موثر است و با حرکت آن غم؛ شادی نگرانی یا ترس را تجربه می‌کنیم ؛همراه با بقیه توده هستیم و رهبری می‌شویم.

کودکان وقتی ‌می‌ترسند به سراغ والدین‌شان می‌آیند و به آنها می‌گویند از چه می‌ترسند.

معلمین، پزشکان، وکلا و مشاوران سرمایه‌گذاری نیز همین نقش را برای ما در بزرگ‌سالی ایفا می‌کنند.

تریدرها به سرغ اساتید بازار، فروشندگان نمودار و نرم‌افزار و سیگنال می‌روند.

در حقیقت رهبر واقعی توده‌ها قیمت است.

تریدرها هرجا که باشند به بالا و پائین رفتن قیمت چشم ‌دوخته‌اند.
قیمت به آنها می‌گوید :" دنبال من بیا پول این‌جا است!"


خیلی‌ها گمان دارند که مستقل هستند ولی معدودی فهمیده‌اند که با چه اشتیاقی به رهبرشان قیمت، نگاه می‌کنند.

وقتی روند در جهت مورد نظر ماست در ذهن ما سمبل پدری مهربان و بخشنده است و وقتی در جهت خلاف ما حرکت می‌کند پدری بد خلق است که ما را تنبیه می‌کند .

کسانی که در اعماق ذهنشان قیمت را با والدین و رهبری آنها جایگزین کرده‌اند در برخورد با والدینی سخت‌گیر و تنبیه

توسط آنها (= روند زیان‌بار) به جای آنکه به صورت منطقی واز روی قوانین ،جلوی ضرر را بگیرند و از معامله خارج شوند

به خاطر حس وفاداری که به والدین‌شان(=قیمت) دارند بازهم به او چشم می‌دوزند، بی‌مهری او را انکار می‌کنند، ناراحت می‌شوند و شروع به التماس کردن می‌کنند.

فقط کافی بود قوانین منطق شخصی‌شان را رعایت می‌کردند.
 
 
 
استقلال
 
 
باید خود را مقید کنید معاملات‌تان را فقط بر اساس برنامه ای از پیش ‌طراحی‌شده انجام دهید در این صورت با هر حرکت قیمت به وسط بازار نخواهید پرید.

باید این قوانین را بنویسید.
قوانینی که بگویند دقیقا در چه شرایطی وارد و کی خارج شوید.



تریدرها زمانی می‌بازند که بدون برنامه وارد بازار شوند یا از قوانین خود منحرف شوند.


تنها راه برد این است که به‌عنوان تریدری مستقل و منطقی با بازار برخورد کنیم.


به واکنش‌های حسی خود در هنگام معامله توجه کنید و آنها را کنار دلایل ورود و خروح به طور منظم یادداشت کنید.


هرگز قوانین را در حین معمله عوض نکنید.
فکر نکنید با تغییر آنها در هنگام معامله دارید آنها را بهینه‌سازی می‌کنید ؛ شما دارید در توده‌های بازار جذب می‌شوید!



در عمل این قوانین مهاری است بر بخش خائنی از وجودتان که می‌خواهد استقلال شما را به بازار تسلیم کند .
 
 
 
 
روانشناسی روند
 
 
مطالعه رفتار یک فرد به تنهایی بسیار پیچیده‌تر و پیش‌بینی اعمال او اغلب ناممکن است؛ ولی رفتار یک جمع به مراتب

بسیار ساده‌تر است و قابل تحلیل و گمانه‌زنی است.

وقتی قصد تحلیل بازار را دارید یک گروه را ارزیابی می‌کنید ؛و بایدجهتی را که در آن حرکت می‌کند و زمان تغییر جهت را تشخیص دهید.

توده‌ها می‌توانند ما را جذب کنند و جلوی تفکر منطقی ما را بگیرند.

مشکل بزرگ بیشتر تحلیل‌گران این است که سعی دارند رفتار توده‌ای را ارزیابی بکنند که خود، از نظر ذهنی عضوی از آن شده‌اند.

اگر روند صعودی مدت زیادی ادامه داشته باشد تحلیل گران زیادی را خواهید دید که به آن می‌پیوندند بدون آنکه به نشانه‌های بازگشت، اعتنایی بکنند.
به همین دلیل است که می‌گویم باید حتما دلایل و قوانین ورود و خروج را به صورت مکتوب نوشته و در دست داشته‌باشید.
باید از قبل تصمیم بگیریم چه نشانه‌هایی را استفاده خواهیم کرد و چگونه قرار است آنها را تفسیر کنیم.

نمودارها و نشانگر ها بازتابی از روانشناسی تودهای را به شما عرضه می‌کنند .

برای تحلیل این داده‌ها دانشی نیاز است که همه می‌شناسیم : تحلیل تکنیکال.

تحلیل تکنیکال در واقع دانش کاربردی روانشناسی اجتماعی است که با ابزرارهای محاسباتی تقویت شده است
 
 
 
جام جم
 
 
تریدرهای زیادی رابطه‌ای شخصی با تغییرات قیمت برقرار می‌کنند.

وقتی سود ‌می‌کنند با افتخار به همه می‌گویند و ضرر هایشان را پنهان می‌کنند.

آنها فکر می‌کنند هدف تحلیل بازار پیش‌گویی قیمت است.

در همه زمینه‌ها افراد مبتدی به دنبال پیش‌بینی هستند در حالی که حرفه‌ای‌ها به سادگی اطلاعات را مدیریت می‌کنند و بر اساس احتمالات منطقی تصمیم می‌گیرند.

وقتی مصدوم تصادفی را به اورژانس می‌آورند همراهانش از پزشک ‌می‌پرسند "زنده می‌ماند؟" یا "کی خوب می‌شود؟"

آنها یک پیش‌بینی می‌خواهند در حالی که پزشک فقط موقعیت بیمار را می‌سنجد و کاری را که یاد‌گرفته است انجام می‌دهد .
ابتدا جلوی مرگ مصدوم به خاطر خون‌ریزی بیشتر را می‌گیرد سپس جلوی عفونی شدن جراحات و بعد ترمیم شکستگی‌هاو ..

تنها کاری که او نمی‌کند پیش‌بینی در باره بیمار است مگر آنکه التماس و درخواست همراهان اورا وادار به اظهار نظری کند که خودش هم می‌داند چندان ارزش عملی ندارد.

اگر قصد دارید از ترید کردن پول درآورید نیازی نیست چیزی را پیش‌بینی کنید.

کافی است داده‌های بازار را باز کنید و تشخیص دهید کدام گروه بر بازار مسلط است. گاوها یا خرس‌ها؟


باید قدرت توده غالب بر بازار را بسنجید و ارزیابی کنید که روند چه شکلی خواهد یافت.

باید مدیریت مالی محتاطانه و دقیق را با هدف بقای بلند مدت و انباشت سرمایه به خود اعمال کنید.

باید به افکارتان توجه کنید و مانع شوید حرص و طمع بر شما مستولی شود.

معامله‌گری که که تمام این موارد رارعایت کند بسیار موفقتر از هر پیش‌گویی خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 17:8  توسط تریدر   |