به منظور موفقيت ميبايد شركت در بازار سهام را بعنوان يك رشته كار جدی و مداوم كه لا اقل در بيست سال آينده شخص به آن مبادرت ميورزد تصور و قبول نمود. و با اين تصور مطالعات عميقی را در باره كسب اطلاعات و مهارتهای لازم بمنظور درست انجام دادن معاملات شروع و ادامه داد. و در واقع بدليل برخی ازملاحظات روانشناسی هدف اصلی سرمايه گذار بجای بهره برداری مالی بايد اين باشد كه در اين رشته استاد گرددو به بهترين وجه ممكن و پيروی از اصول و قواعد صحيح سرمايه گذاری معاملات را انجام دهد و البته هنگاميكه شخص از لحاظ اطلاعات و مهارتهای لازم به درجه استادی نائل گردد جمع آوری مال به تبع حاصل آيد
مهمترين هدف در معاملات سهام حفظ بقاء ميباشد ، بدينمعنی كه ميبايد از خطراتی كه احتمالآ امكان دارد سرمايه را تقليل داده و يا به نا بودی بكشاند اجتناب نمود . هدف بعدی ايجاد يك درآمد معقول و معين كه بطور مستمر و مكرر بتواند منجر به ازدياد سرمايه گردد بوده و آخرين هدف بدست آوردن سودهای بالاتر جهت استفاده و برآوردن آرزوهای مالی ميباشد، ولی كسب معلومات و حفظ بقاء ميبايد در رأس اهداف سرمايه گذا ر قرار گيرد. متأ سفا نه اغلب تازه واردين، بهره برداری ا ز بازار را بمنظور برآوردن رؤياهای مالی خود اشتباها تنها هدف فعاليتهای خود قرار ميدهند.
ملاحظا ت روان شناسی در رابطه با سرمايه گذاری در سهام
در اغلب بازارهای سهام تعداد بازنده گا ن بمراتب بيشتر از تعداد كسانی ميباشد كه بطور مرتب از بازار بهره برداری مينمايند . تفاوت اين دو گروه در اين ميباشد كه گروه موفق بر خوردار از نوعی انضباط فكری هستند ، بدينمعنی كه بخوبی قادرند اعمال و رفتار خود را كنترل نموده و پيوسته خود را با جريان بازار وفق دهند. و اين ملا حظات روانشناسی هيچ رابطه ای با نتايج تحليل تكنيكی و يا بنيادی نداشته و در حقيقت ميتوان ادعا نمود كه موفقيت در معاملات سهام هشتاد در صدبر پايه اصول روانشناسی و فقط بيست در صد بر اساس پيروی از نتايج تحليل های تكنيكی يا بنيادی استوار است و اين در حالی است كه نتايج تحليل های تكنيكی يا بنيادی هميشه درست از آب در نمی آيد زيرا كليه اين تحليل ها بر پايه آنچه در گذشته اتفاق افتاده و به اين اميد كه رفتار سرمايه گذاران در گذشته بهمان منوال در آينده نيز تكرار ميگردد بوده و در زمان حال قبل از آنكه آينده اي پيش آيد احتمالا تغير مييابد و مضافا اينكه هر آن ممكن است اتفاقات جديدی رخ داده و تكرار تاريخ را غير ممكن سازد. در هر صورت آينده بهيچ وجه قابل پيش بيني نيست و آنچه بطور حتم در اختيار شخص باقي ميماند ،كنترل رفتار واعصاب و روان خود ميباشد
مسئله مشتركی كه بين كليه شركت كننده گان در بازار سهام وجود دارد اين حقيقت است كه سالهای اوليه معاملات آنها پيوسته با ترس،دلهره،نگرانی، و شكست همراه بوده است و در بين اين اكثريت نا كام فقط تعداد انگشت شماری پس از سالها تحمل شكست بالاخره موفق شده اند كه در اثر آگاهی به اشتباهات خود ، بر نقاط ضعف روانی خود فائق آمده و بطريقی مستمر و مكرر از بازار بهره مند گردند. بنا بر اين شايسته است توجه فوق العاده بيشتری به مسائل روانشناسی در مقايسه با ساير مسائل آموزشی نمود
پيش بينی تغيرات قيمت نقطه شر وع و بر قراری يك باور و يا اعتقاد ميباشد. وقتی شخصی اتفاقی را پيش بينی مينمايد دچار گمراهی ميگردد
آنچه ما را تشويق به خريد سهامی مينما يد اينستكه فكر ميكنيم كه قيمت بنفع ما تغير پيدا ميكند و چون اينطور تصور مينمائيم خودآگاه و يا نا خودآگاه دنبال عوامل و دلايلی ميگرديم كه اين باور را تا ئيد نموده و در نتيجه بتوانيم در باره اعتقاد خود پا بر جا بمانيم
بهمين ترتيب انگيزه اغلب كسانيكه بعنوان راهنمايان و خبرگان وضع بازار سهام را تجزيه و تحليل مينمايند اينستكه اعتقادات ونظريات
وپيش بينی های خودرا تائيد و تثبيت و تقويت نمايند و بطور كلی يكی از خصوصيات هر انسانی اينستكه فقتط در جسجوی مطالبی باشد كه بتواند باورهای او را تائيد نمايد و در عين حال اگر شواهد ی بر خلا ف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمايان گردد، اين شواهد طبيعتا به نظر نيامده و رد ميگردند ، بدينمعنی كه در ساختمان اعتقاد نفی نيز نهفته است و اين نفی باعث از بين بردن و يا پوشاندن هر نوع احسا س و يا تفكری است كه مخالف با آن اعتقاد با شد
در صورتيكه افراد از هر نوع پيش بينی صرفنظر نموده و توجه خود را معطوف به عملياتی كه ميبايد هنگام تغيرات قيمت در زمان حال انجام دهند بنمايند شا نس موفقيت آنان بمراتب افزايش خوا هد يافت.
بطور كلی روش های تكنيكی و بنيادی هنگامی ميتواند نافع باشد كه سرمايه گذار قبلا راه های كنترل رفتار و اعمال خودرا فراگرفته ، بدان عمل نموده و قبول نمايد كه محيط بازارسهام با ساير محيط های اجتماعی كه شخص به آن خو گرفته كاملا متفا وت ميباشد
به تجربه ثابت شده ، با وجوديكه تحليل گران تكنيكی و بنيادی در كليه بازارهای سهام تا حدودی قادر به پيش بينی وضع سهام در آينده ميباشند ولی غالبا بعلل نا مساعد بودن وضع روحی خود و عدم اطلاع از حقايق روانشناسی در معاملات سهام با شكست روبرو ميگردند و بدين جهت اين افراد بلاجبار بجاي بهره برداری از بازار به مشاغلی نظير مشاوران مالی، تعليم ، و راهنمائی ساير سرمايه گذاران و يا انتشار مقالات پناه ميبرند.
آموختن مستلزم حساسيت بسيار زيادی است. هنگاميكه ذ هن ، انباشته ا ز تصورات مربوط به گذشته است وحال را تحت ا لشعاع قرار ميدهد هيچ حساسيتی وجود ندارد .
كريشنا مورتی
همانطور كه قبلا نيز اشاره گرديده بود ، اكثر سرمايه گذ ار يهای كوتاه مدت در بازار سهام با شكست رو برو ميگردد. دلايل اين شكستها بعلت عدم آگاهی كامل سرمايه گذار در امور مالی و عدم نظم كافی در اداره امور و دانش لازم در مورد خريد و فروش بموقع ميباشد . بطور كلی اغلب سرمايه گذاران بی موقع وارد بازار شده و قيمت نا مناسبی را انتخاب مينمايند و اغلب طولانی تر از آنچه ميبايد در معاملات خود با قي مانده و بموقع خارج نميگرد نند. اغلب در مقابل ترس، آز و طمع و اميد پايداری نكرده و تسليم ميگرد نند. اين كج روی ها همه معلول اوضاع روحی سرمايه گذار در رابطه با بازار سهام ميباشد و جهت علاج ميبايد روشهائی را فرا گرفت تا بتوان بازار سهام را بدون دخالت افكار و احساسات خود و با ا فكاری باز و بيطرفانه و با رهائی از دانستنيها مشا هده و بر رسی و اقدامات لازم را بموقع اعمال نمود.
بدن انسان طبيعتا بمنظور حفاظت خود از صد ما ت دارای سيستم های دفاعی مخصوصی ميبا شد و اين سيستم ها بدن را در مقابل صدمات فيزيكی تا حد ود معينی مصون نگه ميدارند. دستگاه فكری نيز دارای سيستم های دفاعی مخصوصی است كه ميتواند آثار دردناك غم و غصه ، نگرانی ، تشويش ، دلهره ،پشيمانی ، حسادت ، حسرت خوردن و ساير احساسات نا پسند را كه قادر به ايجاد تاثيرات سوئی در روح و روان انسان ميباشند بحد اقل برساند تا در نتيجه انسان با حفظ تعادل روحی خود بتواند قبل از آنكه به امراض روحی دچار گردد از ناراحتی های روانی نجات يا بد بعبارت ديگر بمنظور فرار از ناراحتی های روحی سيستم دفاعی فكری بطور نا خود آگاه سعی در تحريف و يا پنهان نمودن حقايق و يا حتی ايجاد خيالات باطل می نمايد تا از شدت ناراحتي های روانی كاسته و شخص به امراض مختلف روحی دچار نگردد. بديهی است كه اين نوع دفاعيات كمكهای شايانی به بهداشت روحی شخص در زندگی عادی اجتماعی می نمايد ولی متا سفانه در محيط بازار سهام كه محيطی بمراتب متفاوت از ساير محيط های اجتماعی است اين دفاعيات فكری مانعی بزرگ در راه كسب موفقيت سرمايه گذ ا ر ميباشد بد ينمعنی كه مشاهدات سرمايه گذار كه در هر حال انباشته از تصورات گذ شته و استوار بر پاره ای از اعتقادات درست و يا نا درست ميباشد باز هم بيشتر تيره و تار گرديده و از حقايق وا قعی زمان حال فاصله ميگيرد تا در نتيجه شخص دردهای ناشی از ناراحتی ها ی روانی را كه معمولا هنگام ضرر و زيان عارض ميگردد كمتر احساس نموده ويا نه تنها اين درد ها را احساس ننمايد بلكه حتی اميدوار به پيشرفت اوضاع بنفع خود گردد و در ذ هن خود اينطور تصور نمايد كه بزودی قيمت بسود او تغير خواهد تمود و به اين ترتيب سرمايه گذا ر كه شاهد تنزل قيمت سهام خود ميباشد بجای خروج از معامله و جلوگيری از ضرر بيشتر نا خود آگاه سهام را بحال خود رها ميكند زيرا سيستم دفاعی روانی كه به علل ايجاد ناراحتی های روانی بيگانه و بی توجه است همراه با پاره ای از دستورات اجتماعی و بنيادهای فرهنگی و بمصداق " كه در خور مرگند مردم نوميد " شخص را اميدوار ميسازد كه بزودی وضع مناسبی پيش خواهد آمد و در اين حالات مانند آنكه عقل زائل گرديده و پيروی از احساسات و دستورات ضمير نا خود آگاه جانشين آن شده باشد سرمايه گذا ر تعليماتی چون " هر كجا كه جلوی ضرر را بگيری منفعت است " را بخاطر نمی آورد و اصولا به فكر او اين نظر كه اگر بموقع از بازار خارج گرديده و سرمايه خود را در خريد سهامی كه در حال ارتقا ء قيمت هستند بكار ببرد خطور نمی نمايد. زيرا سيستمهای دفاعی روانی اورا از درك كليه اين فرصتها محروم ميسازند چون نقش آنها فقط در اينستكه نتايج ضرر و زيان را از نَظر سرمايه گذار مخفی نگه دارند تا او ناراحت نشود و در واقع اورا با توسل به اغفال و ايجاد خيالات باطل سر گرم و مشغول نگاه ميدارند. تا آنجا كه ديگر ضرر و زيان ا نقدر زياد شود كه سرمايه گذار بخود آمده و تعجب ميكند كه چگونه گذاشته كه كار بانجا برسد.
در هر حال سرمايه گذار پس از تحمل خساراتی جبران نا پذير از معامله خارج ميگردد ، در حاليكه ميتوانسته با تحمل ضرری نسبتا كمتر بموقع از بازار بيرون رفته و اين ضرر را با شركت در معامله سهامها ئي كه در حال ترقی بودند جبران و ا حيانا مبا لغی هم درمعا ملا ت جديد خود كسب نمايد در اينجا تذ كر اين نكته ضروری است كه سيستم های دفاعی بدن فا قد شعور ميباشند. بدينمعنی كه كو ر كو رانه از دستورات ضمير نا خود آگاه انسان پيروی نموده و طبق يك برنامه مشخص و بدون هيچ دخا لتی در جهتی خاص حركت مينمايند. ضمير نا خود آ گاه نيز خود فا قد شعور ذاتی ميباشد و اعمال فيزيكی بدن از قبيل ضربان قلب ، حركا ت شش ، و ترشح غدد را طبق يك بر نامه معين انجام ميدهد ولی در ساير موارد تابع عادات ، تلقين و اعتقادات ميباشد و خوشبختانه ميتوان دستورات ضمير نا خود آ گاه را كه اغلب رفتار و اعمال ا نسان در نتيجه دخالت آن دستورات است طوری تغير داد كه در معاملات سهام بنفع سرمايه گذار عمل نمايد.
همانطور كه قبلا نيز اشاره گرديده بود، هنگاميكه قيمت بر خلاف انتظار در جهت مخالف خواسته های شما حركت نما يد ميبايد بخاطر داشته باشيد كه ا گر بموقع ا ز بازار خارج گرديد نه تنها ا ز ادامه ضرر جلوگيری خو اهيد كرد بلكه در صورت تغير جهت معا ملات ا حتمالا بجای باختن برند ه خواهيد گرديد. بدينمعنی كه هنگام بروز خطر با توسل به روشهای مناسب نبايد ا جازه دهيد كه قوای دفاعی فكری بترتيبی كه قبلا ذ كر گرديده
ذ هن شما را اغفال و گمراه نمايد و هر لحظه كه زودتر اقدام به خروج از بازار نمائيد با سرمايه بيشتری ميتوانيد مجد دا در جهت مقابل حركت قيمت وارد صحنه گرديد. ولي در صورتيكه تحت تا ثير قوای دفاعی فكری قرار گرفته و دير از بازار خارج گرديد ، سرمايه شما بتدريج و گاهی بفوريت و ناگهانی تقليل می يابد و البته با سرمايه ای كه تحليل رفته نمی توانيد با تعداد سهام كافی كه بتواند جبران ضررهای گذ شته را بنمايد وارد بازار گرديد
بنا بر اين بمحض شروع بكار و ورود به بازار ميبايد نقطه توقف و خروج خود را در صورت بروز خطر پيشا پيش تعين نمائيد . منظور از نقطه توقف قيمتی است كه اگر سهام تا آن حد تنزل پيدا نمود بدون چون و چرا و بلا درنگ و بی شك و ترديد سهام خود را بمبلغ قيمت ارائه شده جاری بازا ر مبا د له نموده و از بازار خارج گرديد و در وا قع جلوی ضرر را هما نجا بگيريد. تعين نقطه توقف و پيروی از دستورات آن مهمترين امری است كه يك سرمايه دار موفق ميبايد قبل و هنگام معامله پيوسته در نظر داشته باشد و در حقيقت موفقيت او در طول مدت بستگی به پيروی ا ز ين امر دارد. سر مايه دار ميبا يد بوسيله تكرار مرتب و مستمر اين عمل در خود دست به ايجاد يك نوع عادت ثا نوی جهت اقدام خود بخود خروج از بازار در صورت بروز خطر بنمايد . ولي از آنجا كه اتفاقات غير قابل پيش بيني هر آن ممكن است در محيط بازار رخ دهد ، امكان دارد كه گاهي بمجرد رسيدن قيمت به نقطه توقف قيمت مجددا بنفع سرما يه گذار برگشت نمايد و در چنين حالتی سرمايه گذار امكان دارد از اينكه از بازار خارج گرديده و عدم نفع داشته است دلسرد و غمگين گردد ولی در هر صورت علی الرغم چنين واقعيتی سرمايه گذا ر ميبايد تغيری در روش خود نداده و در هر صورت هر بار كه قيمت به نقطه توقف رسيد اقدام به مبا د له سهام خود نمايد و با اين عمل هر بار اين عادت پسند يد ه را استحكام بيشتری بخشيده و از اين بابت خشنود گردد
در باره تعين نقطه توقف روشهای گوناگونی وجود دارد كه در فرصتهای بعدی بشرح آنها خوا هيم پرداخت ولی در هر حال نقطه توقف با يد در حدی باشد كه سرمايه گذار از لحاظ روانی و مالی تا آن حد تحمل ضرر را براحتی و آسانی داشته باشد و در غير اينصورت بمحض عبور ضرر و زيان از آن نقطه ، سيستم دفاعی مركز تفكر بمنظور دفاع در مقابل اثرات سوء ناراحتی هاي روانی اقدام به اغفال سرمايه گذار و اميد وار ساختن او به برگشت قيمت بنفع وی نموده و در نتيجه باعث ضرر و زيان ميگردد.
برخلا ف تصورات عموم ، اعمال و رفتار انسان در اغلب موارد بر پايه منطق و دليل و عقل و خرد نبوده بلكه از عا دات و اعتقادات پيروی مينمايد . بنا بر اين بمنظور كسب موفقيت ميبايد اقدام به ايجاد عادات مطلوب و پسنديده نمود تا بتوان زود تر و آسان تر به هدف نزديك گرديد. جهت ا يجاد و استحكام عادات پسنديده و مطلوب نياز به تكرار و استمرار ميباشد و هر قدر عملی بيشتر تكرار گردد آن عمل بتدريج تبد يل به عادت شده و در هر بار تكرار استحكام بيشتری می يابد و پس ا ز آن به مرور عادت مورد نظر تبديل به عادت ثانوی ميگردد ، بدينمعنی كه در اعماق روح و ضمير انسان رخنه كرده و خود بخود انسان را بسوی ترقی و تعالی هدايت می نمايد
بمنظور انجام معاملات موفقيت آميز سهام نيز بجای اتكاء كامل به منطق و دليل و عقل و خرد ميبايد عادت نمود كه تحت هر شرايطی كارهای لازم را در باره خريد ، نگه داری ، و فروش سهام بموقع و خود بخود انجام داد. بخصوص در مواقعی كه در زمانی كوتاه نياز به اخذ تصميماتی فوری و آ نی ميباشد ، اهميت وجود يك عادت ثانوی كه بتواند خود بخود باعث انجام فعاليتهای لازم گردد از اهميت فوق العاده ای برخوردار ميباشد
ارسطو فيلسوف بزرگ يونان ميگويد " ما آنچه آنرا بطور مكرر انجام ميدهيم ميباشيم "، بنا بر اين عالي بودن در امور ، بر تر بودن، بدرجه تعالي ر سيدن ، و بمدارج بالای معنوی و مادی راه يافتن بيش از هر چيز در اثر عادات مطلوب و پسنديده بوجود مي آيد
در محيط معاملات سهام تعين نقطه توقف و خروج بموقع از بازار هنگام رسيدن به آن نقطه از جمله امور پر اهميتی است كه سرمايه گذار ميبايد به انجام آن عادت كرده و در هر موقعيتی اين عادت پسنديده را كه آينده او به آن بستگی كامل دارد استحكام بيشتری بخشد
منابع فكری و عقا يد رايج اجتماعی كه جهت اخذ نتايج سود مند و كسب موفقيت از طفوليت در انسان ايجاد گرديده در محيط معاملات سهام نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد زيرا بر خلاف اغلب محيط های اجتماعی، محيط معاملات سهام دارای خصوصيات و ويژه گی هائی است كه مقابله با آنها مستلزم حد بالای انظباط فردی و اطمينان بخود و اتكاء بنفس ميباشد
در اينجا منظور از اتكاء بنفس غياب ترس و منظور از اطمينان بخود مطمئن بودن به انجام اموری كه در لحظه نياز بدون هيچ شك و ترديدي ميبا يد اعما ل گردد و منظور از انظباط فردی انجام بموقع و بی قيد و شرط كارهائی است كه موافق عقل ولی مخالف طبع و احساسات باشند ميباشد
هر نوع شكی با عث ايجاد ترديد نسبت بخود و عد م اطمينان بنفس و در نتيجه احساس ترس ، نگرانی، دلهره و ندا نم بكاری گرديده و تجارب منفی حاصل از اين حالات فكری با عث ايجاد و يا تقويت اعتقادات وباورهائی در مورد عدم كفايت ، عد م لياقت ، ناتوانی و ضعف در باره خود ميگردد
به تجربه ثابت شده كه جهت موفقيت در معاملات سهام نياز وا فری به تئوريهای اقتصادی ، جزئيات مسائل مربوط به عرضه و تقاضا و يا پيروی از نتايج تجزيه و تحليل نمودارهای نوسانات قيمت نبوده وبأ ستثناء پاره ای از معلومات ابتدائی در باره نحوه انجام معاملات و فرهنگ لغات و شناخت مخاطرات موجود در بازار كسب اطلاعات اضافی لزوم چندانی ندارد
آنچه بيش از هر چيز ديگر اهميت دارد اينستكه انسان ميبايد خود را بخوبی بشناسد و با روح و روان خود در تماس دائم باشد . بد ينمعنی كه بتواند انگيزه ها و احساسات و عوامل هيجانات روحی خود را درك و شناسائی نموده و از باز تاب و عكس العمل روحی خود در مقابل نوسانات قيمت آگاه باشد
خود شناسی در فرهنگ ما ايرانيان جهت شناخت امور مختلف همواره از قديم الايام توصيه و حتی جهت شناخت خداوند پيشنهاد گرديده است
آنكه خود را شناخت خدا را شناخت
در اينجا در رابطه با موضوع مورد بحث خود ميتوانيم اين حقيقت را در مقياسی بمراتب پائين تر بصورت " آنكه خود را شناخت بازار را شناخت " جلوه گر ساازيم .
نيروئی كه باعث حركت قيمت ميگردد در نتيجه تصميمات همگانی شركت كننده گان ايجاد شده و هر فرد نسبت به تعدا د سهام و مبالغ سرمايه گذاری خود در اين حركت سهيم ميباشد . تصميمات هر شخص جهت ايجاد اين قوه محركه بر پايه نيروهای درونی و روانی فرد كه رفتار و اعمال اورا تحت نظر دارند انجام گرفته و بنا بر اين شخص بمنظور شناخت حركات قيمت نخست ميبايد در خود اين نيروها را مورد مطالعه قرار داده و خود را در مقابل توانائيها و نا توانائيهای خود مسؤول و پاسخگو بداند و در اينصورت قادر خواهد بود كه به عوامل رفتار ساير شركت كننده گان نيز پی برده و در واقع پس از شناخت خود به شناخت بازارنيز نائل آمده و از آن بهره برداری نمايد. در صورتيكه شخص نخواهد و يا نتواند قبول مسؤوليت نمايد بدينمعنی است كه او خود را قبول ندارد و بخود مطمئن نيست و بجای اتكاء بنفس تمايل به تبعيت از ديگران دارد و البته چنين شخصی در صدد شناخت خود نبوده بلكه از بررسی احساسات خود اجتناب ميورزد و از قبول مسؤوليت شانه خالی ميكند و در نتيجه نمی تواند واقعيات را درك نموده و بشناخت بازار نائل آمده و از آن بهره برداری نمايد.
از مهمترين اموری كه سرمايه گذاران بمنظور موفقيت در معاملات سهام ميبايد انجام دهند طرح برنامه معا ملا ت خود قبل از شروع معا مله ميباشد. اين طرح از جمله ميبا يد شا مل قيمت سهم هنگام ورود به بازار, مدت نگهداری سهم , نقطه توقف , و قيمت سهم هنگام خروج از بازار باشد
بدينمعنی كه سرمايه گذ ار قبل از انجام معا مله با يد بداند كه بچه قيمتی و در چه شرايطی حاضر به تهيه سهام و ورود به بازار گرديده و در چه مدت سهام مورد نظر خود را نگاه داشته و در صورت تغير قيمت بر عليه او تا چه حد قادر به تحمل ما لی و روانی تغيرات منفی ميباشد وبا لا خره بچه قيمتی حاضر به مبادله سهام بنفع خود خواهد بود. و پس از تكميل طرح برنامه خود را تا پايان معامله بدون هيچ تغيری اجراء نما يد
متا سفانه اغلب سرمايه گذاران هيخ نوع برنامه ای را از قبل برای اجرای معاملات خود در نظر نميگيرند و در وا قع بدون برنامه و فقط تحت تا ثير ا حساسات و يا تبعيت از ديگران وارد بازار گرديده و بهمين منوا ل بازار را معمولا با ضرر ترك مينمايند
از لحاظ روانشناسی دليل مهم اين عدم تمايل در باره طرح برنامه قبل از شروع معاملات اينستكه سرمايه گذار بعلت نداشتناطمينان بخود در اجرای امور مربوطه از قبول هر نوع مسؤوليتی اجتناب ميورزد زيرا در صورت طرح يك برنامه ميبايد خود را مسؤول عواقب و نتايج آن بداند و در صورت نداشتن برنامه ميتواند ديگران و يا مسا ئل ديگر را در مورد ا شتباهات خود مقصر شناخته و خود را از هر گونه درد و رنجی كه معمو لا در اثر بروز ناكاميها و شكست احساس ميگردد نجات بخشد و بدون شك در اين راه همانطور كه قبلا نيز اشاره شده بود سيستم دفاعيات روحی در مورد
اغفال سرمايه گذار با او همراهی و كمك مينمايد
در صورت موفقيت تصادفی در معاملا تی كه بدون برنامه انجام ميگردند سرمايه گذار ميتواند موفقيت خود را مرهون شانس و اقبال خود دانسته و يا آن را مربوط به تحقق يا فتن پاره ای از عقايد خرافاتی خود به پندارد
از معايب نداشتن برنامه اينستكه اگر سرمايه گذا ر در انجام معاملات خود موفق گردد علت موفقيت خودرا كه ميتواند راهنمائي برای فعاليت های آينده او باشد تشخيص نداده و در صورت شكست نيز علت را درك ننموده واز جلوگيری از تكراراشتباهات خود در آينده عاجز می ماند
افكار سرمايه گذار معمولا قبل از شروع معاملات آرام بوده و پس از شروع تا خاتمه معاملات با هيجانات روحی همراه است و باين علت ميبايد كه برنامه ريزی قبل از شروع معاملات و هنگاميكه افكار آرام ميباشند انجام گرفته و در حين معامله و در زمانيكه احساسات بر عقل غلبه مينمايند ميبايد از اجرای هر نوع تغيری در برنامه اجتناب ورزيد زيرا دستورات و فرامينی كه در حين معامله تحت فشارهای روحی و هيجانات روانی صادر ميگردد غالبا بمنظور بهداشت اعصاب و روان و بدون در نظر گرفتن منافع مالی بوده و بنا بر اين اجرای بدون تغير يك برنامه از قبل تدوين شده ميتواند از دخالت عوامل روانی و احساساتی كه سدی در مقابل ازدياد سرمايه محسوب ميگردند جلو گيری نموده و راه را بمنظور توفيق در امور مالی صاف و هموار نمايد و بدين جهت ميبايد در حين انجام معامله خودرا مطيع آنچه از قبل در نظر گرفته شده دانست و بدون هيچ دگر گونی و تغيری از آ ن تبعيت و پيروی نمود
پس از خاتمه معامله ميبايد خلا صه ای از عمليات انجام شده تهيه شده و علل ايجاد سود و يا زيان بر رسی و مورد مطالعه قرار گيرد تا بتواند راه گشائی جهت فعاليتهای آينده سرمايه گذار باشد
بطور كلی تعداد اشتبا هات عمده ای كه باعث ضرر و زيان ميگردند نسبتا محد ود ميباشند و اگر ضوا بط هر معامله نگهداری و مورد مطالعه قرار گيرد سرمايه گذار ميتواند آ ن اشتباهات را شناسائی و بوسيله روش های بخصوصی كه بعدا بشرح آ ن خواهيم پرداخت از تكرار آن بموقع جلوگيری بعمل آ ورد ولی قدم ا ول برای نيل به اين مقصود تهيه شرح انجام هر معامله بر پايه برنامه های از قبل تهيه شده معاملاتی و ضبط و نگهداری و مطالعه و بر رسی آ ن ميباشد
به تجربه ثابت شده كه جمع آوری و مطالعه سوابق معاملاتی ميتواند كمك مؤثری در جهت موفقيت سرمايه گذار بوده و از هر نوع آموزشی سود مند تر باشد.
در نحوه فعاليتهای فكری و روانی در رابطه با حفظ و ثبت مطالب سودمند در ضمير نا خود آگاه به تجربه ثابت شده كه يكی از روشهای مؤثر , تعليم و يا اقدام به آموزش ديگران ميباشد. بدينمعنی كه شخص ميبايد معلومات خود را در طبق اخلاص گذارده واز پخش و نشر آنچه ميداند مضايقه و دريغ نورزد ، زيرا در حين آموزش د يگران ، در اثر تكرا ر ، خود نيز موضوع مورد بحث را بهتر ياد گرفته وبه اعماق مطا لب پي برده و آنرا بيشتر بخاطر سپرده و بتدريج مفهوم مطالب را جزئی از خود ساخته و بموقع مورد استفاده قرار ميدهد
بنا بر اين شايسته است كه يكی از مسائل مربوط به سرمايه گذاری را انتخاب و پس از مطالعات كافی و كسب اطلاعات اضا فی سعی در يا د دهی آن به افراد علاقمند نمود.
بطور كلی رفتار ا نسانها و شخصيت ا فراد بر پايه ويژ ه گیها ئي كه بارث برده ا ند و همراه با خصوصيا تی كه از دوران طفوليت كسب نمو ده ا ند ميبا شد
خصوصيات اكتسابی در نتيجه تا ثيرات محيط ، قوانين اجتماعی و روشهای تعليم و تربيت حا د ث ميگرد ند و اين خصوصيات در حاليكه شخص را در اغلب ا مور اجتماعی بسوی ترقی هدايت مينما يند ممكن است با محيط بازار سهام سازگاری نداشته و با عث شكست و ناكامی گردند. بعنوان مثال ، ا ميد داشتن به بهبود او ضا ع در شرايط عادی زند گی تا حدود زيادی باعث از بين رفتن ناراحتی های رواني ميگردد ولی در محيط بازار در صورت تنزل قيمت ، ا ميد باينكه بالا خره قيمت بنفع سرمايه گذار تغير يابد يكی از مهمترين عوامل شكست و از بين رفتن سرمايه ميباشد و يا احسا س ترس در شرايط عادی ممكن است شخص را از پاره ا ی از خطرهای احتمالی نجات دهد ولی در محيط بازار ترس و دلهره در اكثر موارد موجبات ضرر و زيان را فراهم ميسازد و يا اينكه اشتباه نمودن در روشهای آموزشی كاری نا پسند قلمداد ميگردد در حاليكه در محيط بازار ميبايد اشتباه را بعنوان يك راهنما پذيرفت
بنا بر اين بمنظور موفقيت در بازار سهام سرمايه گذ ار ميبايد با صرف وقت و كوششهای لازم و انتخاب روشهای مناسب در تغير شخصيت خود قدم بر دارد تا بتواند خود را با شرايط متفاوت بازار در مقايسه با شرايط موجود اجتماعی محيط زيست خود وفق داده و به بهره برداری مالی بپردازد.
در سرمايه گذ ا ری مجازی آنچه كه شخص فرا ميگيرد نه تنها نمی تواند باعث راهنمائی در سرمايه گذاری حقيقی قرار گيرد بلكه باعث گمراهی نيز ميگردد. بدينمعنی كه در سرمايه گذ ا ری مجازی دخالت ا حساسات و هيجانات روحی و پديده های روانی از قبيل اميد ، ترس و طمع در حد اقل بوده و عكس العمل سرمايه گذار نسبت به برد و باخت تقريبا با بی تفاوتی همراه ميباشد و در واقع نتايج حاصله از سرمايه گذاری مجازی هيچگونه شباهتی با آنچه در سرمايه گذاری حقيقی احساس ميگردد نمی تواند داشته باشد در سرمايه گذاری حقيقی درجه استقامت شخص در مقابل هيجانات روحی و مقابله با احساساتی نظير ترس و طمع مطرح بوده و در واقع هشتاد در صد شانس موفقيت سرمايه گذار بستگی كامل به شرايط روحی او دارد. سرمايه گذاری مجازی عاری از احساسات بوده و نتايج حاصله از آن نمی تواند ملا ك عمل قرار گيرد،
متاسفانه سرمايه گذاری مجازی بعنوان يك وسيله آموزشی توسط شركتهائی كه تسهيلاتی جهت خريد و فروش سهام ايجاد می نمايند بمنظور جلب مشتری در دسترس سرمايه گذاران تازه كار قرار ميگيرد اين شركتها يا كارگذاران سيستمهائی را شبيه بازيهای كا مپيوتری در اختيار اشخاص قرار داده و آنهارا تشويق به انجام معاملات مجازی می نمايند تا بتدريج بتوانند تازه واردين را به دام انداخته و از معاملات حقيقی آنان كه معمولا با ضرر شركت كننده تمام ميشود كار مزد معاملاتی خود را دريافت كنند.
بنا بر اين بهتر است ا شخاصيكه تجربه كافی در معاملات سهام ندارند از بازی با اين سيستمها اجتناب ورزند چون نه تنها سودی عايد آنان نميگردد بلكه در ا ثر انجام اموريكه با حقيقت فاصله دارد بدان امور عادت كرده و در حين انجام معاملات حقيقی باعث ضرر و زيان خود ميگرد ند.
راننده گان ماهر در حين راننده گی ميتوانند حواس خود را معطوف به مسائل ديگر نموده و در عين حال به پيشرفت خود با رعايت اجرای صحيح فنون راننده گی ادامه داده و حتی به مجرد بروز خطرات احتمالی بلا درنگ و خود بخود عمليات لازم را جهت ا جتناب از تصادم معمول دارند
ا شخاصيكه بزبان های مختلف تسلط كافی دارند قادرند بدون اينكه در صد د بيا د آوردن لغات و جملات مناسب باشند ا فكار خود را برا حتی و خود بخود صريحا و بسرعت بيان نمايند
كسانيكه ماشين نويسی را بخوبی فرا گرفته باشند نيز قادرند بدون نگاه به تكمه های حروف ماشين تحرير به سرعت آنچه را كه در نظر دارند بی غلط وبدون ا شتباه برشته تحرير در آ ورند
نوازند ه گان آلات موسيقی نيز در ا ثر تمرين های زياد قادرند بد ون نگاه به نت های مربوطه آ هنگهای مورد نظر خود را از اول تا پايان خود بخود ا جرا نما يند
گروه اندكي از سرمايه گذ اران با تجربه و معامله گران كهنه كار بازار سهام نيز بهمين منوال قادر هستند كه براحتي در اكثر مواقع عمليات لازم را بموقع و بفوريت ا نجام داده و از بازار بهره برداری نمايند
در كليه موارد بالا چون ا شخاص بمعنی وا قعی ا مور مربوطه را فرا گرفته اند ميتوانند آنچه را كه لازم است خود بخود و بآ سانی و راحتی ، با نظم خاصی انجام دهند
ياد گيری واقعی در رابطه با راننده گی و يا زبانهای خارجی و يا ماشين نويسی و يا راههای موفقيت آميز خريد و فروش سهام هنگامی ا مكان پذير است كه ضمير ناخود آگاه آنچه را كه ا ز لحاظ ياد گيری لازم است پذيرفته و در خود ضبط و حفظ و ثبت نموده و در صورت لزوم بتواند بر آن پايه دستورات لازم را صادر و آنرا ا ز طريق سلسله ا عصاب و بدون دخالت ذهن هوشيار به ا عضاء مربوطه رسانيده و با عث تحرك آن اعضاء و اجرای خود بخود عمليات لازم گردد
در رابطه با شركت در معاملات سهام از آنجا كه پس از فراگيری روشهای مربوطه، عمليات لازم خود بخود وتحت نظم و ترتيب خاصی انجام ميگيرند سرمايه گذار در مقابله با مخاطرات از خود مطمئن گرديده و در نتيجه با ترس و خيالات باطل مواجه نميگردد و در ضمن خود بخود ا ز طمع نيز ا جتناب نموده و در معاملات خود موفق ميگردد
در باره چگونگی دسترسی به ضمير نا خود آگاه و اعمال روشهائی كه بتوان آنرا تحت تا ثير و كنترول و تسلط خود قرار داد در فرصتهای بعدی بحث خواهيم نمود.
I am your constant companion,
I am your greatest helper or your heaviest burden.
I will push you onward or drag you down to failure.
I am at your command.
Half of the tasks that you do you might just as well
Turn over to me and I will do them quickly and correctly.
I am easily managed; you must merely be firm with me.
Show me exactly how you want something done.
After a few lessons, I will do it automatically.
I am the servant of all great people
And the regret of all failures as well.
Those who are great, I have made great.
Those who are failures, I have made failures.
I am not a machine but I will work with all its precision
Plus the intelligence of a person.
Now you may run me for profit or you may run me for ruin.
It makes no difference to me.
Take me, train me, be firm with me and
I will lay the world at your feet.
Be easy with me and I will destroy you.
I am called Habit!
من همنشين هميشگي تو هستم
من بزرگترين ياريگر و يا سنگينترين سربار تو هستم
من تو را به سمت جلو ميبرم و يا تو را به عقب برگردانده و دچار شكست ميكنم.
من تحت فرمان تو هستم
نيمي از كارهايي كه ميخواهي انجام بدي كافي است به من واگذار كني تا به سرعت و درستي آنها را انجام دهم
من به راحتي كنترل ميشوم، فقط بعضي وقتها بايد به من سخت بگيري.
دقيقاْ به من نشون بده كه ميخواهي يك كار چطور انجام بشه.
بعد از كمي آموزش من بطور خودكار اونو انجام ميدهم.
من خدمتكار انسانهاي خوب هستم.
و همچنين مايه پشيماني تمامي ناكامان.
براي افراد خوب خوبي به ارمغان ميآورم و براي ناكامان شكست.
من يك ماشين نيستم ولي با دقت يك ماشين و همچنين هوش يك انسان كار ميكنم.
تو ميتوني من رو هم براي منفعت و هم براي خرابي به پيش براني.
براي من كه فرقي نميكنه.
من رو در اختيار بگير، من رو آموزش بده، بر من سخت بگير تا دنيا رو به پات بريزم.
با من با نرمش رفتار كن تا نابودت كنم.
اسم من عادته!
سعی نمائيد در كليه سطوح زندگی و بويژه در صحنه بازار سهام افكار پسنديده و مثبت شما تبديل به الفاظ و اعمال شده و آنقدر تكرار گردند تا در جان و روح شما رخنه كرده و جزئی از وجود شما شوند.
ضمير نا خود آگاه
در اوايل سال ١٨٠٠ميلادی هنگام شروع پيشرفت روانشناسی محققين اين علم به دو گانه بودن نحوه فعاليت ذهن پی برده و طرز كار ذهن را تحت نامهایconscious و subconscious به تفكيك بيان نمودند
بعدا در توضيح اين دو كيفيت فكری نا مهائی مانند قوه مشعور به ، قوه غير مشعور به ، ذ هن هوشيار ، ذهن نيمه هوشيار ، ضمير آگاه و ضمير نا خود آگاه بكار رفته است
ضمير آگاه و يا ذ هن هوشيار ا طلاعات عرضه شده در محيط خود را از طريق حواس پنجگانه كسب نموده و آن اطلاعات را جهت ضبط و حفاظت و ثبت به ضمير نا خود آ گاه انتقال ميدهذا طلاعات منتقل شده در سلولهای مغز بترتيبی معين جمع آوری و طبقه بندی شده و هنگام لزوم و يا بهنگام تقاضای ذهن هوشيار به ياد ميايند ، بدينمعنی كه اين ضمير قادر است از مجموع ا طلاعاتی كه كسب كرده ، راه حل های درستی را جهت مسائلی كه به آن رجوع ميگردد كشف و ارائه دهد
ريا ضي دانان از اين خصوصيات ذهن استفاده كرده و حل بسياری از مسائل رياضی را به كمك ضمير نا خودآگاه انجام ميدهند، بدين طرز كه پس از انتقال حقايق و معلومات يك مسئله به ذهن ، در انتظار كشف مجهولات می نشينند و معمولا هنگاميكه سر گرم كارهای ديگر و يا در حال استراحت هستند جواب مسائل خودرا ناگهان دريافت ميكنند نويسنده گان ، شعراء ،طراحان ، مخترعين ،هنرمندان، خواننده گان ،و دانشمندان همگی از ويژه گی های اين ضمير دانسته و يا ندانسته استفاده می نمايند. در زند گی عادی روزانه نيز اغلب اشخاص بطور ناگهان شاهد دريا فت پاسخها ي مناسب به سوالات و مسائل خود از جانب ضمير نا خود آگاه بوده اند.
اين ضمير در كليه ساعات شبانه روز فعال ميباشد و مخصوصا هنگاميكه شخص به استراحت ميپردازد اين ضمير بمراتب بيشتر پذ يرای اطلاعات ارسالی از جانب ذهن هوشيار گرديده و دامنه فعاليت آن تشد يد مييا بدكليه خا طرات و اعتقادات و عادات فرد از بد و طفوليت در اين ضمير ضبط و حفظ گرديده و بموقع مورد استفاده قرار ميگيرد
سرعت كار اين ضمير در افراد متفاوت است . در افراد كند ذ هن انتقال اطلاعات و تجزيه و تحليل آن به آهستگی انجام گرفته و اين امر در اشخا ص سريع الانتقال به تندی انجام پذ ير است.
ضمير نا خود آگاه نمی تواند بين تجربيات تخيلی و تجربيات واقعی فرق بگذ ا رد بد ينمعنی كه تجربيات تخيلی و تصورات و تجسمات غير حقيقی را در صورتيكه كرارا و بوضوح در خيال جلوه گر شوند بعنوان واقعيت پذ يرفته و خود را با آن هم آهنگ ميسازد. خوشبختانه ميتوان از اين ويژ ه گی بمنظور ترك عادات مذ موم بطرز مؤثری استفاده نموده و عادات پسند يد ه ای را جايگزين عادات ناپسند كرد
با توجه به اينكه ضمير نا خود آگاه به آسانی و بفوريت پذ ايرای عادات و دستورات جديد نمی باشد ، ميبايد آنچه مورد نظر است به كرات و دفعات به آن ضمير يا د آوری گردد.
اغلب كسانيكه به كشيد ن سيگار و يا نوشيدن مشروبات الكلی ويا هر دو عادت دارند بخوبی ميدانند كه با ادامه اين عا دات نا پسند به سلامت جسم و روان خود صدمه ميزنند با اين وجود نمی توانند با اخذ تصميم و يا با كمك اراده خود را از شر اين عادات مذ موم نجات دهند زيرا قدرت و اعمال نفوذ ضمير ناخود آگاه آنان بمراتب بيش از قدرت تصميم گيری و اراده ايشان است
ضمير نا خود آگاهی كه بمرور زمان و بتدريج و به پيروی از دستورات قبلی ذ هن هوشيار ، مصرف نوشابه های الكلی و سيگار و يا اعمال پا ره ای د يگر از عادات نا پسند را مجاز شنا خته و در برنامه كار خود قرار داده ، نمی تواند بزودی و به آسانی تغير جهت دهد و بمنظور اين تغير نياز به اين دارد كه ذهن هوشيار به كرات و د فعا ت با و بفهما ند كه دستورات اشتباهی را قبلا صا د ر كرده و جدا ما يل به تغير آن دستورات ميباشد
بهمين ترتيب در محيط بازار سهام نميتوان از شر عا دات مضر از قبيل عفلت در تعين نقطه توقف هنگام بروز خطر ، خارج نشد ن بموقع از بازار، و يا در انتظار مساعد گرديدن وضع بازار نشستن و يا اميد به تغير قيمت بنفع خود بستن به آسانی خلا ص گرديد و بمنظور ترك اين عادات ميبا يد از روشهای مخصوصی كه در آينده بشرح آن خوا هيم پرداخت ا ستفاده نمود.
به افرادی كه مايل به شروع فعاليت در بازار سهام ميباشند توصيه ميگردد كه در اين امر عجله نكرده و نخست مدتی به آزمايش خود در مورد كسب عادات پسنديده و يا ترك عادات مذ موم بپردازند و در صورتی در بازار شركت كنند كه مطمئن گردند كه روابط ذ هن هوشيار وضمير نا خود آگاه را كاملا درك نموده و توانائی تغير عادات و اعتقادات نا سازگار با محيط بازار را كسب نموده اند
ا فراد ناكامی كه در معاملات سهام شكست خورده و مايل به از سر گيری انجام معاملات ميباشند نيز بهتر است مدتی از شركت فعالانه در بازار خود داری نموده و بهمين طرز رفتار نمايند
در انجا تذ كر اين نكته ضروری است كه بعنوان نقطه شروع ميبايد نخست در رفع و يا كسب عادات كم اهميت پرداخت و پس از موفقيت قدم به قدم در اين راه پيشرفت نمود.
رابطه ذ هن هوشيار و ضمير نا خودآگاه را ميتوان به روابط بين رئيس هيا ت مديره و مدير عامل يك شركت تجاری تشبيه نمود
در يك شركت تجاری رئيس هيا ت مديره خط و مشی شركت را به كمك ساير اعضاء تعين نموده و آنگاه آنرا جهت اجراء در اختيار مدير عامل قرار ميدهد
بهمين ترتيب ذهن هوشيار كه خير و صلاح خود را بخوبی تشخيص داده ولی قادر به اجرای عمليات لازم جهت نيل به مقاصد خود نيست برنامه های خود را در اختيار ضمير ناخود آگاه كه قدرت كافی جهت بفعل در آوردن برنامه ها داشته ولی قادر به تعين اهداف و مقاصد مربوطه نيست قرار ميدهد
پاره ای ديگر از صاهبنظران ذ هن هوشيار را به نا خدای كشتی و ضمير نا خود آگاه را به دستياران اجرائی نا خدا تشبيه نموده اند.
ليو ا نی را در نظر بگيريد كه نيمه از آب است
اشخاصی كه روحيه مثبت دارند آنرا نيمه پر و اشخاصی منفی باف آنرا نيمه خالی می بينند
اين وضع نمايانگر اين حقيقت است كه آنچه شخص مشاهده و يا ا ستنباط ميكند در واقع نتيجه تاثيرات افكار و روحيه خود او بوده و رابطه كامل با حقايق وضع موجود ندارد
بدينمعنی كه نيمه پر بود ن و يا نيمه خالی بودن ليوان رابطه ا ی با حجم موجود اب در ليوان نداشته و نگرش متفاوت افراد تغيری در حجم آب موجود در ليوان بوجود نمی آورد و آنچه كه قابل تغير است روحيه اشخاص ميباشد
ا فرادی كه ليوان را نيمه پر مشاهده ميكنند خود را در مسيری مثبت قرار داده و در اين مسير پی در پی موفقيت در امور را به خود جلب می نمايند و اشخاص بد بين خود باعث ميگرد نند كه فرصت های مناسب را نا ديده گرفته و بسوی شكست و ناكامی سوق يابند
در محيط بازار سهام و ساير معاملات داشتن روحيه مثبت پايه و اساس ازدياد سرمايه ميباشد و روحيه مثبت توسط موفقيت های كوچك و به ظاهر كم اهميت بوجود آمده و در اين مسير اين كاميابی ها بتدريج باعث موفقيت های بزرگ ميگردند
بنا بر اين جهت ايجاد روحيه مثبت ميبايد پيوسته سعی و كوشش در انجام اموری هر قدر كوچك و كم اهميت ولی موفقيت آميز نمود تا از اين راه صفت خوشبين بودن در برنامه كار ضمير نا خوداگاه قرار گرفته و در نتيجه شخص پيوسته در كليه امور موفق گردد.
بمنظور ايجاد ديسيپلين و يا انضباط فكری كه لازمه موفقيت در انجام معاملا ت ميباشد توصيه ميگردد كه افراد لا اقل يكبار در روز به انجام اموری كه اجرای آن موافق عقل ولی مخالف طبع و احساسات شخص ميباشد مبادرت ورزند.
عاد ت به ا ين امر باعث خوا هد گرديد كه بتوان انجام عمليات لازم مانند خروج بموقع ا ز بازار را هنگام معاملات سهام ، خود بخود و طبق دستور ضمير نا خود آگاه بفوريت انجام داد.
يكی ديگر از طرق دسترسی به ضمير نا خود آگاه تلقين ميباشد
در صورتيكه تلقين به كرات و دفعات بطور شفاهی و يا بطرز مرور فكری و يا بطريق تحرير اجرا گردد ، بتدريج آن تلقين تبديل به اعتقاد شده و در ضمير ناخوداگاه ثبت و حفظ ميگردد و در نتيجه فرد در مسير آنچه بخود تلقين نموده گام بر ميدارد
پا ره ای از افرادی كه به نا رسائی های جسمی و يا روانی دچار بوده اند با تلقين جمله " هر روز از هر لحاظ بهتر ميگردم " شفا يافته اند
در صورتيكه شخص دچار بيصبری و تعجيل در امور باشد ميتواند با استفاده از تلقين جمله " من هر روز صبورتر ميگردم" بتدريج در كليه امور صاحب صبر و شكيبائی گردد
در اديان مختلف از تلقين استفاده شده و پيروان آن اديان با تكرار پاره ای از جملات از شك و ترديد رها شده و در نتيجه به اصول اديان مربوطه مؤمن و معتقد ميگردند
در مورد معاملات سهام نيز بمنظور ايجاد برخی از عادات پسنديده و توليد افكار مثبت و يا رهائی از عادات ناپسند ميتوان با تلقين جمله های مناسب بتدريج خودرا در مسير موفقيت قرار داد
بديهی است كه انتخاب جملات مناسب بستگی به سليقه و نياز و خواست افراد داشته و ميبايد خود در ا بداع آن جملات كوشا باشند
ضمنا با يد خا طر نشان ساخت كه تكرار جملات مختلف بمنظور نيل به اهداف و مقاصد گوناگون مجاز بوده و ضمير نا خوداگاه قادر است انها را به تفكيك دريافت و ثبت و حفظ نمايد
در اينجا لازم بتذ كر است كه در تركيب جملات تلقينی ميبايد از افعا ل زمان حال بجای زمان آينده استفاده شود. مثلا بجای " موفق خواهم گرديد " ميبايد از " موفق هستم " استفاده شود
بعنوان مثا ل به ارائه پاره ای از جملات بشرح ذ يل اقدام ميگردد
" من در اداره امور خود موفق هستم "
" من بد ور پيروزی ا فتا ده ام "
" من بموقع و به محض رسيدن به نقطه توقف از معا مله خارج ميگردم "
" من بموقع و بفوريت جلوی ضرر را ميگيرم "
" من انسانی با انضبا ط هستم "
ا نسان طبيعتا بهر كاری بخواهد اقدام كند نخست خود را در عالم خيال در حال اقدام به آن كار می بيند و بهمين طرز هر مقصدی را در نظر داشته باشد نخست در عالم خيال خودرا در آن مقصد حاضر تصور ميكند و پس از آن در راه رسيدن به اهداف خود اقدامات لازم را معمول ميدارد
به تجربه ثا بت شده در صورتيكه انسان آنچه را كه آرزو دارد به كرات و دفعات در عالم خيال بوضوح تجسم نمايد و آنرا كا ملا با تمام و يا بر حسب مورد لا اقل با يكی از حواس پنجگانه خود احساس نموده و اطمينان كامل داشته باشد كه آنچه تصور نموده بوقوع خوا هد پيوست ميتواند بدون هيچ شك و ترديدی مطمئن باشد كه آن امر حادث ميگردد
دليل اين امر اينستكه ضمير نا خود آگاه وقا يع خيالی را در صورتيكه با جزئيات و با احساس تجسم گردند بعنوان وقا يع حقيقی پذ يرفته و تمام وجود انسان را جهت تحقق يافتن آن وقايع آماده و بسيج مينمايد
در حقيقت انسان تنها ميتواند آن باشد كه خود را آنچنان به بيند و تنها ميتواند به جائی برسد كه خود را در آنجا به بيند و تنها ميتواند به مقامی برسد كه خود را در آن مقام تصور نمايد
بهمين طرز در مورد معاملات سهام و ارز شخص ميبايد نخست موفقيت خود را با اطمينان كامل در صحنه خيال كرارا تصور و بوضوح تجسم نمايد كه بموقع وارد بازار شده و هنگام بروز خطر و ايجاد ضرر بفوريت و بلا درنگ و بی چون و چرا از بازار خارج گرديده و در صورت ارتقاء قيمت پس از بهره برداری كافی بموقع سهام خود را مبا د له می نمايد
بديهی است كه در تحقق يافتن اين امر در صورتيكه تجسم با جزئيات مربوطه و احساس همراه باشد ، ضمير نا خوداگاه و دستگاه عصبی انسان چاره اي جز پذ يرش و تجلی آن نخواهد داشت
همانطور كه قبلا بيان نموديم در محيط بازار سهام و در حين انجام معاملات ، اميد و انتظار مبنی بر بر گشت قيمت بنفع سرما يه گذار متضرر عا د تی مذموم و نا پسند ميبا شد
ولی در عين حال خارج از محيط بازارو هنگاميكه سرمايه گذار وارد بازار نگشته و اقدامی در باره خريد و فروش نكرده ، اميد و انتظار در باره بهبود وضع معاملات و ايمان به موفقيت ميتواند بسيار مفيد و سود مند واقع گردد
در حقيقت اميد و ايمان بالهای قدرتمند ی هستند كه قادرند سرمايه گذا ر را بسوی تحقق يافتن هدفها هدايت نمايند و بالا عكس يأ س و نو ميدی و افكار منفی با عث و سبب شكست و ناكامی وی ميگردند.
هيپنو تيزم
نحوه ديگر راه يابی به ضمير نا خود آگاه و ثبت و حفظ عادات و ا عتقادات پسنديده استفاده از علم هيپنو تيزم ميباشد
هيپنو تيزم بمنظور درمان ناراحتی های روانی و تقليل و يا از بين بردن درد و رنج در علوم روانشناسی و پزشگي و دندان پزشگی نتايج بسيار درخشانی را عرضه داشته است
پاره اي از پزشگان حاذق با بكار بردن هيپنوتيزم ميتوانند زنهای حامله را هنگام وضع حمل از درد و رنج زايما ن نجات دهند
در دندان پزشگي با اعمال ميپنوتيزم نيازی به بی حس كردن موضعی دندان و استعمال داروهای بی حس كنند ه نخواهد بود
بر خلاف تصور عموم در صورتيكه شخص عمدا مقاومتی از خود نشان ندهد كليه افراد را ميتوان بسهولت به خواب هيپنو تيكی كه از لحاظ عمق درجات مختلفی دارد فرو برد
انسان ميتواند خود را پس از چندين بار تمرين به آسانی هيپنو تيزم نمايد و در واقع آنچه شخص ديگری انجام ميدهد اينستكه به انسان تلقين مينمايد كه خود قادر به هيپنوتيزم خود بوده و به زود ی و به آسانی در اثر خو ا ست خود بخواب ميرود
افراد فرو رفته بخواب هيپنوتيكی از آ نچه در اطرافشان ميگذرد بر خلاف خوابهای معمولی آگاه ميباشند
هنگاميكه شخص بخواب هيپنوتيكی فرو رود تلقينهائی كه توسط خود او و يا توسط شخص ديگر و يا توسط نوار ضبط صوت انجام گيرد به آسانی و بنحوی مؤثر در ضمير نا خودآگاه ثبت و ضبط و حفظ ميگردند
در اثر فرو رفتن به خوابهای هيپنوتيكی انسان قا در خوا هد بود كه از امكانات با لقوه و استعدادهای نهفته خود كمال استفاده و بهره برداری را بنمايد و در عين حال خو د را از
عا دات مذ موم و نا پسند نجات بخشيده و عادات پسنديده و مطابق ميل خود راجايگزين آن سازد
در حقيقت استفاده از هيپنو تيزم عاليترين راه جهت از بين بردن عقا يد نادرست و ايجاد اعتقادات مفيد ميباشد
هنر پيشگانی كه در حال عادی از حضور در صحنه نمايش و رو بروئی با تماشاچيان ترس و وحشت دارند ميتوانند درا ثر هيپنوتيزم بدون خجالت و ترس و ناراحتی در صحنه حاضر و رل خود را بخوبی ايفا كنند
در اثر هيپنوتيزم وزنه برداران قادر خوا هند گشت كه با بلند كردن وزنه های سنگين تر ركورد خود را شكسته و در مسابقات برنده گردند
بهمين ترتيب در انجام موفقيت آميز معاملات سهام ميتوان جهت مراعات كامل و پيوسته قوانينی كه سرمايه گذار ميبايد خود برای خود وضع نما يد و هم چنين رعايت دائمی نظم و انضباط در اداره امور و مديريت مالی و انجام امور مفيدی كه قبلا در باره آن بحث نموده ايم و جهت تمدد اعصاب و آرامش فكر كه لازمه ا يجاد زمينه ای مناسب جهت نفوذ تلقينات به ضمير نا خودآ گاه ميباشد در فرصتهای مختلف از علم هيپنوتيزم بر حسب نيازها و خوا ستهای بخصوص سرمايه گذ ار استفاده نمود
بر خلاف تصور عموم هيپنوتيزم نيازی به دارا بودن قدرت خارق العاده ندارد و اغلب اشخاص با رعايت اصول اينكار و تمرين و ممارست ميتوانند خود و ديگران را هيپنوتيزم نمايند.
جهت ياد آوری و مرور به خلاصه ای از رئوس مطالبی كه تا بحال مورد بحث قرار گرفته پرداخته و مطالعه مجدد آن را توصيه مينما ئيم
رئوس مطالب مندرجه
----------------------
- تعين هدف معاملات
- علل شكست و ناكامی در معا ملات سهام
- حفظ بقاء
- كسب معلومات و اطلاعات
- آگاهی به اشتباهات
- كنترول اعمال و رفتار
- انضباط فكری
- هم آهنگی با بازار
- كنترول اعصاب و روان
- اهميت توجه به مسائل روانشناسی
- عدم لزوم پيش بينی
- معايب پيش بينی
- نهفته بودن نفی در ساختمان اعتقادات
- توجه به تغيرات قيمت در زمان حال
- متفاوت بودن محيط بازار با محيط های اجتماعی
- عدم پايداری و مقاومت در مقابل ترس و طمع
- رهائی از دانستنيها
- سيستم های دفا عی روانی
- تحريف حقايق
- دفاعيات ذ هنی و فكري
- پيروی از عادات و اعتقادات
- اهميت نقطه توقف و خروج از بازار
- علل اغفال سرمايه گذ ا ر و ايجاد خيالات باطل
- لزوم ايجاد عا دات پسنديده و مطلوب
- لزوم ترك عادات مذ موم
- خصوصيات محيط بازار سهام
- لزوم دارا بودن حد بالاي انضباط فكری
- لزوم اتكاء بنفس و اطمينان بخود
- لزوم خود شناسی
- لزوم قبول مسؤليت
- مزاياي طرح قبلی ا نجام معاملات
- احتراز ا ز تغير طرح در حين ا نجام معاملات
- تعليم يا اقدام به آموزش ديگران
- لزوم مطالعه و مرور مطالب مندرجه
- لزوم تغير شخصيت
- گمراهی در اثر اجرای معاملات مجازی
- ضمير نا خودآگاه
- كنترول و تسلط بر ضمير نا خود آگاه
- نقش عادت در سرنوشت انسان
- اهميت روحيه مثبت در ازدياد سرمايه
- لزوم اجرای امور موافق عقل و مخالف طبع
- اميد و انتظار در خارج و داخل محيط بازار
- روشهای دسترسی بی ضمير ناخودآگاه
-- تدريس
-- ترجمه
-- تلقين
-- تجسم
-- هيپنوتيزم
|
كسانيكه جديدا شروع به معاملات سهام نموده اند و يا اشخاصيكه بعلل ضرر ها و ناكاميها و شكستهای گذ شته مايل به فراگيری روشها ی موفقيت آميز ميبا شند بهتر است فعاليت و توجه خودرا معطوف به خريد و فروش يك نوع سهم نموده و از معاملات سهام مختلف در آ ن واحد اجتناب ورزيده و افكار خود را متمركز در نوسا نا ت قيمت آن سهم و تاثيرات آن نوسا نا ت در روحيه خود نمايند و در نظر داشته باشند كه مطالعه اين تاثيرات حتی از مطالعه نوسا نا ت قيمت مهمتر ميباشد و اين موردی است كه اغلب اشخا ص از آن غفلت ميورزند و در نتيجه عدم درك تا ثيرات نوسا نا ت قيمت در روح و روان خود متضرر و ناكام ميگردند
معامله گران با تجربه پس از طی شكست های پی در پی خود بالاخره درك نموده اند كه ميبايد با مقدار سرمايه ای وارد بازار گردند كه ترسی از دست دادن آن نداشته و در نتيجه بتوانند در مقابل نوسا نا ت قيمت بی تفاوت بوده و در برابر هيجا نا ت روحی و ترس و طمع استقامت و پايداری نموده و با انضباط كامل هنگام بروز خطر و يا بهره برداری كافی عا د تا از بازار خارج گردند
در واقع معامله گران با تجربه در حين معامله اصولا بفكر سود و زيان و ملاحظا ت مالی نبوده بلكه تمركز فكری آنها فقط بر پايه اجرای صحيح عمليات لازم ميباشد كه آنهم اكثرا بر اثر عادت غا لبا بدون ترس و اميد و ناراحتی انجام ميگيرد
بنا بر اين افرادی كه مايل به بهبود وضع معاملات خود ميباشند ميبايد در حين معامله متوجه تاثيرات نوسانات قيمت در روحيه خود باشند و در صورتيكه در حين معامله دچار هيجانات روحی ميگردند اولا سعی در فراگيری روشهای صحيح انجام معاملات نمايند تا از خود مطمئن گرديده و بتوانند با اعتماد بنفس داد و ستد بنمايند
و ثانيا در حدی معامله كنند كه بتوانند ضرر و زيان را از لحاظ روانی و مالی بخوبی تحمل نموده و در صورت كسب منافع آنرا حق خود دانسته ، ذ وق زده و از خود بيخود نگردند
|
|
يك جراح چيره دست هنگام جراحی تمام حواس خود را به عمل دقيق جراحی معطوف داشته و در حين عمل بفكر مبالغی كه ميبايد در ازاء عمل جراحی دريافت كند نمی باشد
هم چنين يك وكيل زبر دست هنگام مدافعه از حقوق موكل خود در دادگاه ، در مورد حق ا لوكاله خود فكر نكرده و در حين دفاع آ نرا از موكل خود مطالبه نميكند
افرادي كه بكار خود عشق ميورزند نيز در حين انجام كار فقط بكار خود می انديشند و بفكر منافع مالی خود نيستند
بهمين ترتيب معامله گران با تجربه سهام نيز هنگام اجرای عمليات لازم داد و ستد به نفع و ضرر مالی خود نمی انديشند و فقط به اجرای صحيح قوانينی كه خود براي خود وضع نموده و يا از متدها و سيستم های معاملاتی فراگرفته اند ميپردازند . اين افراد بخوبی ميدانند كه اگر وظائف خودرا بخوبی انجام دهند منافع مالی آنها خود بخود تامين گرديده و حتمی خواهد بود و در صورتيكه در حين انجام معاملات بفكر منا فع و يا ضرر های ا حتما لی باشند بعلت عدم تمركز كافی بر روی وظا ئف اصلي و پراكنده گی افكار و غلبه احساسات بر عقل مرتكب اشتباهات و خطا كاری و در نتيجه ضرر و زيان خواهند گشت
در اينجا تذكر اين نكته ضروری است كه قوانين لازم الاجرای معاملاتی ميتواند در طول مدت و پس از مطالعات كافی و دلايل موجه و در صورت ا ميد به بهبود وضع معامله گر تغير يابد ولی تا زمانيكه اين قوانين بقوت خود باقی باشند ميبايد از آنها با انضباط كامل پيروی و تبعيت و از تغيرات خلق الساعه كه ممكن است درحين عمليات بفكر معامله گر خطور كند اجتناب كامل نمود بديهی است كه در معاملات سهام هميشه اجرای قوانين مربوطه نتايج مثبتی را ارائه نميدهد ولی در مجموع و در طول مدت اجرای بموقع آن قوانين بدون شك بنفع معامله گر ميباشد
در محيط بازار سهام پيش بينی قيمت آينده سهام بهيچ وجه امكان پذ ير نميباشد و اصولا پيش بينی قيمت نه تنها لزوی ندارد بلكه بعلت ايجاد اعتقادات نا درست زيان آور نيز ميباشد
در بازار سهام در هر آن هر اتفاقی ميتواند رخ دهد و بنا بر اين نميتوان قوانينی را وضع نمود كد در تحت كليه شرايط نتايج مثبتی را بتواند ارائه دهد و تنها قانونی كه در بازار سهام ميتوان تا حدودی به آن اتكاء نمود قانون احتمالات است كه در اين باره در فرصتهای بعدی بحث خواهيم نمود.
از لحاظ روانشناسی سرمايه گذاری دراز مدت ( از يكسال به بعد) با خريد و فروش كوتاه مدت ( پنج دقيقه تا پنج هفته ) تفاوت فاحش داشته و قابل قياس نميباشد
در واقع انتخاب هر يك از دو مورد بستگی به شخصيت و وضع روانی افراد داشته و فرد ميبايد قبل از شروع معاملات از توانائيها و نا توانائيهای خود مسبوق و با ا طلاع باشد
ا فرادی كه بخود اطمينان نداشته و حا ضر به قبول مسؤليت نيستند و در اغلب تصميمات خود متكی بديگران بوده و از آنها تقليد و پيروی می نمايند ميبايد يا سعی و كوشش در اصلاح وضع روحی و تغير شخصيت خود نموده و يا ا اينكه از انجام معاملات كوتاه مدت خودداری نمايند و در صورت تمايل فقط به سرمايه گذاری دراز مدت بپردازند
انجام معاملات كوتاه مدت بعلت لزوم توجه دقيق و صرف وقت مانند اشتغال به يك حرفه و يا شغل ميباشد زيرا كليه منافع و يا ضرر های حاصله و مخارج مربوطه در نتيجه كار و فعاليت و صرف وقت معامله گر حاصل ميگردد در حاليكه در سرمايه گذاری دراز مدت فقط ميبايد در انتظار نتايج حاصله نشست و يا بكار های ديگر پرداخت
در مورد داد و ستد كوتاه مدت شخص ميبايد يقين داشته باشد كه قادر است بهترين تصميمات را بموقع اتخاذ نموده و به مورد اجراء گذارد ولی در سرمايه گذاری دراز مدت سرمايه گذار سرنوشت خود را در دست د يگران و يا در معرض قضا و قدر قرار ميدهد
در سرمايه گذاری دراز مدت امكان دارد سرمايه با گذشت زمان بتدريج ازدياد يافته و در طول مدت چند برابر شود و در عين حال ممكن است بعلل مختلف سرمايه تقليل فاحش يافته و سرمايه گذار قربانی اوضاع و شرايط محيط گردد
معامله گران با تجربه و با ا نضباط در مقايسه با سرمايه گذاران دراز مدت كمتر قربانی حوادث ميگردند و در صورتيكه معاملات درست انجام گيرد در مقايسه با سرمايه گذاری دراز مدت بمراتب سود بيشتری نصيب معا مله گر ميگردد
در اين رابطه ذيلا به تشريح دو مثال ميپردازيم
جهت مقايسه منا فع حاصله ازمعاملات كوتاه مد ت با سرمايه گذ ا ری دراز مدت فرض مينمائيم كه شخصی جهت شركت در سرمايه گذ ا ری در سهام شركتي در نظر دارد مبلغ ٨ ميليون تومان در دراز مدت سرمايه گذاری نمايد
قيمت اين سهم فرضا در اولين روز سال مبلغ هشت هزار تومان برای هر سهم ميباشد . بنا بر اين او ميتواند با سرمايه خود يكهزار سهم خريداری نمايد
فرضا در طول سال قيمت اين سهم بين ٤٨٠٠ تا ١٨٤٠٠ تومان نوسان نموده و در آخر سال قيمت آن به ١٦٠٠٠ تومان ميرسد
بنا بر اين ارزش سهام در طول مدت يكسال دو برابر گرديده كه در واقع سرمايه گذ ا ری پر سودی بوده است
از طرف ديگر فرض مينمائيم كه در مقابل اين سرمايه گذ اری يكساله شخص ديگری با داشتن مبلغ هشت ميليون تومان اقدام به خريد ١٠٠٠سهم همان شركت بمبلغ هشت هزار تومان برای هر سهم بمنظور انجام معاملات كوتاه مدت روزانه مينمايد و در طول روز هر وقت قيمت هر سهم برابر ٢٠٠ تومان ترقی نمود كليه سهام خود را بفروش ميرساند بنا بر اين سود روزانه او معادل ٢٠٠٠٠٠تومان خواهد بود كه اگر فرضا ٤٠٠٠٠تومان آن صرف پرداخت كار مزد كار گذاران و ساير مخارج گردد سود خالص او در روز معادل با١٦٠٠٠٠تومان خواهد گرديد
مجددا اگر فرض نمائيم كه اين شخص بتواند در سال ٢٥٠ روز به خريد و فروش سهام خود مبادرت كند ، سود خا لص او معادل چهل ميليون تومان خواهد گرديد و در وا قع اين سرمايه گذاری كوتاه مدت در ظرف يكسال پنج برابر ترقی نموده و بصورت نقد در حساب شخص دوم منظور گرديده است
بديهی است كه ارقام و اعداد فوق را ميتوان بر حسب وضعيت موجود و امكانات مختلف زمان و مكان تغير داد ولی آنچه مسلم است اينستكه در صورتيكه معاملات كوتاه مدت با انضباط كامل و نظارت صحيح مالی انجام پذيرد منافع آن چندين برابر عوايد سرمايه گذاری دراز مدت ميباشد
ولی متاسفانه فقط تعداد كمی از علاقمندان به اين حرفه توانسته ا ند بطور مستمر موفق گردند. در مورد دلائل عدم موفقيت آنها قبلا توضيحات كافی ارائه گرديده است ولی آ نچه كه لازم به تذكر است اينستكه اغلب اشخاص با لقوه قادر به انجام عمليات موفقيت آميز معاملات كوتاه مدت سهام ميباشند و با در نظر گرفتن عوايد هنگفتی كه از اين راه ميتوان بدست آوردشايسته و لازم است كه علاقمندان كسب مال در اين راه از هيچ كوششی برای بدست آوردن روحيه و روشهای مناسب كه لازمه موفقيت در اين امر ميباشد دريغ ننمايند و با صبر و حوصله و قدم بقدم با برنامه هائی معين و ترجيحا تحت نظارت مربيان كار آ زموده در راه موفقيت قدم بردارند و بخاطر داشته باشند كه در صورتيكه اين امر درست انجام گيرد كمتر كاری ميتواند از لحاظ مالی و تامين آتيه شخص تا اين اندازه موفقيت آميز باشد.
معتادين به مواد مخدره و نوشابه های الكلی و قمار بازان معمولا هنگامی در صدد ترك اعتيادات ناپسند خود بر ميايند كه متوجه شوند , از لحاظ تندرستی و مالی و اخلاقی و اجتماعی بر سر پرتگاه ژرفی قرار گرفته اند، بدينمعنی كه فقط نارسائی های مهم جسمی و روانی و مالی معتادين را مجبور به سعی و كوشش و تلاش در راه ترك اعتيادات خود مينما يد
سرمايه گذ اران و معامله گران ناكام و شكست خورده نيز كه به باختن خو گرفته اند و در فكر درمان خود نيستند بهتر است قبل از اينكه تمام سرمايه و تعادل روحي خود را از دست بدهند بمصداق " علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد " بخود آمده و هرچه زودتر و پيش از آنكه عادات مذ موم درضميرشان استحكام بيشتری پيدا كند با انتخاب روشهای مناسب مسير خودرا تغير داده و بسوی موفقيت و پيروزی گام بردارند
همانطور كه قبلا نيز بيان داشتيم و باز هم بمنا سبت اهميت موضوع آنرا تكرار ميكينيم ،اين حقيقت است كه آنچه با عث ضرر و زيان ميگردد تعداد محدودی عا دات است كه معامله گر از زمان طفوليت بمنظور حفاظت و استقامت د ر محيط اجتماعی خود كسب نموده و در طول زنده گا نی از آنها منتفع نيز گرديده ولی از آ نجا كه اين عادات با محيط متفاوت معا ملا ت سهام سازگاری نمی داشته ، شكست و ناكامی معا مله گر را بهمراه داشته است
شناخت و ترك بموقع اين عادات قبل از آنكه انسجام و استحكام بيشتری در جان و روح پيدا كنند موجب و باعث موفقيت و كا ميا بی و نجات معامله گر ميگردد.
در اكثر ممالك صنعتی جهان استفاده از نيروی انسانی در بيشتر كارخانه هاي توليدی كاهش يافته و بجای آن دستگاه ها و ماشين آلات مدرن و مجهز و خود كار ، امور توليدی را عاری از اشتباهاتی كه كارگران معمولا مرتكب ميشوند انجام ميدهند
در اين نوع كارخانجات تنها تعدا د محد و دی از مهندسين در اطا ق فرمان پيشرفت ماشين آلات را توسط دستگاهای كامپيو تری زير نظر دارند تا اگر احتمالا و ندرتا نارسائی هائی در نحوه عمل ماشين آلات مشاهده گردد فورا در رفع نقائص كوشيده و مجددا دستگاهای مربوطه را در مسير درست قبلی قرار دهند
در صحنه فعاليت بازار سهام نيز معامله گر ميبايد در حين معامله انسان بودن خود را از نظر دور داشته و دقيقا مانند يك دستگاه خودكار و يا يك آدم مكانيكی كه جهت اجرای فعاليت های مربوطه قبلا طبق برنامه های معين تنظيم گرديده عمل نمايد
بدينمعنی كه معامله گر ميبايد هنگام معاملات از دخالت در انجام امور از قبل تدوين شده اجتناب ورزد و مانند كامپيوتر كه فاقد شعور ذاتی ميباشد معامله گر نيز فقط كارهائی را انجام دهد كه از قبل برنامه آن امور تهيه گرديده و در دست اجراء قرار گرفته است
در واقع معامله گر بايد فرض كند كه شخص ديگری كه در حقيقت خود او ميباشد مسؤول انجام معاملات طبق برنامه های قبلی ميباشد و اين شخص جديد از خود دارای اختياری نبوده و فقط مجری دستورات است و به اين نحو ميتوان از دخالت احساسات و ساير عوامل فكری كه بضرر معامله گر گاه و بيگاه وارد صحنه ميگردند جلوگيری و ممانعت نمود
ناگفته نماند كه برخی از كارگذاران امور سهام در سايت های معاملاتی خود تصهيلاتی را فراهم آورده اند تا معمله گر بتواندقيمت خريد مورد علاقه خود و نقطه توقف و شرايط خروج و هم چنين قيمت فروش سهام خود را قبلا ثبت نموده و انتظار داشته باشد كه آن دستورات بموقع خود بخود اجراء گردد
در اين رابطه توجه خوانند ه گان را به سايت های ذيل كه بترتيب جهت معا ملات سهام ، option و ارز بعنوان مثال انتخاب گرديده جلب مينمايد
www.optionsxpress.com www.fxcm.com
ولی از آنجا كه خصلت اتكاء بنفس نيز شايان اهميت ويژه ای بوده و ميبايد يكی از اهداف مهم معامله گر باشد لذا شايسته است كه تا حد امكان از تسهيلاتی كه كار گذاران معاملاتی فراهم نموده اند استفاده نكرده و صرفا با اتكاء بخود سعی نمود كه از خود شخصی مكانيكی بوجود آورد كه آن شخص در حين معامله از شعور و عقل و احساسات عاری بوده و بتواند امور معاملاتی را بدون اشتباه و دخل و تصرف و طبق برنامه های از قبل ارائه شده به انجام رساند.
شر كت كنندگان در معاملات كوتاه مدت سهام معمولا نظريا ت متفاوتی در باره ارتقاء سود سهام و منابع پرداخت سودهای حاصله را داشته و برخی از آنان بر اين باورند كه منافع حاصله بعلت بهبود وضع اقتصادی و يا سود دهی شركت صادر كننده سهام و يا نوسانات قيمت نفت و یا پائين آمدن نرخ بهره بانكی و یا نوسانات ارزی ويا اخبار سياسی و يا تقيرات جوی و يا شايعات و يا بعلل مختلف ديگر بوجود ميايد و از حساب مخصوصی بصاحبان سهام پرداخت ميگردد
موارد بالا امكان دارد در سرمايه گذ ا ريهای دراز مدت در قيمت سهام تا ثيربگذ ارد ولی در حقيقت منبع اصلی سودی كه نصيب عده معدودی از معامله گران بازار سهام ميگردد نتيجه زيان اكثريت شركت كننده گان بوده و پرداخت آن از حساب عده كثيری از بازنده گان تامين ميگردد
از طرفي ميدانيم كه طبق آمار كارگذا ران بورس در جهان بطور كلی ٩٥ در صد شركت كننده گان بورس در جهان بازنده و فقط ٥ در صد آنان برنده و موفق ميباشند
در وحله اول چنين بنظر ميرسد كه بعلت بالابودن تعداد اشخاص كم تجربه كه ٩٥ در صد شركت كننده گان را تشكيل ميدهند افرادی كه دانش كافی و تجربيات لازم را در امور مربوطه داشته باشند ميتوانند به آسانی از اين خوان نعمت استفاده كرده و از بی اطلاعی وعدم انظباط و مديريت مالی اكثريت كمال بهره برداری را بنمايند ولی اين نظريه صحيح نبوده و بعلت رقابت شديد بين معامله گران كهنه كار و با تجربه در بدست آوردن هرچه بيشتر سود و بهره برداری از ٩٥ در صد بازنده اين بهر برداری حتی برای معا مله گران مجرب به آساني ميسر نبوده بلكه تعدادی از آنان بحكم قانون طبيعت مغلوب معامله گران قوی تر ميگرد ند
بنا بر اين اشخاصيكه در اين راه با وقت و جان و مال خود سرمايه گذاری مينمايند بايد بدانند كه وارد معا مله و مقابله با مجرب ترين و با سا بقه ترين و ممتاز ترين معامله گران كهنه كار خواهند گردید و آنان اجازه نخواهند داد كه نانی از سفره ايشان ربوده شود و بد ينجهت براي پيروزی در اين مبارزه ميبايد با كسب دانش و عا دات پسنديده و تغير شخصيت و آموزش روشهای مناسب جهت نيل به مقصود نهائی خود را مجهز و آماده پيكار نمود.
از لحاظ روانشناسی مهمترين دليلی كه معامله گران ا ز مبادله و معامله سهاميكه باعث ضرر و زيان گرديده اند امتناع ميورزند و اميد به باز گشت قيمت می بندند بر اين پايه است كه انسان بطور معمول مايل نيست كه آنچه را كه در تملك اوست آسان از دست بدهد و در واقع آدمی طبيعتا از آنچه رنگ تعلق بخود گيرد آزاد نبوده و متعلق به متعلقات خود ميباشد
جهت رهائی و آزادی از اين قيد و بند شخص ميبايد در كليه سطوح و شؤون زنده گی عادت به از خود راندن ، از دست دادن ، دور ريختن و بخشش اشياء و لوازم غير قابل استفاده خود نمايد
در سطح فكری نيز ميبايد كوشش در رها كردن آرمانها و انديشه ها و باورهای كهنه و فا قد اعتبار نمود تا در اثر ايجاد يك خلا ء ذ هني ا نديشه ها و آرمانهای تازه و توفيق و پيشرفتهای جديد جا يگزين گردند
بديهي است كه اگر شخص به اين امر خود را عادت دهد مبادلات و معاملات سهام مضر را نيز آسان تر و سريع تر انجام خوا هد داد.
معامله گران با تجربه سهامی را كه موقتا در اختيار گرفته اند جزء متعلقات خود فرض نميكنند بلكه رابطه آنها با سهام مانند روابط كار فرمايان با كار گران ميباشد بدينمعنی كه از سهام مانند آنكه كارگرانی را استخدام كرده باشند , انجام وظا ئفی را در مدتی معين متوقع ميگردنند و پس از خاتمه مدت قرار داد ويا انجام وظائف ، و يا غفلت از انجام وظا ئف , بخدمت كارگران خاتمه می بخشند و بهمين ترتيب هنگام ضرر و يا بهره برداری كافی سهام خود را در اسرع وقت مبادله مينمايند
گروه ديگری از معامله گران مجرب در ذهن خود حتی روابطی خصمانه با سهام مورد معامله ايجاد مينمايند و سهام در اختيار خود را بعنوان حريف و رقيب شناخته و در حين معامله پيوسته در اين انديشه اند كه هر چه زودتر پس از برداشت سود كافی و يا بمحض وقوع ضرر و بمصداق " اقتل الموذی قبل ان يوذی " از شر آن خلاص گردند.
طبق آمار در صد سال اخير يعنی از سال ١٩٠٥ ميلادی به بعد سالهائی كه با شماره ٥ ختم گرديده اند سالهای پر سودی برای بازار سهام در سطح جهانی بوده و در اين سالها با ستثنا ء يك سال , ماه ژانويه بد ترين ما هها بوده است
البته از نظر احتمالات عقلانی تكرار حتمی اين امر در سال ٢٠٠٥ بسيار بعيد ميباشد ولی از نقطه نظر روانشناسی از آنجا كه اكثر مردم به تكرار تاريخ اعتقاد داشته و اعتقادات خود را حقيقت می پندارند ، لذا امكان دارد كه كه در اثر استقبال علاقمندان , و پيروی مردم از يكد يگر , شدت معاملات سهام در سال ٢٠٠٥ ميلادی افزايش يافته و سال جالبی برای سهامداران در سطح جهان باشد.
در بحث های گذشته توصيه شده بود كه معامله گران در حين معامله از ترس و طمع و بی انضباطی و هيجان زده گی احتراز نموده و معاملات خود را با اجرای برنامه های از قبل تدوين شده با آ رامی و بی تفاوتی و نظم كافی و رعايت مقررات و قوا نينی كه خود وضع نموده اند و يا از متدها و روشهای آزمايش شده ديگران فرا گرفته اند انجام دهند و در اين باره روشهای متعددی نيز قبلا ارائه گرديده بود
در اينجا لازم بتذ كر است كه رعايت و پيروی از ا ين پيشنهادات گرچه لازم ميباشد ولی جهت نيل به مقصود نهائي كافی نبوده و افرادی كه علاقمند به پيشرفت خود در امور معاملات سهام و يا خريد و فروش ارز ميباشند ميبايد سعی و كوشش نمايند كه نه تنها در انجام معاملت خود منظم و با لنسبه قانع و شجاع و آرام باشند بلكه ميبايد نخست اين صفات را در كليه سطوح و شوؤن زند گی خود تعميم داده و بطور كلی افكار و رفتار و اعمال آنها در مورد هر امری در شبانه روز تابع اين صفات پسنديده باشد و بديهی است كه در اينصورت اين افراد طبيعتا هنگام معاملات خود نيز كاری بر خلاف آن خصائص پسنديده انجام نخواهند داد و بطور خلاصه يك فرد با انضباط ميبايد در تمام امور خود با انضباط باشد تا بتواند معاملات خود را نيز با نظم و ترتيب خاص اجرا نمايد
بعبارت ديگر ميتوان گفت كه اگر فردی در خارج از محيط بازار و در اجتماع شخصی نا منظم ، طماع ، بيعار و لا ابالی ، بد بين ، بی توجه به قوانين و رسوم اجتماعی ، مبتلا به عدم تصميم گيری و ساير روحيات و خصوصيات نا پسند باشد نمی توان از او انتظار داشت كه علی الرغم سعی و كوشش و تلاش خود در حين معاملات موفق و پيروز باشد بديهی است كه چنين شخصی ميبايد قبل از شروع معاملات نخست سعی و كوشش در نكو ساختن خود نموده و پس از موفقيت در آن زمينه اقدام به ياد گيری شيوه معاملات سهام و ارز نمايد زيرا قوانين طبيعت همه گی بر پايه نظم و ترتيب استوار بوده و تا زمانيكه انسان بطور كامل در مسير حركت قوانين طبيعی قرار نگرفته نمی تواند اميد به پيروزی و موفقيت خود داشته باشد.
در مباحث گذ شته از تلقين ، تجسم ، تدريس ، ترجمه و هيپنوتيزم بعنوان روش های مؤثر در مورد حفظ و ضبط دستورات ذ هن هوشيار در ضمير نا خوداگاه و در نتيجه تا ثير آن در رفتار معا مله گران سهام يا د كرده بوديم و حال به بحث در باره دعا و نيايش كه يكی ديگر از روشهای مؤثر در همين رابطه ميباشد ميپردازيم
دعا و نيا يش در كليه اديان به پيروان توصيه گرديده و در صورتيكه با اعتقاد و خلوص نيت انجام پذيرد اجابت آن نويد داده شده است نحوه اجابت دعا از نقطه نظر دينی در حال حاضر موضوع بحث ما نيست ولی ميدانيم كه پاره ای از صا حبنظران معتقد ند انسان بوسيله تبادل امواج فكری با لقوه قادر است با برخی از امكا نا ت ساير عوالم تماس گرفته و در مورد پيشرفت خود در خواست كمك نمايد
ا ز لحاظ روانشناسی از آنجا كه شخص هنگام دعا ، خواستها و نيازهای خود را بوضوح مطرح ميسازد , دارای اهميت فوق العاده ای ميباشد ، زيرا وقتی اهداف بخوبی و صريحا بيان گردند ، نيل بمقصود آسانتر ميگردد هنگام دعا افكار انسان بر روی اهداف و مقاصد و انتظارات خود تمركز يافته و چون اين امر با اشتيا ق كامل و همراه با احساسات انجام مييابد ضمير نا خود آگاه آن را بسهولت پذ يرفته و شخص را در مورد نيل به اهداف خود راهنمآ ئی و بسيج مينمايد
دعا ترس و اضطراب و اندوه و فشا رهای روحی و ساير عواطف و هيجانات منفی را از بين بر ميدارد انسانی كه هر روزه بطور منظم دعا ميكند ميتواند يقين داشته باشد كه در نيل به اهداف خود كامياب خو ا هد گرديد و در واقع دعا راز آرامش و اقتدار و توانگری ميباشد
روانشناسان معتقد ند كه اشخاصی كه عادت به دعا كردن و شكر گذاری دارند خود را در مقابل صدمات روحی و امراض روانی پيوسته مصون نگاه ميدارند
بنا بر اين شكی نيست كه انجام دعا و نيايش در محيط های اجتماعی و درخارج از محيط بازار سهام بنفع معامله گران سهام نيز ميباشد و ميبايد در اين مورد از دعا در حق خود و ديگران استفاده و از در گاه خداوند استدعا نمود كه كوششهای معامله گران در مسير فرا گيری روشهای مطلوب و كسب روحيه مناسب با موفقيت و پيروزی همراه باشد
و اما در حين معاملات و در داخل محيط بازار دعا بنحو ديگری منافع معامله گران را تضمين مينمايد بدينمعنی كه به محض بروز خطر و پيدايش ضرر و احساس ايجاد اولين انگيزه و نياز بدعا نمودن معامله گر ميبايد آن احساس و انگيزه را بعنوان يك شاخص اجتناب ازادامه معامله تلقی نموده و بی درنگ سهام خود را مبادله نموده و از بازار خارج گردد و در صورت مساعد بودن شرايط بازار سرمايه نجات يافته خود را در جهت مقابل و يا در سهامی كه در حال پيشرفت ميباشند بكار اندازد و از اين بابت شكر گذار و دعا گو باشد.
انسان بعلت مرور افكار و بياد آوردن خا طرات گذ شته , از آنچه ميبايد ترجيحا مدام بخاطر داشته باشد غفلت ميورزد
بعنوان مثا ل هرروزه ، نود و پنج در صد از معامله گران سهام و ارز مبا لغی از سرمايه خود را از دست داده و با ندامت و پشيما ني دست بگريبا ن ميگرد ند
ولی اين موضوع بعلت وجود افكار د يگر معمو لا از مد نظر دور ميما ند
جهت مقابله با اين مشگل بهتر است فهرستي از اين قبيل موارد تهيه و قبل از شروع معا ملا ت فهرست مذ كور را مطالعه و مرور نمود زيرا ياد آوری اين نوع مطا لب فرد را مراقب و مواظب احوال و اوضاع محيط بازار نگا ه داشته و در نتيجه از انجام اقدامات مضر اجتناب ميورزد
ضمنا پيشنهاد ميگردد فهرست مواردی را كه مهمتر به نظر ميرسند ، بنحوی در مقابل خود قرار داد تا بتوان آن موارد را كرارا مشاهده و بموقع به ياد آورد.
يكی از موارد مهمی كه معامله گرا ن به منظور موفقيت ميبايد در حين معا مله پيوسته در مد نظر نگاه دارند اجتناب از زياده طلبي و يا طمع كاری ميباشد
طمع كاری در پاره ای از ا ديان بعنوان يكی از گناهان كبيره قلمداد گرديده و دراكثر جوامع رفتاري مذ موم به شمار ميرود. در محيط بازار سهام زياده طلبي ا گر گناه نباشد ، بدون شك يكي از اشتباهات بزرگ محسوب ميگردد
ا ز لحا ظ روانشناسی زياده طلبي و يا طمع كاری در اثر نداشتن اطمينان بخود و ترس از آ ينده و احساس عدم امنيت مالی و نداشتن اعتقادات درست بوجود ميايد . بعبارت د يگر اگر فرد بخود متكی و اميد وار بوده و ا ز خود اطمينان داشته باشد ، بخوبی ميداند كه جمع آ وری مال برای او در فرصتهای مناسب بعدی نيز ممكن و ميسر است و نيازی به مخاطره انداختن سرمايه جهت كسب در آمدهای بيش از حد نياز نبوده و ترس از عدم وجود امكانات مالی در آينده نيز ضرورتی ندارد
در صحنه معاملات سهام , زياده طلبي بر خلاف باور طمع كار , غالبا , با عث ضرر و زيان و در نتيجه ايجاد روحيه ای نامناسب جهت ادامه معاملات موفقيت آميز ميگردد طمع كار پيوسته در خيال خود بفكر جمع آ وری سود ببيشتر بوده و هيچگاه از فعاليتهای معا ملا تی خود حتی هنگام سود رسا نی احساس رضايت نمی نما يد زيرا هر قدر هم مبالغ سود زياد باشد بنظر او كافی نميرسد
غالبا طمع كار از برداشت سودی كه در معرض او قرار گرفته به اميد كسب سود بيشتر ا متناع ميورزد و در نتيجه در اولين بر گشت قيمت, آن سود را از دست داده و به اين نحو نه تنها با عدم نفع روبرو ميگردد بلكه مجبور به ترك معامله با تحمل ضرر ميشود روحيه شخص طمع كار پيوسته متزلزل و نا پايدار ميباشد و اگر به قناعت خو نگيرد در طول مدت با عث از بين رفتن كل سرمايه خود و ندامت و پشيمانی و ساير ناراحتی های روانی ميگردد
معمولا اكثر معا مله گران حد ي براي بهره برداری قائل نميگردند و از آنجا كه بازار سهام در واقع دارای حدی نميباشد , معامله گر هر قدر هم بهره مند شود چون ميداند كه امكان بهره برداری بالقوه نا محدود است امكان نا كافی بودن سود در مخيله او نزج گرفته و با عث ايجاد طمع ميگردد
شخص طمع كار هر قدر هم كه بدست آورد باز هم احساس كمبود نموده و حتی اگر با ضرر مواجه گردد به شكست نهائي خود معتقد نبوده و ميپندارد كه بزودی شرايط بنفع وی تغير خوا هد نمود
ا شخاص موفق در معاملات سهام هميشه تأ كيد مينمايند كه فقط بايد با سرمايه ای شروع به معاملات نمو د كه شخص قدرت و تحمل از د ست دادن آنرا از لحا ظ مالی و روانی داشته باشد بد ينمعنی كه ميبايد سرمايه ای را در اين راه بكار برد كه در زند گی شخص كم تاثير باشد در غير اين صورت نوسانات قيمت و تا ثيرات آن نوسانات در روحيه سرمايه گذار , ميتواند شخص را اشتباها به سود آوری بيشتر ترغيب نموده و در صورت ضرر اورا به بازگشت قيمت به مبلغ اوليه و بالاتراميدوار سا خته و به عللی كه در بحث های گذشته اشاره نموده بوديم باعث گمراهی و ايجاد ضرر گردد
معامله گران مجرب هنگام ترقی و يا تنزل قيمت از سود های كم كه مرتبا در دسترس آنان قرار ميگيرد استفاده كرده و در نتيجه در پايان معا ملات روزانه خود با روحيه ای مثبت و با سود قابل توجه و كافی و به اميد و به انتظار فردائی بهتر بازار را ترك مينما يند
ولی سؤالی كه در اين رابطه مطرح ميگردد اينست كه حد كافي كدام نقطه است و تحليلهای تكنيكی و بنيادي از يكطرف و و ضعيت اجتماعي و نياز ها و خواستهاي معامله گر از طرف ديگرتا چه اندازه ميتواند حد كفايت را تعين نمايد شايد جواب اين سؤال در ملاحظاتی از قبيل عقايد شخصی در باره ارزش مال، احتياجات زند گی ، احساس ا منيت ، وضع آينده و غيره نهفته باشد ولی بعلت تغيرات دائمی وضع محيط نمی توان در مورد اين سؤال جوابی روشن و قطعی و صريح ارائه نمود
در ادامه اين موضوع بزودی در باره توصيه های لازم در رابطه با اجتناب از طمع كاری بحث خوا هيم نمود.
در ادامه بحث در باره زياده طلبی تذ كر اين نكته ضروری است كه معا مله گر جهت نجات خود ميبايد سعی و كوشش در اجتناب از اين رفتار مذ موم و نا پسند نموده و تا حد امكان ضمن اصلاح خصوصيات اخلا قي خود ، روشها ی مناسبی را جهت مقابله با زياده طلبی جستجو و انتخاب نموده و مورد مطا لعه ، آزمايش و عمل قرار دهد تا بتواند ا ز ضرر و زيانها ی ناشيه و ناراحتی های روانی مربوطه جلو گيری نمايد
بطور كلی روشهای مناسبی كه توصيه ميگردد بقرار ذ يل ميباشد
١-- عادت به شكر گذ ا ری ٢-- عادت به قناعت ٣-- انظباط در اجرای قوا نينی كه معامله گر ميبايد خود وضع نمايد ٤-- پيروی از دستورات منتجه از تحليل های تكنيكي
در مورد هر يك از موارد بالا در فرصت های بعدی بحث خوا هيم نمود.
همانطور كه قبلا اشاره گرديد يكی از راه های اجتناب از زياده طلبی انجام شكر گذاری ميباشد ، بدينمعنی كه اگر انسان قدر هر آنچه را كه در دسترس اوست بداند و از نعماتی كه در معرض او قرار ميگيرد با رضايت كامل و اشتياق وافر استفاده و شكر گذاری نمايد طبعا نمی تواند زياده طلب گردد و در واقع ما نند نور كه تاريكی را از ميان بر ميدارد، شكر گذاري نيز زياده طلبی را در صحنه تفكر و عمل محو و نابود ميسا زد
ولی متاسفانه اين صفت پسنديده بطور طبيعی در طينت و سرشت انسان وجود ندارد و بنا بر اين ميبايد خود را به شكر گذاری بتدريج عادت داد
بمنظور كسب اين عادت پسنديده خوشبختانه مواهب زيادی در اطراف انسان جهت بر طرف كردن نياز ها و انجام خواستها وجود دارند كه ميتوان نسبت به آنها شكر گذار بود در حقيقت نود و پنج در صد امور زندگی انسان بر وفق مراد بوده و احتما لا فقط پنج در صد از امور نياز به بهتر شدن و اصلاح دارد ولی متاسفانه نود و پنج در صد افكار انسانهای منفی گرا معمولا متمركز درهمان پنج در صد كمبود ها ميگردد
بديهی است كه وقتی انسان به شكر گذاری عادت كرده باشد اين صفت خود بخود در كليه امور زند گی شخص از جمله فعاليتهای بازار سهام نيز جلوه گر گشته و باعث افزايش منافع ميگردد و در واقع اين تجلی انسان را در مسير اجرای فعاليتهای لازم جهت نيل به اهداف و رسيدن به آمال و آرزوها قرار ميدهد.
قناعت
بر خلاف زياده طلبی كه باعث نقصان و حتی نا بودی سرمايه و ضعف روحيه معامله گر ميگردد ، قناعت سبب ازدياد نعمت ، رضايت خاطر و موفقيت در امور ميشود و در واقع قناعت هميشه در جهت مخالف زياده طلبی حركت ميكند
قناعت بستگی به عادت دارد و ميتوان بتدريج به آن خو گرفت و از مواهب آن استفاده نمود
قناعت گر چون به كمتر ميسازد آن كمتر به مرور بيشتر ميشود. گفته اند " كمتر هميشه بيشتر است " و " قناعت مالی است كه تمامی ندارد "، بدينمعنی كه در نتيجه قناعت موفقيت ها مرتبا ، متواليا و پی در پي بوجود مي آ يند و هر قدر هم كوچك و بظاهر كم اهميت باشند بتدريج سبب ايجاد كاميابی های بزرگتر و در هر بار تكرار با دامنه اي وسيع تر و اهميتی بيشتر جلوه گر ميگردند
در حقيقت انسان وقتی بدور پيروزی افتاد ، پيروزی بعد از پيروزی بدست ميا يد
اغلب معامله گران موفق از سودهای با لنسبه كم استفاده ميكنند. آنها بخوبی درك و تجربه كرده اند كه سودهای بزرگ بندرت نصيب ميگردند و پيوسته با مخا طرات همراه ميبا شند ولی از سودهای كوچك كه در مجموع و در اثر تركيب تبديل به سودهای كلان ميگردند ميتوان آسا نتر و به كرات استفاده نمود
قا نو ن احتمالات نيز احتمال پديد آمدن سودهای با لنسبه كوچك را در مقايسه با سودهای بزرگ بيشتر ميداند
با انجام محاسبات دقيق ميتوان نشان داد كه در صورت وجود انظبا ط كامل و رعا يت اصول صحيح مديريت مالی و همچنين پيروی ازساير روشهائی كه قبلا بشر ح آن مبادرت شده , ميتوان با ده هزار دلار سرمايه گذاری در معا ملا ت ارزی و قناعت در كسب فقط ده دلار سود متوسط ( در هر قرار داد ده هزار دلاری ) در روز پس از گذشت بيست و هفت هفته ، مبلغی متجاوز از يك ميليون دلار برداشت نمود
توصيه ميگردد علاقمندان محاسبات مربو طه را بر پايه مبالغ سرمايه گذاری خود بدقت انجام و ار قا م حاصله را هدف قرار دهند
لزوم ايجاد قوانين
يكی ديگر از راه های جلو گيری از زيانهای نا شی از زياده طلبی پيروی از قوانينی است كه معامله گر ميبايد خود وضع نموده و با انظباط كامل از آن تبعيت نمايد زيرا در محيط بازار سهام و معاملات ارز برخلاف ساير محيط های ا جتماعي , در اصل هيچ قانوني كه بتواند حد ود فعاليت معامله گر را تعين نمايد وجود ندارد و در واقع ميتوان محيط بازار را به محلی كه مدام د ر حال بروز اتفا قا تی جديد و غير منتظره ميباشد تشبيه نمود. در چنين محيطی كه همه چيز مدام در حال تغير است و در آن امكانات نا محدود جهت بهره برداری و يا ضرر وجود دارد معامله گر ميتواند به آسانی دستخوش اتفا قا ت و حوادث گونا گون گرديده و صدمات روانی و مالي جبران نا پذيری را متحمل گرد د و به اين د ليل وجود حد و حصری در مورد فعاليتهای لازم ضروری بنظر ميرسد و چون محدوديت های لازم در اصل در بازار وجود ندارد معامله گر ميبايد خود حدودی را در نظر گرفته و از آن حدود تجاوز ننما يد
بعنوان مثال معامله گر ميبايد با توجه به وضع مالي و روانی خود و شرايط موجود , قيمتی را جهت خروج از بازار تعين نموده و در صورت رسيدن قيمت به آن حد بدون درنگ از بازار خارج گردد
اين قوانين را ميتوان هنگا م بدست آوردن اطلاعات مفيد د يگر و يا كسب تجارب منا سب, پس از مطالعات كافی تغير داد ولی تا آن زمان ميبايد از آنها با انضباط كامل پيروی و از تغيرات نا گها نی كه ممكن است درحين عمليات بفكر معامله گر خطور كند اجتناب ورزيد
بديهی است كه هميشه اجرای قوانين مربوطه نتايج مثبتی را ارائه نميدهد ولی بطور كلي و در طول مدت اجرای بموقع آن قوانين بدون شك بنفع معامله گر ميباشد.
در انتخاب قوانين خود ساخته مهمترين اصل اينستكه معامله گر از روشهائی پيروی نما يد تا در حين ياد گيري تمام سرمايه خود را از دست ندهد
در اين رابطه بهترين راه اينستكه شخص سعي نمايد كه در هر خريد و يا فروش بيش از يك تا پنج در صد كل سرمايه خود را نا بود نكرده و پيوسته در اين فكر باشد كه با خروج بمو قع از بازار از تحمل زيان بيشتر احتراز جويد
" وقتی جلوی ضرر را بگيريد ، منافع خود حاصل آيند "
در مورد موضوع بحث:
سه اصل كه تريدر موفق بايد هميشه در نظر داشته باشه:
۱- معامله گر بايد ضرر را قبول كند.
۲- معامله گر بايد عدم قطعيت در نتايج هر كدام از تريدهاش را قبول كند.
۳- معامله گر لازم است طبق اصول حساب احتمالات با بازار برخورد كند. يعني بر اساس ايده آل هاي مطلق و دقت ۱۰۰٪ تريد نكرده و احتمال هر واقعه اي را در ذهن داشته باشد.
دقت كنيد. يعني ممكن است شما يكبار واگرايي + روي MACD(مثال) داشته باشيد و تريد باز كنيد و موفق باشد و بار ديگر عين همان واقعه رخ بدهد و شما تريد باز كنيد و جواب ندهد و استاپ لاس بخوره. فهم و درك اين موضوع كمك بسيار زيادي ميكنه كه: هر لحظه در بازار يگانه است و اصولا هيچ دو لحظه اي در بازار يكي نيستند و لزوما قوانيني كه تحليل تكنيكال/فاندامنتال/روش هاي ديگر بر بازار جاري ميدانند هميشه به عمل نميرسد و بر اساس احتمالات ممكن است دو تريد با مشخصات تكنيكال مساوي به دو صورت مختلف عمل كنند.
براي تريدر واقعي هيچ پيشامدي در بازار غير منتظره نيست و هيچ چيزي(حتي بزرگترين حركات در جهت يا در خلاف جهت وي) او را غافلگير نميكند. وظيفه تريدر انطباق(adaptation) با شرايط فعلي بازار است.
و بعنوان آخرين حرف امروز: فقط بازار است كه حرف آخر و حرف درست را ميزند.
حتي جناب گن(ارادت) سوروس .... همه جمع شوند نميتوانند بگويند بازار نبايد اينطرف ميرفت. يا اين حركت اشتباه شد. .... بلكه تريدر موفق واقعيت هاي بازار را بهمان صورت كه هست( و نه تعبيري كه خود از آن دارد!) قبول كرده و بر اساس آن عمل مينمايد.
در ضمن من اكثر اين حرفها رو از جناب آقاي فرخ كه چند وقتيه كم پيدان ياد گرفتم و اعتراف ميكنم كه دارم درس پس ميدم
بر خلاف آنچه از قول كشيش Thomas Aqinas در تصوير ضميمه نقل گرديده ما از لحا ظ روانشنا سي ميدانيم آنكه اعتقادی ندارد دارای فكری باز و پذ يرا ميباشد و معتقد خود را از واقعيات بی نصيب نگا ه ميدارد و قبلا نيز در اين بخش در مورد پيش بينی بشرح ذ يل اظهار نظر كرده بوديم هر نوع پيش بيني نقطه شروع اعتقاد ميباشد و بطور كلی يكی از خصوصيات هر انسانی اينستكه فقتط در جسجوی مطالبی باشد كه بتواند باورهای او را تائيد نمايد و در عين حال اگر شواهد ی بر خلا ف اعتقادات و باورهای انسان ارائه و نمايان گردد، اين شواهد طبيعتا به نظر نيامده و رد ميگردند ، بدينمعنی كه در ساختمان اعتقاد نفی نيز نهفته است و اين نفی باعث از بين بردن و يا پوشاندن هر نوع احسا س و يا تفكری است كه مخالف با آن اعتقاد با شد در صورتيكه افراد از هر نوع پيش بينی صرفنظر نموده و توجه خود را معطوف به عملياتی كه ميبايد هنگام تغيرات قيمت در زمان حال انجام دهند بنمايند شا نس موفقيت آنان بمراتب افزايش خوا هد يافت.
براي به اجرا در آوردن افكارتان در صحنه زندگي ؛ آن افكار را بر روي لغات متجلي كنيد .
براي نزديك كردن مفهوم عبارات به حقيقت زندگي ؛ آنانرا به عمل بيازماييد .
براي نمود پيدا كردن اين اعمال در زندگيتان ؛ آنانرا جزء عادات خود قرار دهيد .
آنچه را كه عادات خود مي سازيد ؛ جزءي از وجودتان مي شود .
تصور كنيد صدها نفر در حال تاثير گرفتن از شما مي باشند .
اين عادات متعالي شده ، باعث ايجاد نوعي سكوي پرتاب مي شود .
اين عادات به شما قدرتي فوق العاده جهت تمركز بر اعمالتان مي بخشد كه اين خود با تكرار هرچه بيشتر ميسر مي شود .
پيشرفت تو در نتيجه صرف اراده و توجه به اين عادات حاصل مي شود .
يك عادت منفي و مخرب تو را آنچنان درگير كند كه گويي زنجيري آهنين بر پاي داري .
يك عادت مثبت و سازنده تو را به آنچنان سطحي برساند كه دستيافتن به آن از طرق ديگر آرزويي محال و بلند پروازانه بنظر رسد .
تلاش كن تا اعمال بايسته ات را براي خود بصورت عادت درآوري تا جزءي از وجودت گردند .
اين سختكوشي مضاعف است كه منجر به كاميابيت خواهد شد .
بهداشت
روح سالم در بدن سالم است
================
جهت موفقيت در معاملات سهام و ارز ميبايد دارای روحيه ای سالم و مناسب بود.
روحيه سالم هنگامی ايجاد ميشود كه ا نسان تندرست باشد.
از اين فرصت استفاده كرده و از علاقمندان دعوت ميشود تا آنچه در مورد بهداشت جسم و روان ميدانند در اين تاپيك مطرح سازند.
ا نسان طبيعتا بهر كاری بخواهد اقدام كند نخست خود را در عالم خيال در حال اقدام به آن كار می بيند و بهمين طرز هر مقصدی را در نظر داشته باشد نخست در عالم خيال خودرا در آن مقصد حاضر تصور ميكند و پس از آن در راه رسيدن به اهداف خود اقدامات لازم را معمول ميدارد
به تجربه ثا بت شده در صورتيكه انسان آنچه را كه آرزو دارد به كرات و دفعات در عالم خيال بوضوح تجسم نمايد و آنرا كا ملا با تمام و يا بر حسب مورد لا اقل با يكی از حواس پنجگانه خود احساس نموده و اطمينان كامل داشته باشد كه آنچه تصور نموده بوقوع خوا هد پيوست ميتواند بدون هيچ شك و ترديدی مطمئن باشد كه آن امر حادث ميگردد
دليل اين امر اينستكه ضمير نا خود آگاه وقا يع خيالی را در صورتيكه با جزئيات و با احساس تجسم گردند بعنوان وقا يع حقيقی پذ يرفته و تمام وجود انسان را جهت تحقق يافتن آن وقايع آماده و بسيج مينمايد
در حقيقت انسان تنها ميتواند آن باشد كه خود را آنچنان به بيند و تنها ميتواند به جائی برسد كه خود را در آنجا به بيند و تنها ميتواند به مقامی برسد كه خود را در آن مقام تصور نمايد
بهمين طرز در مورد معاملات سهام و ارز شخص ميبايد نخست موفقيت خود را با اطمينان كامل در صحنه خيال كرارا تصور و بوضوح تجسم نمايد كه بموقع وارد بازار شده و هنگام بروز خطر و ايجاد ضرر بفوريت و بلا درنگ و بی چون و چرا از بازار خارج گرديده و در صورت ارتقاء قيمت پس از بهره برداری كافی بموقع سهام خود را مبا د له می نمايد
بديهی است كه در تحقق يافتن اين امر در صورتيكه تجسم با جزئيات مربوطه و احساس همراه باشد ، ضمير نا خوداگاه و دستگاه عصبی انسان چاره اي جز پذ يرش و تجلی آن نخواهد داشت
جهت كسب اطلاعات بيشتر در مورد مطالب بالا مطالعه كتاب " روانشناسی خلاقيت " نوشته ماكسول مالتز ، ترجمه آقای مهدی قرچه دا غی و هم چنين ترجمه اخير دوست گرامی آقای شهرام بشرح ذ يل تو صيه ميگردد
"""""
مردان و زنان برای موفق بودن باید از همان ابتدا از " تصویر ذهنی" و " تمرین ذهنی" استفاده نمایند . برای مثال ، ناپلئون ، برای سالها پیش از آنکه وارد میدان نبرد گردد ، نظامی بودن را در ذهن خود تمرین می کرد . او بطور واضح و روشن خود را بصورت یک فرمانده نظامی تصور می کرد و نقشه هایی می کشید که نشان دهنده محل دقیق نبرد بود . او تمامی این کارها را با محاسبات دقیق ریاضی در ذهن خود انجام می داد . کورا هیلتون ، مالک هتل های زنجیره ای مشهور هیلتون ، چندین سال پیش از آنکه اولین هتل خود را خریداری کند ، خود را بصورت صاحب و گرداننده هتلهای متعدد تصور می کرد . آقای هیلتون می گوید که از خیلی پیش از آنکه مبدل به یک صاحب هتل موفق شود ، خود را اینگونه تصور می کرده است . یک مربی مشهور بسکتبال یکبار گفت : هیچ راهی برای قرار گرفتن توپ در سبد وجود ندارد مگر آنکه شما هنگام پرتاب توپ ، به روشنی در ذهنتان وارد شدن توپ رابه سبد ببینید . من می خواهم بگویم که این موارد دقیقا در باره معاملات نیز صادق است . اگر شما در ذهنتان نتوانید خود را یک معامله گر موفق ببینید ، هرگز یک معامله گر موفق نخواهید شد . موفق ترین معامله گران ، به مدت چندین سال خود را بعنوان یک معامله گر موفق دیده اند ( و در بسیاری از موارد ، این معامله گران از خیلی وقت پیشتر از آنکه موفق باشند ، خود را اینگونه تصور کرده اند ) یک مکانیزم اتوماتیک در درون همه ما وجود دارد . دکتر مالتز به آن " مکانیزم خودکار" می گوید و ار آن بعنوان یک ماشین اتوماتیک هدف یاب نام می برد که همواره به سمت هدف خود پیش می رود . ما همگی این مکانیزم را درون خود داریم و می توانیم از آن برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم . این مکانیزم خودکار بسیار شبیه یک موشک هدایت شونده عمل می کند . همانند آن موشک ، این مکانیزم نیز نیاز به برنامه مناسب جهت رسیدن به هدف دارد . این برنامه از تصویر ذهنی که ما به آن می دهیم استخراج می شود . اگر ما بطور دائم به این مکانیزم خودکار تصویری شفاف و روشن از اهداف خود بدهیم ، ضمیر نا خود آگاه ما بطور اتوماتیک تمامی اجزا مورد نیاز برای رسیدن به این اهداف را فراهم می کند . از طرف دیگر ، اگر ما همواره به چیزهایی که نمی خواهیم بیندیشیم ، مکانیزم خودکار درونی ، این تصاویر را بعنوان اهداف ما تلقی کرده و ما را به سمت همان چیزی که نمی خواهیم پیش می برد . این مکانیزم خودکار کاملا اتوماتیک عمل می کند . به سادگی تصاویری را که ما در ذهنمان ساخته ایم می گیرد و سعی می کند ما را به آنها برساند . او هیچگاه به این توجه نمی کند که آیا این تصاویر خواسته واقعی ماست یا نه . او فقط به آنچه در ذهن ما ساخته می شود عکس العمل نشان می دهد . برای مثال فرض کنید که ما نگران توانایی خود در ایراد سخنرانی در حضور یک جمع باشیم . چنانچه در ذهنمان تصویر روشنی از یک سخنرانی موفق داشته باشیم و در این تصویر ببینیم که تمامی اتفاقات در جهت هر چه بهتر انجام شدن این سخنرانی پیش می رود ، تمامی این تصورات به وقوع می پیوندد. اما چنانچه ما بطور دایم نگران تمسخر دیگران باشیم ، به طور ناخود آگاه تمامی کلمات را اشتباه ادا خواهیم کرد و در نتیجه جریان سخنرانی به بدترین وضع اجرا خواهد شد . مکانیزم خودکار ما دقیقا آنچه را که ما در ذهن خود مرور کرده ایم به مرحله اجرا می گذارد . این دقیقا نحوه عمل مکانیزم پیروزی و شکست در درون ماست ( ما در رابطه با مکانیزم پیروزی و شکست به زودی توضیح خواهیم داد ) بایستی به این موضوع توجه داشته باشید که تصویر ذهنی شما بایستی با تواناییهای شما همخوانی داشته باشد . برای مثال ، در معاملات ، اگر شما خود را در حال کسب چند صد دلار در روز یا در هفته تجسم کنید ، احتمالابه این هدف می رسید و این تصویر موفق در ذهن شما شفافتر و روشنتر خواهد شد . اما از طرف دیگر ، اگر خود را در حال کسب پنج هزار دلار در روز تصور کنید ، صرف نظر از اینکه این تصویر چقدر شفاف و روشن است ، به احتمال زیاد این امر محقق نخواهد شد . زیرا این هدف احتمالا با سطح تواناییهای شما همخوانی ندارد . شما می توانید هر طور که بخواهید آینده خود را به تصویر بکشید . موفق یا نا موفق. ابن موضوع کاملا تحت اختیار شماست . ولی اغلب اوقات ، مردم نمی خواهند این موضوع را تمرین کنند . آنها به تصورات خود اجازه می دهند که با تمرکز بر روی شکستهای گذشته ، پتانسیل موجود انها را از بین ببر ند .ما برگهای خاطرات زیادی را در ذهن خود بایگانی کرده ایم . اما به جای حفظ اوقات دل انگیز زندگی ، بعضی افراد فقط بر روی لحظات شکست و ناکامی تمرکز می کنند . کنترل ذهن بسیار ساده است . همه ما باید این موضوع را به خاطر بسپاریم که مغزمان نمی تواند میان تصورات و واقعیت تفاوتی قائل شود . مشروط بر اینکه این تصورات به اندازه کافی روشن و واضح باشد . یعنی اگر ما به روشنی و وضوح خود را در حال انجام عملی خاص ببینیم ، دقیقا مانند این است که آن عمل را در عالم واقع انجام داده ایم . تمرینات ذهنی به شما کمک میکند که در زندگی واقعی خود بهتر ایفای نقش کنید . شما تمرینات خاصی را در جهت بهتر معامله کردن خواهید آموخت . این تمرینات شفاهی اگر به اندازه کافی شفاف و روشن باشند ، اغلب مانند این است که در واقعیت اتفاق افتاده است . این تمرینات به شما کمک خواهند کرد که برای وضعیتهای مختلفی که در معاملات واقعی با آنها برخورد خواهید کرد ، آماده باشید . یک روانشناس قدرت تصویر ذهنی را بررسی کرده است . او دریافت که تمرینات ذهنی در هنگام پرتاب دارت به سمت هدف به دقت عمل پرتاب کننده افزوده است . ( لطفا به من ایراد نگیرید ، من نمی گویم که پرتاب دارت مانند معاملات در بازار است . من فقط می خواهم مثالی جهت روشن شدن تاثیر تصاویر ذهنی بزنم ). روانشناس مورد بحث صفحه هدف را جلو افراد گذاشت و از آنها خواست که تصور کنند که در حال پرتاب دارت به سمت هدف هستند . او این کار را چندین روز انجام داد و پس از ان از آنها تست عملی گرفت . او دریافت که تصاویر ذهنی ، دقت عمل آنها را در هدف گیری به طرز محسوسی بالا برده است . گلف بازها هم این تکنیک را بکار می برند . دفعه بعد که شما در حال تماشای مسابقات گلف هستید ، توجه کنید که حرفه ای ها چگونه به توپ ضربه می زنند . آنها پیش از آنکه به توپ ضربه بزنند ، در خیال خود حالتی که اتفاق خواهد افتاد را تصور می کنند . گلف باز بزرگ ، بن هوگان ، یکبار برای مجله تایم توضیح داد که چگونه پیش از ضربه زدن به توپ ، در ذهن خود به آن ضربه می زند . او ابتدا در ذهن خود یک ضربه دقیق به توپ می زند و سپس مسیر حرکت و فرود توپ را مجسم میکند . درست به همان شکل که او می خواهد . مثال بعدی می تواند مشت زنی به سایه باشد . بوکسورها مرتب این تکنیک رابرای پیشرفت عملکرد خود در رینگ استفاده می کنند . شما هم می توانید این تکنیک را جهت تقویت معاملات خود بکار ببرید . می توانید مشت زنی در سایه را در وضعیت های معاملاتی که با آنها مشکل دارید بکار ببرید . ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که آیا این واقعیت دارد کهمی توان با کنترل رفتار خود حوادث محیط را نیز به نفع خود تغییر داد ؟ البته مطمئنا ابن کار به سادگی این نیست که بگوییم " خوب ، من منبعد مسیر خود را موفقیت آمیز تصور می کنم " . مانند پیشرفت در هر کاری ، در اینجا نیز مراحلی وجود دارد که شما بایستی آموخته و بطور مستمر تمرین کنید . تصویری که از خود دارید همچنین مشخص می کند که آیا شما می توانید در معاملات هم موفق باشید یا نه . به عبارت دیگر ، اگر شما از خود تصویری روشن و واضح به عنوان یک معامله گر موفق داشته باشید ، شمانتیجه ای بیشتر از یک معامله گر موفق بدست خواهید آورد . شما بایستی یاد بگیرید که چگونه این تصویر را در ذهن خود بصورت شفاف و روشن ایجاد کنید . این تنها راه رسیدن به موفقیت است .
خواستن توانستن است
قواعد فني (تكنيك) و توانائی به تنهائی نميتو ا ند شما را به بلند ترين نقطه برساند
مهمترين علل ترقي و تعالی نيروی خواستن است
اين نيرو را با پول نميتوان خريد و ديگران نيز نميتوانند آنرا بشما اعطاء كنند
اين نيرو بايد از قلب شما بر خيزد
"من يك بازنده هستم , ولی امروز نخواهم باخت "
روزانه قبل از شروع به معامله جمله زير را چند بار تكرار كنيد "من يك بازنده هستم , ولی امروز نخواهم باخت "
Dr. A.Elder
تجربه ، يك گام به سوى حرفه اى شدن
حامد صمدى كارشناس بازار سرمايه و مقيم كاناداست. پيشتر از او مطلبى در مورد ليورمور، بورس باز معروف آمريكايى، در شرق به چاپ رسيد. مطلب حاضر توصيه هاى او براى سهامداران آماتور بورس تهران است كه مى خوانيد.هگل مى گويد: «تنها درسى كه از تاريخ مى توان گرفت اين است كه كسى از تاريخ درس نگرفت.» اگر مى خواهيد سهامدار موفقى باشيد بايد ثابت كنيد كه هگل اشتباه مى كرده است. براى موفق شدن در اين بيزينس بايد و بايد از تكرار اشتباهات گذشته جلوگيرى كرد والا مى شويد همانند ۹۰ درصد بازندگان بازار.چندى قبل در كتابى خواندم كه كندى (پدر رئيس جمهور جان اف كندى) يكى از سهامداران بزرگ وال استريت، روزى در خيابان به پسربچه واكسى برخورد مى كند كه از او مى خواهد كفشش را واكس بزند. در حين واكس زدن كفش كندى، پسربچه در مورد سهامى كه خريده و قطعاً بالا مى رود صحبت مى كند. كندى مى گويد: «ديدم وقتى حتى اين پسربچه واكسى هم سهام خريده و در مورد بازار نظر مى دهد، فهميدم كه بازار به نقطه اوج نزديك مى شود.» او با دقت تمام شروع به فروش سهامش مى كند و حدود دو ماه بعد كه افت شديد بازار فرامى رسد، اما كندى نقد بوده است.پس در ذهنتان مرور كنيد كه حدود ۱۵ ماه پيش نقل همه مجالس مردانه چه بود؟ بورس، سهام و سهم هايى كه همه خريدار داشتند. وقتى در يك بازار همه خريدار شوند و فروشنده اى نباشد بازار كم كم به اوج مى رسد و چون توانى براى صعود ندارد طبق اصل جاذبه سقوط مى كند و ديديد كه سقوط كرد. • تكرار اشتباه در تجارت بلاهت است فرانكلين مى گويد: «معناى بلاهت تكرار مداوم يك عمل و انتظار نتيجه اى متفاوت داشتن است.» يكى از شباهت هاى تريدر موفق و ناموفق اين است كه هر دو اشتباه مى كنند و يكى از تفاوت هاى اين دو اين است كه تريدر موفق اشتباهش را تكرار نمى كند اما تريدر ناموفق از اشتباه قبلى درس نگرفته و دوباره آن را تكرار مى كند. مى گويند در يك سينما دو نفر نشسته بودند و فيلم مى ديدند. قهرمان فيلم قرار بود از يك ساختمان بلند بپرد. دو نفر با هم شرط بسته بودند كه مى پرد يا نه. در انتهاى فيلم قهرمان فيلم از ساختمان نپريد. برنده شرط به دوستش گفت: «من از اين پول ها نمى خورم. من يك بار فيلم را ديده بودم مى دانستم نمى پرد.» دوستش پاسخ داد: «من ۷ بار فيلم را ديده بودم. گفتم شايد اين بار بپرد.» • حيوانات تريدر يك مثل هندى مى گويد: «اگر در حال مبارزه با يك ببر در حال شكست بودى، پيش از آن كه ببر دستت را بدرد طناب را به او بده، هميشه مى توانى يك طناب جديد بخرى.» از مثل بالا اهميت داشتن يك حد ضرر معقول برداشت مى شود. حد ضرر بايد آنقدرى باشد كه بعد از چند ضرر متوالى بازهم بتوانيد سرپا بايستيد. تشبيه بورس بازى در مورد اين كه بايد در تريد مارمولك بود هم خيلى جالب است. مارمولك در مواقع خطر با از دست دادن قسمت كوچكى از دمش (كه قابل بازسازى هم هست) خود را از خطر رها مى كند. مارمولك اگر سهامدار بود، مى توانست تريدر خوبى شود. چون هميشه با از دست دادن قسمت كوچكى از سرمايه اش اصل سرمايه را نجات مى دهد و بعد با تلاش آن را بازسازى مى كند. اما اگر قورباغه را در آب سرد بيندازى و زير آب را روشن كنيد، قورباغه با گرم شدن آب دائماً در بيرون جهيدن از ظرف آب در حال گرم شدن دست دست مى كند (حد ضرر خود را تغيير مى دهد) تا تمام سرمايه (جانش) را از دست مى دهد. در دنياى بورس ۱۰درصد تريدرها مارمولكند و ۹۰درصد قورباغه. • صبر ليورمور يكى از بزرگان بازار نيويورك بود. او معتقد بود: «فكر كردن سودآور نيست و صبر كردن سودآور است.» اين حرف معانى گوناگون و بزرگى در مورد روانشناسى دارد. وقتى شما تريدهاى بزرگترين تريدرهاى بازار (به ويژه سهام) را بررسى مى كنيد مى بينيد كه اكثراً سه چهار تريد موفق در سال دارند و همان تريدها است كه برايشان پولساز است. جورج سوروس مى گويد: «مهم نيست كه چند درصد تحليل هايتان درست است، مهم اين است كه سودتان بيشتر و بيشتر شود.» يك سهامدار حرفه اى مى گفت: «در تريد بحث درست يا غلط بودن مطرح نيست. بحث اين است كه تا چه زمانى در تريد درست يا غلط بمانيم.» منظور او اين است كه تقريباً همه تريدرهاى خوب بين ۶۰ - ۵۵ درصد مواقع درست تشخيص مى دهند. اما نترسيدن از ماندن با تريد سودده و مانع شدن از تبديل ضرر به ضرر بزرگ باعث سوددهى آنها مى شود. پس اگر دقت كنيد متوجه مى شويد كه همه تريدرهاى موفق به اين نكته اشاره دارند كه صبر يكى از مهمترين عوامل موفقيت در بازارهاى مالى است. بازهم ليورمور مى گويد: «هر تريدرى مثل هر انسانى دو حس ترس و اميد دارد. تريدر معمولى هنگام ضرر دادن اميد دارد كه فردا ديگر قيمت برمى گردد و هنگام سود دادن ترس دارد كه فردا سودش به زيان مبدل مى شود. اين حس را بايد عوض كرد. هنگام زيان دادن از ضرر بيشتر بترسيد و وقتى بازار در جهت پيش بينى شما حركت مى كند، به گرفتن سود بيشتر اميد داشته باشيد. بايد ياد بگيريد تا قيمت به قيمت تعيين شده نرسيده است، پوزيشن را نقد نكنيد. تنها در اين صورت است كه مى توانيد به حرفه اى شدن گام ديگرى نزديك شويد.»
نكو ساختن خود
*****************
از مهمترين اموری كه سرمايه گذاران بمنظور موفقيت در معاملات سهام ميبايد انجام دهند طرح برنامه معا ملا ت خود قبل از شروع معا مله ميباشد. اين طرح از جمله ميبا يد شا مل قيمت سهم هنگام ورود به بازار, مدت نگهداری سهم , نقطه توقف , و قيمت سهم هنگام خروج از بازار باشد بدينمعنی كه سرمايه گذ ار قبل از انجام معا مله با يد بداند كه بچه قيمتی و در چه شرايطی حاضر به تهيه سهام و ورود به بازار گرديده و در چه مدت سهام مورد نظر خود را نگاه داشته و در صورت تغير قيمت بر عليه او تا چه حد قادر به تحمل ما لی و روانی تغيرات منفی ميباشد وبا لا خره بچه قيمتی حاضر به مبادله سهام بنفع خود خواهد بود. و پس از تكميل طرح برنامه خود را تا پايان معامله بدون هيچ تغيری اجراء نما يد
متا سفانه اغلب سرمايه گذاران هيخ نوع برنامه ای را از قبل برای اجرای معاملات خود در نظر نميگيرند و در وا قع بدون برنامه و فقط تحت تا ثير ا حساسات و يا تبعيت از ديگران وارد بازار گرديده و بهمين منوا ل بازار را معمولا با ضرر ترك مينمايند از لحاظ روانشناسی دليل مهم اين عدم تمايل در باره طرح برنامه قبل از شروع معاملات اينستكه سرمايه گذار بعلت نداشتناطمينان بخود در اجرای امور مربوطه از قبول هر نوع مسؤوليتی اجتناب ميورزد زيرا در صورت طرح يك برنامه ميبايد خود را مسؤول عواقب و نتايج آن بداند و در صورت نداشتن برنامه ميتواند ديگران و يا مسا ئل ديگر را در مورد ا شتباهات خود مقصر شناخته و خود را از هر گونه درد و رنجی كه معمو لا در اثر بروز ناكاميها و شكست احساس ميگردد نجات بخشد و بدون شك در اين راه همانطور كه قبلا نيز اشاره شده بود سيستم دفاعيات روحی در مورد اغفال سرمايه گذار با او همراهی و كمك مينمايد در صورت موفقيت تصادفی در معاملا تی كه بدون برنامه انجام ميگردند سرمايه گذار ميتواند موفقيت خود را مرهون شانس و اقبال خود دانسته و يا آن را مربوط به تحقق يا فتن پاره ای از عقايد خرافاتی خود به پندارد
از معايب نداشتن برنامه اينستكه اگر سرمايه گذا ر در انجام معاملات خود موفق گردد علت موفقيت خودرا كه ميتواند راهنمائي برای فعاليت های آينده او باشد تشخيص نداده و در صورت شكست نيز علت را درك ننموده واز جلوگيری از تكراراشتباهات خود در آينده عاجز می ماند
افكار سرمايه گذار معمولا قبل از شروع معاملات آرام بوده و پس از شروع تا خاتمه معاملات با هيجانات روحی همراه است و باين علت ميبايد كه برنامه ريزی قبل از شروع معاملات و هنگاميكه افكار آرام ميباشند انجام گرفته و در حين معامله و در زمانيكه احساسات بر عقل غلبه مينمايند ميبايد از اجرای هر نوع تغيری در برنامه اجتناب ورزيد زيرا دستورات و فرامينی كه در حين معامله تحت فشارهای روحی و هيجانات روانی صادر ميگردد غالبا بمنظور بهداشت اعصاب و روان و بدون در نظر گرفتن منافع مالی بوده و بنا بر اين اجرای بدون تغير يك برنامه از قبل تدوين شده ميتواند از دخالت عوامل روانی و احساساتی كه سدی در مقابل ازدياد سرمايه محسوب ميگردند جلو گيری نموده و راه را بمنظور توفيق در امور مالی صاف و هموار نمايد و بدين جهت ميبايد در حين انجام معامله خودرا مطيع آنچه از قبل در نظر گرفته شده دانست و بدون هيچ دگر گونی و تغيری از آ ن تبعيت و پيروی نمود پس از خاتمه معامله ميبايد خلا صه ای از عمليات انجام شده تهيه شده و علل ايجاد سود و يا زيان بر رسی و مورد مطالعه قرار گيرد تا بتواند راه گشائی جهت فعاليتهای آينده سرمايه گذار باشد بطور كلی تعداد اشتبا هات عمده ای كه باعث ضرر و زيان ميگردند نسبتا محد ود ميباشند و اگر ضوا بط هر معامله نگهداری و مورد مطالعه قرار گيرد سرمايه گذار ميتواند آ ن اشتباهات را شناسائی و بوسيله روش های بخصوصی كه بعدا بشرح آ ن خواهيم پرداخت از تكرار آن بموقع جلوگيری بعمل آ ورد ولی قدم ا ول برای نيل به اين مقصود تهيه شرح انجام هر معامله بر پايه برنامه های از قبل تهيه شده معاملاتی و ضبط و نگهداری و مطالعه و بر رسی آ ن ميباشد به تجربه ثابت شده كه جمع آوری و مطالعه سوابق معاملاتی ميتواند كمك مؤثری در جهت موفقيت سرمايه گذار بوده و از هر نوع آموزشی سود مند تر باشد
نكو ساختن خود -----------------
در بحث های گذشته توصيه شده بود كه معامله گران در حين معامله از ترس و طمع و بی انضباطی و هيجان زده گی احتراز نموده و معاملات خود را با اجرای برنامه های از قبل تدوين شده
با آ رامی و بی تفاوتی و نظم كافی و رعايت مقررات و قوا نينی كه خود وضع نموده اند و يا از متدها و روشهای آزمايش شده ديگران فرا گرفته اند انجام دهند و در اين باره روشهای متعددی نيز قبلا ارائه گرديده بود
در اينجا لازم بتذ كر است كه رعايت و پيروی از ا ين پيشنهادات گرچه لازم ميباشد ولی جهت نيل به مقصود نهائي كافی نبوده و افرادی كه علاقمند به پيشرفت خود در امور معاملات سهام و يا خريد و فروش ارز ميباشند ميبايد سعی و كوشش نمايند كه نه تنها در انجام معاملت خود منظم و با لنسبه قانع و شجاع و آرام باشند بلكه ميبايد نخست اين صفات را در كليه سطوح و شوؤن زند گی خود تعميم داده و بطور كلی افكار و رفتار و اعمال آنها در مورد هر امری در شبانه روز تابع اين صفات پسنديده باشد و بديهی است كه در اينصورت اين افراد طبيعتا هنگام معاملات خود نيز كاری بر خلاف آن خصائص پسنديده انجام نخواهند داد و بطور خلاصه يك فرد با انضباط ميبايد در تمام امور خود با انضباط باشد تا بتواند معاملات خود را نيز با نظم و ترتيب خاص اجرا نمايد
بعبارت ديگر ميتوان گفت كه اگر فردی در خارج از محيط بازار و در اجتماع شخصی نا منظم ، طماع ، بيعار و لا ابالی ، بد بين ، بی توجه به قوانين و رسوم اجتماعی ، مبتلا به عدم تصميم گيری و ساير روحيات و خصوصيات نا پسند باشد نمی توان از او انتظار داشت كه علی الرغم سعی و كوشش و تلاش خود در حين معاملات موفق و پيروز باشد بديهی است كه چنين شخصی ميبايد قبل از شروع معاملات نخست سعی و كوشش در نكو ساختن خود نموده و پس از موفقيت در آن زمينه اقدام به ياد گيری شيوه معاملات سهام و ارز نمايد زيرا قوانين طبيعت همه گی بر پايه نظم و ترتيب استوار بوده و تا زمانيكه انسان بطور كامل در مسير حركت قوانين طبيعی قرار نگرفته نمی تواند اميد به پيروزی و موفقيت خود داشته باشد
| |
ترید با نظم
تجارت منظم برای بقای موفقیت حیاتی است.تجارت سودبخش به ترکیبی از مهارت و احتمال نیاز دارد.تریدر برنده استراتژیهای تجاری ثابت شده را بارها و بارها بکار میگیرد بطوریکه قانون میانگین ها از طریق تریدهای متوالی بر وفق مراد او کار میکند.مگر اینکه شما جوری ترید کنید که شانس موفقیت نداشته باشد. درست مثل ورزش هرچه بیشتر تلاش میکنید بیشتر موفق میشوید.جزء مهم انضباط پایداری و پشتکار است وقتی تریدری گاهی از یک رویکرد و زمانی دیگر از استراتژیِ دیگر استفاده میکند عملکرد او اتفاقی میشود.استفاده از یک استراتژی بطور مداوم ضروری است بطوریکه با پیروی از یک طرح تجاری مشخص روی تمام ترید ها پس از مجموعه ای از ترید سود کلی عاید شما شود.
اگر شما از یک طرح زمانی استفاده کنید و زمانی دیگر آنرا کنار بگذارید شما احتمالات را کنار زده اید تعداد زیادی از تریدر ها به طرح معاملاتیشان نمی چسبند چه چیز باعث میشود تا آنها نظم را کنار بگذارند؟ به دفعات تریدر ها نتیجه عدم پیروی از طرح تجاری شان را قراموش میکنند.آنها ممکن است ناگهان فرصتی برای کسب سود سریع را ببینند و محدودکردن ریسک را فراموش کنند یا در سناریو دیگر ممکن است در طرح تجاری شان تردید کنند و بخاطر ترس آنرا ترک نمایند. چطور میتوان شما را وادار کرد که به طرح تجاریتان بچسبید؟بارها ما فراموش میکنیم که به استراتژی معاملاتی خوب احتیاج داریم. راه ساده برای بخاطر آوردن آن نوشتن دلایل آن روی یک کارت و خواندن تکراری آن است.شما میتوانید بنویسید "اگر من طرحم را کنار بگذارم در دراز مدت بازنده ام" یا ترید هایی که در آنها طرحتان را بکنار گداشته اید و افسوس خورده اید را لیست نمایید.تصاویر آن ترید ها همراه با احساس پشیمانی, شما را به پیروی از طرحتان تشویق خواهد کرد.با گذاشتن نتایج ترک استراتژیتان در پیش رویتان شما به احتمال زیاد طرحتان را ول نخواهید کرد.
از دلایل دیگری که طرحهای معاملاتی بکنار گذاشته میشوند اینست که شفافیت لازم را ندارند با تعریف دقیق یک طرح از مقدار ریسک تا زمان ورود و خروج, پیروی از آن استراتژی برایتان ساده حواهد شد.
دلیل دیگر ترس است وقتی می بینید پولتان ممکن است از دست برود نمی توانید درست فکر کنید .هرچه قدر بیشتر سعی در فراموشی این مساله بنمایید نگرانی کمتری خواهید داشت.زمانهایی که شما از حرکات آشوبناک بازار بترسید درست نمی توانید فکر کنید.یک طرح تجاری با جزئیات, میتواند کمک کند تا شما در طوفان حرکات بازار آرام باقی بمانید.هرچه طرح ساده تر پیروی از آن راحت تر.مخصوصا وقتی هیجان زده و آشفته هستید و وقتی طرح ساده باشد شما با احتمال بیشتر به آن می چسبید. شما منظم خواهید بود و فکر و احساستان کنترل شده است.
تفاوت تریدر های برنده و بازنده توانایی برنده ها در کنترل خود در پاسخ به بازارهای آشوبناک و همیشه تغییر پذیر است.تجارت یک کسب جدی است.یک سرگرمی نیست. اما تعداد زیادی از تریدر ها با نهایت کوشش با آن قمار میکنند.انها طرح تجاریشان را کامل نمی کنند و اگر کامل کنند آنرا نیمه کاره رها می کنند.تریدر های برنده دارای طرح و برنامه هستند. آنها بدقت طرح تجاریشان را تکمیل میکنند,اجرا میکنند و به آن می چسبند. آگر شما نیز میخواهید تجارت سوددهی داشته باشید پس طرحی خوب تنظیم کنید و آنرا ول نکنید.
ريسك در معاملات
معامله كردن راحت است يا دشوار؟ از ديد ناظر بيروني ، اين كار راحت به نظر مي رسد . كافي است شما يك سهم را در نظر بگيريد . حدس بزنيد كه قيمت آن صعود خواهد كرد و يا نزول ، وارد معامله شده و صبر كنيد تا نتيجه را ببينيد . نكته ي كار در كجاست ؟ اگر به همين سادگي بود ، هركسي مي توانست با انجام آن ميليونر شود !
متاسفانه به اين راحتي هم نيست ، مخصوصاً در بازارهاي بدون روند و يا داراي محدوده ي نوسان زياد .
در يك بازار صعودي قوي ، معامله گران تازه كار با افتتاح يك حساب شروع به كار كرده و شاهد افزايش حباب گونه ي دارايي خود مي شوند اما چه بسا در كمتر از يك ماه جملاتي مانند "روزهاي خوب قديم" را از آنها مي شنويم !
حتي هنگامي كه همه شرايط نيز موافق بوده و قيمت ها در حال افزايش مي باشند نيز معامله كردن كار راحتي نيست . بايد روي آن معاملات كار كنيد ونهايتاً كسب سود از مجموع معاملات كار دشواري است .
معاملات موفق جزئي منابع مالي ، جزئي استراتژي كار و قسمتي نيز روانشناسي دارند . فرض كنيد شما يك استراتژي ساده براي معامله نياز داريد . سهام هايي را مي يابيد كه در اثر اخبار ضعيف اقتصادي بطور موقت دچار نزول قيمت شده اند اما در كل ، شواهد موجود حكايت ازافزايش قيمت آنها دارند . مي خواهيد سيستم معاملاتي خود را بر اساس اصل "پشيماني فروشندگان" بنا كنيد . اينگونه است كه شما پيش بيني مي كنيد فروشندگان در اثر ترس از اخبار ضعيف اقتصادي كه براي اين سهم ارائه شده اقدام به فروش نموده اند و زماني كه دريابند سهام مورد نظر هنوز خريداران خوبي دارد ، مجدداً اقدام به خريد خواهند كرد . اما يك استراتژي خوب ملزومات ديگري نيز دارد . شما بايد تصميم بگيريد كه چه ميزان از سرمايه خود را با اين استراتژي به معامله اختصاص دهيد .
در هر معامله مي توانيد 3-2% از سرمايه خود را ريسك كنيد اما تمام موارد مطابق با نقشه ي شما پيش نخواهد رفت . معامله داراي يك قسمت رياضيات نيز مي باشد . برخي از معاملات شما به سود خواهد نشست و برخي نيز با ضرر همراه خواهد بود . بايد تصميم بگيريد كه چند معامله مي خواهيد انجام داده و در هر معامله چه ميزان ريسك كنيد . تنها تعداد معاملات نيست كه بايد مد نظر قرار گيرد ، شما بايد به محدوده اي كه قيمت تمايل به نوسان در آن دارد نيز توجه كنيد .
حال فرض كنيد با 2% ريسك در هر معامله و در مجموع با 10 پوزيشن قصد كار با استراتژي " پشيماني فروشندگان" را داريد . اين كار 20% ريسك بوده و شما بايد از نظر رواني تحمل آنرا داشته باشيد . اگر 20% از دارايي خود را از دست بدهيد ، جبران آن دشوار خواهد بود . بسته به حد تحمل رواني شما ، 20% ريسك ممكن است زياد باشد .
اگر منابع مالي محدودي در اختيار داريد ، تحمل 20% ريسك كار دشواري خواهد بود . چنانچه تحليل و استراتژي شما منجر به سود نگردد ممكن است احساس درماندگي كنيد . از نقطه نظر روانشناسي ، ريسك كردن مي تواند باعث برانگيخته شدن حس اضطراب و نگراني در فرد گردد . يك تحليل و يا تصميم آني مي تواند باعث شود تا پوزيشن هايي را باز كرده و به نظاره بنشينيد . زماني كه با نگراني در انتظار خروج از يك پوزيشن هستيد ، به سختي مي توانيد فكر كرده و تصميم درست بگيريد . حال آنكه احساسات نيز بر شما غلبه كرده باشد .
اگر نتوانيد اين ريسك را تحمل كنيد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟! راه حل ساده و آشكار براي اين موضوع ، كم كردن ميزان ريسك است . مي توانيد به جاي آنكه 10 پوزيشن بگيريد ، 2 يا 3 مورد را كه احتمال سود دهي بيشتري دارند انتخاب نماييد . با اين كار سود شما به ميزان قبلي نخواهد بود اما مقدار ضرر نيز كاهش خواهد يافت . اگر در تحمل ميزان ريسك دچار مشكل شويد ، ممكن است آن قسمت از فكر شما كه درگير اين موضوع مي گردد باعث ايجاد خطا و كاهش دادن سودهايي كه مي توانسته حاصل كند نيز بشود . در نظر گرفتن ريسك هاي مالي و رواني بسيار مورد نياز است . اين كار در طولاني مدت چه دستاوردهايي خواهد داشت ؟
از سويي به نظر مي رسد كه اگر نخواهيد ريسك كنيد ، هرگز سودهاي آنچناني نيز نخواهيد كرد . شما مي بينيد كه معامله گران حرفه اي اقدام به معاملات بزرگ مي كنند و اين موضوع باعث ايجاد نگراني در آنها نمي گردد . در اين خصوص هركس بايد هدف خود را مشخص نمايد . تا زماني كه دلگرم شويد كه مي توانيد در بازار كسب سود كنيد ، بهتر است اقدام به بالا بردن مهارت خود كرده و قبل از كسب مهارت كافي اقدام به ريسك هاي بزرگ نكنيد . معامله گران حرفه اي داراي مهارت هايي شكل يافته و اعتماد بنفسي پولادين مي باشند . آنها اگر ضررهاي بزرگي كنند ، مي دانند كه در نهايت توانايي جبران آنرا دارند .
از سوي ديگر مي دانيد كه اگر هنوز به عنوان يك "معامله گر" به خود مطمئن نيستيد ، جبران سرمايه هاي از دست رفته غير ممكن است . مهم نيست كه چه ميزان در حذف اين احتمال تلاش مي كنيد ، اما در عمق فكر خود مي دانيد كه اين يك تهديد جدي بوده و ممكن است شكار آن شويد .
اهميت مديريت ريسك را دست كم نگيريد . فوايد مالي و رواني بسياري در محدود نمودن ريسك وجود دارد . يكي از واقعيت هاي دشوار در معامله آنست كه استراتژي كامل هرگز وجود خارجي ندارد . حتي قابل اطمينان ترين استراتژي ها نيز گاهي منجر به ضرر مي شوند . شرايط بازار مرتباً تغيير مي نمايد و به تبع آن استراتژي شما نيز بايد با آن هماهنگ گردد . اما نكته ي مهم اينجاست كه مشخص نيست چه زماني شرايط با سيستم شما هماهنگ و چه زماني در حال تغيير است . بهترين ابزار دفاعي شما براي مقابله با تغييرات بازار، محدود نمودن ميزان ريسك است . با محدود نمودن ريسك خواهيد توانست در بازار باقي مانده و مراحل تكامل و آموزش را طي كنيد تا در نهايت در زمره ي معامله گراني قرار گيريد كه سودهاي كلان از بازار دريافت مي كنند